تاریخ انتشار : ۱۱ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۷۳۹۴۳

دستاوردهاي ماهوي مردمسالاري ديني

امنيت در يک جامعه تنها زماني پايدار است که مبتني بر حضور مردم در صحنه باشد، يعني امنيت با مشارکت مردم تأمين شده باشد

پايگاه بصيرت؛ گروه سياسي/ آنگاه که انقلاب اسلامي با داعيه هاي ديني و مبتني بر آموزه هاي ديني در ايران در حال تکوين بود،‌ کمتر کسي تصور مي کرد که اين نهضت مردمي بتواند رژيم مقتدر شاه را سرنگون و نظامي مردمسالار ايجاد کند و جلوه هاي درخشاني نيز از کارآمدي خود به منصه ظهور برساند. به عبارت ديگر، تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، اين تصور بر دنيا حاکم بود که دين مربوط به حوزه ي فرديات است و ناتوان از شکل دهي و اداره ي تحولات سياسي اجتماعي است، يعني تصور بر آن بود که گرچه ممکن است دين بتواند امور فردي را مديريت کند اما نمي‌تواند در اداره ي جامعه موفق باشد و اساسا دين را امري مربوط به حوزه ي فردي مي دانستند و نقشي سياسي اجتماعي براي آن قائل نبودند. از سوي ديگر، اين تصور نيز بر دنيا حاکم بود که لازمه ي مردمسالار بودن، حذف خداوند و دين از عرصه ي زندگي است. به عبارت ديگر، اينگونه تبليغ مي شد که لازمه ي مردم سالار بودن و نقش سياسي اجتماعي براي مردم قائل شدن، حذف خداپايگي از زندگي، بويژه در حوزه سياست، است.

اما امام خميني(ره)، به عنوان ايدئولوگ، فرمانده عمليات و معمار نظام جديد، نه تنها تحت تأثير اين تصورات و شرايط قرار نگرفتند، بلکه درست در نقطه مقابل اين تصورات موفق به برپايي نظامي شدند که هم الهي بود و هم مردمسالار؛ هم خداپايه و دين محور بود و هم براي مردم در حوزه سياست نقش بي بديلي قائل بود... .

امام(ره) درباره جمهوري اسلامي و ويژگي هاي آن فرمودند که "حکومت جمهوري اسلامي مبتني بر ضوابط اسلام، متکي به آراي ملت" ... "جمهوري به همان معنايي است که همه جا جمهوري است"، مراد از قيد اسلامي هم اين است که همه ضوابط ديني بايد در اين جامعه مراعات شود. ... تفاوت جمهوري اسلامي با جمهوري‌هاي ديگر اين است که "اين جمهوري بر يک قانون اساسي‌اي متکي است که قانون اسلام مي‌باشد. اينکه ما جمهوري اسلامي مي‌گوييم براي اين است که هم شرايط منتخب و هم احکامي که در ايران جاري مي‌شود، اينها بر اسلام متکي است و "اسلام در همه ابعاد قانون دارد و به همين جهت احتياج به قوانين ديگري نداريم".  لکن انتخاب با ملت است".

جمهوري اسلامي ايران با همين مختصات، اکنون در حدود چهار دهه است که با عبور از چالش ها و معظلات مختلف توانسته است به نهالي بالنده و تنومند تبديل شود، به گونه اي که حتي به الگويي براي دين باوران در دنيا تبديل شود. بدون شک بخشي از اينکه جمهوري اسلامي ايران توانسته است، علاوه بر غلبه بر چالش هاي مختلف، به حرکت رو به جلوي خود ادامه دهد مربوط به نوع هندسه بنيادين يا به عبارت دقيق تر، کيفيت سازمان يافتگي و تشکل اين نظام است. هندسه اي که نه تنها بدان اين قدرت را مي دهد تا در مقابله با چالش هاي مختلف زمين گير نشود، بلکه براي مديريت آن چالش ها و عبور موفق از آنها نيز به مکانيسم هاي مصونيت بخش دروني مجهز باشد. به عبارت دقيق تر، نوع استخوانبندي نظام جمهوري اسلامي ايران، به عنوان تنها نظام مردمسالار ديني در دنيا، به گونه اي است که به آن توان رويارويي با چالش هاي مختلف  را مي دهد. در واقع، مردمسالاري ديني، به عنوان يک نظام انديشگي تاکنون حاوي دستاوردهايي بوده است که مهمت��ين آنها عبارتند از:

1- موفقيت در تلفيق دين و سياست که در بالا بدان اشاره شد.

2- اميدبخشي به دين باوران در سطح دنيا و ارائه الگويي موفق براي آنها: همانطور که گفته شد، تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي اين تصور در دنيا حاکم بود که دين در اداره جامعه کارآمد نخواهد بود، اما با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و تأسيس نظام مردمسالاري ديني، با توجه به کارآمدي اين نظام، نه تنها نادرستي آن تصور به اثبات رسيده است، بلکه نوعي اعتماد به نفس و خودباوري در ميان دينداران دنيا ايجاد شده است و نظام مردمسالار ديني در ايران اکنون به الگويي براي آنها تبديل شده است.

