1) سناریوی یارگیری برای باجخواهی
با توجه به شرایط جاری در یمن و این حقیقت که منصورهادی عملاً ظرفیتهای یک رهبر مقتدر را ندارد برخی ناظران سیاسی معتقدند که هدف از طراحی خروج وی از صنعا میتواند نوعی باجخواهی از ملت یمن و جریانهای سیاسی از جمله انصارالله باشد. درخواست وی برای ادامه مذاکرات ملی در عدن، بازپسگیری استعفا از مقام ریاستجمهوری، تأکیدات وی بر پایبندی طرح شورای همکاری خلیجفارس و نیز درخواستهایش برای دخالت سازمان ملل در امور یمن و نیز هراس عربستان از تشکیل دولت بهدست انصارالله، ناتوانی منصور هادی برای تشکیل دولت گسترده و فراگیر به دلیل نداشتن پایگاه مردمی و... نشانگر طراحی وی و حامیانش از بحرانهای جاری برای باجخواهی از ملت یمن است. بسته شدن پرونده فسادهای وی و نزدیکانش، بازگشت وی به قدرت با اختیارات گسترده و کمرنگ شدن دامنه فعالیت ساختارهای نظامی و کمیتههای مردمی، حذف و یا به حاشیه راندن انصارالله بهعنوان مردمیترین جریان حاضر در یمن با هدف تحقق مطالبات و خواستههای عربستان و آمریکا میتواند از جمله خواستههای اصلی منصور هادی و حامیانش باشد. بهعبارتی وی و حامیانش سیاست باجگیری را به بهانه بحرانی بودن شرایط کشور در پیش گرفتهاند.
نكته مهم در این عرصه سناریوی یارگیری وی برای نمایش قدرت خود به سایر جریانهای یمنی از جمله کمیتههای مردمی است.
تلویزیون العربیه خبر داد: سفرای کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در نظر دارند فعالیت خود را در شهر عدن از سر بگیرند. کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، مصر و ترکیه به همراه کشورهای غربی از جمله آمریکا، انگلیس، فرانسه و ایتالیا سفارتهای خود در صنعا را تعطیل کردند تا فشار دیپلماتیک بر انصارالله را تشدید کنند. «عبدالطیف الزیانی» دبیرکل شورای همکاری خلیجفارس، در عدن با «عبدربه منصور هادی» دیدار کرد. شورای همکاری خلیجفارس هم در بیانیهای از خروج عبدربه منصور هادی از صنعا استقبال کردند.
ترکی بنمحمد، معاون وزارت خارجه عربستان، جنبش انقلاب در یمن را به زیان رژیمهای عربی حاشیه خلیجفارس از جمله عربستان دانست و مدعی شد آنچه در یمن میگذرد، کشورهای جهان و همسایه را تهدید میکند.
محسن الاحمر، ژنرال فراری با یک هواپیمای خصوصی سعودی به همراه برخی مقامات سازمان اطلاعات و نظامیان ارشد سعودی وارد عدن شده است.
در حوزه رسانهای نیز متحدان خارجی هادی طرح حمایت رسانهای از وی را اجرا کردند. روزنامههای الوطن، عکاظ، الریاض سعودی، الخلیج امارات و الرایه قطر و دیگر رسانههای عربی و غربی در مطالب جنجالی و تنشآمیز خود همگی از خروج منصور هادی و ورود وی به عدن استقبال کردند و از اینکه وی با این کار خود به طرحها و سیاستهای شورای همکاری خلیجفارس پایبند بوده، تمجید کردند.
در همین حال منابع خبری اعلام کردند ترکیه برای انتقال تکفیریها به یمن، پروازهای خود از آنکارا به عدن و حضرموت را به دو پرواز در هفته افزایش داده و بیشتر مسافران بدون بازرسی، عازم یمن هستند و مقامات ترکیه از این موضوع مطلعند.
نکته قابل توجه، مواضع جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در نشست کنگره بود که ادعا کرد: حمایتهای ایران از انصارالله زمینهساز بحران یمن شده است. ادعایی که پیش از این منصور هادی برای کمرنگسازی ماهیت مردمی انصارالله مطرح کرده بود.
