پس از اینکه آمریکا فکر کنار گذاشتن بشار اسد از قدرت را از ذهن خود بیرون کرده و هماهنگی امنیتی با ارتش سوریه را علیه داعش تقویت کرد، به نظر میرسد که اروپاییها نیز مدتی است که نشستهایی را برای تغییر سیاست خود در قبال سوریه و اشتباه بودن سیاست حذف اسد از قدرت آغاز کردهاند.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، روزنامه لبنانی الاخبار براساس اطلاعات به دست آورده نوشته است: برخی از مسئولان ارشد اروپایی در نشست اخیر شورای وزرای خارجه اتحادیه اروپا بدون هیچ تردیدی گفتهاند، سیاستشان در قبال سوریه اشتباه بوده است و باید این سیاست را تغییر دهند و این اقدامات باید براساس طرح استفان دی میستورا، فرستاده سازمان ملل به سوریه صورت بگیرد.
یک مقام اروپایی در مصاحبه با روزنامه الاخبار رخدادهای دیدار مهم در یازدهم ماه جاری میلادی که میان دی میستورا با وزرای خارجه اتحادیه اروپا برگزار شد، روایت کرد و گفت: تصمیمی برای اصلاح مواضع اروپا در قبال سوریه گرفته شده است.
این مقام اروپایی عنوان داشت: این نشست همانند نشستهایی که اروپاییها در آن مساله حساس را مورد بررسی قرار میدهند به صورت غیرعلنی برگزار شد و دی میستورا در این نشست به تشریح اوضاع سوریه و چارچوب منطقهای و بینالمللی مربوط به طرح خود پرداخت،که به اختصار در زیر میآید:
- طرح توقف درگیریها در حلب تنها طرحی است که در حال حاضر مطرح است و هیچ امیدی به طرح دیگری غیر از آن وجود ندارد و به همین دلیل اتحادیه اروپا باید عملا و نه فقط زبانی از آن حمایت کند و این تنها طرحی است که میتواند درگیریها را به حالت تعلیق درآورده و نیازهای مردم را برآورده ساخته و آوارگانی را که باری بر کشورهای مجاور سوریه هستند به کشور خود بازگرداند و این طرح همچنین امکان بازسازی سوریه را میدهد.
- بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه که آمادگی کاملی را برای موفقیتآمیز بودن این طرح بینالمللی در حلب نشان داده است ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه را برای پذیرش این طرح قانع کرده است و این اسد بوده که تا حد زیادی در قانع کردن همپیمانان ایرانی خود نسبت به این طرح نقش داشته است. این مساله بسیار ضروری بوده چرا که مسکو در آغاز نسبت به این طرح تردید داشت و معتقد بود که نمیتوان به تلاش آمریکا و ناتو اعتماد کرد و ممکن است این طرح شرایط را به سمتی سوق دهد که برای سوریه و همپیمانانش عاقبت خوبی نداشته باشد.
- با وجود اینکه آمریکاییها نسبت به این طرح موضعی محتاطانه نشان دادند و در آغاز نسبت به آن تردید داشتند اما در حال حاضر انعطاف بیشتری نشان دادهاند و موافقت خود را نسبت به این طرح در گرو موافقت برخی از همپیمانان منطقهای خود دانستهاند که منظور آنها دقیقا از این همپیمانان منطقهای عربستان سعودی است. دی میستورا در ادامه تصریح کرده است: در هر صورت من به عربستان میروم تا مسئولان عربستانی را نسبت به مفید بودن این طرح قانع سازم و در صورتی که موافقت اولیهای از سوی آنها در قبال این طرح مطرح شود من تلاشهای خود را در دمشق کامل میکنم تا در سریعترین زمان ممکن اجرای این طرح را آغاز کنیم.
از لحاظ تئوریک اروپاییها تمام آنچه که دی میستورا گفت را تایید میکنند آنها شاهد این مساله هستند که از زمان استعفای اخضر الابراهیمی، فرستاده سابق سازمان ملل به سوریه باید تلاشهای سیاسی میان نظام و مخالفان حفظ میشو تا در وهله نخست این نظام سوریه نباشد که با گفتن این حرف که تلاشهای سیاسی در حال حاضر وجود ندارد مساله را فیصله دهد و دوم اینکه به مخالفان این موضع نشان داده شود که غرب و ناتو همچنان از آنها حمایت میکنند.