3- پايداري نظام جمهوري اسلامي ايران: در توضيح بايد گفت که پايداري نظام هاي سياسي آنگاه از استحکام لازم برخوردار خواهد بود که اين نظام ها بتوانند وجه خاص خود را با وجه عام حاکم بر دنيا به خوبي ترکيب کنند. در اين خصوص و در ارتباط با جمهوري اسلامي بايستي گفت که اسلاميت وجه خاص اين نظام و جمهوريت وجه عام حاکم بر دنيا بود، هرچند که جمهوريت نيز چيزي خلاف اسلاميت نيست، که اين دو بخوبي و با ظرافت منحصر بفردي در نظام جمهوري اسلامي با هم تلفيق شده اند. بنابراين با اين وجود ديگر کسي نمي تواند اين نظام را به ديکتاتوري متهم کند. همچنين، با توجه به اينکه ساير نظام هاي مردمسالار دنيا سکولار هستند، ديگر کسي نمي تواند جمهوري اسلامي را به سکولار بودن متهم کند.

4- امنيت پايدار: امنيت در يک جامعه تنها زماني پايدار است که مبتني بر حضور مردم در صحنه باشد، يعني امنيت با مشارکت مردم تأمين شده باشد. در توضيح بايد گفت که تحکيم نقش و جايگاه مردم در حوزه ي سياست از ديگر دستاوردهاي مردمسالاري ديني در ايران است. همين موضوع، زمينه ارتباط مستمر و مؤثر مردم و مسئولان و همچنين مشارکت گسترده در امور مملکت را فراهم کرده است که اين امر خود باعث شکلگيري نوع خاصي از امنيت به نام «امنيت مردم پايه» شده است.

به عبارت ديگر، تکيه و تأکيد نظام اسلامي به حضور مردم در صحنه و مشارکت آنان در زمينه هاي مختلف که اين خود برخاسته از ماهيت نظام مردمسالاري ديني است، از همان ابتداي پيروزي انقلاب، نقطه قوت انقلاب اسلامي و ضامن تأمين امنيت آن بوده است. کما اينکه 8 سال جنگ تحميلي جز با تکيه بر نيروي الهي عظيم نهفته در آحاد مردم ميسر نبود، عبور از غائله 18 تير جز با حضور انقلابي و بموقع مردم در صحنه امکان پذير نبود، تداوم 8 ماه فتنه در سال88 نيز تنها با حضور حماسي مردم در 9 دي بود که بساط اهل فتنه را از هم پاشيد و در شرايط کنوني نيز، که به تعبير مقام معظم رهبري در حساس ترين مرحله تاريخ يا پيچ تاريخي قرار داريم، همين تأکيد و توجه به ظرفيت ها و نيروي نهفته در مردم از يک سو و تقويت اين ظرفيت ها از سوي ديگر است که مي تواند سرنوشت و آينده روشن تري را براي کشور رقم بزند.

5- ايجاد چالش براي هندسه قدرت نظام جهاني: مردمسالاري ديني به عنوان نظامي برخاسته از هويت اسلامي – ايراني ملت ايران، از آنجا که هم بناي مستحکم دارد و هم در عرصه عمل کارآمدي خود را به اثبات رسانده است، سبب عصبانيت و خصومت نظام سلطه شده است. به عبارت دقيق تر، نظام مردمسالاري ديني در ايران بازي انحصاري غرب در دنيا را به چالش کشيده است. به تعبير مقام معظم رهبري، پايه‌ي فکري و ارزشي و پايه‌ي عملي، دو پايه‌ي اساسي هندسه حاکم بر نظام جهاني هستند؛ «آن پايه‌ي اخلاقي و فکري عبارت بود از ادعاي برتري فکري و ارزشي غرب» و «در بخش دوم که بخش عملي است - که پايه‌ي دوم قدرت غرب و تسلط غرب بر مديريت جهان بود - مسئله‌ي توانايي‌هاي سياسي و نظامي بود که اگر ملت ها يا دولت ها يا جريان هاي گوناگوني تحت تأثير آن نظام ارزشي و آن جنبه‌ي اول قرار نمي‌گرفتند و تسليم نمي‌شدند و ايستادگي مي‌کردند، اينها با فشار سياسي و با فشار نظامي با آنها مواجه مي‌شدند و کارهاي زيادي را انجام مي دادند که کساني که زير بار آن عامل اول نمي رفتند، با فشار عامل دوم، يعني فشار سياسي و فشار نظامي و امنيتي، مجبور بشوند با آنها همراهي کنند و همکاري کنند»، که امروزه هر دوي اين پايه ها دچار چالش شده اند و انقلاب اسلامي در ايجاد چالش براي اين پايه هاي نظم جهاني بسيار تأثير گذار بوده است. در حقيقت آنگاه که انقلاب اسلامي در چارچوبي غير از چارچوب هاي فکري و ارزشي غرب شکل گرفت و پيروز شد، در برتري ارزشي غرب ترديد ايجاد کرد و آن را زير سؤال برد، در انحصار ايدئولوژيک غرب ترديد ايجاد کرد و از سوي ديگر، اين انقلاب با ايستادگي در مقابل تمامي زياده خواهي هاي غرب نشان داده است که حتي مي توان با ايستادگي در مقابل زياده خواهي ها و تسليم حرف زور ديگران نشدن نيز پيشرفت کرد. از اين رو انقلاب اسلامي در بي اعتبارسازي پايه هاي هندسه کنوني نظام جهاني موفق بوده است.

 نکته پاياني اينکه مردمسالاري ديني که در ذات و ماهيت خود يک دستاورد عظيم محسوب مي شود،‌ به دليل برخورداري از هندسه مستحکم و اثبات کارآمدي خود در عمل، دستاوردهاي چشمگيري را به ارمغان آورده و نشان داده است که قابليت پياده شدن و موفق بودن و همچنين الگو قرار گرفتن را نيز دارا مي باشد.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات