تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۷:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۷۳۷۵۱

ردپای آنکارا


سیدجواد صالحی/ کارشناس مسائل خاورمیانه

بیم و امید امنیت در عراق

با وجود انتخاب جانشین مالکی، هنوز عراق از بحران ناامنی و بی‌ثباتی رنج می‌برد. داعش در استان‌های شمالی مانور قدرت می‌دهد و ناراضیان سیاسی در پایتخت جولان می‌دهند. به این وضعیت ناامیدکننده یک پارامتر بی‌ثبات‌کننده نیز اضافه شده است و آن ناکامی نوری مالکی در تداوم قدرتش است. اما با این حال قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای سعی می‌کنند با مداخله در امور عراق بالانس قدرت را در این کشور به نفع خود تغییر دهند. آخرین نمونه چنین تلاش‌ها و دغدغه‌هایی حملات هوایی ایالات متحده آمریکا در مواضع داعش و کمک نظامی به اکراد است.

داعش امروز هم به عنوان یک گروه شبه‌نظامی و هم بعضا به عنوان یک ایدئولوژی در گستره سیاسی خاورمیانه خودنمایی می‌کند. در اینکه بنیادهای شکل‌گیری این گروه سازمان‌یافته، خشن، تروریستی و افراطی کجاست حرف ‌و نقل‌های بسیاری در رسانه‌ها مطرح است، ‌اما واقعیت این است که قاطعیتی در ورای آن وجود ندارد. بر این اساس بیش از اینکه بتوان از گزاره‌های قاطع و دقیق صحبت کرد بایستی از فرضیه‌های بدیل سخن به میان آورد. فرضیه‌هایی که در رد و اثبات آن می‌توان داده‌های متعارض و مختلفی جمع‌آوری کرد. تحلیل محتوای مستندات تحلیلی در رسانه‌های فارسی‌زبان، عرب‌زبان و لاتین بر این باورند که داعش تداوم تاریخی و دنباله القاعده است. «براساس این متون تاریخچه داعش به سال 2004 بازمی‌گردد. زمانی که ابومصعب الزرقاوی شبکه‌ای را به نام «جماعت توحید و جهاد» تاسیس و رهبری آن را بر عهده گرفت و با شبکه‌ القاعده به رهبری اسامه بن لادن بیعت کرد. الزرقاوی پس از آن به عنوان نماینده شبکه القاعده در منطقه یا آنچه موسوم به «شبکه القاعده در بلاد الرافدین» بود، معرفی شد.»

این گروه (شبکه القاعده در بلاد الرافدین) هنگام اشغال عراق از سوی آمریکا بیش از پیش به عنوان یک گروه جهادی ضد نیروهای آمریکایی خودنمایی کرد و شماری از جوانان عراقی که برای مبارزه با نیروهای اشغالگر عراقی در کشورشان تلاش می‌کردند جذب و به قوی‌ترین گروه شبه‌نظامی در حال جنگ در عراق تبدیل شد.

در سال 2006 الزرقاوی در یک نوار ویدئویی ظاهر شد و از تشکیل «مجلس شورای مجاهدین» در عراق به رهبری «عبدالله رشید البغدادی» خبر داد. الزرقاوی همزمان با اعلام تشکیل مجلس شورای مجاهدین به قتل رسید و «ابی حمزه المهاجر» به عنوان رهبر شبکه القاعده در عراق به جانشینی او تعیین شد.

در پایان سال 2006 یک گروه شبه‌نظامی متشکل از همه گروه‌های بنیادگرای موجود در عراق به نام «دولت اسلامی در عراق» به رهبری «ابوعمر البغدادی» تشکیل شد.

در چهارمین ماه سال 2010 و دقیقا نوزدهم آوریل همین سال نیروهای آمریکایی به عملیاتی نظامی در منطقه «الثرثار» عراق علیه خانه ابی‌عمر البغدادی و ابی‌حمزه المهاجر دست زدند و پس از درگیری‌های شدید و بمباران این خانه هر دو رهبر دولت اسلامی در عراق کشته شدند و یک هفته بعد این گروه به قتل رهبران خود اعتراف کرد و در حدود 10 روز بعد مجلس شورای دولت اسلامی در عراق تشکیل و «ابی‌بکر البغدادی» که امروز امیر «دولت اسلامی در عراق و شام» (داعش) است را به جانشینی «ابوعمر البغدادی» برگزیدند.

این خلیفه جوان و خودخوانده که به واسطه سبوعیت، قتل و وحشت خود را در صدر رسانه‌های جهان نشاند و همزمان بخش وسیعی را از موصل تا عرسال تحت سیطره خود درآورد کسی نیست جز «ابراهیم بن عواد بن ابراهیم البدری» که در سال 1971 در شهر سامراء عراق متولد شده است. وی دارای نام‌ها و القاب زیادی است از جمله «علی البدری السامرایی»، «ابودعاء»، «دکتر ابراهیم»، «الکرار» و بالاخره «ابوبکر البغدادی». وی فارغ التحصیل دانشگاه اسلامی بغداد است و دوره‌های لیسانس و فوق لیسانس و دکترا را در این دانشگاه گذرانده و به عنوان استاد و معلم و داعیه مذهبی در عراق فعالیت کرده و با فرهنگ اسلامی و علوم و فقه شرعی آشناست و اطلاعات زیادی نیز در علوم تاریخی دارد و در خانواده‌ای متدین و دارای عقاید سلفی، تکفیری متولد شده و حسب و نسب خویش را به قریش متصل می‌‌نماید.

البغدادی فعالیت‌های خود را ابتدا در زمینه‌های مُبلغ مذهبی و تربیتی آغاز ولی سپس مسیر خود را به سوی فعالیت‌های جهادی تغییر داد و به عنوان یکی از قطب‌های سلفی جهادی و برجسته‌ترین رهبران مذهبی در دو استان دیالی و سامراء در عراق مطرح شد. نخستین فعالیت‌های جهادی او از مسجد امام احمد بن حنبل آغاز شد و گروه‌های جهادی کوچکی در منطقه تشکیل داد که به عملیات تروریستی در عراق و جنگ‌های خیابانی که عراق طی سال‌های گذشته شاهد آنها بود، دست زدند. وی سپس گروهی به نام «گروه اهل سنت و جماعت» را با همکاری برخی از شخصیت‌های تندرو که اندیشه و روش و هدفی همانند او داشتند تشکیل داد و فعالیت‌های خود را در بغداد، سامراء و دیالی گسترش داد و سپس با این گروه خود به مجلس شورای مجاهدین پیوست و هیات‌های شرعی را در این مجلس سازماندهی کرد و خود به عنوان یکی از اعضای مجلس تا اعلام دولت اسلامی عراق در آن فعالیت کرد. بین «ابی‌بکر البغدادی» و «ابی‌عمر البغدادی» روابط عمیقی برقرار شد تا حدی که ابی‌عمر البغدادی پیش از به قتل رسیدن وصیت کرد که ابی‌بکر البغدادی به عنوان جانشین وی برای رهبری دولت اسلامی در عراق انتخاب شود. چنین اتفاقی در ماه اوت 2010 روی داد و ابوبکر البغدادی به عنوان امیر دولت اسلامی در عراق برگزیده شد.

در خصوص پیدایش داعش فرضیه‌های مطرح شده عبارتند از این که:

1- داعش گروهی ساخته و پرداخته شده توسط سازمان‌های اطلاعاتی غرب است.

2- داعش گروهی تکفیری ـ بعثی برای انتقام از دولت شیعی و شخص‌محور نوری المالکی هستند.

3- داعش اندیشه‌ای بنیادگرایانه برای تحقق یک اصلاح‌گری تاریخی و اعاده خلافت عباسی است.

4- داعش جریانی جهادی در واکنش به غرب است.

5- داعش گروهی ایدئولوژیک برای مقابله با اندیشه‌های شیعی است و نقطه تمایز آن با القاعده در تعریف مفهوم دشمن‌شناسی است. در حالی که القاعده بر مبارزه با صلیبیون و غرب تاکید داشتند، ‌داعش بر مبارزه با دشمن نزدیک یعنی شیعیان یا به تعبیر آنها صفویون و مجوس اولویت می‌دهد.

6- داعش ابزاری ساخته شده و کنترلی توسط قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است که در آن مولفه‌هایی همچون جابه‌جایی کانون‌های منازعه و خصومت، حفظ بازار فروش تسلیحات، تعقیب و تعمیق شکاف سنی و شیعی و در صورت لزوم تغییر فضای ژئوپلتیک منطقه لحاظ شده است.

صرف نظر از اینکه کدام یک از این فرضیات با واقعیت همخوانی دارد خود مبحث مستقلی می‌طلبد اما بنا به عنوان قصد دارم تا منحنی جهت‌گیری دولت رجب طیب اردوغان با داعش را مورد بررسی قرار دهم.

در اینکه چرا ترکیه از این گروه تروریستی حمایت می‌کند نظرات و دیدگاه‌های متفاوتی مطرح است:

برخی بر این باورند که شاید اولین دلیل این حمایت فروپاشی سیاست خارجی ترکیه و شکست این کشور در سوریه و سپس مصر و عراق و کل منطقه است؛ امری که ترکیه را وادار کرده تا به جای اینکه به شکست در سیاست خارجی اعتراف کند سعی در گسترش نفوذ و هژمونی خود در منطقه به هر شکل ممکن حتی با توسل به گروه‌های تروریستی نماید. موضوعی که توسط رهبران احزاب مخالف همچون کمال قلیچدار اوغلو محکوم می‌شود. رهبر حزب خلق ترکیه طرح تحقیق و تفحص در خصوص حمایت‌های دولت ترکیه از داعش را در پارلمان مطرح کرد ولی امروز بسیاری از منتقدان سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه آن را به حرکت با چشمان بسته متهم می‌کنند.

عده‌ای دیگر معتقدند که دلیل حمایت ترکیه از داعش را باید در تلاش برای سرنگونی نوری المالکی جست‌وجو کرد. ترکیه برای سرنگونی دولت «نوری مالکی» در عراق ـ حتی قبل از بحران سوریه ـ با شیوه‌های مختلف از نظارت بر تشکیل فهرست‌های انتخاباتی معارض گرفته تا سازماندهی کودتای نظامی از طریق «طارق الهاشمی» تلاش کرد و چون در این هدف ناکام ماند به سازمان‌های تروریستی مانند «داعش» متوسل شد.

گروه سوم معتقدند که آنکارا را با ایجاد همپیمانی بین «داعش» و گروه‌های معارض سابق (در عراق) تاسیس دولت سنی و تجزیه عراق را دنبال می‌کند. عراق یکپارچه همانطور که «احمد داوود اوغلو» وزیر خارجه ترکیه ترسیم کرده به منافع ترکیه خدمت نمی‌کند.

آنکارا بعد از حمایت مالکی از نظام سوریه، از سیاست حمایت وحدت عراق به سیاست تجزیه و تخریب نهادهای سیاسی آن متمایل شد. آخرین گامی که آنکارا در راستای این سیاستش برداشت توافق نفتی با اقلیم کردستان بدون مراجعه به دولت بغداد و صادرات نفت عراق از کردستان به بنادر ترکیه بوده است.

دلیل چهارم این است که تقسیم عراق، از دید آنکارا، به تاسیس یک دولت سنی همسایه منجر می‌شود که تا حد زیادی می‌تواند روی کمک‌های مالی آن حساب باز کند. به این ترتیب ترکیه نفوذی در عراق پیدا می‌کند که قبلا فاقد آن بوده است.

برخی نیز دلیل حمایت ترکیه از داعش را این می‌دانند که وضعیت غیر قابل کنترل در عراق و سوریه این امکان را به ترکیه خواهد داد تا در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، بار دیگر به موصل بازگردد که بعد از توافق سال 1926 بین انگلیس و عراق از آن خارج شد. موصل یا استان موصل شامل بخش اعظمی از اقلیم کردستان کنونی و نیز بخش‌هایی از استان نینوای فعلی بود. این استان رویای تاریخی را که در عقل سیاسی ترک‌ها نمی‌گنجد را محقق می‌سازد. بعد از خروج ترکیه از موصل، ‌آتاتورک به ترک‌ها گفت زمانی که ترکیه قادر به بازگرداندن آن باشد، باید چنین کاری را انجام دهد. اما «تورگوت اوزال» رئیس‌جمهوری سابق ترکیه به اعزام نیروهای این کشور برای اشغال شمال عراق در جریان «جنگ آزادسازی کویت» تلاش کرد تا یک دولت فدرال بین کردهای عراق و ترکیه ایجاد کند و موصل و نفت آن بازگردانده شود. اما نظامیان معارض ترکیه و «ایلدریم آک بولوت» نخست‌وزیر وقت ترکیه مانع از آنجام آن شد.

در هشتم فوریه سال 2007، «عبدالله گل» رئیس‌جمهور ترکیه با اشاره به اینکه در صورت تجزیه عراق، ترکیه حق دارد موصل را «بازگرداند»، گفت: «ما موصل را در سال 1926 به عراق متحد تحویل دادیم و الان ما یک عراق متحد را خواستار هستیم.»

باید اذعان کرد که عمدتا این مباحث متکی بر نوعی خیال‌پردازی یا انقطاع از واقعیت‌های عینی صورت می‌گیرد. شخصا بر این باورم که سیاست خارجی ترکیه در خصوص داعش مبتنی بر نوعی دوگانگی حمایت،‌ ترس و بعضا نگرانی است. زمانی ترکیه بیشترین نقش را در آموزش و پشتیبانی و ترغیب را نسبت به این گروه تروریستی داشت و اکنون به واسطه منافعی که برای آینده ترسیم کرده و همچنین ترس از گروگان‌هایی که در دست داعش دارد نسبت به محکوم کردن صریح آن اجتناب می‌نماید. مطمئنا رویکرد خشن و تروریستی داعش جایی برای سربلند کردن ترکیه در خصوص این حمایت‌ها نخواهد گذاشت و جذب و حضور شهروندان ترکیه در دل این گروه تروریستی نوید گسترش بحران‌های تروریستی در ترکیه را در آینده نزدیک می‌دهد. شاید در آن مقطع دیگر حسرت خوردن گرهی از مشکلات ترکیه باز نکند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات