داوود حشمتی/ خبرنگار
اظهارنظرهای او همیشه مهم تلقی شده است، خلاصه اینکه درباره مسائل سیاست خارجی و سیاست هستهای باشد. علیاکبر ولایتی به واسطه سالهای طولانی حضور در راس دستگاه دیپلماسی ایران نظراتش بسیار مورد توجه قرار میگیرد. او در شرایطی که عدهای «دلواپس» هستند، از مذاکرهکنندگان هستهای حمایت کرده و گفته شیوه مذاکرهکنندگان قبلی را قبول نداشته است.
دکتر ولایتی از روزی که در مناظرات انتخاباتی به شیوه مذاکره سعید جلیلی انتقاد کرد تا امروز یک خط را دنبال میکند. او خواهان مذاکره، حل و فصل موضوع هستهای و در عین حال چانهزنی منطقی با غرب است. و البته مراقبتهای تیم ایرانی نسبت به ترفندهای طرف غربی و واقعبین بودن رویهاش تغییر نکرده است. او در چند جا نشان داد در مذاکرات یک شیوه ثابت را میپسندد.
یکم: او در مناظرات و حتی پیش از آن نسبت به برهم خوردن توافقات مابین علی لاریجانی و خاویر سولانا انتقاد داشت. به اعتقاد او موضوع هستهای میتوانست همان زمان به اتمام برسد.
دوم: در حوالی انتخابات 92 او پرده از دیدارهایی برداشت که میان وی و دولت فرانسه انجام شده بود تا به مساله هستهای پایان داده شود، اما او گفت که دولت احمدینژاد با یک حرکت غیر دیپلماتیک این توافق را برهم زد.
سوم: انتقاد به سعید جلیلی در برنامه مناظره انتخاباتی که شاید تندترین انتقاد به شیوه مذاکرات هستهای دوران جلیلی بود. مذاکراتی که به زعم ولایتی کلاس فلسفه بود.
چهارم: کمک به دولت در زمینه دیپلماسی هستهای در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.
همه اینها را که کنار هم بگذاریم، میتوان نتیجه گرفت که انتقاد ولایتی به شیوه مذاکرات گذشته یک تاکتیک برای نزدیکی به دولت نیست، بلکه حمایت او از مذاکرات هستهای به خاطر رویهای است که او آن را میپسندد. اما چرا حمایت او باید تا این اندازه مهم تلقی شود؟
علیاکبر ولایتی دوره طولانی 16 سالهای را در شرایط حساس در کشورمان وزیر امور خارجه بود. از سوی دیگر او سالهاست به عنوان مشاور عالی رهبری در امور بینالمللی فعالیت میکند. آن تجربه و این سمت از او فردی ساخته که نظراتش قابل اهمیت است. ولایتی به تنشزدایی در سیاست خارجی معتقد است و سازوکار مذاکره را خوب میداند. تجربه او در جریان قطعنامه 598 و مذاکره با دنیا این را ثابت میکند.
انتقاد به شیوه مذاکره جلیلی
این روزها که بحث دلواپسی سر زبانهاست عدهای با آنها مخالفند. بسیاری این همایشها را نقد میکنند اما ولایتی معتقد است: «اگر اظهار نگرانی و دلواپسی کنند لزوما به این معنا نیست که این افراد خلاف مصالح کشور عمل میکنند؛ بالاخره هر کسی عقیدهای دارد و عقیدهاش را بیان میکند. اگر واقعا نگران است میگوید من نگران هستم و این اشکالی ندارد چرا که در داخل کشور هر کسی آزاد است و میتواند عقیده خود را بیان کند و این را به حساب دشمنی آنها نباید قلمداد کرد.» با این حال ولایتی اما و اگری هم در این کار دارد، او میگوید: «اما هر کاری روش و چارچوب مشخصی دارد، چون مبانی اصلی آن جزو اختیارات مقام معظم رهبری است و مادامی که این کار تحت نظارت مقام معظم رهبری انجام میشود، ما نگرانی نداریم.» اینجاست که ولایتی راه خود را از دلواپسان جدا میکند. خصوصا اینکه تاکید وی بر این موضوع که اصول و مبانی اصلی مذاکره جزو اختیارات رهبری بوده و ایشان در آن نظارت دارند، از سوی بسیاری از رسانههای داخلی و خارجی مورد توجه قرار گرفت. چرا که این حرف را فردی میزند که مشاور عالی رهبری در امور بینالمللی است.
