درگیریهای لیبی که به دست شماری از بازیگران منطقهای و فرامنطقهای مدیریت میشود، زمینه فروپاشی این کشور و چپاول منابع زیرزمینی آن را در چارچوب یک قرارداد مشابه «سایکس- پیکو» فراهم میکند.
به گزارش ایرنا، «برنادینو لئون» فرستاده سازمان ملل متحد در لیبی، پانزدهم دی ماه برای سومین بار طی یک ماه گذشته در برپایی گفت و گوی ملی میان گروههای این کشور با شکست روبرو شد.
به نوشته تارنمای «ارم نیوز» امارات، قرار بود پانزدهم دی ماه نشست گفت وگوی ملی میان طرفهای درگیر لیبی برگزار شود، اما افزایش تنشهای نظامی میان طرفهای گوناگون، تلاشهای فرستاده سازمان ملل در لیبی را با شکست روبرو کرد.
حتی برگزاری نشست ویژه اتحادیه عرب در قاهره نیز به داد لیبی نرسید.
اگرچه هنوز هیچ تحلیلی از سوی لئون درباره علت شکست در برپایی گفت و گوی سیاسی ارایه نشده است، اما به نظر میرسد اختلاف در جامعه بین الملل بر سر لیبی و همچنین درگیری میان طرفهایی که در این کشور بر سر قدرت و ثروت به چشم و هم چشمی میپردازند، علت بن بست کنونی است.
به نوشته ارم نیوز، «محمد علی» نماینده مجلس لیبی، بر این باور است که با وجود پشتیبانی کامل مجلس لیبی باز هم فرستاده سازمان ملل متحد به طور کلی در ماموریت خود شکست خورد. لیبی در شرایطی سال گذشته میلادی را پشت سر گذاشت که انقلاب مردم این کشور با دست اندازهای گوناگونی روبرو شد.
وجود سلاح در دست شبه نظامیان، قدرت یابی این گروهها، پیشروی آنان در بسیاری از مناطق کشور و پایبند نبودن به نتیجه انتخابات این کشور از مسائلی است که بر سر راه انقلاب لیبی قرار داشت.
نگاهی به اوضاع لیبی
بیش از سه سال از سرنگونی «معمر قذافی» رهبر کشته شده لیبی، سپری میشود. نبود دولت مرکزی قدرتمند که بتواند اوضاع امنیتی لیبی را در دست گیرد، این کشور را به سوی جنگ داخلی پیش میبرد و زمینه تجزیه آن را فراهم میکند.
هر روز صدای انفجار در «طرابلس» و «طبرق» و دیگر شهرها به گوش میرسد و جنگی خانمان سوز «بنغازی» را فرا گرفته است. به طور کلی هر لحظه اخبار مرگ، کشتار و خونریزی، درگیری و تنش درباره لیبی در رسانهها منتشر میشود.
همچنین لیبی از وجود شکاف سیاسی میان جریانهای گوناگون رنج میبرد.
در این کشور 2 مجلس و دولت موازی وجود دارد؛ یک دولت به ریاست «عبدالله الثنی» و دیگری به رهبری «عمر الحاسی».
هواداران هر 2 دولت برای دستیابی به قدرت و ثروت با یکدیگر در حال نبردند. آنان برای دستیابی به خواستههای خود از شبه نظامیان مسلح نیز کمک میگیرند.
پس از مرگ قذافی قرار بود این شبه نظامیان مسلح به دستگاه امنیتی تازه کشور بپیوندند، اما همه تلاشها در این زمینه با شکست روبرو شد. اکنون شبه نظامیان از خزانه دولت حقوق دریافت میکنند، اما برای تامین منافع قبیله و گروه خود میجنگند.
به نوشته پانزدهم دی روزنامه «الاخبار» لبنان، دامنه درگیریهای لیبی به سبب پیاده سازی «عملیات کرامت» به فرماندهی ژنرال «خلیفه حفتر» برای رویارویی با گروه «فجر لیبی» شدت یافته است.
نظامیان وفادار به حفتر طی ماههای گذشته برای چیرگی بر بنغازی و پایان دادن به حضور گروه تروریستی «انصار الشریعه» و دیگر همپیمانان آن وارد عمل شدهاند.
روشن است که تامین امنیت بنغازی زمینه را برای انتقال مجلس به رسمیت شناخته شده نمایندگان از شهر «طبرق» در شرق لیبی به این شهر فراهم میکند.
پیروزی خلیفه حفتر در این نبرد سبب میشود جامعه بین الملل نیز با اقتدار بیشتری مجلس و دولت عبدالله الثنی را به رسمیت بشناسد و شرایط لازم به منظور فرستادن سلاح مورد نیاز ارتش برای نبردهای آینده را مهیا سازد.
دخالت خارجی؛ دستانداز راه گفتوگوهای ملی
برخی ناظران پیشبینی میکنند شیرازه لیبی به سبب درگیریها از هم خواهد پاشید.
لیبی پس از رسیدن به استقلال در سال 1330 خورشیدی به عنوان کشوری فدرالی با سه ولایت «طرابلس» در غرب، «برقه» در شرق و «فزان» در جنوب غرب شناخته میشد.
در سال 1342 خورشیدی در نتیجه اصلاحات قانون اساسی، نظام فدرالی لغو شد و مناطق فدرالی زیر پرچم حکومت مرکزی گرد آمدند، اما اکنون بیش از هر زمان دیگر این همگرایی تهدید میشود.
