شباهتهای ایران و کوبا ؟!
محافل رسانهای تلاش کردهاند تا نقاط اشتراکی میان ایران و کوبا به نمایش گذارند.
ـ فارین پالیسی آورده، ۱۸ ماه چکشکاری درباره ابتکار از سرگیری روابط با کوبا بهطور مخفیانه دنبال شده است. ظاهراً با همکاریهای اینجا و آنجای کاناداییها و البته پاپ فرانسیس همانند تجربهای که قبلاً با تهران هم داشتیم. برنامه اقدام مشترک در واقع نتیجه مذاکرات پر سر و صدای 1+5 نبود، بلکه بیشتر نتیجه دیپلماسی بیسروصدا بود. اگر یک شانسی برای برقراری رابطه با تهران هم وجود داشته باشد به همین منوال است.
ـ سابقه انقلابی ایران و کوبا که دو کشور را به دشمنان آمریکا مبدل ساخته است.
ـ مسئله تحریمها که علیه دو کشور اعمال شده است.
ـ نقش منطقهای ایران و کوبا که تفکر ضدآمریکایی را در منطقه آمریکای لاتین و غرب آسیا گسترش داده است.
ـ عدم توان آمریکا برای ایجاد اجماع جهانی علیه دو کشور که تهدید هژمونی آمریکایی است.
ـ گره خوردن منافع آمریکا در آمریکای لاتین به روابط با کوبا و نزدیکی به ایران در غرب آسیا
ـ مطالبه مردم آمریکا برای پایان تخاصم با این کشورها بهویژه در اوضاعی که اقتصاد آمریکا به شدت نیازمند فضای آرامش بیرونی و بهرهگیری از ظرفیت سایر کشورها است.
ـ طرح اوباما برای جاودانه شدن در تاریخ آمریکا با انجام کارهایی که رؤسایجمهور پیشین صورت ندادهاند از جمله ذوب یخها با کشورهای انقلابی همچون ایران و کوبا.
تفاوتهای ایران و کوبا
در باب تفاوتهای میان ایران و کوبا مؤلفههای بسیاری را میتوان یافت.
ـ حوزه تقابلی میان کوبا و آمریکا بسیار محدود است از جمله موارد برجسته آن، مسئله «تحریم کوبا»، «الیان گونزالس» و دیگری «پنج کوبایی زندانی» که هر سه در مواجهه با دولت ایالات متحده بوده است.
حال آنکه دامنه تقابل ایران و آمریکا ابعاد بسیار گستردهای در قالب نوع رفتارهای تاریخی آمریکا در قبال ملت ایران در پیش و پس از انقلاب اسلامی را شامل میشود که بارزترین آن کوددای 28 مرداد، حمایت از رژیم پهلوی علیه ملت ایران، هشت سال جنگ تحمیلی، ترور مسئولان و مقامات ایرانی در اوایل دهه شصت برای نابودسازی انقلاب مردم ایران، ترور دانشمندان هستهای و مانعتراشی بر سر حقوق هستهای ملت ایران، تحریم، اقدامات گسترده برای اجرای کودتاهای رنگی، اقدام علیه ایران در صحنه جهانی با ادعای حقوق بشر و تروریسم، حمایت آشکار از دشمنان ملت ایران از جمله گروهک تروریستی منافقین، جندالشیطان و صدها توطئه و جنایت دیگر که در ذهن ملت ایران هرگز فراموش نخواهد شد.
ـ نکته مهم دیگر آنکه کوبا از دهه 1960 تاکنون دورانی را با گذران زندگی روزمره طی کرده است و عملاً نقشی خنثی داشته است حال آنکه ملت ایران در طول بیش از سه دهه هرگز ساکن نبوداند و در جهت مبارزه عملی با تحریمها و تهدیدات آمریکا گام برداشتهاند. فرزندان این ملت در نیروهای مسلح توان موشکی و دفاعی ایران را در حوزههای هوایی، دریایی، زمینی، موشکی و پدافندی به مراتب عالی جهانی رساندهاند که نتیجه آن عدم توان آمریکا برای حمله به ایران بوده است. اگر آمریکا اقدامی علیه کوبا نداشته به دلیل حمایت روسیه از آن بوده حال آنکه در قبال ایران این توان بومی ایران بوده که زمینهساز عقبنشینی آمریکا شده است.