سوم اینکه در حال حاضر هیچ مجالی برای اندیشیدن به طرح دیگری جز طرح دی میستورا وجود ندارد چرا که روابط آمریکا و روسیه به دلیل مساله اوکراین به شدت بحرانی شده است این بحرانی بودن روابط اروپاییها را به این سمت سوق میدهد که به این اعتقاد دست یابند که مسکو در حمایت از اسد موضعی سفت و سختتر نشان میدهد و در نتیجه هیچ امیدی برای اعمال فشار بر نظام سوریه جز از طریق همپیمان ایرانی آن وجود ندارد.
در این جا یادآوری این مساله لازم و ضروری است که اخضر الابراهیمی یکبار به اروپاییها گفت که استعفای او باعث خرسندی دو تن میشد: اسد و سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان چرا که رابطه شخصی او با این دو فرد بسیار بد بود و وی معمولا در خصوص کینه شخصی سعود فیصل نسبت به اسد سخن گفته و اعلام کرده است که این مساله مانع از دستیابی به راه حلی میشود. همچنین ترکیه برای اروپاییها یک مشکل واقعی است.
برخی از مسئولان میگویند که نمیتوان پیشبینی کرد که آنکارا دست به چه ماجراجوییهایی خواهد زد. دیگران نیز معتقدند که ترکیه در حال حاضر تقریبا تنها طرفی است که اعزام نیروهای خارجی به سوریه را تسهیل میبخشد و این کشور نظر خود را عملا در قبال مقابله با داعش قطعی و نهایی نکرده است و میخواهد به دلیل موضع خود از جامعه بینالملل سوء استفاده کند.
اروپاییها در این جا دو احتمال را مطرح کردهاند یا اینکه اعمال فشاری بر ترکیه صورت بگیرد که احتمالا به مرحله هشدار میرسد که این مساله در نظر برخی از آنها فایده ندارد چرا که باعث سختتر شدن مواضع رجب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه میشود یا اینکه تلاشی برای نزدیکتر شدن به ترکیه صورت بگیرد و این کشور به سمت پایبندی بیشتر به قطعنامههای بینالمللی مبنی بر مقابله با داعش و جلوگیری از اعزام نیروهای خارجی سوق داده شود اما در دو حالت موضع ترکیه برای اروپا نگرانکننده است.
ایران نیز کشوری محوری در دو بحران سوریه و عراق است و باید این واقعیت را پذیرفت. حال برخی موضعی محتاطانه و مخالف نشان میدهند. هیچ مانعی وجود ندارد که با ایران وارد مذاکرات جدی در خصوص سوریه حتی قبل از امضای توافق هستهای شد.
این مساله در وهله نخست امکان امتیازدهیهای سیاسی از سوی نظام سوریه را فراهم میکند اما به تقویت حضور شرکتهای اروپایی در خاک ایران نیز میانجامد. شاید این مساله نیاز مبرمی برای اروپاییها باشد و این اقدام علیرغم مخالفتهای فرانسه صورت بگیرد چرا که فرانسه این مساله را از طریق رابطه خود با پاریس نشان داده و اعلام کرده است که نمیخواهد رژیم صهیونیستی را خشمگین کند.
همچنین بدون در نظر داشتن عربستان که روابط گستردهای با تعدادی از طرفهای درگیر علیه نظام اسد دارد نمیتوان به یک راه حل جدی یا راه حلهای موقت در خصوص سوریه انجامید. مهم است که به ریاض این اطمینان داده شود که تلاشهای اروپا با هدف ابقای نظام صورت نمیگیرد.
دی میستورا تشریح کرد که عربستان به صورت ضمنی از این طرح وی استقبال کرده است اما وزیر خارجه اسپانیا به صورتی کاملا شفاف اعلام کرد که ریاض عملا با این طرح موافقت کرده است و به نفع فرانسه است که موضع تدافعی خود را در انتقاد از این طرح کاهش دهد چرا که فرانسه تندروتر از عربستان به نظر خواهد رسید و این مساله قابل درک نیست.
این وزیر اسپانیایی همچنین این پیشنهاد را مطرح ساخت که یک کنفرانس بینالمللی در مورد سوریه در کشورش برگزار شود چرا که این مساله از سوی همگان مورد قبول واقع خواهد شد و روسیه مانع اصلی در مقابل هر راه حلی خواهد بود که آن را نمیپذیرد اما نظام سوریه با آن موافقت کرده است.
از آنجا که رابطه آمریکا و اروپا در حال حاضر به دلیل مساله اوکراین بد است این مساله مهم است که مذاکراتی در خصوص مواضع نسبت به سوریه صورت بگیرد.
برخی از مسئولان اروپایی مصمم هستند تا مجددا مذاکرات با مسکو را تقویت کنند چرا که بازگشت به جنگ سرد جایز نیست و چه بسا سفری در آینده نزدیک از سوی فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا به روسیه صورت بگیرد.
