تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۷۳۶۷۸

ریاض، کانون رفت و آمد ورشکستگان منطقه/محمد مرادی

سفر مقامات کشورهای بازنده در جریان بیداری اسلامی به ریاض در راستای جبهه بندی جدیدی است که همانند آنچه تاکنون بوده سنخیتی با واقعیت های منطقه نخواهد داشت

پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: عربستان در یک ماه اخیر به کانون سفرهای دیپلماتیک بین مقامات کشورهای خاورمیانه تبدیل شده است. پس از آنکه در یک ماه گذشته پادشاه قطر، کویت، بحرین، اردن و ولیعهد ابوظبی از ریاض دیدن کردند، اخیرا نیز «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه و «عبدالفتاح سیسی» رئیس جمهور مصر وارد عربستان شدند تا با «ملک سلمان»، پادشاه این کشور دیدار و گفت و گو کنند. در مورد اهداف این سفرها مطابق معمول تحکیم روابط بین طرفین عنوان شده است اما مطمئنا در ورای اهداف ظاهری، نقشه های دیگری در میان است. بررسی رفتار کشورهای منطقه به خوبی این اهداف را نمایان می کند.

نکته مشترکی که در بین این کشور‌ها وجود دارد این است که تمامی آنها به نوعی «بازندگان بیداری اسلامی» هستند. «اردوغان» اکنون احساس انزوای بیشتری می‌کند، زیرا بیشتر متحدان او که در تحولات بیداری اسلامی به آنان چشم امید دوخته بود، با ناکامی و شکست بزرگی روبه رو شدند، به این ترتیب که متحدان «اردوغان» در مصر و تونس و بخشی از لیبی قدرت خود را از دست دادند. در سوریه نیز کسانی که رئیس جمهور ترکیه به آنان چشم امید داشت، شکست های سختی خورده اند، زیرا آرزوهایشان مبنی بر سرنگونی نظام «بشار اسد» نقش بر آب شده است.

قطر نیز از جمله کشورهایی است که در چهار سال گذشته تلاش زیادی برای ایفای نقشی فعال و مؤثر انجام داد. اما این کشور در جبهه های مختلف شکست های سختی را متحمل شد. این کشور که از لحاظ جغرافیایی و جمعیتی با محدودیت های زیادی مواجه است، سعی داشت که با موج سواری بر تحولات خاورمیانه برای خود جبهه بندی هایی تشکیل دهد و در این راه بیشترین تمرکز خود را بر اخوان المسلمین مصر گذاشت، اما کودتای نظامیان مصر و به حاشیه رفتن اخوانی ها تمام برنامه های قطر را به هم ریخت.

در مورد سوریه نیز شکست بزرگتری نصیب قطری ها شد. این کشور که از همه ابزارهای ممکن برای برکناری بشار اسد مدد گرفت، نه تنها موفق به برکناری بشار اسد نشد، بلکه وجهه خود را به علت حمایت از تروریست ها نیز از دست داد.

اما شاید بتوان بزرگترین بازنده تحولات خاورمیانه را عربستان سعودی دانست. عربستان که همواره خود را در رقابتی پایان ناپذیر با ایران می بیند در جریان انقلاب های عربی و بیداری اسلامی سعی داشت تا با محور مقاومت به مقابله برخیزد و بتواند ضرباتی اساسی را بر این محور وارد کند. در این راستا عربستان کمر محور مقاومت را در سوریه نشانه رفت. برای این منظور سعودی ها اقدام به تجهیز و ارسال تروریست ها به داخل سرزمین سوریه کردند. حتی در مقطعی فشار زیادی بر آمریکا برای حمله نظامی به سوریه وارد کردند، اما آمریکا که پیروزی بر بشار اسد را که به کمک های محور مقاومت پشت گرم بود، بعید می دانست از این کار صرف نظر کرد. عربستان از لحاظ سیاسی و نظامی اقدامات زیادی را بر علیه سوریه انجام داد و میلیون ها دلار در این راه هزینه کرد، اما نتیجه اقدامات سعودی ها نه تنها به تضعیف محور مقاومت منجر نشد، بلکه این محور را به عنوان پیروز تحولات منطقه معرفی کرد. شرایط کنونی منطقه ��ه خوبی موید این ادعا است.

مجموعه کشورهای مذکور ضربه بزرگی این بار در یمن متحمل شدند. در حالی که بیشتر از یک سوم جمعیت این کشور شیعه هستند عربستان همواره از به قدرت رسیدن این جمعیت واهمه داشت. تحولات پنج ماه اخیر شیعیان را به عنوان گروهی قدرتمند و تاثیرگذار در یمن مطرح کرد. این گروه توانستند رهبری انقلاب این کشور را به دست بگیرند و در برابر عربستان و دیگر کشورهای منطقه که یمن را به عنوان حیات خلوت خود می دانستند، مقاومت کنند. این پیروزی که بسیاری از رسانه ها آن را نشانه نفوذ قدرت نرم ایران تفسیر می کنند، باعث شد تا دشمنان مقاومت برای مقابله با ایران به دنبال تشکیل جبهه بندی جدیدی باشند.

به نظر می رسد سفر مقامات کشورهای بازنده در جریان بیداری اسلامی به ریاض در راستای این جبهه جدید است، به ویژه این که ایران در تحولات میدانی عراق با کمک های تاثیرگذاری که به ارتش عراق انجام داده است، توانسته خود را به عنوان قدرت بلامنازع در منطقه مطرح کند.

از هیمن رو کارشناسان می گویند در حالی که کشورهای منطقه خزان خود را می گذرانند، بهار قدرت نمایی ایران شروع شده است و تقریبا هیچ مسئله ای بدون تصمیم و خواست ایران در منطقه به نتیجه ختم نخواهد شد. از این رو رقبای ایران سعی دارند تا در کوتاه مدت دشمنی ها و اختلافات خود را کنار بگذارند و در مقابل ایران موضعی واحد اتخاذ کنند.

البته نباید فراموش کرد که اتخاذ چنین تصمیماتی در مقابل ایران به معنای اتخاذ تصمیم علیه ملت های منطقه است، چرا که تحولات سال های اخیر به روشنی ثابت کرد که جمهوری اسلامی ایران از حقوق ملت های منطقه حمایت می کند و این محور ترکیه، عربستان و قطر، و دوستانشان است که جلو خواست مردم سوریه، عراق، بحرین و یمن ایستاده اند و آتش افروزی می کنند. مسئولیت خون های مردم بی گناه سوریه، عراق و بحرین بر گردن ملک عبدالله (فقید)، ملک سلیمان، بندر بن سلطان، سعود الفیصل، اردوغان، داود اوغلو، آل ثانی و آل خلیفه و دوستان غربی آن هاست و این خون ریزی ها را تاریخ فراموش نخواهد کرد.

در این میان با توجه به اینکه آمریکا به عنوان بزرگترین حامی کشورهای عربی در یک سال اخیر به سمت نوعی توافق با ایران گام برداشته، کشورهای عربی را در مورد تداوم حمایت های آمریکا دچار تردید ساخته است. این کشورها که نقش مستقلی در منطقه ندارند و همواره مجری تصمیمات غرب هستند اکنون فکر می کنند که بین آنها با آمریکا فاصله ای افتاده و لذا تهدیداتی را متوجه خود می بینند. از این رو سعی دارند تا جبهه بندی های جدیدی برای تضمین بقای خود شکل دهند. اما واقعیت این است که آنها بر خلاف واقعیت های عینی و ملموس منطقه فعالیت می کنند و تاریخ به خوبی نشان داده است که بر خلاف واقعیت حرکت کردن، نتیجه ای جز شکست ندارد./

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات