مرجان توحیدی
دستها صورتها را میپوشاند. روحانی همزمان در روضهاش اوج میگیرد. صدای گریه بعضی از حضار بلند میشود. موحدیکرمانی که بهتازگی و بعد از فوت آیتالله مهدویکنی، دبیرکل جامعه روحانیت شده است، شال مشکیرنگی به نشانه عزا به دوش خود انداخته است. او ترجیح داد تا خاتمه سخنانش در اجلاس سراسری جبهه پیروان خطامام و رهبری ذکر مصیبت برای عزای حضرت فاطمه(س) باشد.
گردهمایی سنتیهای اصولگرا، ظاهرا قرار است شروع یک ائتلاف باشد؛ ائتلافی با راس روحانیت و اضلاع سنتیها و اضافهشدن احتمالی پایداریها. ازهمینرو است که محتوای سخنان باهنر در این جلسه و تاکیدش بر حرکت در سایه برنامههای جامعتین، یعنی جامعه روحانیت مبارز و جامعه محققین و مدرسین حوزهعلیمهقم آنقدر به مذاق موحدیکرمانی خوش میآید که این گردهمایی را چندینبار بین سخنانش به محمدرضا باهنر تبریک میگوید.
تبریک برای تلاشی که میکوشد تا تندروها را در کنار سنتیها، زیر چتر جامعتین جمع کند، یادآور روزهای دور گذشته؛ انتخاباتهایی که جامعتین در راس بودند و جبهه پیروان خطامام و رهبری در قالب تشکلهای همسو، فهرستهای انتخاباتی میدادند. مجلس چهارم و پنجم را از آن خود کردند؛ اما از مجلس ششم بهاینسو از رونق افتادند. صلابتی که بیشازپیش در آستانه انتخابات ریاستجمهوری نهم و با ظهور جریانهای جدید اصولگرایی از هم شکست. حالا جامعتین میکوشند تا بار دیگر در راس قرار بگیرند، در آستانه انتخاباتی که برای آنها زنگهای خطر را بهصدا درآورده است.
همین تهدید است که سنتیها را نگران کرده تا به هر تاکتیکی تن بدهند، حتی ائتلاف با گروه پایداری، گروهی که در ابتدای تشکیل، خود به آن نقدهایی داشتند؛ نقدهایی که هنوز هم پابرجاست، هنگامی که باهنر عامدانه یا ناخودآگاه آنها را در بین سخنانش گروههای تندرو خطاب میکند، رو میکند به حاضرینی که صندلیهای سالن را پر کردهاند و میگوید که اصلاحطلبان تهدید هستند، پس باید تفاهم کنیم. وحدت نه بهمعنای فلسفی آن، بلکه به معنای ائتلاف.
موحدیکرمانی هم که بهنظر میرسد خلف صالحی برای مهدویکنی باشد، در سخنانش بیآنکه اشاره مستقیمی کند، میگوید اگر جامعه بیدار نشود، زنگ خطر است. نخبگان باید مردم را بیدار کنند. اکتفا نکنند به جلسات خودی. او ادامه میدهد بر روی استانهای برنامهریزی کنید و مردم را بیدار کنید. مرحوم مهدویکنی هم در آستانه انتخابات خرداد٧٦ همین دستورالعمل را در برنامههای خود قرار داده بود. او هم در آن انتخابات در سفرهای استانی خطرات رویکارآمدن رقیب همحزبی خود، یعنی حجتالاسلام ناطق نوری را گوشزد میکرد.
حالا اما تهدید آنقدر جدی به شمار میرود که هرپروژه و تاکتیکی را موجه نشان دهد، حتی پیوند با تندروها را. دلیل هم همین سخنان باهنر است که میگوید: انتخابات پیش رو هم فرصت دارد و هم تهدید. در انتخابات مجلس هشتم و نهم اصلاحطلبان بیرمق بودند و اصولگرایان با یکدیگر رقابت میکردند، اما در این دوره آنها میآیند. جدی هم میآیند.
