* اصلاحطلبان بارها تاکید کردهاند که به دنبال نه اجماع حداکثری بلکه اجماع کامل هستند. به نظر شما فضای سیاسی کشور و شرایط اصلاحطلبان برای رسیدن به اجماع کامل مهیا است؟
** من فکر میکنم رسیدن به اجماع کامل دور از ذهن نیست و این احتمال وجود دارد؛ گرچه ممکن است تعریف اجماع کامل یا اجماع حداکثری متفاوت باشد اما به هر حال بیش از هر زمان دیگری این امکان وجود دارد که با توجه به شرایط موجود در کشور و همچنین شرایط امروز اصلاحطلبان ما در قریب به اتفاق حوزهها به لیست واحد برسیم. فراموش نکنیم که اصلاحطلبان در مقاطع زمانی محتلف، حتی زمانی که در قدرت بودهاند هیچوقت برای مجلس امکان ائتلاف صد درصد در همه حوزهها وجود نداشته است.
مثلا ما در مجلس ششم در تهران و شهرهای بزرگ تقریبا به لیست واحد رسیدیم اما در بعضی از شهرهای کوچک فعالان محلی به توافق نرسیدند. به هر حال در بعضی این حوزههای کوچک نتیجه به نفع رقیب بود. اما در این دوره شرایط متفاوت از گذشته و خاصتر است به این معنا که اغلب نیروهای اصلاحطلب ضرورت رسیدن به اجماع را درک کردهاند و به این توانمندی رسیدهاند که از اختلاف نظرات چشم بپوشند.
* به نظر شما چقدر احتمال ائتلاف و یا ارایه لیست مشترک با اصولگرایان معتدل وجود دارد؟
** در حال حاضر نیروی رسمی یا حزبی که اصولگرایان معتدل را نمایندگی کند در صحنه سیاسی وجود ندارد؛ گرچه چهرههای اصولگرای معتدل و مستقل زیادی وجود دارند که از بدنه تندروها جدا شدهاند و حتی در بدنه دولت هم فعالیت میکنند. در هر صورت گروه مشخصی که بتوان از آنها به عنوان اصولگرایان معتدل نام برد، وجود ندارد شاید گروه مشخص این جریان حزب اعتدال و توسعه به دبیر کلی آقای نوبخت بود که این حزب در گذشته جزو گروههای میانهرو به حساب میآمد اما در حال حاضر به اصلاحطلبان نزدیکتر است.
بنابراین گروههایی مثل اعتدال و توسعه به راحتی میتوانند با اصلاحطلبان ائتلاف داشته باشند. گرچه احزاب میانهرو و معتدل به معنای احزاب اعتدالگرا نداریم اما چهرههای اصولگرای معتدل کم نیستند به ویژه در شهرستانها که میتوان از این چهرهها برای لیستهای انتخاباتی استفاده کرد.
* رایزنی اصلاحطلبان با چهرههای اصولگرای معتدل به ویژه در شهرستانها انجام شده است؟ فکر میکنید با توجه به شرایط اصولگرایان، اصلاحطلبان در این زمینه موفق میشوند؟
** اینطور که مشخص است به هر حال وحدت و همدلی وجود دارد، اما پیش رفتن در این رایزنیها به تحولات ٨ تا ٩ ماه آینده بستگی دارد. در واقع پیشبینی من این است که رفتار تندروها خود به خود باعث رفتن معتدلان جناح اصولگرا به سمت اصلاحطلبان میشود، گرچه در صحنه عمل هم در مجموعههای اصولگرا تلاشهایی برای جذب این طیف از اصولگرایان خواهد شد.
* فکر میکنید اجماعی که اصلاحطلبان بر آن تاکید دارند در آستانه انتخابات چقدر میتواند بر رفتار انتخاباتی اصولگرایان با توجه به شرایطی که در آن قرار دارند تاثیرگذار باشد؟
** دو اقدام را میتوان از اصولگرایان انتظار داشت. اقدام اول و عاقلانهتر این است که تلاش میکنند بیشتر به سمت ائتلاف پیش بروند و جبهه سیاسیشان را متراکمتر بکنند. احتمالا از سوی برخی نهادها هم با همین توصیه رو به رو خواهند شد، اما تجربه این چند سال اخیر نشان داده است که در این کار کمتر موفق عمل کردهاند. به هر حال خصلت اصلی مجموعه اصولگرایان این است که نهتنها رقیب خارج از جبهه اصولگرا را نمیتوانند تحمل کنند بلکه رقبای داخل جبهه خودشان را هم نمیتوانند تحمل کنند. به همین دلیل برخی از چهرهها و بخشهای تندروی این جریان بهشدت بر بداخلاقیهای سیاسی خود میافزایند و خیلیها را از خود بری میکنند. اگر بر همین منوال پیش برود احتمال اتحاد و انسجام در میان اصلاحطلبان و اصولگرایان میانهرو بیشتر خواهد شد.
* در مدت اخیر برخی چهرههای شاخص اصولگرا مثل آقای باهنر دایما بر حضور اصلاحطلبان و اجماع آنها برای انتخابات تاکید دارند. تحلیل شما از این دعوت انتخاباتی از سوی چهرههای اصولگرا چیست؟
** بهتر است با حسننیت برخورد کنیم. به هر حال آقای باهنر از عناصر کارکشته سیاست هستند و میدانند که مجلس بیکیفیت چقدر به منافع کشور لطمه میزند. ایشان به دلیل سابقه طولانی که در مجلس داشتهاند به منافع کلی یا منافع ملی توجه بیشتری دارد. البته این نگاه خوشبینانه است. روشن است که هر کسی برای فضای سیاسی کشور دل بسوزاند، ترجیح میدهد که همه رقبای سیاسی به صحنه بیایند.
