* وضعیت این روزهای نفت را چگونه ارزیابی میکنید؟
** امروز در وزارتخانههای اقتصادی کشور اشتباهاتی درحال وقوع است. اعتقاد دارم که باید این روزها در بخش نفت به دنبال رقابت قیمتی با عربستان باشیم. تنها راه پایین کشیدن عربستان در فضای پایین بودن قیمت نفت، ایجاد فضای رقابتی خواهد بود. باید گسل در اوپک ایجاد کرد چراکه اقتصادهای مرفه کویت، عمان و بحرین به اندازه عربستان ذخایر ندارند و دولتهای رفاه محسوب میشوند و اگر این خدمات به مردم کمی کاهش یابد مطمئنا دچار مشکلات در سطح جامعه خواهند شد. ما باید آنقدر نفت خود را ارزان بفروشیم که صرفه اقتصادی برای تولید نفت در کشورهای غیراوپک وجود نداشته باشد. درحال حاضر ایران 20 میلیون بشکه نفت روی آب دارد. باید این سوال را پرسید که علت ذخیرهسازی این میزان نفت بر روی آب چیست؟
* آقای عاصمیپور به این گفته خود مطمئنید؟
** بله درست است. این اخبار در روی سایتها قرار میگیرد و اطلاعرسانی میشود. ما باید نفت را ارزانتر بفروشیم اما بهازای آن به فکر افزایش ظرفیت تولید باشیم. باید با تولید بیشتر به دنبال سهم بیشتری از بازار باشیم. متاسفانه وقتی شخصی در کشور وزیر میشود این احساس را ایجاد میکند که وی اقتدار کامل دارد و هیچکس نمیتواند حرفی غیر از نظر او را مورد تاکید قرار دهد. برخی وزرای ما متاسفانه اینگونه فکر میکنند که وقتی وزیر میشوند پس بهترین تصمیمها را هم میگیرند. این روزها بیشتر نیاز به پیشگیری داریم تا پیگیری تخلفات.
بهتر است نظارت بر پیشگیری بهعنوان یک اولویت بیشتر مدنظر قرار بگیرد. امروز ارزیابی بازار ما و نحوه مدیریت بازار یک موضوع اصلی است که سازمان بازرسی کل کشور باید آن را پیگیری کند. متاسفانه ما با خلاء بازرسی پیشگیرانه در کشور مواجه هستیم. بهعنوان مثال یکی از نکاتی که وزارت نفت بهرغم حیاتی بودن آن اما به دنبال آن نیست قدرت ظرفیتسازی است. ما شدیدا در این بخش ضعف داریم.
* به هرحال برهیچکس پوشیده نیست که وزارت نفت برای اجرای پروژههای خود با کمبود منابع مالی مواجه است. فکر نمیکنید یکی از دلایل اصلی عدم توجه این وزارتخانه به این مساله ضعف مالی باشد؟
** نه چه کمبود مالی! من پیشنهاد دادم که شما باید دو موضوع مختلف را بررسی و حل کنید. اول نگهداشت منابع و دوم توسعه میادین اما متاسفانه در سالهای گذشته این دو را از هم جدا کردهاند. توسعه میدان باید به همان نگهدارنده میدان واگذار شود. این بدین معنی است که امکانات توسعه میدان را به پیمانکاری میدهید که خود مسئول نگهداشت میدان هم است و در این خصوص هم احساس وظیفه میکند. میدان اگر خود نگهداری نشود مستقیما روی نگهداشت میدان تاثیرگذار است. نباید فراموش کرد که میدان یک موجود کاملا زنده است و باید این را درک کرد.
به زبانی سادهتر میدان را به دو آدم مختلف تقسیم کردیم. تولید صیانتی و حفاظتی و نگهداری میدان و کارهایی که درخصوص ظرفیتسازی است هزینهای کمتر از توسعه میدان دارد. تعمیرات چاه تزریق اسید، تلمبههای درون چاهی، تزریق گاز و ... کارهایی است که مربوط به نگهداری میدان میشود. میدان باید به درستی نگهداری شود که بتوان آن را در اختیار بخش توسعه قرار داد. لذا اکثر MDPهایی که در کشور تنظیم میشود غلط است. متاسفانه این روزها هم هر دولتی که عوض میشود به دنبال تغییر قراردادهای نفتی است. اینگونه خبرسازی میشود که یک نابغهای در امور حقوقی و قراردادی آمده که میخواهد قراردادهای بیع متقابل را متحول کند.
واقعا با این بازنگریها قراراست چه اتفاقی بیفتد که تا الان نیفتاده؟ وقتی بخش توسعه و نگهداشت با یکدیگر ادغام شود شما یک قرارداد مشخصی خواهید داشت و برنامههای توسعه دیگر تا این حد با خطا نوشته نمیشود. فرض کنید در دارخوین فاز 1 و 2 درحال بهرهبرداری است توسعه فاز 3 در لايه فهليان را به مديريت دیگر واگذار کنید. ولی بايد بدانیم لایه واقع شده در فاز 3 جزو همان ميداني است که درحال بهرهبرداری است. آقای زنگنه باید این موضوع را سریعا رسیدگی کند.
* منظورتان تاسیس شرکتی چون متن و جداسازی نگهداشت تولید و توسعه میدان از یکدیگر است؟
** در آن زمان اختلافهایی که با مناطق نفتخیز جنوب وجود داشت حل نشد، برای همین این روند ادامه یافت. خشکی از یکپارچگی خارج شد و شرکتهایی چون نفت مرکزی، اروندان و... تشكيل شد و از طرفي مديريت يكپارچه مناطق نفتخيز را به چند شركت مانند آغاجاري و كارون واگذار شد. به خاطر دارم زمانی اگر میخواستیم 10 کیلومتر دکل خود را حرکت دهیم، اعلام میشد که این منطقه دراختیار مثلا نفت اروندان است و باید از حراست آنجا اجازه بگیرید مگر پلیس راه است. شرکت «بین» وارد کار شد برای بررسي ساختار و این شرکت با همکاری 130 تا از متخصصان بالاي صنعت گزارش خوبی در قالب 20 کتابچه ارائه داد.
این شرکت در همان زمان در گزارشهای خود تاکید کرد که زنجیره ارزش بايد بر ساختار نفت ایران حکم کند تا یکپارچگی مدیریت را حفظ کند. شرکت گچساران، شرکت آغاجاری، شرکت مارون، شرکت پایانههای نفتی، نفت مرکزی، شرکت هواپیمایی نفت همه اینها حاصل تصمیم زمان خاص خودش بود. آن زمانی که بنده مدیرعامل مناطق نفتخیز جنوب بودم، تمام خشکی از سرخس تا بندرعباس و تمامي مديريت يكپارچه در اختیار ما بود و با نیروی انسانی اندکی، نفت و گاز را تولید میکردیم. آن زمان توسعه را از نگهداشت جدا کردند و شرکت متن و نفت و گاز پارس درست شد.
مگر فلات قاره مسئول دریا نیست پس اساسا لزوم تشکیل شرکتی چون نفت و گاز پارس چه بوده است؟ در دریای خزر هنوز هیچ کاری برای انجام دادن نداریم شرکت بهرهبرداری نفت خزر راه میاندازیم. یک شرکت ملی حفاری داشتیم این روزها حفاری جنوب و... هم تاسیس کردهایم. چرا این شرکتها را ندادیم بخش خصوصی تاسیس کند چرا همه دولتی؟ باید از این اشتباه برگردیم و در اولین قدم شرکت متن باید به مناطق نفتخیز جنوب برگرداند. این غلط است كه نگهداشت ميدان را با هزار مقررات و محدودیت در بودجه جاری قرار دادیم اما شرکت متن کاملا آزاد است. بنابراین در صورت ادغام این دو انعطافپذیری شرکت متن به مناطق نفتخیز کمک میکند.