ولایتی سپس به انتقاد از مذاکرات دوره گذشته میپردازد و میگوید: «من شیوه گذشته مذاکره را قبول نداشتم؛ مذاکره قواعد خاص خود را دارد و باید در مذاکره حوصله لازم را به کار برد و حرف طرف مقابل را شنید و حرف حق خودمان را باید بزنیم. ادامه دادن مذاکره و صبر و حوصله نشان دادن به معنای آن نیست که انسان از چارچوب و خط تعیین شده خارج شود. به هر حال من آن شیوه مذاکرات را قبول نداشتم.»
در کنار هم قرار دادن این دو موضعگیری مشخص میکند که او با دلواپسان هیچ نسبتی ندارد. میدانیم که اگرچه سعید جلیلی یا معاون نزدیک او یعنی باقری در این همایش شرکت نکردند و فاصلهای با برگزارکنندگان همایش ایجاد کردند، اما ترکیب اصلی برگزارکنندگان همایش و سخنرانان آن را حامیان جلیلی در انتخابات خرداد 92 تشکیل میدادند. همانها که در جریان رقابتهای انتخاباتی دوگانه مقاومت ـ سازش را راه انداختند تا به اعتقاد برخی از ناظران سیاسی سبب تغییر صحنه انتخابات شوند.
ولایتی به هر حال خواستار حضور افراد باسابقه و باتجربه در مذاکرات است. کسانی که اطمینان را برای کشور ایجاد کنند. او میگوید: «روشی که اکنون مذاکرهکنندگان ما دنبال میکنند، شیوهای است که حکایت از تجربه اینها در مذاکره میکند و برای مذاکره باید افراد مجرب و باتجربه را به کار گرفت. تا آنجایی که مربوط به کار جمهوری اسلامی ایران میشود ما هم از کار خود و هم از مذاکرهکنندگان مطمئن هستیم و اینکه طرف مقابل چه میکند، ممکن است صد درصد برای ما قابل پیشبینی نباشد چون بعضی طرفهای مقابل مثل وزیر خارجه آمریکا روشهای نامطلوب دارند.»
حمایت از دولت در مرکز تحقیقات استراتژیک
ولایتی چند ماه پس از انتخابات از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام انتخاب شد. جایی که پیش از او سالیان متمادی شاهد حضور حسن روحانی به عنوان رئیس بود. این انتصاب او را بار دیگر در کنار عرصه مشاوره به رهبری به عرصه اجرایی کشاند.
در این مدت او با دیدارهایش تلاش کرده به دولت در امر دیپلماسی کمک کند. یکی از مهمترین دیدارهای وی که به مساله هستهای مرتبط بود، دیدار با وزیر خارجه سوئد در بهمنماه سال گذشته بود. ولایتی در این دیدار ارزیابیاش را از توافق اولیه ژنو این طور بیان کرد: «این مذاکرات در اولین گام نسبتا مثبت بوده است و نتایج میتواند براساس حسن نیت دو طرف ادامه داشته باشد.» رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع به علاوه با بیان این مطلب که ایران مایل است مذاکرات دو طرف تداوم پیدا کند، ادامه داده بود: «ما معتقدیم استفاده از فناوری صلحآمیز هستهای حق هر کشوری است. ما قویا این حق را برای خودمان میدانیم و برای مذاکرات و بازدید از تاسیسات انرژی هستهای آماده هستیم.» اشاره او به «حق غنیسازی» و اعلام آمادگی برای «بازدید از تاسیسات انرژی هستهای» نشان میداد که او به همان مسیری اعتقاد دارد که دولت یازدهم میپیماید؛ مسیری که به گفته روحانی شفافسازی و تاکید بر حقوق هستهای نامیده میشود.
همان زمان بود که یکی از نمایندگان در یک جلسه سخنرانی محدود گفته بود آقای ولایتی در رد توافقنامه ژنو نامهای را خطاب به رهبری نوشته است اما او این خبر را تایید نکرد و صراحتا گفت: «بنده از این نامه اطلاعی ندارم.»
اواسط اسفندماه ولایتی با کاترین اشتون در تهران دیدار کرد و درباره این دیدار با تاکید بر عدم عقبنشینی جمهوری اسلامی ایران از مواضع هستهای، تصریح کرده بود: «پافشاری بر استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای در چارچوب NPT مسالهای بود که در این دیدار مورد تاکید قرار گرفت.»
البته او همچون رهبر انقلاب نسبت به آمریکاییها خوشبین نبوده و این موضوع را نیز به صورت علنی مطرح میکند. او به اشتون گفته بود: «متاسفانه آمریکا اقداماتی را در این مدت انجام داد که خلاف روند مذاکرات و توافقات به وجود آمده بود و مصاحبههای جان کری علیه جمهوری اسلامی ایران نمونههای قابل ذکری در این زمینه است. اقداماتی که برخی از مقامات آمریکایی به بهانه فشار صهیونیستها انجام میدهند، قابل قبول نیست و برخلاف توافقات صورت گرفته در ژنو است و به عنوان مانعی برای توافقات بینالمللی میان ایران و 1+5 به حساب میآید.»
ولایتی بعد از این دیدار به خبرنگاران گفت که درباره تشدید تحریمها، صحبتهای تند و اظهار خصومت علیه ایران از سوی آمریکاییها با کاترین اشتون گفتوگو کرده است. هفته اول اردیبهشتماه نیز یک هیات پارلمانی از فرانسه به ایران آمد. این هیات نیز مانند بسیاری از دیپلماتها و مسئولانی که به ایران سفر میکنند، با ولایتی دیدار کرد. ولایتی در این دیدار درباره مسائل هستهای و توافق ژنو گفته بود: «هر دو طرف توافق داشتیم که باید به سمتی حرکت کنیم تا گفتوگوهای هستهای به نتیجه برسد و در چارچوب قوانین بینالمللی منافع حقه جمهوری اسلامی ایران به رسمیت رسیده و ایران از انرژی صلحآمیز هستهای استفاده کند تا ضمن رعایت موازین بینالمللی و در چارچوب تعهدات جمهوری اسلامی ایران به آژانس بینالمللی این امر محقق شود.» ولایتی بعد از این دیدار خر داد که هیات پارلمانی فرانسه آمادگی خودش را برای افزایش حجم روابط و رفع موانع پولی و بانکی که ایران به واسطه تحریمها دچار آن شده بود، اعلام کرده است. رایزنی فرانسویها با ولایتی مسبوق به سابقه است. او یک بار نیز سعی کرده بود تا با کمک فرانسه مشکل پرونده هستهای را حل کند. ماجرای این خاطره در ماههای منتهی به انتخابات 92 بر سر زبانها افتاد و در نهایت پای آن به مناظرات نیز کشیده شد.
توافقی که احمدینژاد برهم زد
ولایتی در جریان مناظره آخر در تلویزیون ضمن انتقاد به جلیلی، جزئیات توافقش با دولت فرانسه و سارکوزی را بیان کرد. او در این بخش حرفهای مهمی زد و از نقش دولت احمدینژاد از برهم خوردن توافقی که میتوانست مانع از تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه کشورمان شود، پرده برداشت. ولایتی گفت: «زمانی که هنوز به قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران در رابطه با مساله هستهای نرسیده بودیم، آقای سارکوزی مستقیما توسط سفیر فرانسه از من دعوت کرد که به پاریس بروم و با او مذاکره کنم. بنده با آقای رئیسجمهور (احمدینژاد) صحبت کردم و ایشان گفت که دعوت آقای سارکوزی را بپذیر و من به فرانسه رفتم.»
او توضیح داد که یک ساعت با سارکوزی ملاقات کرده و درباره عدد سانتریفیوژها به توافقی دست پیدا میکند. گفتنی است در حال حاضر تعداد سانتریفیوژها یکی از مباحث اصلی مطرح در گام نهایی توافق ایران و غرب است که هنوز حل نشده است. ولایتی گفت: «برای اینکه غنیسازی را متوقف نکنیم قرار شد یک چیز بینابین اتفاق بیفتد، مثلا هشت هزار سانتریفیوژها ما به 4 تا 5 هزار سانتریفیوژ برسد. این موضوع را آقای سارکوزی قبول کرد و گفت با آقای لوید که نفر دوم ایشان بود مذاکره کنیم و ظرف مدت یک هفته آقای لوید در رأس یک هیات سیاسی و هستهای به ایران بیاید و بعد از دو هفته آقای سارکوزی گفت: من میخواهم به کشور شما بیایم و ملت شما ملت بزرگی است و دست رهبر این ملت بزرگ را بفشارم. بنده این موضوع را به داخل کشور منتقل کردم و کار متوقف شد و نکته مهم این است که در همان زمانی که بنده با تاکید آقای رئیسجمهور فرانسه به آنجا رفتم، قائممقام وزارت امور خارجه، کاردار فرانسه را خواست و به نوعی به او گفت آن کسی که به پاریس آمده نماینده ما نیست و شما باید فلان آقا را قبول میکردید.»
مشاور مقام معظم رهبری اضافه کرده بود: «قرار گذاشتیم تا نفر دوم فرانسه به ایران بیاد و قرارهای اولیه این بود که آنها پذیرفته بودند که سانتریفیوژها در مقیاس کمتر کار کنند و بحث کنیم تا به جایی برسیم و از بنبست بیرون بیاییم و به شورای امنیت نرویم، همچنین غنیسازی را داشته باشیم و سانتریفیوژهای ما نیز کار کنند و مساله هستهای حل شود، در عین حال مشکلات بینالمللی پیدا نکنیم. متأسفانه در اینجا دولت جواب نداد و نه تنها جواب نداد بلکه زمانی که چنین حرفی به کاردار فرانسه در تهران زدند وزارت خارجه فرانسه گفت اگر این خبر زودتر به فرانسه رسیده بود، ملاقات تو با آقای سارکوزی لغو میشد. میشد از این امکانات استفاده کرد و غنیسازی را ادامه داد و این تحمیلها را از طرف شورای امنیت بر کشور نداشت و وضعیت کشور را به این تحریمها نرساند.»
مذاکره کلاس فلسفه نیست
اوج انتقادات ولایتی به تیم مذاکرهکننده قبلی جایی بود که در مقابل مذاکرهکننده ارشد آن یعنی جلیلی گفت: «بحث دیپلماسی کلاس فلسفه نیست که شما بروید آنجا بگویید منطق ما قوی بود و آنها هم محکوم شدند.» به واقع اعتقاد ولایتی در سیاست خارجی همین بود. او معتقد به تنشزدایی است. این را قبل از این مناظره هم در یک جلسه بیان کرد. او گفت: «تنشزدایی اولویت سیاست خارجی است.» ولایتی در پاسخ به این سوال که در صورت رسیدن به ریاست جمهوری با پرونده هستهای چه میکند، گفته بود: «برنامه هستهای قابل حل است بدون اینکه فناوری هستهای را از دست بدهیم. در مورد تحریمها نیز میتوان کاری انجام داد که با در اختیار داشتن انرژی هستهای صلحآمیز، تحریم هم نباشیم.»
او با انتقاد از دو جریانی که در خصوص انرژی هستهای دچار افراط و تفریط هستند، گفت: «یک دسته از این افراد معتقدند که انرژی هستهای را به دست نیاوریم تا قطعنامه شورای امنیت را نگیریم، عدهای هم میگویند قطعنامه کاغذ پارهای بیش نیست اما به اعتقاد بنده اگر هستهای باشیم و قطعنامه نگیریم، هنر است.»
او همین خط را در مناظرهها هم پیگیری کرد و ضمن انتقاد به جلیلی گفت: «دیپلماسی این نیست که انسان برود مقابل کشورهای دیگر خطابه بخواند و در مصاحبه مطبوعاتی مطالب خود را بیان کند. دیپلماسی این نیست که ما در یک طرف بنشینیم و آنها در طرف مقابل بنشینند و ما حرف مشخصی را بزنیم، بدون آنکه اقدامات دیگری در خارج از آن انجام دهیم.» این صریحترین انتقاد به کسی بود که چند سالی مذاکرهکننده ارشد ایران در مقابل غرب بود. حتی حسن روحانی نیز این گونه به جلیلی انتقاد نکرد و تنها سعی کرده بود با تشریح آنچه در گذشته اتفاق افتاده از عملکرد خودش در سالهایی که دبیر شورای امنیت ملی بود دفاع کند.
ولایتی به این بسنده نکرد. او گفت: «جناب آقای جلیلی! آنچه مردم میبینند این است که شما چند سال مسئول هستهای هستید، یک قدم پیش نرفتهاید و هر روز تحریمها بیشتر شده است و فشارش بر مردم میآید.»
هنر دیپلماسی در تعریف ولایتی این بود که بتوانیم حق هستهای را حفظ کنیم و در عین حال تحریمها هم کاهش پیدا کند و بر آن اضافه نشود. با این تعریف به نظر میرسد عملکرد تیم هستهای ایران با راهبری ظریف بیش از همه دورههای مذاکره به مذاق مرد دیپلمات ایران خوش میآید.
با وجود انتقاد ولایتی اما هنوز سعید جلیلی واکنشی نشان نداده است. انگار سکانس دوم از مناظره سوم آغاز شده است.