تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۱:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۷۳۴۶۶
«اعتماد» از مزایای همکاری اصلاح‌طلبان و اصولگرایان برای تحقق منافع ملی گزارش می‌دهد

آشتی جناح‌ها با منشور وفاق


مجتبی حسینی/ دو جناح قواعد بازی را رعایت نمی‌کنند، این را ناطق نوری در مقام سیاستمداری کارکشته بارها بر زبان آورده است؛ جمله‌ای که خیلی‌ها به آن اعتقاد دارند و برای اثبات آن کافی است تا نیم نگاهی به کنش‌های چند سال اخیر ایران انداخت؛ جایی که رقابت توام با رفاقت جای خود را به رقابت با طعم حذف رقیب داد و اخلاق به ویژه از سمت و سوی یکی از دو جناح کمتر مورد استفاده قرار گرفت تا «بازی سیاسی» جای خود را به «سیاست‌بازی» دهد و کم و بیش کلبی مسلکی در عرصه سیاست‌ورزی ایران بتواند جایی برای خود دست و پا کند. تهمت و تخریب، دروغگویی و پرونده‌سازی، قضاوت بی‌مبنا درباره رقیب و... همه و همه نشان و نشانه‌ای از فقدان رعایت قواعد بازی در سپهر سیاسی ایران بوده است. «در قدرت بودن» و «در قدرت ماندن» با هر روش و ابزاری در چنین فضایی برای برخی گروه‌های سیاسی همه‌چیز بوده و هست.

این در حالی است که دو جناح سیاسی و اصلی کشور (اصلاح‌طلبان و اصولگرایان) در تمامی پیش از این سال‌ها با وجود همه اختلاف دیدگاهی و سلیقه‌ای که برای مدیریت کشور داشتند، توانستند کم و بیش ساحت قواعد بازی سیاسی را رعایت کنند تا آنکه اتفاقات دیگری رخ داد و شد آنچه نباید می‌شد. جریانی نوظهور که نه شناسنامه دو جناح اصلی کشور را داشت و نه سابقه‌ای شفاف داشت و نه صبغه‌ای در ارایه راهکارهای منطقی برای مدیریت کشور با تحلیلی از وضعیت کشور و بهره‌گیری از پوپولیسم توانست با تقریب به جناح اصولگرا خود را به عنوان جریان سوم سیاسی معرفی کند.

حضور این جریان و ارثیه‌ای که در تمامی حوزه‌ها از خود به جای گذاشت نه تنها باعث شد تا اصلاح‌طلبان مدام از هزینه‌های بلندمدت استمرار حضور عناصر این جریان سوم ناشناخته در بدنه مدیریتی کشور ابراز نگرانی کنند که اصولگرایان هم هر چند دیر به فکر اعلام برائت از این جریان افتادند. رای مردم در انتخابات سال ٩٢ از سوی اکثریت رای‌دهندگان هم نشان از آن داشت که توده‌های اجتماعی هم به فهم و ادراک جدیدی از این جریان رسیده‌اند و دیگر علاقه‌ای به حضور این جریان سوم بی‌شناسنامه در عرصه سیاسی کشور ندارند. حالا هر چند آن جریان نوظهور دیگر فرمان ماشین اجرایی کشور را در اختیار ندارد امارفع و هضم آثار سوء به جا مانده از این جریان نوظهور بی‌تردید به گذر زمان و بازگشت جریان‌های سیاسی شناسنامه‌دار به اصل و هویت موجده خود نیاز دارد.

