پایگاه بصیرت،مهدي سعیدي/با روی کارآمدن کابینه یازدهم، شعار اعتدال بر سر زبانها افتاد و این دولت کوشید تا خود را دولت اعتدال معرفی کند. اعتدال که در فحوای خود تعابیری، مانند عقلانیت، مدارا، صبوری، انصاف و عدالت را نیز به همراه دارد، تعبیر ارزشمندی است که نه در شعار، بلکه باید در عمل تعیّن یابد؛ وگرنه همچون دیگر تعابیر ارزشمند، جز لقلقه زبان نخواهد بود و کارکرد و ثمری برای جامعه نخواهد داشت.
حداقل دو قرائت کلی درباره اعتدال وجود دارد که در فضای سیاسی کشور هوادارانی دارد. قرائت اول که باید آن را نوعی قرائت منفعلانه از اعتدال دانست، آن را به نوعی معادل مسامحه، انفعال، کوتاهآمدن از آرمانها، واقعگرایی افراطی و تسلیم شدن در برابر وضع موجود معرفی میکند. در این نگاه چندان نباید بر اصول تأکید کرد، چراکه اصول، نسبی بوده و این واقعیتهای زمانه است که اصول و ارزشها را تعریف میکند!
اما قرائت دیگری نیز از اعتدال وجود دارد که از آرمانگرایی واقعبینانه ریشه میگیرد. در این الگو بنای تفکر از آرمانخواهی آغاز میشود؛ اما در مرحله تحقق آرمانها، همواره نگاه به واقعیتهای صحنه اجتماع فراموش نمیشود. آرمان و مصلحت در کنار یکدیگر تکمیل میشوند و عقلانیت و تدبیر به کمک عدالت و ارزش میشتابند. این رویکرد هم با تحجر و قشریگری مرزبندی جدی دارد و هم از افتادن به دام استحاله و انفعال مراقبت میکند.
در این میان، ارائه الگویی عملی که بتوان آن را شاخصی برای اعتدال عملی در سیاستورزی دانست، کمک شایانی در فراگیری گفتمان اعتدال در جامعه خواهد داشت. در این راستا به نظر میرسد، باید به مشی رهبر معظم انقلاب اسلامی اشاره کرد که در طول سالهای متمادی، انقلاب و نظام اسلامی را با مشی اعتدال مدیریت کرده و به پیش برده است. مروری بر عملکرد و کارنامه مدیریتی ایشان و بررسی کلام و بیانات معظمله بهخوبی از مشی انصاف و اعتدال ایشان حکایت دارد و این حقیقتی است که دوست و دشمن به آن اعتراف کردهاند.
بررسی همه ابعاد مشی و منش رهبری در طول بیش از دو دهه گذشته، خود دفتری پرحجم است که از حوصله این مقال بیرون خواهد بود؛ اما آخرین مواضع ایشان در مواجهه با مذاکرات هستهای در لوزان سوئیس، آخرین تجلی این مشی اعتدالورزی مبتنی بر قرائت آرمانگرایی واقعبینانه است.
معظمله درحالیکه دو قرائت افراطی از این نشستها در جمع نخبگان مطرح بود، به ارائه تحلیل مسئله پرداخت و مواضعی اتخاذ کرد که باز هم دوست و دشمن، به صداقت، انصاف، اعتدال و خردورزانه بودن آن اعتراف کرد.
معظمله با صراحت اعلام داشت، با آنچه تا به حال انجام شده نه موافقم و نه مخالف؛ چون هنوز اتّفاقی نیفتاده و هنوز کاری نشده است؛ لذا به طعنه به آنهایی که در مقام تبریکگفتن برآمده بودند، فرمودند که این اقدام، اقدامی بیمعنی است! معظمله همچنین برای منتقدانی که بیانیه صادره را بخشی از توافقنامه میخواندند نیز، مشخص کرد که این برداشت ایشان ناصواب بوده و هنوز هیچ چیز الزامآوری به تصویب نرسیده است.
معظمله بار دیگر مبتنی بر منطق انصاف و اعتدال، از اعتماد کامل به تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی سخن گفت و در مقابل، دیوار بیاعتمادی بین ملت ایران و حکومتهای زیادهخواه غربی را بلند توصیف کرد و با صراحت، دروغگویی و فریبکاری آمریکاییها را گوشزد فرمود.
نشانه برجسته دیگر مشی اعتدالی ایشان آنجایی بود که از مسئولان خواست تا مردم و بهویژه نخبگان را از جزئیات و واقعیات مطّلع کنند؛ زیرا در منطق ایشان، چیز محرمانهای بین مردم و دولت وجود ندارد. همچنین، از مسئولان خواست تا جمعی از مخالفان را دعوت کنند و حرفهای آنها را بشنوند؛ ای بسا در حرفهای آنها یک نکتهای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود و اگر چنانچه نکتهای هم نبود، آنها را قانع کنند.
و در ادامه با حوصله و زبان لیّن، مطالبات و خطوط قرمز مورد تأکید خود را برای مسئولان باز شمردند تا هم سرلوحه تیم مذاکرهکننده ایرانی باشد و هم اینکه دشمنان این ملت نیز بدانند که جمهوری اسلامی به هیچوجه از خطوط قرمز خود عدول نخواهد کرد!
مشی اعتدال حکیم فرزانه انقلاب اسلامی که مبتنیبر همدلی و همزبانی ملت و دولت بنا نهاده شده، میتواند الگویی برای همه مسئولان کشور، بهویژه دولتمردان دولت اعتدال باشد و همه آنهایی که تلاش دارند جامعه اسلامی هرچه بیشتر در مسیر پیشرفت و عدالت حرکت کند.