همچنین مسکو در خصوص راه حل سیاسی جدی و فعال عمل میکند و چه بسا در صورتی که مقامات اروپایی از روسیه دور بمانند به این معناست که از سوی آمریکا و روسیه به حاشیه رانده شدهاند.
پس از اینکه دی میستورا با وزیران اروپایی در خصوص این مسائل صحبت کرد و از تماسهای اخیر خود و امیدی که این طرح در دل مردم سوریه ایجاد کرده است سخن به میان آورد مواضع ضد و نقیض اما مهمی میان اروپاییها در خصوص آینده روابط با اسد آشکار گشت. نخست اینکه همگان با طرح دی میستورا مخالف هستند اما آنها میخواهند بر این اساس از این طرح حمایت کنند که این طرح در حال حاضر تنها طرح موجودی است که در انتظار تحرکات مسکو نسبت به هیات مخالفان و هیات نظام سوریه در روسیه است اما فرانسه که روابط تجاری قوی در حال حاضر با عربستان سعودی دارد و انگلیس که نسبت به دیگر کشورهای اروپایی در رابطه با ایران مقدم است تاکید کردهاند که این طرح نباید در حمایت از ارتش سوریه و علیه مخالفان میانه رو در حلب باشد.
به این معنا که نباید شرایط اینگونه جلوه داده شود که گویی آنها در کنار ارتش علیه داعش ایستادهاند چرا که در حلب و اطراف آن افراد مسلح وابسته به مخالفان میانه رو حضور دارند و باید این افراد مد نظر قرار گرفته و از آنها حمایت شود تا «ما اینگونه جلوه دهیم که موضعی واحد نسبت به نظام و مخالفان اتخاذ کرده و به صورت برابر در قبال آنها عمل میکنیم».
علی رغم اینکه مواضعی در دولت کنونی فرانسه وجود دارد که نشان میدهد باید روش جدیدی در قبال روابط با سوریه در پیش گرفته شود اما وزیر خارجه فرانسه موضعی تند از خود نشان داد.
لوران فابیوس گفت: ما نمیخواهیم آنچه که در گذشته در حمص رخ داد در حلب نیز حاصل شود.
به گفته وی توقف درگیریها در حمص فقط به نفع نظام بود و از توازن برخوردار نبود و افراد مسلح پس از آنکه سلاحهایشان را به دولت تحویل دادند از این استان خارج شده و با اتوبوسهای دولتی به مناطق مسکونیشان انتقال داده شدند.
این مقام اروپایی که ارتباطی با مخالفان سوریه دارد میگوید: خروج افراد مسلح در آن هنگام برای آنها به منزله یک شوخی بود.
این وزیر فرانسوی در راستای موضع تندش گفت: نباید نظام از این طرح استفاده کند به این معنا که خیال نظام را در خصوص جبهه حلب راحت کنیم و سپس نظام به مناطق دیگری برود و بخواهد کنترل آنها را در دست بگیرد. دوم اینکه روابط اروپا با اسد ممکن است.
از طریق مناقشات وزرای خارجه و کمیسیونرها در اتحادیه اروپا این مساله مشخص شد که عدم موضع عملی نسبت به چگونگی تعامل با سوریه وجود دارد. این مقام اروپایی در ژنو میگوید که تعدادی از همتایان اروپایی او عملا در خصوص شکست سیاستی که تاکنون نسبت به سوریه در پیش گرفته شده است سخن میگویند و اظهار میکنند که مطرح کردن زود هنگام مساله کنار زدن اسد اشتباه بود.
برخی دیگر از اروپاییها میگویند که برآوردهایشان اشتباه بوده است و برخی دیگر معتقدند که اعتماد به آمریکاییها از پایه و اساس اشتباه بود چرا که واشنگتن طبق عادت خود منافع خود را بر منافع تمامی همپیمانانش ترجیح میدهد و معمولا اروپاییها را در این نوع تنگناها قرار میدهد.
یک دسته سومی نیز هستند که برآورد نادرست از تواناییهای ارتش سوریه و همپیمانان آن را مصیبت بزرگ میدانند. براین اساس مسئولان اتحادیه اروپا در حال حاضر به دنبال راهی در خصوص چگونگی اصلاح سقف سیاسی عمل شده در سوریه از سه سال قبل هستند. از شاخصهای این اصلاحات این است که آنها دیگر حرفی از کنار زدن اسد به میان نمیآورند و اظهارات واقع بینانهتری را مطرح میکنند.
مثلا آنها میگویند که اسد راه حل نهایی برای بحران سوریه نیست یا اینکه اسد در پایان راه حل سیاسی باقی نخواهد ماند یا اینکه طبیعی است راه حل سیاسی در پایان کار به انتقال اختیارات از ریاست جمهوری براساس ژنو1 منتهی شود.
از شاخصههای این منطق نیز این است که آنها دیگر نمیگویند، روند انتقالی از همین حالا شروع شود بلکه یک عبارت دیگری را به کار میبرند که از سوی بسیاری مورد قبول است و این عبارت این است که دعوتی برای آغاز روند انتقالی صورت بگیرد.
به نظر میرسد که موگرینی تا حد زیادی موفق شده است که این نظریه را ارائه دهد که «ما در خصوص نتیجه نهایی توافقنظر داریم» اما واقعیت سیاسی و تحولات اوضاع بر ما ایجاب میکند که روند خود را اصلاح کرده و از عبارتهای جدیدی استفاده کنیم که به این معنا که حتی اگر همگان در اروپا در گذشته خواهان کنار زدن اسد بودند اما واقع بینی در حال حاضر ایجاب میکند که به این مساله فکر کنند که این اقدام در حال حاضر غیرممکن است و ترغیب به راه حل سیاسی احتمالا بعدها به برکناری اسد منجر میشود.
در سایه این مناقشات مهم در خصوص اصلاح موضع اروپا نسبت به نظام سوریه این سوال مهم در اتحادیه اروپا در خصوص چگونگی موفقیت آمیز بودن طرح حلب باقی میماند و اینکه چگونه ممکن است این طرح حاصل شود اما اسد به عنوان شخص پیروز جلوه داده نشود به ویژه اینکه ارتش سوریه به نحوی چشمگیر در حلب پیشرویهایی داشته است.
مساله مهم ایجاد مکانیزم نظارتی از سوی شورای امنیت است. اروپاییها میدانند که با توجه به وتوی روسیه و چین که همواره در حمایت از سوریه صورت میگیرد این مساله غیرممکن است به همین دلیل و برخلاف موضع فرانسه و انگلیس که قدرتی بینالمللی از سوی شورای امنیت تاکید دارند اتحادیه اروپا تمایل بیشتری به ایجاد یک ساختار دیپلماتیک دارد که براساس آن خواهان ایجاد راهکار نظارتی وابسته به شورای امنیت میشود.
تمام این مسائل در آیندهای نزدیک با عنوان استراتژی اتحادیه اروپا در خصوص سوریه و عراق و مبارزه با داعش منتشر میشود اما در خصوص مخالفان سوری و بالاخص ائتلاف مخالفان که از دیرباز خود را به عنوان نماینده مخالفان جا زده است و از حمایت بینالمللی نیز برخوردار است به نظر میرسد که کشورهای اروپایی پس از آمریکا نیز نسبت به مخالفان بیشتر احساس یاس و ناامیدی کرده و اروپاییها تمایل بیشتری دارند تا دامنه مخالفان گستردهتر شود تا کسانی که در گذشته مورد قبول نبودند به دامنه مخالفان اضافه شده و فشار اخوان المسلمین کاسته شود.
مساله مورد توجه به عنوان مثال این است که زمانی که هادی بحره رئیس ائتلاف مخالفان چند روز قبل به اتحادیه اروپا در بروکسل سفر کرد نمایندگانی از ائتلاف تماسی با اروپاییها برقرار ساخته و گفتند که بحره دیگر نماینده آنها نیست.
یک مقام اروپایی به حالت تمسخر میگوید: هر بار که ما مناقشاتی را با یک مسئولی از ائتلاف آغاز کردیم دریافتهایم که این ائتلاف انتخابات جدیدی را برگزار کرده و مسئولانش را تغییر داده است و ما مجددا از نقطه صفر شروع میکنیم.
در سایه گزارشی که مطرح شد آیا اتحادیه اروپا موضع خود را نسبت به اسد تغییر میدهد چه بسا هر کس که در اتحادیه اروپا باشد همچنان برکناری اسد را تایید میکند اما واقعگرایی ایجاب میکند که رفتار و روش تغییر کرده و دیگر این برکناری به عنوان یک اولویت به حساب نیاید. اینها مسائلی است که بسیار بیشتر در مرحله آتی نمود پیدا خواهد کرد. چرا که تجاوزهای تروریستی بسیاری در خاک کشورهای اروپایی صورت گرفته است و هیچ راهی جز همکاری با ارتش سوریه و ایران در راستای مبارزه با تروریسم وجود ندارد.