همین است که چهره‌های شاخص دو جناح سیاسی کشور پس از پیروزی روحانی از ضرورت مبارزه با افراطی‌گری و اعتدال‌گرایی در رفتارهای سیاسی سخن گفته و می‌گویند. هر چند در این میان عقبه‌های باقیمانده از این جریان سوم، ادامه دم و بازدم سیاسی خود را در استمرار بی‌اخلاقی‌ها، رفتارهای غیرمنطقی هیجانی، ترور شخصیت‌های دو جناح و چوب لای چرخ دولت گذاشتن می‌داند و با همین منطق و بینش، هر از چند گاهی سپهر سیاسی ایران را با رفتارهای اینچنینی خود غبارآلود می‌کند. بر این اساس برای حذف و طرد عناصر این جریان سیاسی که نشان داده علقه و علاقه‌ای برای تثبیت اعتدال در فضای سیاسی و عمومی کشور ندارد و نان خود را در تنور رفتارهای افراطی و اختلاف‌براندازانه پخت می‌کند، به نظر می‌رسد که بزرگان دو جناح و دیگر شخصیت‌های فراجناحی باید وارد عمل شوند تا منافع ملی بیش از پیش به جهت گویش‌ها و گفتارهای بازیگران این جریان سوم با تهدید مواجه نشود.

در این میان رسالت دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب بیش از گذشته معنا می‌یابد، چرا که این دو جناح سیاسی بیشترین هوادار و حامی را در میان توده‌های اجتماعی دارند و همواره مدیریت کشور و مجلس میان این دو جریان، دست به دست شده است. بر همین اساس نمی‌توان جایگاه هیچ یک از این دو جناح را نادیده گرفت. اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در همه این سال‌ها به عنوان دو واقعیت غیرقابل انکار در کنار یکدیگر فعالیت کرده‌اند و اگرچه در دوره‌هایی با تغییر دولت‌ها یکی از این دو جریان بیشتر به حاشیه می‌رفته اما روند سیاسی نشان داد که راهی جز پذیرش این دو جریان وجود ندارد و هر تلاشی در مسیر مخالف محکوم به شکست خواهد بود.

روشن است که هر دو جریان سیاسی در اصول اساسی همچون تعهد به نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و قانون اساسی اتفاق نظر دارند اما اختلاف نظرهای موجود در لایه‌های سطحی‌تر کشورداری موجب شده که تلاش‌هایی از سوی قدرت حاکم در مسیر محدود کردن جریان رقیب ایجاد شود. این در حالی است که می‌دانیم این نوع بیراهه‌روی‌ها نتیجه‌یی جز تولد و فرصت‌طلبی جریان‌های سیاسی زیرزمینی نداشته است، جریانی که ارثیه‌های پرهزینه و دردسر‌سازی را برای ملک و ملت از خود به جای گذاشته است. بنابراین برای جلوگیری از آسیب‌های اینچنینی باید مسیر روشن‌تر و بهتری را با توجه به نزدیک شدن به انتخابات مجلس دهم برگزید؛ مسیری که اصلاح‌طلبان و اصولگرایان کنار یکدیگر با شرایطی یکسان می‌توانند در آن موانع توسعه‌یافتگی سیاسی را حل و فصل کنند و قطار رقابت سیاسی را روی ریل رعایت قواعد بازی قرار دهند.

بدیهی است آنچه جایگاه این فعالیت‌ها را رقم می‌زند قانون، انتخابات و رای اکثریت مردم است. خوشبختانه قوانین در جمهوری اسلامی ایران همه احزاب ثبت شده را به رسمیت می‌شناسد و وزارت اطلاعات نیز چتری از امنیت بر سر همه احزاب و شهروندان گسترانده تا دعواهای داخلی خود را در زیر آن چتر انجام دهند و سرانجام در انتخابات آزاد و با رای مردم روشن شود که کدام فکر و سلیقه توانسته است رای اکثریت مردم را کسب کرده و بر مسند قدرت تکیه زند.

اصولگرایی و اصلاحات در میان توده‌های اجتماعی به مثابه دو بال قدرتمند نظام شناخته می‌شوند و می‌توانند با ایجاد فضای چندصدایی رقابت در عین وحدت را به نمایش بگذارند. تاثیر و تاثر این جریان‌ها بر هم، به پویایی فضای سیاسی کشور منجر می‌شود. از این نکته نباید غافل شد که این دو جریان اصلی سیاسی کشور به مثابه یک واقعیت به حساب می‌آیند و در صورت قوی و موثر بودن آنها، مشارکت حداکثری شکل می‌گیرد. جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب با شناختن جایگاه همدیگر می‌توانند به شفاف‌تر شدن رقابت‌ها کمک کرده و تقویت و انسجام نظام سیاسی را به همراه بیاورند.