خطابش به اعضای جبهه است در نشستی که سراسر خودیهای سنتی در آن جمع هستند، بدون آنکه میهمانی از دیگر گروههای اصولگرا دعوت شده باشد. حتی از سیدرضا تقوی که مسوولیت همگرایی جریانهای اصولگرایی را برعهده دارد هم بهعنوان میهمان خبری نیست. تنها میهمان برنامه، محمدعلی موحدیکرمانی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است.
حزب موتلفه هم یکبار دیگر پیشقدم شده و محل برگزاری نشست را مهیا کرده است؛ همان مرکز فرهنگی شهدای موتلفه. این حزب چندی پیش سالن همایش شهدای سرچشمه را هم در اختیار جمعیت ایثارگران گذاشته بود تا کنگره خود را برگزار کنند. آنجا بود که نخستین نشانههای نزدیکی سنتیها با ایثارگرانیها و پایداریهایی که به شکل قابل ملاحظهای در آن کنگره شرکت کرده بودند، دیده شد.
درواقع، همه این تدارکات و نشستها، تلاش سنتیهاست و هنوز پالسی از سوی جریان پایداری مبنی بر موافقت و حضور در این ائتلاف نرسیده است. سنتیها در تلاش هستند تا خود و تشکلهای همسویی مثل جمعیت ایثارگران و رهپویان را در یک ضلع ائتلاف قرار داده و پایداریها و جریان حامی محمدباقر قالیباف را هم در ضلع دیگر، تا پوششی حداکثری داشته باشند. تنها خلأ آن حامیان علی لاریجانی در مجلس است و دیگر چهرههای اصولگرایی، مثل محسن رضایی که معمولا جدی گرفته نمیشود. بهنظر میرسد چنین ائتلافی دلخواه جریان سنتی است.
اما نبی حبیبی دبیرکل موتلفه در کنگره جبهه پیروان در نقش مجری مراسم، مقابل میهمانان در جایگاه نشسته است و برنامهها را اعلام میکند و محمدرضا باهنر تلاش دارد تا کنترل همه چیز را در دست داشته باشد. موحدیکرمانی را به تنهایی بدرقه میکند و زاهدی وزیر سابق علوم در دولت احمدینژاد را که قصد بدرقه دارد، نهیب میزند که به سالن همایش بازگردد و کسی صندلیها را ترک نکند. خبرنگاران دیگر اجازه حضور در نشست را ندارند. در بخش اول نشست باهنر و موحدیکرمانی سخنرانی میکنند.
صراحت کمسابقه باهنر
باهنر در سخنانش درباره ائتلاف آن هم در شرایطی که میداند سخنانش تا چه اندازه مورد توجه رسانهها قرار خواهد گرفت، صراحت بیشتری به خرج میدهد. صراحتی که شاید تا این اندازه سابقه نداشته است. گویا باهنر بنا داشت تا پیام خود به پایداریها را اینگونه به گوششان برساند. او اگرچه بر وحدت تاکید دارد، اما میگوید: ممکن است به ائتلاف صددرصدی نرسیم، اما به ٩٠درصد یا کموبیش برسیم. اما باید تلاش کنیم تا به آن نزدیک شویم. ائتلاف با جبهه پایداری و گروههای تند را میگویم. نه ما باید بایستیم که آنها بیایند و دست ما را ببوسند و نه اینکه آنها بایستند و ما برویم دست آنها را ببوسیم. ائتلاف تنازل میخواهد. باید نرمی نشان دهیم.
باهنر در صحبتهای خود که تقریبا همهاش مهم بهنظر میرسید تاکید میکند که بنای ما حرکت و تبعیت کامل از جامعتین است، بدون هیچ شرطی. اینها همان بخشهای تلویحی سخنان باهنر است که بهنظر میرسد، پایداریها باید برای ائتلاف با سنتیها برایشان شروطی را تعیین کرده باشند.
او در سخنانش به انواع پیشنهادهای گروههای مختلف اصولگرا برای نوع حضورشان در رقابتهای مربوط به انتخابات مجلس اشاره میکند و میگوید: در آستانه انتخابات دوجریان هستیم. برخی از این جریان میگویند که ما فقط احترام جامعتین را داشته باشیم و خدمتشان برسیم و بعد از آن دنبال کار خودمان برویم و دلایلشان را نیز در اینباره گفتهاند و ما هم با آنها صحبتهای زیادی داشتهایم.
او درعینحال میگوید دیدگاه دیگری نسبت به جامعتین وجود دارد، مثلا پایداریها، یک رهبر ایدئولوژیک بهنام آیتالله مصباحیزدی دارند. بعضی میگویند از جامعتین تبعیت میکنیم به شرط آنکه ضلع چهارم و سوم میکنند. اما میگوییم همدلی با جامعتین بدون هیچ پیششرطی مبنی بر اینکه فرد کذا باشد و فرد کذای دیگری نباشد.
او اضافه میکند: جامعتین خود تصمیم میگیرد که آقای مصباح ضلع سوم باشد، یا احدی از اعضای جامعه مدرسین که با ایشان مشورت میکنند و ارتباط دارند. در این ارتباط خود جامعتین تصمیم میگیرد و ما همراهیمان با جامعتین بدون پیششرط است.
او ادامه میدهد: ما در جریان فعالیتهای انتخاباتیمان باید از حداکثر ظرفیتمان استفاده کنیم. اکنون برخی از اصلاحطلبان مطالبی را مطرح میکنند که این مطالب بعضا به منظور تحریک است. در اینجا ما باید به «ما قال» و «من قال» توجه کنیم. گاهی یکسری از افراد حرفهای خوبی میزنند ولی مقاصد خیری در آن نیست.
شرط و پیششرطها و بیتوجهی به جریان لاریجانی
باهنر پیشتر بدون آنکه پیششرطی بگذارد، از ائتلاف با پایداریهای سخن گفته و ائتلاف با آنها را بر هرنوع ائتلاف دیگری از جمله معتدلین اصلاحطلب ترجیح داده بود. اما حالا بر حرکت تحت لوای جامعتین تاکید کرده و شرط میگذارد که هرگونه تبعیت از جامعتین باید بدون پیششرط باشد. باهنر مدتی است تلاش دارد تا سفره خود را از علی لاریجانی که حالا در قامت یک رقیب بالقوه به او نگاه میکند، جدا کند. گویا باهنر در این بخش از سخنانش هم باید اشارهاش به اظهارات اخیر کاظم جلالی درباره حزب لاریجانی باشد.
از زمانیکه اخبار مربوطبه فعالیت هواداران علی لاریجانی در مجلس برای تبدیل فراکسیون رهروان ولایت به حزب رهروان منتشر شد، باهنر در کسوت نایبرییس مجلس سعی کرد تا هرگونه انتساب این اخبار به لاریجانی را تکذیب کند. او در جایی اشاره کرده بود علی لاریجانی شخصا به او گفته است بهدنبال تشکیل حزب نیست. کاظم جلالی، که رییس مرکز پژوهشهای مجلس محسوب میشود و البته دست راست لاریجانی است، در جریان هدایت برنامههای فراکسیون برای تبدیلشدن به حزب، همواره خط بطلانی بر سخنان باهنر کشیده است.
او بهتازگی گفته است باهنر نگران حزب لاریجانی نباشد. او همچنین در انتقاد به جریان سنتی اصولگرا گفته بود: «لیدرهای سنتی اصولگرایان به هیچوجه نمیخواهند این میز و عنوان را رها کنند و حتی به قیمت قربانیکردن کل اصولگرایی حاضر نیستند صحنه را به نسل جدیدتر و افرادی که دارای فکر هستند و مسایل جدید را میفهمند، واگذار کنند. با اینگونه عملکرد، جریان اصولگرایی بهسمت تصلب در مدیریت و اینکه خودیها را بهنوعی بزنیم که تنها خودمان باقی بمانیم، میرود.»