نکته جالب خروج ماتئو تویلر، سفیر آمریکا و دیپلماتهای سفارت آمریکا از صنعا با کمک عمانیها بود بهطوری که یک هواپیمای عمانی آنها را به عمان منتقل کرد و از آنجا آمریکاییها رهسپار کشورشان شدند. آمریکاییها، هزاران سند و صدها سلاح را نابود کردند تا بهگمان آنها بهدست انصارالله نیفتد.
مجموع این تحركات برای قدرتنمایی منصور هادی در حالی صورت گرفت كه دو چالش در برابر اهداف آنها وجود دارد:
نخست کارکرد گروههای یمنی با محوریت انصارالله در اداره امور کشور است. استمرار گفتوگوهای ملی و نیز تدوین راهکارهای اجرایی برای خروج یمن از شرایط بحرانی در چارچوب حفظ وحدت و یکپارچگی کشور زمینهساز ابهامات بسیاری در تحقق طراحی منصور هادی برای باجگیری از یمنیها گردیده است. انصارالله و سایر جریانهای مردمی، خروج عبدربه منصور هادی از صنعا و پشت کردن وی به توافقات گذشته و تحرکات تنشآمیز وی در عدن را دلیلی برای سلب مشروعیت از وی دانستهاند. خروج سؤالبرانگیز عبدربه منصور هادی از پایتخت یمن در حالی صورت گرفت که روند مذاکرات گروههای سیاسی در صنعا با میانجیگری جمال بنعمر، نماینده سازمان ملل متحد بهخوبی پیش میرفت و شرکتکنندگان در این گفتوگوها به توافقی درباره باقی ماندن پارلمان و تشکیل مجلس الشعب دست یافته بودند.
دوم ناتوانی منصور هادی در یارگیری درون یمن است. هرچند وی توانست در حوزه منطقهای و جهانی دستاوردهایی داشته باشد، اما در حوزه درونی موفقیت چندانی نداشته است. نداشتن پایگاه مردمی زمینهساز تزلزل متحدان خارجی برای حمایت از وی میشود چرا که تا ظرفیتهای درونی همراه خواستههای غربی نباشد آنها حاضر نیستند برای نگه داشتن فردی در قدرت هزینه کنند چنانکه این امر را در قبال مبارک در مصر، بنعلی در تونس، علی عبدالله صالح در یمن و... میتوان مشاهده کرد.
رئیسجمهور یمن که استعفای خود را از پارلمان پس گرفته، نتوانست موافقت فرماندهان جنوبی ارتش را برای همکاری بهدست آورد. در این میان، علی محسن الاحمر و حمید الاحمر از فرماندهان ارتش نیز علیرغم اختلافات قبیلهای با منصور هادی، برای پیوستن فرماندهان جنوب به رئیسجمهور مستعفی اقدام کردند اما تلاش آنها نتیجهای نداشته است. منصور هادی همچنین در تماسهای مکرر از «علی سالم البیض» دبیرکل حزب سوسیالیست جنوب یمن و رئیسجمهور پیشین یمن در سالهای 1986 تا 1990، درخواست کرد که از تصمیمات اتخاذی او در عدن، حمایت کند اما وی با صدور بیانیهای همکاری با عبدربه در عدن را رد کرد و گفت ما قبول نداریم که عدن به پایتخت شمالیها تبدیل شود. او در بیانیه خود از جنوبیها خواست از ورود به نفع یکی از دو طرف معادله صنعا ـ عدن خودداری کنند. نکته قابل توجه در ناکامی منصور هادی مخالفتهای مردمی با طرح وی بوده است. مردم عدن و بسیاری از شهرهای جنوبی یمن، با برپایی تظاهرات و لگدمال کردن تصاویر منصور هادی و حامیان خارجی وی، مخالفت خود را با بحرانسازیهای آنها اعلام کردند.
در حوزه جهانی نیز منصور هادی نتوانسته حمایتهای کاملی را کسب کند چنانکه منابع خبری اعلام کردند هیئتی از نمایندگان انصارالله راهی روسیه شد تا با مسئولان این کشور برای گسترش همکاریها رایزنی داشته باشد. گفتنی است در نشست شورای امنیت نیز روسیه از پذیرش قطعنامه انگلیس مبنی بر اقدام نظامی علیه یمن و انصارالله خودداری کرد و آن را وتو نمود. برخی ناظران سیاسی معتقدند که تقابلها میان روسیه و غرب به حوزه یمن نیز میرسد و این امر، شرایط را برای باجخواهی منصور هادی از سایر گروههای یمنی سخت خواهد کرد.
