«دشمن با اصل انقلاب مخالف است و حتی با قبول دیکتههای آن در مسئله هستهای نیز تحریمها برداشته نخواهد شد» این بخشی از بیانات رهبری در 29 بهمن ماه سال گذشته است.
رهبری در دیدار با مردم آذربایجان تأکید میکند که نظام سلطه با اصل انقلاب مخالف بوده و دشمنی و خصومتهای آنها با ملت ایران پایانی نخواهد داشت.
مقامات غربی هم طی ماههای اخیر بارها به همین موضوع تصریح کردهاند؛ از جمله آنکه فریدمن نویسنده معروف روزنامه نیویورک تایمز اسفندماه گذشته با تأکید بر آنکه «توافق نهایی زمینه تغییر رژیم را در ایران فراهم میکند» بیان میکند: «تنها روش تأمین امنیت درازمدت برای اسرائیل و همسایگانش و حتی برای بسیاری از مردم ایران تغییر رژیم ایران است که باید از داخل اتفاق بیفتد... به نظر من با توافقی که اوباما با ایران بر سر مسئله هستهای انجام میدهد امکان این تغییر در داخل ایران فراهم میشود. البته من نمیخواهم در این خصوص پیشگویی انجام دهم اما دستکم این امکان وجود دارد که با این توافق مشارکت ایران در مسائل جهانی بیشتر شود و در نتیجه آن تغییراتی در داخل ایران رخ دهد.»
هر چند برخی از کارگزاران غربی مدعی شدهاند، تحریمها برای تغییر رفتار ایران وضع شده است اما جان بولتن - سیاستمدار امریکایی که به واسطه سیاستهای ضدایرانیاش مشهور است- در مصاحبهای با فایننشال تایمز در سال ۲۰۰۶ پرده از واقعیت تحریمها برمیدارد و میگوید: «تغییر رژیم «هدف نهایی» از سیاست تحریمها بود. سیاست تحریم، ایران را از داخل تحت فشار قرار داده و به نیروهای دموکراتیک کمک میکند.»
نمونه دیگری که در آن به صراحت هدف از تحریمهای بینالمللی را تغییر ساختار حاکمیتی ایران عنوان کردهاند، را باید در مقدمه طرح تحریمهای نفتی - به عنوان یکی از سختترین تحریمهای تاریخ- جستوجو کرد. در این پیشنویس آمده است: «هدف از تحریمها حرکت ایران به سوی انتخاب دولتی آزاد و دموکراتیک است!» «رالف اکیوس»، مدیر اجرایی کمیسیون ویژه سازمان ملل برای عراق از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۷ و مالفرید بروت هگهامر استاد دانشگاه استنفورد، در مطلب خود در نشریه فارین افیرز به روشنی اشاره میکنند که «تحریمها هدف بلندمدت تغییر رژیم در ایران را دنبال میکنند. راهکاری که منافات کامل با راهکار دیپلماتیک دارد.»
تام کاتن سناتور جمهوریخواه امریکایی هم فرد دیگری است که اخیراً در مصاحبهای ضمن خطرناک ارزیابی کردن سیاست «ضعف و تسلیم» دولت اوباما، تأکید میکند که واشنگتن باید آنچه را وی «مذاکرات شرمآور» با ایران بر سر برنامه هستهای خوانده است، پایان دهد. این سناتور امریکایی در سخنانی بیان میکند: ما نیاز به تغییر در سیاست بهسوی یک سیاست چشم باز و قدرت بر اساس منافع امریکا داریم و در سیاستی که بر اساس تهدید ناشی از ایران باشد، هدف باید روشن باشد؛ تغییر رژیم.
نگاه دیوید فروم به برنامه هستهای و تغییر حاکمیت در ایران
اوایل دسامبر ۲۰۱۲ ـ آذر ماه ۱۳۹۱ - در محافل سیاسی و رسانهای غرب این احتمال مطرح شده بود که ممکن است ایران برای اعتمادسازی، غنیسازی ۲۰درصدی اورانیوم را متوقف کند و غرب در قبال آن برخی از تحریمها را لغو کند.
در پی این احتمال، دیوید فروم، یکی از نظریهپردازان نزدیک به کاخسفید طی مقالهای در سایت CNN نوشت: «اگر پرونده هستهای ایران به نقطه پایان برسد، غرب برای حفظ پرستیژ بینالمللی خود چارهای جز لغو برخی از تحریمها ندارد و حال آنکه تحریمها با دو هدف پلکانی تعریف شدهاند؛ اول تغییر رفتار سیاسی ایران - BEHAVIOR - و دوم تغییر ساختار - STRUCTURE - نظام.»