پتروپارس و پتروایران را دادیم به شرکتی که مسئول تامین مالی است. نیکو مگر اپراتور است؟ چرا این دو شرکت باید جزئی از شرکتهای زیرمجموعه نیکو باشند؟ باید شرکتهای پتروپارس و پتروایران را به عنوان ابزار کار در اختیار شرکتهای مهندسی قرار دهیم. پتروایران میتواند زیر مجموعه مهندسی فلات قاره قرار بگیرد و پتروپارس میتواند شرکت مهندسی و پیمانکار مناطق نفتخیز جنوب باشد. باید نفت مرکزی و مناطق نفتخیز جنوب و اروندان به همان شکل قدیم برگردند.
در همان روزها بنده در هیاتمدیره شرکت نفت یک نکته را در زمانیکه برخی سعی بر دفاع از این ساختار داشتند به آقای زنگنه گفتم آنها میگفتند ما برروی شرکتهایی چون شل و توتال مطالعه کردهایم وآنها از این روش بهره بردهاند، بنده گفتم که شل هلدینگ خودش را نگه داشته است به اضافه آنکه شما یک وقتی میروید قاب میگیرید وعکس را میخواهید با قاب تطبیق دهید یک زمانی عکس را دارید بعد از آن به دنبال خرید قاب مناسب عكس هستید.
در آنجا تاکید کردم در اصلاح مدیریت اول عکس خوشگل بگیرید بعد به دنبال قاب مناسب آن باشید. نمیشود هر کسی را در هر قابی بگذارید اینها بهم نمیخورند امکانپذیر نیست. وضعیت ما هم به قاب شل نمیخورد و نمیتوان با شرایط آنها وضعیت ما را ارزیابی کرد. مدیرعامل مناطق نفتخیز جنوب به اندازه یک مدیر شرکت شل هم اختیارات ندارد. اول بیایید تفویض اختیارات کنید، عدم تمركز ايجاد كنيد و اصلاح ساختار داخلی را انجام دهید بعد قاب آن را انتخاب کنید.
* پیشنهاد اجرایی شما برای شرایط فعلی، برگشتن به گذشته است یا راهکار مشخصی هم در نظر دارید؟
** در آن زمان همانطور که اشاره کردم شرکت «بین» گزارش خوبی داد اما آن را بایگانی کردند. نسخه اساسی و بیبدیل اصلاح ساختار در نفت حفظ زنجیره ارزشی تشخيص بالادستي و انتخاب ساختاري كه مبتني بر مديريت يكپارچه مخازن ميباشد، است که شرکت «بین» در گزارشهایش آورده است غیر از آن هیچ راهی وجود ندارد.
به طور مثال زمانیکه بنده مدیرعامل مناطق نفتخیز جنوب بودم دستور میدادم یکی از کارکنان مناطق از دکل بالا رود و مسئول درمان او هم بنده بودم ولی امروز اینطور نیست، مسئول درمان شرکتی دیگر است و مدیرعامل منطقه فقط مسئول ارائه دستورات برای اجرای کارهای عملیاتی است و اگر نیروی انسانی این شرکت با مشکلی مواجه شود مدیرعاملی که دستور آن کار را داده خودش در بخش درمان اختیاری ندارد. آنزمان ما حتی نیروی انسانی را برای درمان به خارج از کشور اعزام میکردیم. به نوعی به پرسنل خود امنیت میدادیم. یک جغرافیای گسترده با نیروی انسانی عظیم تشکیل دادیم.
* پس ریشه افزایش نیروی انسانی نفت که این روزها آقای زنگنه هم نسبت به آن گلایه دارد از همین تصمیم نشات میگیرد؟
** بله دقیقا؛ اما الان هم دیر نشده است مثلا در بخش توسعه ما تولید زودهنگام داریم برای اجرای طرح نهایی هر چاه نفتی که پیمانکار بزند هزینههایش را از روی چاه میتواند بردارد. همین کار را هم باید در بخش نگهداشت میدان انجام داد. فایناس را وارد نگهداشت میدان کنیم. چرا نگهداشت میدان را باید به بودجه وصل کنیم که همیشه کاهنده و یکساله است. برای نگهداشت میدان باید برنامه سهساله یا پنجساله ریخت. درحال حاضر 140 دکل حفاری بلااستفاده داریم که میتوانیم با زنده کردن آنها به دنبال ظرفیتسازی باشیم.
شاید هم علت عدم بهرهبرداری از این دکلها نداشتن مديران با سابقه و به قولی پای کار برای این مساله است. آقای زنگنه باید همان دموکراسی را که در خانه دارد به سازمان خود انتقال دهد. شما دعوت کردید از آقای نوذری بهعنوان آدمی که مدیر نفت مرکزی، مدیرعامل شرکت ملی نفت و وزیر نفت کشور بوده است تا مدیریت شرکت ملی نفت را برعهده بگیرد یا در جایگاه تولید بنشیند. خیر؛ موضوع همان موضوع سال 1376 است.
زمانیکه خواستند تا مدیرعامل شرکت ملی نفت وزیر نفت نباشد، کسی مدیرعامل شد که بچههای جنوب یک فکسی را در پی آن به دفتر وزیر ارسال کردند. در آن نامهای که فکس شد، نوشته شده بود انتصاب جنابعالی را به مدیرعاملی شرکت ملی نفت تبریک میگوییم. اگر آن روز روی این حرف فکر میشد به یک پیام روشن میرسیدند. امروز هم سرنوشت نفت ما این است که تمام تصمیمها متمرکز است و این روال عادی ظهور و بروز افکار جدید را برای بهترشدن امور در این حوزه را هموار نمیسازد.
* فکر میکنید دوربودن 8 ساله زنگنه از نفت هم بر تصمیمهای این روزهای این وزارتخانه تاثیرگذار بوده است؟
** به هرحال زمانیکه ما از نفت بیرون رفتهایم عدهای ما را جذب کردهاند و حقوق دریافت کردهایم. اگرچه آنها به اندازه کافی از ما استفاده هم کردند. امروز نباید خودمان را مدیون آنها بدانیم. دنبال غنیمت پیروزی نباشیم. عدهای دور برخی از وزرای دولت را گرفتهاند و به دنبال جمع کردن غنائم پیروزی هستند و عملا امتیازهایی را میگیرند و این مساله را بنده به عینه شاهد هستم.
* منظورتان آقای زنگنه است؟
** قطعا آقای زنگنه متوجه خواهد شد اگر من این حرف را میزنم منظورم چیست. وزرا مدیون ملت هستند نه مدیون شخص خاصی، آنها نهایتا دو سال حقوق پرداخت کردهاند. به هرحال وزرای الان ما نابغه هستند و طی دو سال هم از این نبوغشان برای آنها خرج کردهاند. برای همین مدیون کسی نیستند. چرا بخش خصوصی باید فکر کند آدمهایی مثل ما فقط کوپن سیاسی دارند. نکتهای که هرکس میخواهد من را بهکار بگیرد اول کار با آنها روشن میکنم همین مساله است که یک دانشجو که مثلا از دانشگاه صنعتی شریف با معدل 18 فارغالتحصیل میشود را شما نخبه میدانید ولی افرادی مثل من را اصلا به عنوان نخبه قبول ندارید.
ما اول نخبه بودهایم بعد مدیر شدهایم. آقای زنگنه آقای نعمتزاده واقعا یک نخبه هستند اما امروز آنها را به عنوان یک نخبه قبول ندارند. ظاهرا برخی از این دوستان هم خودشان باور به نخبه بودن ندارند که اگر باور داشتند نخبهها را دورشان جمع میکردند. امروز چیدمان مدیریت در نفت به اندازه شوری که آقای روحانی از دولتهای نهم و دهم میگوید و من ده برابر مشکلات ناشی از مدیریت این دو دولت را قبول دارم، نیست.
به نظر نمیرسد اینها توانایی شیرین کردن این آشی که دولت نهم و دهم برای ما پخته را داشته باشند. همین مساله تحریم این روزها چه کسانی مخالف عدم توافق هستند کسانی که از کنار تحریم به رانت میرسیدند و الان دوست ندارند این تحریمها برداشته شود چراکه نان آنها بریده میشود.