یکی از علتها این است که گروههای نزدیک به اخوان المسلمین به شکست خود در انتخابات مجلس اعتراف نکرده و با همکاری شبه نظامیان شهر «مصراته» برای اشغال طرابلس تلاش میکنند.
آنان از پشتیبانی کنگره ملی لیبی که تا پیش از برگزاری انتخابات چهارم تیر وظایف مجلس را بر عهده داشت، برخوردارند و مشروعیت مجلس منتخب را به رسمیت نمیشناسند.
در شرایطی که درگیری نظامی حفتر با گروه فجر لیبی و انصار الشریعه ادامه دارد مجلس و دولت منتخب لیبی که مورد تایید بینالمللی است، به طور کامل از عملیات کرامت به رهبری حفتر پشتیبانی میکنند.
البته در هرج و مرجهای لیبی فقط طرفهای داخلی نقش ندارند بلکه گروههای گوناگون از پشتیبانی کشورهای خارجی برخوردارند؛ پشتیبانیهایی که جنگ در لیبی را به یک جنگ نیابتی تبدیل کرده است.
دخالتهای خارجی دامنه نبرد را افزایش داده و موانع بسیاری پیش روی تلاشها و میانجیگریهای بینالمللی و منطقهای برای حل بحران پدید آورده است.
برخی طرفها نیز از دور درگیری گروههای گوناگون لیبی را مدیریت میکنند. این کشورها گرچه ادعای تلاش برای آغاز گفت و گوی سیاسی برای حل چالشهای لیبی را دارند، در عمل نشان دادهاند بیشتر به فکر منافع خود هستند.
برای نمونه اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی «ناتو» به خوبی میدانند با ورود نیروهای نظامی به لیبی و سرازیر کردن سلاح میان شبه نظامیان و دیگر گروههای تندرو، این ماجراجویی پرپیامد آغاز شد و اکنون نیز درگیریها را از دور مدیریت میکنند.
در این پیوند، روزنامه «الاخبار» لبنان پانزدهم دی در گزارشی نوشت: اکنون در لیبی که در قاره سیاه بیشترین و باکیفیتترین ذخایر نفتی را دارد، زمان تقسیم ثروت فرا رسیده و قرارداد «سایکس- پیکو» تازهای بر پایه دستیابی به منافع و ثروت در پیش است.
این روزها مناطق نفتخیز بنغازی تا «سرت» که «هلال نفتی» نام دارد، به میدان نبرد حفتر و گروه فجر لیبی تبدیل شده و میلیونها بشکه نفت را به آتش کشانده است.
به نظر میرسد با توجه به بینتیجه ماندن درگیریها طی چهار سال گذشته، جهان بیش از این منتظر تقسیم ثروت لیبی نخواهد ماند زیرا شرکتهای بزرگ نفتی برای رسیدن به سواحل لیبی خود را آماده کردهاند.
به نوشته روزنامه الاخبار لبنان، کشورهای غربی نمیخواهند در تنشهای پیچیده قبیلهای لیبی دخالت مستقیم داشته باشند، اما از دور تنشها را مدیریت میکنند. هر گروهی که بیشتر از دستورات غرب فرمانبرداری کند از پشتیبانی این کشورها برخوردار خواهد شد.
از این رو، به نظر میرسد کار توزیع سهمیه نفت لیبی میان بازیگران بزرگ آغاز شده است.
فعالیت داعش در لیبی
افزون بر چالشهای داخلی و رقابتهای خارجی، هم اکنون لیبی به پناهگاه امنی برای تکفیریها تبدیل شده است.
شرق لیبی به ویژه شهر «درنه» پایگاه شورشیان است. همچنین به تازگی گروه تندرو «مجلس شورای جوانان اسلام» با «ابوبکر البغدادی» رهبر گروه تروریستی- تکفیری داعش که بخشهایی از شمال عراق و سوریه را در کنترل دارد، بیعت کرده است.
گسترش گروههای تندرو در لیبی همانند کابوسی، آرام و قرار دولت را ربوده است؛ امری که به نوشته دوازدهم دی تارنمای «البدیل» مصر، پس از رخدادهای خونبار لیبی چندان شگفتی برانگیز نیست، زیرا وجود هرج و مرج زمینه فعالیت هر گروه تندرویی را فراهم میکند.
با توجه به آسان بودن گذر از مرزهای لیبی به کشورهای همسایه مانند مصر، مالی و الجزایر، آنها نیز از پیامدهای تنشهای لیبی احساس خطر میکنند. همچنین کشورهای غربی و همسایگان لیبی نگرانند که داعش و دیگر گروههای تندرو با پیشروی در لیبی از خلاء حکومتی در این کشور نفتخیز سوء استفاده کرده و منافع آنها را به چالش کشند.
در چنین شرایطی با توجه به تلاش برخی کشورها برای دامن زدن به ناآرامی در لیبی به منظور پیشبرد سیاست خود در منطقه، هم اکنون تنها گزینه برای مردم این کشور به کار بستن شیوههای مردمسالارانه و کنار گذاشتن اختلافها است. در غیر این صورت دور از ذهن نیست برای این کشور شمال آفریقا سناریو (نمایشنامه)های خطرناکی رقم خورد.