* آقای رحیمی بر اساس حکمی که از عالیترین مقام قضایی کشور دریافت کرد، به جرم اختلاس اقتصادی محکوم شد. شما بهعنوان یک فعال سیاسی اصلاحطلب چه احساسی از صدور این حکم دارید؟
** جای بسی تأسف و تاثر است که در نظام جمهوری اسلامی و در بستر انقلاب اسلامی ما شاهد چنین تخلفاتی از مسئولان عالیرتبه هستیم که بعد از انجام ماموریت و وظایفشان پرونده اقتصادی آنها در دستگاه قضایی مورد کنکاش و قضاوت قرار میگیرد و متاسفانه بر اساس حکم دادگاه مسئولین قبلی کشور محکوم به حبس و استرداد اموال میشوند. این گونه موارد جای تاسف فراوان برای هر فردی دارد که دلسوز انقلاب است. هر انسان میهندوست و علاقهمند به نظام از شنیدن این گونه موارد احساس ناراحتی میکند. لذا جای هیچ گونه خوشحالیای در این موارد وجود ندارد و همه از دو طیف کشور باید دراین مورد تاسف بخورند.
* موضع آقای رحیمی درمورد حکم خود بهگونهای بود که وی کم و کیف حکم را نمیپذیرد. آیا رفتار وی با حکم دادگاه مناسب است؟
** وقتی پروندهای در دادگاه مفتوح میشود و رای صادر میگردد و در دادگاه بدوی و تجدیدنظر و حتی دیوانعالی کشور کسی را به عنوان مجرم میشناسند و محکوم میکنند دیگر جای شک و تردید در آن حکم نیست. وقتی چنین حکم محکمی با این کیفیت صادر میگردد، دیگر بحثهای حاشیهای نمیتواند این جرم را کمرنگ سازد و نمیتوان فردی را که مجرم است تبرئه کرد.
البته نکته این قضیه است که اولا انشاا... دستگاه قضا عادلانه و منصفانه نسبت به همه کسانی که در مظان اتهام هستند، برخورد کند و رای عادلانهای را صادر کند که میکند تا موجب دلگرمی مردم شود. دستگاه قضا همانطور که در رابطه با مسائل دیگر با قاطعیت برخورد میکند در این موارد نیز باید با قاطعیت بیشتر برخورد کند.
* آقای احمدینژاد و رحیمی در طول چند روز گذشته نامهنگاریهایی را در زمینه حکم اخیر انجام دادند بهزعم شما آقای احمدینژاد تا چه اندازه در اعمال آقای رحیمی سهیم است؟
** اگر رحیمی بخواهد توپ را به میدان رئیس دولت گذشته بیندازد و خودش را از این طریق تبرئه کند کار درستی نیست به این دلیل که اگر آقای احمدینژاد خلافی انجام داده و اموری که آقای رحیمی در نامه نوشته صحت داشته پس باید پرسید که چرا آقای رحیمی با آقای احمدینژاد همکاری کرده است و حتی مدال افتخار از آقای احمدینژاد گرفته است. اگر امروز آقای رحیمی محاکمه نمیشد قطعا در حلقه احمدینژاد، آقای رحیمی هم قرار داشت پس این نشان میدهد که صداقتی در نامه آقای رحیمی وجود ندارد.
* آقای رحیمی به آقای احمدینژاد نامهنگاری کردند و در آن نامه مدعی شده که مبالغی را به برخی نمایندگان اصولگرا برای هزینههای ستادهای انتخاباتی داده است. چقدر احتمال میدهید ادعای رحیمی صحت داشته باشد؟
** آقای رحیمی و دیگران اعلام کردهاند که نمایندگان دوره هشتم یا نهم از آنها پول گرفتهاند. خوب این مورد یا باید به اثبات برسد و در صورت جرمبودن این عمل نمایندگان مجازات شوند. رحیمی در یک نامه بهطور همزمان دولت گذشته را متهم میکند و به نوعی دولت گذشته را شریک خود میداند و خلافهایی را به آنها نسبت میدهد. البته این به معنی دفاع از خلافها نیست چرا که اصلاحطلبان از منتقدین سرسخت دولت گذشته بودهاند.
ولی اینکه کسی در زمان محکومیتش به کسی اتهام بزند کار درستی نیست و به هر حال اگر این اتهامات درست باشد اعضای دولت گذشته باید جوابگو باشند و کاندیداهایی که پول گرفتهاند و برخلاف قانون و شرع در انتخابات استفاده کردهاند اینها باید مجازات شوند و اگر دادگاه بخواهد عادلانه برخورد کند باید ابعاد قضیه را جمعبندی کند.