در حوزه علمی نیز فرزندان ملت ایران دستاوردهای عظیمی داشتهاند که دستاوردهای حوزه نانو، پرتاب ماهواره و موشک به فضا و دستیابی به غنیسازی 20 درصد در اوج تهدیدات و تحریمها نمودی از این دستاوردها است. ایران در عرصه خودکفایی و پیشرفت، الگویی برای جهان است و کوبا هرگز در چنین مسیری نبوده است. این یک حقیقت انکارناپذیر است که آمریکا نابودی تمام این دستاوردها را از اهداف خود میداند چرا که هر کدام از آنها تحقیری بر پیشانی آمریکا و خط سیری برای جهانی شدن الگوی ایران است حال آنکه کوبا عملاً فاقد این مؤلفهها است و حقارتهای چندانی به آمریکا تحمیل نکرده است. تقابل آمریکا و کوبا در حوزه سیاسی بوده است حال آنکه در خلال سالهای گذشته هیئتهای مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آمریکایی به کوبا سفر و با مقامات عالی این کشور ملاقات کردهاند. اتفاقاً بسیاری از این ملاقاتها به دعوت و میزبانی دولت کوبا صورت گرفته است. انقطاع کنونی در روابط دو کشور، محصول خواست دولتمردان آمریکا طی پنج دهه گذشته بوده است. به همین ترتیب، رویکرد از سرگیری روابط، حاصل تصمیم جدید دولت آمریکاست و نه تحولی جدید در کوبا.
ـ آمریکا هر چند کوبا را تهدیدی برای خود میداند، اما وابستگی کوبا به روسیه برای آمریکا یک نقطه اطمینان بوده چرا که ماهیت انقلابی این کشور را کمرنگ میسازد بهویژه اینکه نظام کمونیستی در جهان منسوخ شده و کوبا عملاً تهدیدی سوخته برای آمریکا است، حال آنکه ملت ایران با شعار نه شرقی و نه غربی که نشانگر استقلال و آزادی واقعی ملت ایران است، الگویی جهانی ایجاد کرده که دامنه آن حتی به آمریکای لاتین نیز رسیده است. جالب توجه آن است که اکنون مردم و دولتهای آمریکای لاتین از کوبا به عنوان یک انقلابی یاد میکنند، اما از ایران به عنوان الگویی برای رسیدن به آرمانهای آزادیخواهانه و استقلالطلبانه. به اذعان 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا جنگ آمریکا در آمریکای لاتین با ایران است و نه با کوبا. پویایی و بالندگی اندیشههای اسلامی که اکنون جایگاهی مهم در صحنه جهانی یافته، آن چنانکه نظام سلطه به هر ابزاری حتی ایجاد و گسترش تروریسم برای ضربه زدن به آن روی آورده را باید به این مؤلفهها افزود.
ـ بررسی جایگاه منطقهای ایران و کوبا نشان میدهد که کوبا هرچند در آمریکای لاتین احترام دارد، اما پیشگام مبارزه نیست و اکنون نام ونزوئلا و بولیوی است که بر سر زبانها است. به عبارتی در حوزه مبارزه با نظام سلطه کوبا عملاً دشمنی سوخته و کماثر برای آمریکا است حال آنکه جمهوری اسلامی ایران خط مقدم تحولات غرب آسیا است بهگونهای که جهانیان اذعان دارند بدون حضور ایران هیچ تحولی در منطقه روی نخواهد داد. تحولات عراق، سوریه، لبنان و فلسطین خود گواهی بر این نقشآفرینی است که جایگاهی بیبدیل برای ایران ایجاد کرده است.
ـ نکته بسیار مهم آنکه در باب رفتار آمریکا در قبال کوبا دیدگاهی واحد میان دولت و کنگره آمریکا در قبال کوبا وجود دارد و آن اینکه سیاستهای آمریکا در سراسر آمریکای لاتین شکست خورده است و آمریکا باید با تغییر رفتار و رویکرد به کشورهایی که تهدید چندانی برای آمریکا نیستند به مقابله با تهدیدات بزرگتر یعنی ونزوئلا، بولیوی، اکوادور و... بپردازد. آنها رویکرد به کوبا براي تأثیر بر منطقه را امری ضروری دانستهاند حال آنکه دولت و کنگره آمریکا رسماً ایران را بزرگترین تهدید خود در منطقه دانستهاند که حذف آن امری ضروری عنوان شده است. هر چند اوباما ادعای رویکرد تعاملی با ایران را دارد، اما در عمل، هیچ اقدامی صورت نداده و رفتارش با کنگره تفاوتی ندارد.