2 ) سناریوی بحرانسازی
با توجه به ناتوانی منصور هادی برای باجگیری و تحقق اهداف عربستان و غرب، گزینه دومی با عنوان سناریوی بحرانسازی قوت میگیرد که محور آن را گرفتارسازی یمن در بحرانهای امنیتی برای حذف انقلابیها تشکیل میدهد. بحرانهایی که میتواند تکرار شرایط سوریه، لیبی و عراق به کشورهای گرفتار تروریسم وارداتی را به همراه داشته باشد. اشتباهی که غرب و عربستان گویا بهدنبال تکرار آن هستند که گسترشدهنده ابعاد جدیدی از تروریسم در منطقه است.
با توجه به مرزهای گسترده یمن با عربستان و نزدیکی انصارالله در این مناطق، تشکیل کشوری با محوریت آنها یعنی تهدید گسترده برای عربستان در حالی که استمرار بحران در یمن نیز برای امنیت عربستان منفی خواهد بود لذا سناریوی تجزیه رسمی یمن دور از ذهن مینماید مگر در صورت حذف جریان انصارالله که به دلیل پایگاه گسترده مردمی آن، تحقق این امر غیرقابل انجام به نظر میرسد. بر این اساس این پرسش مطرح است که جریانهای وابسته به خارج نظیر منصور هادی و حتی علی عبدالله صالح دیکتاتور سابق یمن و حامیان غربی و عربی آن بهدنبال چه گزینهای هستند؟
پاسخ به این پرسش را در مجموع تحولات یمن در ماههای اخیر میتوان مشاهده کرد که در سه حوزه دستهبندی میشود:
الف) در حوزه سیاسی در حالی که تمام گروههای سیاسی از شمال تا جنوب در کنار یکدیگر قرار داشته و توافقنامه مشارکت و صلح را در سپتامبر 2014 امضا کردند، تحرکات مشکوک جداییطلبی در جنوب یمن مشاهده میشود که هواداران منصور هادی و علیعبدالله صالح و جریانهایی مانند «الاحمر» با آن همراه شدهاند. فضای سیاسی یمن با نابسامانی همراه است هر چند که جایگاه مردمی انصارالله زمینهساز برتری آن در برابر سایر جریانهای سیاسی است.
ب) در حوزه اقتصادی نیز به دلیل بحرانهای امنیتی عملاً اقتصاد یمن فلج بوده و فقر در آن بیداد میکند. یمن در جمع 10 کشور فقیر اول دنیاست. نکته مهم آنکه منطقه جنوبی از امکانات اقتصادی بیشتری برخوردار است و به آبهای بینالمللی راه دارد. حمایتهای کشورهای عربی و غربی نیز از آنها بهشدت زیاد است که میتواند زمینهساز منطقهای با اقتصاد به نسبت مطلوب را رقم زند. این در حالی است که مناطق شمالی با محوریت صنعا در تحریم شورای همکاری خلیجفارس قرار دارد. چندی پیش نیز شورای امنیت به بهانه مقابله با تروریسم و حمایت از راهکار سیاسی، انصارالله را در فهرست تحریمها قرار داد تا اعمال فشار اقتصادی بر این مناطق را قانونی جلوه دهد.
ج) در حوزه امنیتی نیز چند نکته مهم مشاهده میشود. گروههای تروریستی با محوریت القاعده در مناطق شمالی فعالیتهای گستردهای دارند و بهنوعی میتوان شرایط یمن را با سوریه، عراق و لیبی مشابه دانست. جالب توجه آنکه آمریکا و کشورهای عربی در ماههای اخیر چندین تن از سران القاعده را از زندان آزاد کردهاند که گزارشها از حضور آنان در یمن حکایت دارد. کمیتههای مردمی یمن چندی پیش فاش کردند دولت به ریاستجمهوری منصور هادی، صدها میلیون دلار تسلیحات وارد کرده اما به انبارهای ارتش تحویل نگردیده و به انبارهایی در جنوب یمن انتقال یافته است؛ مناطقی که اکنون تحتنظر منصورهادی فراری و الاحمر است. عربستان در مرزهای شمالی آرایش جنگی گرفته و برخی منابع نیز از حضور نیروهای مصری در مرزها به بهانه رزمایش مشترک با عربستان خبر دادهاند. شورای همکاری خلیجفارس به بهانه مقابله با کودتای انصارالله آرایش نظامی گرفته و ارتش آمریکا و فرانسه و انگلیس نیز با ادعای مقابله با القاعده نیروی نظامی به آبهای یمن اعزام کردهاند و عملاً هدایت جنوب یمن را در اختیار دارند. با توجه به این شرایط میتوان گفت که در حوزه امنیتی در حالی که القاعده بهعنوان پیادهنظام مستقیم در جنگ با کمیتههای مردمی و انصارالله است كشورهای عربی و غربی نیز از این تروریستها پشتیبانی میکنند.
منابع خبری از دست داشتن تعدادی از عناصر ارتش یمن در حمایتهای نظامی از القاعده خبر داده و تصریح کردهاند که این عناصر اجازه تسلط القاعده در مراکز ارتش و سرقت سلاحهای آنها و انتقال آن به مناطق تحت نفوذ خود را میدهند. القاعده سه بار بهصورت پیدرپی بر برخی مراکز نظامی مسلط شده و سلاحهای آن را غارت کرده است. در تازهترین این اقدامات که آخرین آن نخواهد بود، القاعده یک پادگان ارتش در استان مأرب را تحت تسلط گرفت و 30 تانک و 50 توپ علاوه بر تعداد زیادی از تسلیحات سنگین را غارت کرد.
همچنین یک منبع قبیلهای در استان مأرب یمن، عربستان را به دست داشتن در تجهیز و آمادهسازی و مقدمهچینی برای جنگ در استان مأرب متهم کرد و گفت که عربستان ماهیانه بالغ بر 120 میلیون ریال در یمن بهنفع جریانهای تروریستی الاصلاح و القاعده هزینه میکند و آنها را در اردوگاههای نخلا و السحیل و البنات در این استان گرد آورده است.
تروریستها در حالی به كشتار میپردازند كه در گام دوم کشورهای عربی، غربی و حتی نیروهای منصور هادی به بهانه مبارزه با تروریسم به اعمال فشار بر شمال یمن میپردازند. طرح نهایی آن است که کمیتههای مردمی و انصارالله حذف شوند و در نهایت، ساختاری همسو با عربستان و آمریکا تشکیل گردد. هر چند در مرحله مقدماتی یمن به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم میشود، اما در نهایت سناریوی یمن واحد دستنشانده هدف طراحان بحران در این کشور است. چنانکه اکنون در لیبی با نام مقابله با داعش تقویت «خلیفه حفتر» برای تسلط کامل بر لیبی پیگیری میشود که تأمینکننده منافع غرب باشد. القاعده و ارتشهای عربی پیادهنظام غرب در منطقه شدهاند.
عربستان و آمریكا به همراه تمامی متحدان خود، برآنند به سمتی گام برندارند كه یك دولت شیعی دیگر در منطقه روی كار بیاید و حلقه دیگر به زنجیره مقاومت افزوده شود. بر این اساس سعی دارند تا با سوریسازی یمن به تزریق تروریسم، داعش و همچنین تقویت القاعده در این كشور بپردازند. این سناریویی است كه در حال حاضر بیش از همه، منطقه را تهدید میكند و در صورتی كه اجرایی شود مشكلات فراوانی را ایجاد خواهد كرد كه البته دامن مجریان آن را خواهد گرفت.
به هر شكل یمن از موقعیت ژئوپلیتیكی بسیار حساسی برخوردار است كه قرار گرفتن در حوزه خلیج عدن و تنگه بابالمندب، تنها یكی از آنها است. این موقعیت ارتباط بین شرق و غرب را تكمیل میكند. در حال حاضر اروپا به تنهایی ۵/۳ میلیون بشكه نفت از این تنگه وارد میكند كه در صورت تشدید بحران و بسته شدن بابالمندب، موقعیت خطرناكی را ایجاد خواهد كرد. نباید فراموش كرد كه اروپا به لحاظ رویارویی كنونی با روسیه در زمینه انرژی از موقعیت بسیار لرزانی برخوردار است.