* جناح اصولگرا و طیف دولت گذشته درمورد آقای رحیمی وانمود میکنند که وی وابسته با اصولگراها نبوده و وابسته به آقای هاشمی بوده است. آیا چنین ادعایی صحت دارد؟
** اصولگرایان تلاش دارند آقای رحیمی را وابسته به اصلاحطلبها و آیتا... هاشمی بدانند. این از دروغهای بسیار بزرگ تاریخی است. آقای رحیمی در دوم خرداد در زمان انتخابات آقای خاتمی استاندار کردستان بود و چه کارهایی که در استانداری کردستان در زمان آقای رحیمی علیه آقای خاتمی صورت نگرفت.
قبل از دوم خرداد که آقای هاشمی رئیسجمهور بود و تاکید داشت که استانداریها و زیرمجموعه دولت باید انتخابات سالمی برگزار کنند و حقی ضایع نشود و درباطن هم علاقه داشتند که آقای خاتمی رای بیاورند و اینچنین هم شد. در آن زمان رحیمی استاندار آقای هاشمی بود ولی دقیقا مخالف آقای هاشمی رفتار کرد و از رقیب آقای خاتمی حمایت میکرد. خب با این ادله کاملا معلوم است که آقای رحیمی به شدت مخالف اصلاحطلبها بودند و مخالف امر آقای هاشمی نیز رفتار کردند.
* عدهای اینگونه القا میکنند که رحیمی وابسته به اصلاحطلبان است. آیا رحیمی در دوران اصلاحات پست مدیریتی یا اجرایی داشتند؟
** در دوران اصلاحات آقای رحیمی به دلایلی که قبلا ذکر شد، مورد اعتماد اصلاحطلبها نبود. وی در هیچ پستی به کار گرفته نشد. به مجرد اینکه آقای احمدینژاد به قدرت رسیدند به آقای رحیمی پروبال داده شد و پلهپله مسئولیتهای حساستری را به وی سپردند و او را به معاونت رئیسجمهور رساندند و حتی به وی مدال افتخار دادند.
در نتیجه باید گفت مورد آقای رحیمی یک کاهی از کوه تخلفات دولت گذشته است و یک مشتی که نمونه خروارها اختلاس و سوءاستفاده دولت گذشته است که رسیدگی نشده است. درهمین یک مورد افراد دیگری هم در آن دخیل هستند. آقای رحیمی بهعنوان مجرم و مباشر در این پرونده محکوم شده و محکومیتش را هم باید بکشد. اطرافیان آقای احمدینژاد نمیتوانند خودشان را تبرئه کنند و رحیمی را به این دولت و آن دولت منتسب کنند این آقا عضو دولت احمدینژاد بودهاند و در غیبت رئیسجمهور دولت را اداره میکرده. مگر میشود رئیسجمهور و اعضای دولت از عملکرد ایشان تبری بجویند.
* رحیمی متهم شده است. چرا باید دولت احمدینژاد را متهم به فساد کرد؟ آیا اینگونه استدلال صحت دارد؟ آیا اینگونه استدلال فرافکنی کردن نیست؟
** آقای رحیمی متهم است و دولت گذشته هم باید پاسخگوی تمام خلافهایی که دردولت اتفاق افتاده است باشد از جمله خلافی که توسط آقای رحیمی انجام دادهاند باید پاسخگو باشند. اصولگراها نمیتوانند خود را کنار بکشند. در تاریخ ثبت شده است که اصولگراها دولتی را روی کار آوردند و با تمام قدرت از وی حمایت کردند و تقویتش کردند و تمام خلافهایش را پوشش دادند.
اصولگراها در این قضیه مقصر هستند یا به عنوان مباشر یا به عنوان سبب، نمیتوان افرادی را یک جریان سیاسی روی کار بیاورند و با تمام قدرت از او حمایت کنند بهگونهای که اگر کسی انتقاد میکرد از او شکایت میکردند. اصولگراها به شدت صف محکمی پشت احمدینژاد بسته بودند و سال آخر یک مقدار از وی فاصله گرفتند و به صورت تاکتیکی از وی دفاع کردند. همان زمان هم بسیاری از افراد بهطورقاطع از دولت قبل حمایت میکردند و میگفتند به وجود دولت افتخار میکنیم. پرونده اختلاسی که یکی پس از دیگری افشا میشد ولی آنها حاضر نبودند حتی انتقاد و محکوم بکنند پس بنابراین اصولگرایان جزو متهمین هستند.