آمریکا به دنبال چیست؟
با توجه به آنچه در باب شباهتها و تفاوتهاي ایران و کوبا ذکر شد به صراحت میتوان دریافت که هیچ تناسبی میان دو کشور و نوع نگاه آمریکا به آنها وجود ندارد و عملاً تهران ـ هاوانا در یک خط همسان و موازی قرار ندارند. اگر بخواهیم در یک نوار طولی دو کشور را مورد سنجش قرار دهیم کوبا در نقطه 10 است و ایران در نقطه 100 است و این دو هرگز در یک معادله قرار نمیگیرند.
ابهام در رفتار آمریکا زمانی بیشتر آشکار میشود که اوباما در باب ناکامیتحریمها در قبال کوبا و عدم کنار نهادن سیاست تحریم در دکترین سیاست خارجی آمریکا میگوید: تحریم کوبا از جنس دیگری است و با تحریمهای ونزوئلا و روسیه و سایر کشورها متفاوت است تحریم سایر کشورها لغو نمیشود، بلکه افزایش مییابد.
با توجه به این تفاوتهای ایران و کوبا در معادلات امریکایی و اصرار اوباما بر کارآمدی مؤلفه تحریم علیه سایر کشورها از جمله ایران، این سوال مطرح است که هدف احتمالی امریکا از رویکرد به کوبا در قبال ایران چیست؟ آیا آمریکا سعی در شبیهسازی غیرمستقیم الگوی کوبا برای ایران را دارد، چنانکه رسانههای غربی و عربی نیز فضایی قابلتأمل در این عرصه به راه انداخته و احتمال تکرار سناریوی کوبا در قبال ایران را مطرح میسازند؟
پیش از پاسخ به این پرسش باید به این جمله مقامات آمریکایی اشاره داشت که میگویند: سیاست آمریکا در قبال ایران بر اساس اصل همه یا هیچ تعریف شده است. مفهوم این عبارت آن است که آمریکا تا زمانی که تمام مؤلفههای درونی و بیرونی ایران را که زمینهساز ایستادگی آن در برابر نظام سلطه و نیز تحققبخش جایگاه منطقهای و جهانی آن شده است، حذف نکند با ایران به توافق نخواهد رسید. این سیاست آمریکایی زمانی آشکارتر میشود که آمریکاییها هنگام توافق ژنو توافق بر سر مسائل هستهای را مطرح میکردند و دامنه همه یا هیچ آنها در حوزه هستهای بود، اما به مرور سطح مطالبات خود را به مسائلی همچون حقوق بشر، حذف مؤلفههای منطقهای ایران با محوریت جبهه مقاومت و سازش ایران با دشمن اول منطقه یعنی رژیم صهیونیستی و در نهایت انزوای جهانی ایران گسترش دادند. به اذعان خود مقامات آمریکایی از دلایل ایجاد داعش در منطقه نابودسازی دستاوردها و بازوهای قدرت منطقهای ایران بوده تا ایران را به کشوری منزوی و حاشیهنشین مبدل سازند.
با تکیه براین حقایق احتمالات رفتاری آمریکا در الگوسازی از مسئله کوبا را در چند محور میتوان دستهبندی کرد.
ـ القای تصور توان اوباما برای گرفتن تصمیم سخت در صورتی که ایران در مذاکرات هستهای به خواستههای آمریکا تن دهد و توافق نهایی حاصل شود. اوباما ادعا دارد که توان مقابله با کنگره و برداشتن یکباره موانع توافق را دارد تا با این ادعا ایران را به عقبنشینی از خطوط قرمز خود در مذاکرات تحریک کند. این طراحی در حالی صورت میگیرد که چنانکه در قبل ذکر شد، آمریکا در قبال کوبا هیچ مشکلی با کنگره نداشته چنانکه حتی جمهوریخواهان نیز بر شکست تحریم کوبا اذعان و اقدام اوباما برای روابط با کوبا را اقدامی برای منافع ملی آمریکا عنوان کردند.
