چین که سیاستهای فزاینده خود در راه توسعه و تبدیل شدن به قدرت جهانی را تشدید نموده، اکنون با برخی بحران های داخلی و منطقه ای نظیر بحران تبت مواجه شده است.
در کنار برخی چالشهای داخلی و جهانی، اکنون مسئله اساسی برای این کشور تحولات تبت به عنوان بخشی تجزیه طلب می باشد که استمرار تحولات آن تاثیرات نامطلوبی بر سایر ایالتها و تمامیت ارضی چین خواهد داشت. بحران تبت زمانی آغاز گردید که راهبان بودایی تبت به رهبری «دالایی لاما» خواستارآزادی های بیشتر و نوعی خودمختاری گسترده گردیدند. در چنین شرایطی که پکن در کنار دهلی نو که استقلال طلبی تبت را به منزله تجزیه کل کشورهایشان می دانند سیاست قاطعی در برابر آن اتخاذ کردند که به درگیری و بحران در تبت منجر شد. هرچند که ساکنان تبت بر این ادعایند که این تحرکات ، خودجوش و بدون پشتوانه خارجی است ، اما چنانکه اسناد و گزارش های مقامات چینی افشا ساخته، بخش اصلی این تحرکات برگرفته از سیاستهای غرب برای تقابل با پکن می باشد که اهدافی کلان و گسترده را پی گیری می کنند. شاید بتوان ریشه اصلی این تحولات را از زمان رویکرد غربی ها به حمایت از «دالایی لاما» رهبر بودائیان تبت مشاهده نمود. اقدام کاخ سفید به دعوت از «دالایی لاما» و اعطای نشان افتخار به وی درکنگره آمریکا، رایزنی های «دالایی لاما» در آلمان و برخی کشورهای اروپایی به رغم مخالفتهای شدید چین، بیانگر رویکرد سیاسی و جهت دار غرب به مسائل تبت می باشد. سیر تحولات منطقه ای و جهانی بویژه سیاستهای اقتصادی پکن در شرایطی که دنیا با رکورد اقتصادی مواجه است، توسعه نفوذ نرم پکن در اقصی نقاط جهان به ویژه در مناطق استراتژیک خاورمیانه، آفریقا، آمریکای لاتین که روزی منطقه نفوذ غرب قلمداد می گردید، وحشت غرب از درآمدهای کلان المپیک برای چین که تاثیر بسیاری بر آینده اقتصادی آن دارد، نگاه متفاوت پکن با غرب در پرونده های جهانی نظیر فعالیت های هسته ای ایران و کره شمالی و ... نارضایتی شدید اروپا و آمریکا از چین را به همراه داشته است. این کشورها برآنند تا در شرایط کنونی با نام پرونده حقوق بشر، اجرای برخی اهداف تجزیه طلبانه در ایالتهای چین و حمایت از تایوان به نوعی تقابل با پکن را اجرایی نمایند و در لوای آن به اهداف خود دست یابند. نکته قابل توجه آنکه، بحران تبت زمانی تشدید شد که استراتژی کنگره آمریکا مقابله با توسعه چین و روسیه اعلام گردید. استراتژی که در لوای آن بحران آفرینی در این کشورها و تجزیه احتمالی آنها مورد ارزیابی قرارگرفت. تقارن استقلال یک جانبه کوزوو و تاکید اروپا و آمریکا بر پذیرش تجزیه طلبی در بالکان با تحولات تبت، تایوان و برخی دیگر از ایالتهای چین، سندی بر اجرای این سیاستها است. در نهایت بحران تبت هر چند ریشه ای قدیمی دارد، اما هم اکنون برگرفته از سیاستهای مغرضانه غرب است که برای اعمال فشار بر چین اجرا می شود چنانکه پکن به صراحت به غرب هشدار داده و خواستار پایان مداخله آنها شده است.