باهنر، اما تلاش دارد در سخنان خود درباره ائتلاف، تنها پایداریها را پررنگ جلوه داده و جریان علی لاریجانی را نادیده بگیرد؛ به مثابه آنچه در همین جلسه به آن اشاره و تاکید میکند: «هرچند در دورهای برخی از افراد غیرهمدلیهایی داشتهاند، اما اصولا جبهه پیروان همیشه بر مشی تبعیت از جامعتین حرکت کرده و فضای اصولگرایی این تبعیت را تایید میکند. در این تبعیت ثابت شده است ما نه تنها هیچگاه زیانی ندیدهایم، بلکه همیشه از آن سود بردهایم و در انتخابات مجلسشورایاسلامی و خبرگان نیز بر این تبعیت تاکید داریم.»
ائتلاف دلخواه دبیرکل جامعه روحانیت
باهنر پس از هشدارها و انذارها، سخنان خود را پایان میدهد و نوبت به هشدارهای موحدیکرمانی میرسد. موحدیکرمانی که البته تاکیدات باهنر بر لزوم تبعیت از جامعتین او را خشنود کرده بود، بعد از آنکه به جایگاه فراخوانده شد، جمعیت مقابل خود را خواصی برشمرد که اگر صالح باشند، جامعه هم صالح خواهد شد. او بعد از این سخن باهنر را خطاب قرار داد و گفت: این توفیق را تبریک میگویم. اینکه دلسوزانه در مسایل انقلاب حضور دارید. موحدیکرمانی هم در این سخنان نوعی از ائتلاف را ترسیم میکند که باید دوضلع داشته باشد؛ روحانیت در کنار دیگر جریانهای اصولگرایی که باید در سنتیها حل شوند.
موحدیکرمانی سخنان هشدارگونه خود را اینگونه آغاز میکند: باید مراقب بود که نالایقها متصدی کارها نشوند و لایقها کنار زده شوند. اصلح اگر متصدی شود، جامعه بیدار میشود و اگر چنین نشد، زنگ خطر است. او سپس بر بیدارکردن مردم به وسیله نخبگان تاکید کرد. افرادی که به اعتقاد او در آن جلسه حضور داشتند، همان نخبگانی بودند که وظیفه بیدارگری را برعهده داشتند. موحدیکرمانی بر برگزاری جلساتی در استانها برای بیدارکردن مردم سفارش کرد و گفت نخبگان خصوصیتهایی که مقاممعظمرهبری به وقتش درباره خبرگان و مجلس شورای اسلامی تبیین میکنند را به مردم بازگو کنند.
او سپس به کنایه درباره اختلافات درونی اصولگرایان هم با اشاره به حدیثی از امامصادق چنین میگوید: امام صادق(ع) روزی متوجه شد که بین اصحاب او یک حالت تنفری وجود دارد، امام به آنها گفت چه شده که شماها از هم متنفر شدهاید، برائت شما باید نسبت به دشمن باشد و نه نسبت به یکدیگر.
او سپس اضافه میکند: نباید فردی که جزو اصحاب است، طرد شود. مومنان همه یکسان نیستند. برخی بصیرت بیشتری دارند و برخی کمتر. باید دست آنهایی که بصرت کمتری دارند را گرفت و بصیرت آنها را بیشتر کرد. ما وظیفه داریم آنهایی را که در اصول با هم اختلاف داریم، جذب کنیم، همانطور که مقاممعظمرهبری گفتهاند جذب حداکثری.
باهنر درست تشخیص داده است
او سپس با برشمردن اصول ١٦گانه اصولگرایی میگوید: باید به روحانیت و مرجعیت احترام بگذاریم. باید تشکر کنم از آقای باهنر که به صراحت بیان کردند ما جامعتین را قبول داریم و تبریک میگویم که درست تشخیص دادید. روحانیت متمسک به اهلبیت است و از خود مایه نمیگذارد.