ـ برهم زدن یکپارچگی ملی ملت ایران و تقسیم کشور به دو قطب موافق و مخالف روابط با آمریکا با القای تصور پشیمانی آمریکا از گذشته و روی آوردن به تعامل با جهان. اوباما میخواهد خود را آخرین فرصت ایران برای توافق با آمریکا معرفی کند و چنان وانمود کند که با رفتن وی دیگر فرصتی به دست نخواهد آمد حال آنکه کارنامه شش سال ریاست جمهوری اوباما نشان میدهد که سیاست وی در قبال ایران هیچ تفاوتی با رؤسایجمهور قبلی آمریکا نداشته و صرفاً در تاکتیک تفاوت داشته و نه در راهبرد و پایان دادن به خصومت با ملت ایران و نظام اسلامی.
ـ اجرای پروژه مقصر جلوه دادن ایران در ناکامی مذاکرات برای اعمال فشار جهانی بر ایران برای پذیرش زیادهخواهی آمریکا در مذاکرات.
ـ تخریب چهره آمریکای لاتین در میان ملت ایران با القای تصور دور شدن متحد انقلابی ایران از ایران و رفتن به سمت آمریکا. واشنگتن با برجستهسازی مسئله کاهش بهای نفت و افزایش فشارها بر روسیه، چنان القا میسازد که کوبای انقلابی نیز متمایل به سمت معادلات جدید با محوریت آمریکا است. پس ایران نیز باید این مسیر را طی کند.
این ادعا در حالی مطرح میشود که اولاً اوضاع اقتصادی و جهانی ایران و کوبا کاملاً متفاوت است و منابعی که در اختیار ایران قرار دارد هرگز کوبا از آنها برخوردار نیست. پس ادعای وضعیت سخت از سوی آمریکا صرفاً یک جنگ روانی است. ثانیاً روابط ایران و کوبا همواره روابطی یکسان بوده که بیشتر جنبه سیاسی داشته نه اقتصادی، چنانکه ایران با اکثر کشورهای آمریکای لاتین روابط گستردهای فراتر از روابط با کوبا دارد. نکته مهم آنکه هر چند در قالب سابقه تاریخی کوبا دارای قدمت انقلابی بالایی است، ولی کشورهای انقلابی کنونی در آمریکای لاتین کشورهایی مانند ونزوئلا، بولیوی و اکوادور هستند که در خط مقدم مقابله با آمریکا قرار دارند پس ادعای چرخش انقلابیترین کشور آمریکای لاتین به سمت آمریکا صرفاً یک بلوف تبلیغاتی برای ایجاد فضای تردید در میان ملت و مسئولان جمهوری اسلامی ایران است.
ـ تبدیل ارزشها به ضد ارزش در نزد ملت ایران هدف دیگر آمریکا است. آنچه محافل رسانهای و سیاسی آمریکایی مطرح میسازند آن است که کوبا با کنار نهادن روحیه انقلابی و آرمانی و پذیرش خواستههای آمریکا توانسته آمریکا را به روابط با این کشور سوق دهد. آمریکاییها با این تبلیغات سعی دارند تا نگاه آرمانی و مقاومتی و حتی اسلامی ملت ایران را زمینهساز انزوای جهانی آنها معرفی کنند و بهگمان خود کنار نهادن تمام ارزشها را راهکار خروج از این وضعیت نشان دهند. به عبارتی، آمریکا به دنبال تهی کردن ملت ایران و نظام اسلامی از تمام مؤلفههایی است که استقلال و آزادی و جایگاه ویژه منطقهای و جهانی ایران را رقم زده است. این امر از حذف دستاوردهای هستهای گرفته تا توان دفاعی و علمی و جایگاه منطقهای و هر آنچه را که مغایر با منافع آمریکا است، شامل میشود. شاید بتوان گفت که رفتارهای برخی افراد در داخل ایران که در سخنرانیهای خود اهمیت و ماهیت دستاوردهای هستهای و علمی کشور را زیر سوال برده و حذف آن را امری جایز مینامند در ایجاد این توهم در مقامات آمریکایی مبنی بر تأثیرگذار بودن سیاست تفرقهاندازی در وحدت ملی ایرانیان در حوزه ارزشها با الگوی کوبا تأثیرگذار بوده است، در حالی که واکنش ملت ایران به اظهارات چنین افرادی منفی بوده و خواستار برخورد دولت و دستگاه قضایی با آنها شدهاند که شکست زودهنگام پروژه شکافاندازی در وحدت ایرانیان را نشان میدهد.