برای برقراری یک فضای سیاسی پویا و بانشاط لازم است که هر دو جریان در کنار هم فعالیت کرده و به رقابت بپردازند تا یکی به قدرت حاکم بدل شده و دیگری به عنوان اپوزیسیون دولت و نه حکومت عمل کرده و در عین حال به ارزیابی و بازسازی خود و نقد رقیبِ در قدرت بپردازد.

کمتر سیاستمداری است که به این مساله اعتراف نکند که فضای رقابت محترمانه و اخلاق‌گرایانه میان دو جناح اصلی و شناسنامه‌دار کشور بدون بدبینی و قضاوتی بر مبنای «اخبار بولتنی» که می‌تواند پویایی و ثبات سیاسی را در کشور فراهم کند. بازگشت اعتدال در صحنه رقابت سیاسی چیزی به دنبال نخواهد داشت جز مرگ سیاسی جریان‌های بی‌شناسنامه‌ای که همچنان بر طبل و صور دشمنی‌ها و اختلافات و فاصله انداختن میان این دو جناح می‌کوبند و می‌دمند.

اما به واقع چگونه می‌توان از شر واسطه الشرهای سیاسی و کنشگران سیاسی دو بهم زن رهایی یافت و قواعد فراموش شده بازی سیاسی را به میدان سیاست بازگرداند؟ برای پاسخ به این سوال کافی است تا سندی با عنوان منشور وفاق احزاب، تشکل‌ها و گروه‌های سیاسی تدوین شود و همه گروه‌های سیاسی دو جناح پای آن را امضا کنند؛ منشوری که می‌تواند مشتمل بر میانی، قواعد رفتاری، الزامات و تعهدات و اقتضائات مرتبط با فعالیت‌ها و رقابت‌های سیاسی باشد و خط قرمز همه بازیگران سیاسی وابسته به دو جناح سیاسی کشور باشد. این منشور و سند می‌تواند از سوی معاونت سیاسی وزارت کشور با همکاری و همفکری گروه‌های سیاسی تنظیم شود و مبانی، قواعد رفتاری و الزمات در آن دیده شود؛

الف) مبانی مربوط به فعالیت و رقابت سیاسی بین احزاب، گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی: التزام به منافع و ملت ملی، حفظ و تقویت وفاق ملی - حفظ و حراست از آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور - التزام به قانون اساسی - التزام به اسلامیت نظام و ولایت امر (بر اساس اصول مربوط در قانون اساسی) - التزام به جمهوریت نظام بر اساس اصل ششم قانون اساسی - پذیرش نتیجه انتخابات و رای اکثریت (پس از طی مراحل قانونی انتخابات) - پذیرش حقوق اساسی ملت - پرهیز از وارد کردن حمایت کشورها و عوامل خارجی