تغییر حاکمیت در ایران تنها با افزایش تحریمها امکانپذیر است!
جان پیتر هانا مشاور امنیت ملی دیک چنی در دوران ریاست جمهوری بوش پسر هم در مقالهای که در 15 دی 1393 (5 ژانویه 2015) در وبسایت فارین پالیسی نوشته، تأکید میکند که «اگر امریکا خواهان یکتوافق خوب هستهای با ایران است باید برای تغییر رژیم در تهران تلاش کند.»
در بخشی از این مقاله مهم میآید: «... نخست، ... رژیمهای دیکتاتور و فریبکار تنها در صورتی ممکن است دستورکارهای هستهای خود را رها کنند که با یک محرک بسیار قدرتمند - تغییر رژیم، حمله نظامی یا صرفاً اعمال فشاری مانند تهدید بسیار جدید توسل به زور که بقای رژیم را در معرض خطر قرار میدهد- روبهرو شوند.
در وهله دوم، رفتار ایران در سال 2003 با الگوی تصمیمگیری خود جمهوری اسلامی ایران، و اطلاعات محدود موجود درباره شرایطی که موجب تغییرات مهم دیگر در سیاستهای ایران شده است، مطابقت داشت. در سال 2013 تحریمهای فلجکننده غرب، اقتصاد ایران را به زانو درآورد، موجب تغییر در سیاستهای ایران و تمایل این کشور به تعامل با واشنگتن و شرکای امریکا در مذاکرات هستهای شد. نمیتوان این راهبرد را که روحانی و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران - دو نفری که از طراحان اصلی مذاکرات هستهای ایران در سال 2003 بودند- برای مقابله با بیثباتی ناشی از فشار فزاینده تحریمها در پیش گرفتند، تصادفی دانست.»
وی در ادامه با تطبیق شرایط کنونی مذاکرات هستهای با آنچه به عنوان جام زهر توسط حضرت امام نوشیده شد اشاره میکند و لازمه دست برداشتن ایران از توسعه هستهای خود را اینگونه بیان میکند: «اما شاید قابل توجهترین نمونه تغییر سیاست راهبردی ایران مربوط به سال 1988 باشد. آیتالله روحالله خمینی(ره)، بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران پس از هشت سال دفاع مقدس در برابر عراق و متعهد شدن برای پیروزی کامل در برابر عراق، ناگهان، به قول خود، مجبور به نوشیدن «جام زهر» شد و در نهایت توافقنامه آتشبسی را پذیرفت که همواره آن را رد کرده بودند.
تهدیدهای سیاسی، اقتصادی و نظامی در طول سال 1988 افزایش یافته بود و بقای نظام جمهوری اسلامی ایران را در معرض خطر قرار داده بود. اما تیر نهایی تقریباً در اوایل ماه ژوئیه شلیک شد؛ زمانی که یک کشتی نیروی دریایی امریکا به طور تصادفی یک هواپیمای مسافری ایران را منهدم کرد و همه 290 سرنشین هواپیما کشته شدند. آیتالله خمینی متقاعد شد که این حادثه نشان میدهد امریکا در آستانه حضور علنی در جبهه عراق در جنگ با ایران است و به همین دلیل کمتر از دو هفته بعد تصمیم به پذیرفتن آتش بس گرفت.»
سازمان تحریمها نباید دچار تغییر شود
این مقام امریکایی در ادامه به لزوم حفظ تحریمها میپردازد و تأکید میکند: «با توجه به تأثیر موفقیتآمیز تحریمهای شدید برای بازگرداندن ایران پای میز مذاکرات، به راحتی میتوان این طور نتیجهگیری کرد که دولت اوباما با تعدیل پیش از موعد موضع خود در قبال ایران، به نفع این کشور عمل کرده است. واقعیت این است که دستکم از زمان امضای توافقنامه موقت هستهای موسوم به طرح اقدام مشترک در نوامبر 2013، امریکا به تدریج از فشارها علیه ایران کاسته است.»
غربیها معتقدند حفظ نظام تحریمها مهمترین ابزار برای تغییر حاکمیت است
همانطور که اشاره شد تئوریپردازان و مقامات رسمی ایالات متحده معتقدند که تحریم میتواند دستاوردهایی مانند تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران و در نهایت استحاله در حاکمیت را به دنبال داشته باشد بنابراین نباید انتظار داشت که امریکا و متحدانش در توافق جامعه هستهای هم خود را ملزم به برداشتن تحریمهای مهم و اثرگذارعلیه کشورمان نمایند. حفظ ساختار تحریمها علیه کشورمان را میشود در سخنان اخیر باراک اوباما هم جستوجو کرد. رئیسجمهور امریکا در مصاحبه با روزنامه نیویورکتایمز گفت: هرچند واشنگتن فعلاً تعامل را در قبال ایران در پیش گرفته، اما در عین حال تمامی گزینهها را برای خود محفوظ میداند.
وی در بخشی از این مصاحبه که روز شنبه انجام شده و بامداد دوشنبه منتشر شد، به روابط امریکا و کوبا اشاره کرده و گفته است که واشنگتن در قبال کوبا سیاست خود را تغییر داده تا بلکه به نتایجی جدید برسد، اما اگر به آنچه میخواهد نرسد، میتواند سیاست خود را اصلاح کند.
اوباما افزود: «همین امر در مورد ایران هم صادق است. کشوری (در مقایسه با کوبا) بزرگتر و کشوری خطرناک که درگیر فعالیتهایی بوده که به مرگ شهروندان ایالات متحده منجر شده است. اما اصل قضیه این است که بودجه دفاعی ایران ۳۰ میلیارد دلار است و بودجه دفاعی ما نزدیک به ۶۰۰ میلیارد. ایران میداند که نمیتواند با ما مبارزه کند... . از من در مورد دکترین سؤال کردید. دکترین (من) این است: ما تعامل میکنیم، اما همه ظرفیتهایمان را هم حفظ میکنیم.»
رئیسجمهور امریکا که تنها دو روز پس از اعلام تفاهم بر سر راهکارهای توافق جامع هستهای میان ایران و 1+5 صحبت میکرد، ادامه داد: «با در نظر داشتن اینکه ما همه گزینههایمان را حفظ میکنیم و سهلانگار نیستیم، باید بگوییم که «بگذار امتحانش کنیم»... شاید ایران عوض شد. اگر هم نشد، ظرفیت بازدارنده ما و برتری نظامی ما پابرجا خواهد بود... ما توانمان برای دفاع از خود یا متحدانمان را از دست نمیدهیم. در چنین شرایطی، چرا نباید آن را بسنجیم؟»
رئیسجمهور امریکا در ادامه تأکید میکند که شاکله تحریمها به قوت خود باقی خواهد ماند: «هنوز جزئیاتی باقی مانده که باید روی آنها کار شود. اما فکر میکنم که چارچوب کلی از ایران میخواهد تا گامهایی که لازم است در خصوص تأسیسات غنیسازی فردو، سانتریفیوژها و غیره بردارد. آن وقت، تحریمهای سازمان ملل تعلیق میشوند. البته تحریمهای مربوط به اشاعه و تحریمهای مربوط به موشکهای بالستیک، مجموعهای از تحریمهاست که پابرجا میمانند.»
وی همچنین در مورد تحریمهایی که با ادعای نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم علیه ایران وضع شده، گفت: «تحریمهایی وجود دارد که همچنان پابرجا خواهند بود، چراکه مربوط به برنامه هستهای ایران نیستند. فکر میکنم این اصل مطلبی است که دائماً به صراحت اعلام کردهایم. اگر بتوانیم توافق هستهای را نهایی کنیم و اگر ایران به آن پایبند بماند، بخش بزرگی از کار را انجام دادهایم، اما این مسائل ما با ایران را تمام نکرده و ما همچنان به همراه متحدان و دوستانمان به شدت برای کاهش و امیدوارم توقف فعالیتهای بیثباتکنندهای که ایران در منطقه درگیر آنهاست و حمایت از سازمانهای تروریستی، تلاش خواهیم کرد.»
همانطور که اشاره شد غربیها با استناد به مؤلفههایی معتقدند که نباید تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران برداشته شود و بنا بر اقتضائات مذاکرات تنها بخش کماهمیت این تحریمها کاهش پیدا کند، چراکه تغییر در حاکمیت کشورمان را تنها در ادامهدار بودن تحریمهای بینالمللی دیده و معتقدند که میتوانند اهداف 35ساله خود را بدین وسیله به دست آورند. برهمین اساس نباید توقع داشت که ایالات متحده و همپیمانانش در توافق جامع هستهای که سه ماه آتی در دستور کار قرار میگیرد حاضر به آن شود که تحریمهای مهم و اثرگذار علیه ایران را لغو و حتی تعلیق کنند.