* هرچقدر نزدیک به فضای انتخابات بشویم فکر میکنید دولت میتواند فضای سیاسی را به گونهای مدیریت بکند که اصلاحطلبان راحتتر در فضای سیاسی کشور فعالیت کنند؟
** دولت قطعا بسیار موثر است. به ویژه وزارت کشور میتواند نقش مهمی را در این میان ایفا کند. مجموعه استانداران و فرمانداران هم میتوانند بسیار موثر باشند. استانداری که بخواهد از حق مردم کوتاهی کند واقعا به وظایف قانونی خود عمل نکرده است. فرمانداران هم در این زمینه بسیار نقشآفرین هستند و میتوانند در برگزاری انتخاباتی پرشور نقش داشته باشند. به همین دلیل است که من فکر میکنم اتفاقا نقش وزارت کشور در انتخابات بسیار موثر است.
* نقطه مطلوب جریان اصلاحطلب در انتخابات مجلس کجا است؟ آیا اصلاحطلبان بر رسیدن به اکثریت صندلیهای مجلس اصرار دارند یا به اقلیت اصلاحطلب اما مقتدر در مجلس هم رضایت میدهند؟
** طبیعتا ما به دنبال اکثریت مقتدر در مجلس هستیم و این مطلوب جریان اصلاحات است. به هر حال اصلاحطلبان باید به اهداف بزرگ فکر کنند. اگر در عرصه عمل رقیب هم با رقابت سالم بتواند وارد مجلس شود، تفاوتی ندارد ؛ آنچه مهم است رای و نظر مردم است که باید در نظر گرفته شود.
* برخی گروهها از جناح رقیب مدعیاند شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای مشورتی کارکرد موازی دارند و این موضوع میتواند اتحاد و انسجام اصلاحطلبان را در عرصه عمل تحت تاثیر قرار دهد. کارکرد هرکدام برای انتخابات چیست؟
** آنچه به طور کلی میتوان در موردش صحبت کرد این است که جزییات را باید دوستان اصولگرا بر عهده خود اصلاحطلبان بگذارند. اصلاحطلبان نشان دادهاند که به هر روی میتوانند با هم کنار بیایند. اصولگرایان نگران اصلاحطلبان نباشند. درست است که تکثر واقعی و سلایق و طیفهای مختلفی در جبهه اصلاحات وجود دارد اما اصلاحطلبان به مرور زمان آموختهاند که چگونه در قالب شوراها و احزاب با هم کار کنند و کنار بیایند و در نهایت به نتیجه مطلوب هم برسند.
بنابراین حضور این نهاد مشکلی برای جریان اصلاحات ایجاد نخواهد کرد به ویژه حضور رییس دولت هفتم و هشتم در این جریان و نه به عنوان کسی که حکم آخر را صادر کند بلکه به عنوان یک هماهنگکننده و سرمایه سیاسی میتواند همه را دور هم جمع کند. بنابراین فکر میکنم اصلاحطلبان میتوانند با توجه به سازوکارهایی که در اختیار دارند به هماهنگی لازم هم برسند.
* لیستهای نهایی خروجی کدام یک از این دو نهاد است؟
** در انتخابات پیش رو استانها و چهرههای شهرستانی تاثیرگذاری بسیاری دارند که کلیدیترین مساله است. به این شکل نیست که لیستها در تهران مشخص شود حتی در دورههای گذشته هم معمولا بیشترین مشورتها در حوزههای انتخابیه اتفاق میافتاد و در حوزه انتخابیه به تصمیم اولیه میرسیدند و نهایتا در مرکز آن تصمیمی که اصلاحطلبان منطقه روی آن به اجماع رسیدهاند را تایید میکنند. بنابراین اصل تصمیم نه در شورای هماهنگی و نه در شورای مشورتی گرفته نمیشود بلکه این تصمیمات در حوزههای انتخابیه اتخاذ شده و این دو نهاد هم سعی دارند حلال مشکلات و چالشها باشند.
* اصلاحطلبان به گزینههای نزدیک به دولت هم برای انتخابات فکر میکنند؟
** به هر حال گزینههای نزدیک به دولت هم کنار این مجموعه هستند. دولت آقای روحانی بدنه اجتماعی گسترده و تشکیلات سیاسی خاصی نداشته است بنابراین پیداست که گزینههای نزدیک به دولت هم با نیروهای سیاسی موجود کار کنند. نیروهای موجودی هم که از دولت حمایت میکنند مسلما بیشتر اصلاحطلبان هستند.
طبیعی است که رابطها و اشخاصی وجود داشته باشند که با اصولگرایان یا اصلاحطلبان در ارتباط باشند اما اینکه دولت بخواهد در فرآیند تعیین نماینده و کاندیدا دخالت داشته باشد موضوع مثبتی نیست. بعید به نظر میرسد که شخص روحانی و حتی اصلاحطلبان چنین چیزی را بخواهند. چهرههایی که مدیران میانی باشند در واقع مدیرانی که ارتباطی با نهادهای برگزاری انتخابات نداشته باشند، میتوانند در کنار فعالیت مدیریتیشان فعالیت انتخاباتی و حزبی هم داشته باشند.