ـ الگوسازی از کوبا با محور فراموش کردن رفتارهای گذشته آمریکا و چشم داشتن به آینده. آمریکا چنان القا میسازد که گذشته را باید فراموش کرد و صرفاً به فردا نگاه کرد حال آنکه سابقه رفتاری آمریکا در قبال کوبا با اقدامات آن در قبال ایران کاملاً متفاوت است. در قبال کوبا جنگ آمریکا بیشتر با نظام این کشور بوده، حال آنکه در قبال ایران جنگ آمریکا با نظام و ملت ایران بوده است و در سابقه تاریخی ملت ایران صدها مورد از جنایات و خیانتهای آمریکا ثبت شده است.
راهی که اوباما باید برود
با توجه به آنچه در باب تفاوتهای ایران و کوبا ذکر شد و سناریوهای احتمالی آمریکا از الگوسازی کوبا ذکر شد یک نتیجه منطقی و آشکار مسلم میشود، اینکه آمریکا سعی دارد تا ضمن پنهانسازی نیازهای گسترده خود از روابط با کوبا از آن به عنوان مؤلفهای برای رسیدن به اهداف خود مبنی بر تسلیمسازی ایران در برابر زیادهخواهی هستهای و حتی موشکی و منطقهای استفاده کند. آمریکا با پرداخت هزینههای نزدیکی به کوبا با محوریت اذعان به شکست تحریمها علیه این کشور به دنبال رسیدن به اهداف خود علیه ایران بدون پرداخت هیچ هزینهای به ایران است. امتیازات داده شده به کوبا مسلماً تأثیری بر ایران نخواهد داشت چرا که جنس مطالبات ایران با کوبا کاملاً متفاوت است. مطالبه کوبا در حد اقتصادی و روابط سیاسی است حال آنکه جنس مطالبات ملت ایران کاملاً متفاوت با آن است. پرداخت تمام غرامتها و خسارتهای وارده به ایران از جنگ جهانی دوم و کودتای 28 مرداد تا زمان حاضر، پایان خصومت با حقوق هستهای ایران، عذرخواهی رسمی آمریکا از ملت ایران و نظام اسلامی بهدلیل جنایتها و تهدیدات اعمال شده علیه ایران، لغو تمام تحریمها و پرداخت خسارتهای 12 سال دروغپردازی علیه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، پذیرش جایگاه منطقهای و جهانی ایران و پایان دادن به پروژه ایرانهراسی و تحریک منطقه علیه ایران، پایان دادن به حمایتها از رژیم جنایتکار صهیونیستی که برای ضربه زدن به ایران از هیچ اقدامی فروگذار نیست، تعهد عملی مبنی بر عدم اقدام علیه امنیت ملی و نظام اسلامی برآمده از انقلاب سال 1357 ملت ایران و... تنها بخشی از مطالبات ملت ایران است که آمریکا باید به عهده بگیرد.
اوباما اگر واقعاً به دنبال تعامل با ایران است به جای الگوسازی از مهرهای حاشیهای مانند کوبا باید مستقیماً به برآوردن مطالبات ذکر شده اقدام کند تا گامی ابتدایی برای اعتمادسازی برداشته باشد چرا که در غیر این صورت، وی نیز مانند رؤسایجمهور پیشین آمریکا رؤیای تسلیمسازی ایران را باید به فراموشی بسپارد چرا که ایرانیان هرگز خطوط قرمز خود را رها نمیکنند و پیشینه تاریخی آنها هرگز جنایات آمریکا علیه این ملت و سرزمین را فراموش نمیکند و تسلیم وعدههای توخالی افرادی مانند اوباما نمیشوند.
نکته بسیار مهم آنکه رفتار آمریکا نشان میدهد دولت آمریکا به این واقعیت پی برده است که سیاست قطع رابطه با کوبا طی نیم قرن گذشته به حد کافی مؤثر نبوده است. بدین معنا که نه حاکمان جزیره به قدر کافی خنثی رفتار کردهاند و نه آن میزان که آمریکاییها انتظار دارند در مسیر خواستهای آنها. از این رو با اعتراف به ناکارآمدی این سیاست، تصمیم به تغییر آن گرفتهاند. این تغییر با اهداف مشخص صورت میگیرد: برنامهریزی و بهکارگیری سیاستی مؤثرتر برای نیل به اهداف سابق. رسیدن به اهداف قدیمی در قالبی جدید، هدف اصلی آمریکا از رویکرد به کوبا است که همان سلطه بر این کشور است و این اصلی است که در تمام محاسبات در رفتار آمریکا در قبال ایران نیز باید مورد توجه قرار گیرد.