ب) قواعد رفتاری و الزامات و تعهدات مربوط به آن:  دفاع از حقوق قانونی سایر احزاب برای رقابت سیاسی و نشر ایده‌ها و برنامه‌های‌شان، پرهیز از هرگونه اقدام برای حذف سایر احزاب از عرصه رقابت سیاسی، پرهیز از ترویج و حمایت از گروه‌هایی که همه یا برخی از مبانی فوق (مندرج در بند الف) را قبول ندارند، خودداری از ایجاد شکاف‌های اجتماعی (قومی، مذهبی، قبیله‌ای) یا دامن زدن به آنها یا بهره‌گیری از آنها، پرهیز از تبدیل رقابت‌های سیاسی به ستیزه‌جویی، پرهیز از دعوت به نقض قانون اساسی یا اصول آن،  پرهیز از ایراد تهمت و افترا به احزاب دیگر، نقد عملکردها به جای تخریب افراد و شخصیت‌ها و عدم ورود به حوزه‌های خصوصی افراد، پرهیز از تحریک سایر احزاب، گروه‌ها و تشکل‌های دیگر به خشونت یا تهدید آنها، پرهیز از تحریک سایر احزاب، گروه‌ها و تشکل‌های دیگر به خشونت یا تهدید آنها، عدم حمایت از حرکت‌های غیرقانونی و محکوم کردن آنها، به ویژه در امر انتخابات (توجه به کلیه موارد ذکرشده در فصل مربوط به تخلفات انتخاباتی در قانون انتخابات)، التزام به رعایت ادب و احترام نسبت به رقبا و به‌کارگیری ادبیات منطقی و استدلالی در نقدها، پرهیز از اخلال در فعالیت سایر احزاب گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی و خودداری از برهم زدن گردهمایی‌ها، تظاهرات و راهپیمایی‌های آنان، پرهیز از افشای اطلاعات و تصمیم‌های درون‌سازمانی احزاب، تشکل‌ها و گروه‌های سیاسی دیگر - خودداری از تلاش برای کسب اطلاع از اخبار درون‌سازمانی احزاب، تشکل‌ها و گروه‌های سیاسی دیگر، پرهیز از سوءاستفاده از خود انتقادی احزاب رقیب، خودداری از شکایت‌های ناحق، بیهوده و نادرست علیه سایر احزاب، پرهیز از ایراد اتهام‌های ایدئولوژیک در رقابت سیاسی، تعهد به ارجاع شکایات احزاب، گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی از یکدیگر به هیات داوری خانه احزاب ایران قبل از طرح موضوع در مراجع قانونی - تفکیک قایل شدن بین عملکرد و مواضع شخصی اعضای تشکل‌ها با عملکرد و مواضع رسمی احزاب، تشکل‌ها و گروه‌های سیاسی از سوی تشکل‌های رقیب در نقدها از یک سو و اعلام مواضع رسمی توسط احزاب نسبت به عملکرد مواضع شخصی اعضای خود از سوی دیگر.

نتیجه‌گیری:

بی‌تردید گره‌های موجود در مدیریت کشور به تنهایی با دست دولت باز نخواهد شد و به دست دیگری برای بازکردن این گره‌های افتاده به کار ملک و ملت نیاز است. این دست دوم می‌تواند همکاری و وفاق اصلاح‌طلبان و اصولگرایان با یکدیگر باشد. اصلاح‌طلبان در تمامی این سال‌ها و با انتقادات‌شان نشان داده‌اند که بیش از آنکه در فکر تامین منافع جناحی خود باشند به سرمایه‌ها و منافع ملی می‌اندیشند و تمامی نگرانی‌ها و گلایه‌هایشان بر سر از دست رفتن منابع عظیم کشور با سوء مدیریت جریان سوم ناشناخته بود و اگر هم تنشی با اصولگرایان داشته‌اند بر سر حمایت اصولگرایان از این جریان ناشناخته بوده است که اگر این حمایت‌ها نمی‌بود اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هرگز و هیچگاه در قبال یکدیگر از رفتارهای و ابزارهای افراطی بهره نگرفته‌اند.

 از دیگر سو اصولگرایان باید همان‌گونه که اقدام به اعلام برائت و عذرخواهی تلویحی از افکار عمومی بابت حمایت از دولت سابق کرده‌اند به این نکته تاریخی نگاهی دوباره بیندازند که رقابت محترمانه و برابر با اصلاح‌طلبان نه‌تنها منجر به حاشیه‌نشینی و به محاق رفتن آنان نخواهد شد که عزت و مزیت دوباره را به گفتمان سیاسی آنان بازخواهدگرداند. امروز چشم‌های نگران ایرانیان به گفتارها و رفتارهای اهالی سیاست دوخته شده است و همه انتظار می‌کشند که چه کسانی برای وفاق و همکاری جناحین سیاسی کشور پیشقدم می‌شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات