گروه احزاب - جبهه پايداري و محمود احمدينژاد اين روزها به نقطه پررنگ اختلاف ميان اصولگرايان تبديل شدهاند. عدهاي معتقد به ائتلاف با آنها هستند و عدهاي هم خط قرمزشان نزديكي به پايداري است. اما درون جبهه پايداري هم شرايط چندان بسامان نيست. پس از تسويه كامل نيروهاي حامي احمدينژاد درون اين جبهه حالا افرادي نظير حسينيان، بذرپاش، رسايي و كوچكزاده ضمن جدايي از جبهه پايداري رابطه خود را با احمدينژاد تقويت ميكنند. دو شاخه شدن پايداري به دليل نزديكي و دوري از احمدينژاد در شرايطي است كه بسياري از اصولگرايان تنها به اين دليل با احمدينژاد مشكل دارند كه او را تحت تاثير اسفنديار رحيم مشايي ميخوانند.
در سوي ديگر احمدينژاد نيز هيچ موضعگيري علني درباره آينده سياسي خود نميكند و با وجود فعال شدن در عرصه عمومي تنها با لبخند سوالات مهم رسانهها را پاسخ ميدهد. اين شرايط براي اصولگرايان و جريان پايداري حداقل تا ماههاي آتي نيز ادامه خواهد داشت چرا كه احمدينژاد نشان داده تا دقيقه ٩٠ موضعگيري علني نخواهد داشت و به يكباره با استفاده از پارامتر غافلگيري وارد مبارزههاي انتخاباتي ميشود. اين البته به اين معنا نيست كه حاميانش هم در انفعال به سر ببرند. آنها با فعاليت نسبي در شهرستانهاي مختلف درپي احياي شبكه مديران دولت دهم هستند و آنطور كه منابع خبري اعلام كردهاند جلساتي نيز تحت عنوان مديران دولت دهم به رياست احمدينژاد تشكيل ميشود و بهطور منظم گزارش مديران رده اول او به استماع احمدينژاد ميرسد تا استراتژيهاي انتخاباتي با اين گزارشها تهيه و تدوين شود.
خطوط پررنگ رابطه
امروز تنها خط ارتباطي محكم احمدينژاد با جريان تهران جبهه پايداري و مديران ارشد دولت دهم برقرار است. مديران ارشد او نيز كه غالبا وزراي همسو با مشايي هستند ارتباط نزديكي با جريان تهران جبهه پايداري دارند. اما اگر قطع ارتباط ظاهري احمدينژاد و مشايي تا آستانه فعاليتهاي رسمي انتخاباتي ادامه يابد احتمال نزديكي دوباره او و اصولگرايان قوت مييابد.
اين در حالي است كه احمدينژاد، جريان قم جبهه پايداري و حتي تسويه شدههاي طيف تهران اين جريان يك فصل مشترك مهم دارند كه فارغ از نزديكي و دوري احمدينژاد به مشايي ميتواند بارديگر آنها را دور يك ميز بنشاند. مخالفت با دولت روحاني بزرگترين اشتراك آنهاست. اگر دولت حسن روحاني بتواند گامهاي بلندي در حوزه اقتصاد و ديپلماسي بردارد اتحاد اين سه ضلع نيز محتملتر خواهد بود چه آنكه براي مواجهه با يك روحاني قدرتمند كه پشتوانهاي هماهنگ و منسجم از اصلاحطلبان را هم به همراه خود دارد بهآساني امكان پذير نيست.
از طرفي حمايت جدي و مستمر اصلاحطلبان از روحاني در صورتي كه روحاني پيروزيهاي بزرگي بهدست آورد باعث ميشود در رقابتهاي انتخاباتي دست بالا با اصلاحطلبان و حاميان دولت باشد. در اين شرايط اصولگرايان ميانهرو و معتدل نظير علي لاريجاني به دولت نزديكتر خواهند شد و تندروها نيز با انسجام بيشتري ذرهبين به دست به دنبال اشتباهات احتمالي روحاني خواهند گشت.
دعواي ساختگي
اگرچه اصولگرايان طي روزهاي گذشته مطابق با خواست جريان رسانهاي احمدينژاد از سخنان مرتضي آقا تهراني در خصوص احمدينژاد استفاده كرده و آن را مصداق شكاف ميان احمدينژاد و پايداري عنوان كردهاند اما رجوع به همان سخنان آقاتهراني هم نشان ميدهد او احمدينژادي را مورد تاييد نميداند كه تغييرات جدي اعمال نكند. واضح است كه اشاره آقا تهراني به عنوان يكي از موثرترين چهرههاي جبهه پايداري به منتسبان احمدينژاد فردي جز مشايي را نشانه نميگيرد.
اما آيا كسي در تمام اين مدت كه از پايان دولت احمدينژاد نشانهاي دال بر همراهي و همسويي سابق اين دو در اختيار دارد؟ اشاره مخالفان به حضور مشايي در منزل احمدينژاد پيرو فوت مادر وي و حضور در مراسم تدفين آن مرحومه نميتواند چندان نشانه روشني باشد چرا كه حضور مشايي در آن مجالس همانقدر طبيعي بود كه شركت آيتالله هاشمي شاهرودي در مراسم ختم. بنابراين ميتوان اينگونه برداشت كرد كه احمدينژاد هوشمندانه و در ظاهر فاصله خود را با مشايي حفظ كرده است. اما آيا اين جدايي ظاهري در جلسات و محافل خصوصي سياسي احمدينژاد هم ديده ميشود؟
كف راي احمدينژاد بيش از ساير اصولگرايان
محمدرضا تابش، نماينده اصلاحطلب مجلس شوراي اسلامي در ميان كساني است كه احتمال ائتلاف جبهه پايداري با محمود احمدينژاد را محتمل دانسته و به آريا گفته است: اختلاف احمدينژاد و جبهه پايداري كه از قبل وجود داشت، در انتخابات رياستجمهوري ٩٢بروز و ظهور پيدا كرد. بنده معتقدم اگرچه اختلافات اساسي و جدي ميان جبهه پايداري و آقاي احمدينژاد وجود دارد اما با توجه به متغيرها و فرآيندهايي كه طي ميشود تا به نقطه انتخابات برسيم لذا اين اختلافات ميتواند به استراتژي تبديل شود.
ازآنجايي كه جبهه اصولگرايي بايد در انتخابات رياستجمهوري كانديدا داشته باشند و اين طيف ميداند كه كف راي آقاي احمدينژاد در جامعه نسبت به ديگر كانديداهاي آنها متناسبتر است بنابراين ممكن است اصولگرايان براي رسيدن به قدرت مجدد و وزنكشي درجامعه دوباره با احمدينژاد به اين توافق و تفاهم برسند كه در انتخابات رياستجمهوري آينده گزينه آنها ايشان باشد. اگر اصولگرايان به اين نتيجه و جمعبندي برسند كه از فردي حمايت كنند كه كف راي بهتري نسبت به ساير كانديداهايشان دارد بهطور حتم رسيدن به استراتژي وفاق معنا پيدا ميكند.
عضو حزب كارگزاران هم گفت: برخي افراد دولت از عناصر اصلي احزاب ملي هستند و طبيعي است در كنار كار اجرايي فعاليت سياسي نيز داشته باشند و اين موضوع در قانون منع نشده است. يدالله طاهرنژاد، عضو كميته سياسي حزب كارگزاران در گفتوگويي كه با ايسكانيوز داشت در پاسخ به اين سوال كه پيشبيني شما از جريان سوم جناحهاي سياسي در انتخابات مجلس چيست؟ گفت: از ناحيه آقاي احمدينژاد پيشبيني فعاليت ويژهاي ميشود اما رفتار سياسي او قابل پيشبيني نيست.
به اين معنا كه نميتوان فهميد قرار است چه كاري انجام دهد، اما اينكه حتما فعاليتي خواهد داشت قابل پيشبيني است. احمدينژاد يك فعاليت سازمان يافته در انتخابات انجام ميدهد، اما پيشبيني من اين است كه تمام قد وارد نشود بلكه به گونهاي است كه حضورش قابل لمس باشد. عملكرد هشت ساله احمدينژاد فضاي كشور را تحت تاثير قرار داده و او خودش هم ميداند توفيقي در انتخابات مجلس بهدست نميآورد بلكه براي انتخابات سال ٩٦ بسترسازي ميكند.
ابراهيم نكو، نماينده نزديك به لاريجاني و عضو فراكسيون رهروان ولايت اما ائتلاف جبهه پايداري با احمدينژاد را بعيد دانسته است. او در گفتوگو با آريا درباره اختلاف جبهه پايداري با محمود احمدينژاد، گفته كه اگرچه احمدينژاد در دوران رياستجمهوري خود يكسري از افراد سطوح پايين جامعه را به سمت خود كشاند اما بايد ديد آيا عملكرد او در دوران رياستجمهورياش مقبول جامعه قرار ميگيرد.
اين گمانهزنيها در شرايطي انجام ميشود كه كمتر از يكسال تا موعد انتخابات مجلس باقي مانده و اصولگرايان در شرايط ژلاتيني بيسابقهاي به سر ميبرند. امروز در اين جريان تنها حكم قطعي كه ميتوان صادر كرد عدم ائتلاف لاريجاني با تندروها و به تبع آن جبهه پيروان خط امام و رهبري است. بقيه گروهها و جريانات سياسي مرزهاي روشني ترسيم نكردهاند تا در بزنگاه انتخابات ائتلافهاي يكشبه متولد شود و اين همه نه از هوشمندي سياسي كه از سردرگمي جرياني است كه در خرداد ٩٢ غافلگير شد و از رقيب اصلاحطلب متحد خود شكست سختي را قبول كرد.