او در همینزمینه اینگونه ادامه میدهد: تجربه نشان داده کسانی که با روحانیت بودهاند، موفق بودهاند چراکه روحانیت هرچه دارد از اهلبیت دارد. و کسانی که با روحانیت مخالف بودند مانند منافقین بدبخت شدهاند. البته ما خود را بینیاز از مشورت نمیدانیم. نظرخواهی و بحث میکنیم و اختلافات را با بحث از بین میبریم.
او از اینجا به بعد وارد بحثهای جبهه پایداری شده و ادامه میدهد: البته وقتی این مذاکرات انجام گرفت، معنایش ضلع سوم نیست. ضلع همان دوضلع است. ما به مصباح احترام خاص و علاقه و ارادت داریم. ما مشکلی با شخص ایشان نداریم، هرچند درباره پذیرش رهبری جبهه پایداری از سوی ایشان تردید وجود دارد. اما نظر جامعتین نظر عموم است. او ادامه میدهد اعضای جبهه اگر اختلافنظر دارند، با هم بحث کنند اما کار به تخاصم نکشد. خطر تخاصم بیشتر است. کوتاه بیایید و به تفاهم برسید. اگر نرسیدید، نگویید ما بر اساس وظیفه خودمان عمل میکنیم زیرا شاید در مسیر انتخابات در مورد اینکه چه کسی در فهرست قرار بگیرد و کسانی بیایند، بگویند فلانی اصلح است یا نیست.
اما شما باید بتوانید این اختلافات را حل کنید و از تخاصم دوری جویید و تفاهم را مراعات کنید. بهدلیل وحدت اگر کسی هم اصلح نبود، مراعات کنید در فهرست قرار گیرد و به این مساله توجه کنید. سخنان موحدیکرمانی که پایان میگیرد، روضه حضرت فاطمه(س) را آغاز میکند. محمدنبی حبیبی به خبرنگاران میگوید سالن را ترک کنند. نخستین کنگره جهبه پیروان بعد از مرگ عسگراولادی اینگونه به پایان میرسد. اما رایزنیهای روحانیت در کنار سنتیها همچنان ادامه خواهد داشت.
بهشت و جهنم و نبود عسگراولادی
ازدستدادن حببیبالله عسگراولادی و پرکردن جای خالی او برای جریان سنتی اصولگرا آنقدر سنگین و سخت بوده است که باهنر در ابتدای سخنانش در همایش اعضای جبهه پیروان تاکید موکدی بر این موضوع میکند. اگرچه عسگراولادی هم نتوانست قطعات پازل بههمریخته وحدت اصولگرایی را تا زمان حیات خود منظم کند، اما موضوع بهشت و جهنم اجباری و مذاکرات هستهای هم از جمله مواردی بود که موحدیکرمانی به آنها اشاره و انتقاد میکند. او در آغاز سخنان خود در اینباره میگوید: مسوولان نباید از فرهنگ دینی جامعه غفلت کنند چراکه دشمن روی فرهنگ برنامهریزی کرده است و فرهنگ چیزی نیست که یک مسوول بگوید ما وظیفه نداریم مردم را بهزور به بهشت بفرستیم.
همه مسوولان در این راستا وظیفه دارند درهای جهنم را بهروی مردم ببندند و درهای بهشت را باز کنند؛ در اینجاست که باید از عظمت قدرت برای این موضوع استفاده کنیم. موحدیکرمانی البته ١٦شاخص اصولگرایی را اینگونه عنوان میکند: دفاع از ارزشهای انقلاب، پایبندی به انقلاب، التزام عملی به ولایتفقیه، قبول فصلالخطاببودن رهبری در اختلافات، احترام به روحانیت و مرجعیت، سادهزیستی، توجه به مستضعفان، توجه به آزادیهای مشروط، تحکیم مردمسالاری، عدالت، التزام و تلاش برای وحدت قوا، دشمنشناسی، استقلال و تلاش در جهت وحدت حول محور ولایت در کشور و تلاش در جهت وحدت در جهان اسلام از جمله این شاخصها هستند.