میلاد پورعیسی: علی مطهری را شاید بتوان تنهاترین نماینده مردم در مجلس دانست؛ کسی که حالا نه تنها برای به پایان رساندن نطق خود، هزینههای فراوانی را بر خود میپذیرد که کمتر کسی از میان همکارانش تحمل پذیرش مواضعش را دارند.
تجربه نطق ناتمام او در جلسه علنی 21 دیماه را میتوان یکی از صحنههای نمادین انزوای سیاسی او در بهارستان دانست.
از غیبت سوالبرانگیز برخی اعضای هیئت رئیسه در آن جلسه پرماجرا گرفته تا برخورد تند حسن ابوترابیفرد به عنوان مرد مدارای بهارستان در قطع اجباری نطق این نماینده مردم تهران و کمتحرکی نمایندگان میانهرو در دفاع از حق او برای بیان عقاید در جایگاه نمایندگی، همه و همه تنهایی سیاسی او را در میان اصولگرایان مجلس نهم شهادت میدهد.
واکنش محتاطانه علی لاریجانی به حوادث جنجالبرانگیز بهارستان در روز سخنرانی مطهری نیز خود حکایت دیگری از تنها ماندن این اصولگرای متفاوت در غوغای یکشنبه دو هفته گذشته است؛ جایی که هیچ انتقادی از نمایندگان مهاجم مطرح نشد و تنها متهم نیز رسانههایی دانسته شدند که به دنبال «سوژههای داغ» میگردند.
با این وضع، پرسشی که هم برای منتقدان و هم برای حامیان علی مطهری شاید پیش بیاید، سرنوشت ائتلاف او با اصولگرایان در انتخابات دور بعدی مجلس است.
گذشته از رویدادهای مجلس همزمان با نطق ناتمام مطهری، سابقه نمایندگی او در مجلس هشتم، شروع کنارهگیری بدنه اصولگرایان از او بود.
جایی که این نماینده مردم تهران بدون ملاحظه مصلحتهای گروهی، تنها با اصل قرار دادن ارزشهای شخصی خود، به موضعگیریهای انتقادی در برابر دولت میپرداخت؛ علی مطهری با اظهارات فراوانی در انتقاد از دولت مورد اعتماد اصولگرایان، زمینه عصبانیت آنها را فراهم کرده بود.
از اصرار بر استیضاح علی کردان، وزیر کشور محمود احمدینژاد تا انتقادهای فراوان در زمینههای فرهنگی، سیاسی و موضعگیریهای اسفندیار رحیممشایی و بسیاری دیگر از اعتراضهای علی مطهری در مجلس هشتم، زمینههای قهر اصولگرایان با او را فراهم کرد.
طرح سوال از محمود احمدینژاد در اواخر عمر مجلس هشتم که علی مطهری یکی از بانیان آن بود، از آخرین زمینههای پشت چشم نازک کردن اصولگرایان در این دور از مجلس در برابر فرزند شهید مطهری بود؛ جایی که علیرغم مخالفتهای فراوان درون و بیرون بهارستان، مطهری با اصرار بر عملی شدن سوال از رئیس جمهور وقت، او را به مجلس کشاند.
تا جایی که بعدها در جریان انتخابات مجلس نهم، یکی از مهمترین عوامل حذف علی مطهری از فهرست جبهه متحد اصولگرایان نیز همین مشی انتقادی علی مطهری در برابر دولت مورد حمایت این جریان سیاسی دانسته شد.
طرح سوال از رئیسجمهور در کل دوران مجالس جمهوری اسلامی، اتفاقی بیسابقه بود که در مجلس هشتم با مدیریت علی مطهری روی داد؛ رویدادی که به نظر بسیاری از اصولگرایان هزینههای فراوانی روی دست آنها گذاشت و متهم ردیف اول وارد کردن چنین هزینهای به اصولگرایان کسی نبود جز فرزند معلم شهید.
چنان که حتی جبهه متحد اصولگرایان در آستانه انتخابات مجلس نهم نیز با گنجاندن نام فرزند آیتالله مطهری در فهرست خود مخالفت کرد؛ دلیل مخالفت نیز به طور صریح انتقادهای او از دولت مهرورزی در دور قبلی فعالیت بهارستان اعلام شد.
خود مطهری اما در همان روزها که مورد نفرین اصولگرایان قرار گرفته بود، دلیل این مشی خود را به خوبی طرح میکند؛ روشی که بعدها در مجلس نهم و در مواجهه او با دولت اعتدال نیز به خوبی نمایان شد: «اصلا اصولگرایی به معنای واقعی همین است که انسان بدون ملاحظه باشد و بیرودربایستی کار خود را بکند. الان خیلیها تعریف درستی از اصولگرایی ندارند. اصولگرایی با رفیقبازی سازگار نیست. نباید مصلحت خود و گروه خود را به مصلحت جامعه ترجیح داد. حقوق مردم را نباید فدای منافع فردی و گروهی کرد.»
در مجلس نهم نیز علی مطهری با همین «بیملاحظگیها»ی گروهی و جناحی به بیان انتقادها از شرایط حاکم پرداخت؛ انتقادهایی که نه تنها منافع هیچ گروه و جناحی را در نظر نداشت که در میان نهادهای رسمی نیز کمتر خط قرمزی را به رسمیت میشناخت.
از کارت زرد به وزیر کشور به خاطر برخورد نکردن با ساپورتپوشان گرفته تا نطقهای گاه و بیگاه او در انتقاد از تصمیمهای نهادها همه و همه این روزها، عصبانیت اصولگرایان را از این فرزند صریح آیتالله مطهری برانگیخته است.
چنان که تا به حال دو بار همین نمایندگان، با شکایت از او به هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان، خواستار برخورد با او شدند و یکی از نمایندگان تندرو نیز، زمزمههای لغو اعتبارنامه نمایندگی او را کلید زد. با این وصف و با یادآوری عملکرد بزرگان مجلس از جمله هیئت رئیسه و دیگر چهرههای میانهرو بهارستان در مقابل هجوم به علی مطهری در دومین یکشنبه خاص بهارستان، آیا میتوان آیندهای برای ماندن این مهمان ناخوانده در میان جمع اصولگرایان پیشبینی کرد؟
خود علی مطهری اما در پاسخی کوتاه که به «آفتاب یزد» میدهد، کل گمانهها را مانند همیشه به کناری میگذارد: «این مطلب که من در چه فهرستی برای انتخابات آینده قرار بگیرم، فرع بر این قضیه است که اصولاً من بخواهم برای این انتخابات کاندیدا شوم.»