رضا اشرفی
آنگونه که در رسانهها منتشر شده است، گروه تروریستی داعش در یکی از اقدامات خشونتبار خود در نمایشی جمعی، سر 21 مسیحی را در مصر بریده و طبق معمول آن را به شکل گستردهای رسانهای کردهاند. داعش که نسبت به زمان حمله به موصل در عراق ضعیفتر شده، هنوز همچون گذشته سعی دارد شیوههای خشن را در رسانهها تبلیغ کند تا از این طریق، در میان مردم وحشت ایجاد شود.
طبیعی است که این شیوه در صورت تداوم و موفقیت در اقدامات تروریستی خشونتبار، بازدارندگی ایجاد میکند و داعش در پناه این سیاست قادر خواهد بود تا علقههایش را ادامه دهد. داعش به همین مناسبت، گروهی کوچک از متخصصان اروپایی را به استخدام خود درآورده است تا از اقداماتش در منطقه فیلمسازی کنند. از اینرو، بسیاری از تصاویری که منتشر میشود از واقعیت برخوردار نبوده و عمدتاً در راستای تصویرسازی، ایجاد رعب و همچنین زمینهسازی برای بازدارندگی است. آنها نسبت به گذشته بسیار ضعیف شدهاند و این موضوع نشان میدهد که در کار خود به موفقیتهای دلخواه نرسیدهاند. اما آنچه در شمال آفریقا و مصر اتفاق افتاده نسبت به گذشته، دستکم از دو منظر متفاوت است. ابتدا اینکه، داعش منطقه جغرافیایی خود را تغییر داده و در قبال کشتارهای عراق و سوریه، اینبار پا را به منطقهای دیگر گذاشته است. این موضوع از یک منظر میتواند نشاندهنده آن باشد که فضا برای ادامه جنایتهایش در حوزههای عراق و سوریه کمتر شده و به همین مناسبت، جغرافیای دیگری را انتخاب کرده تا اعلام کند هنوز زنده و پویا است. این اقدام داعش سبب شد تا مصر برای اولینبار پس از سال 1991 به صورت رسمی در خاک کشور دیگری دست به عملیات و حمله بزند. داعش با ایجاد ولایت طرابلس، انبار تسلیحات و حوزه آموزشی خود را در این منطقه از خاک لیبی قرار داده است؛ منطقهای که میتوان گفت مرکز انقلابی بود که مردم لیبی قصد براندازی معمر قذافی کردند، اما اکنون به پایگاه تروریستی داعش تبدیل شده است.
دوم اینکه، داعش در مصر به اقلیتهای مسیحی یورش برده است. داعش تا پیش از این به شکل انفرادی به دیگر مذاهب از کشورهای غربی میتاخت و از طریق گروگانگیری آنها در صدد بود به اخاذی بپردازد که نمونههای ژاپنی، آمریکایی از جمله آنها هستند، اما مسئله مصر را میتوان متفاوت دانست. اگرچه این گروه خشن و بیقید، پیش از این، اقلیتهای مذهبی ایزدی را در عراق بهشدت مورد حمله و آزار قرار داده بود، اما در مصر این اقلیت مسیحی (قبطی) هستند و این همان نقطه متفاوتی است که غربیها را حساس کرده است. توجیه داعش میتواند این باشد که سرزمینی که آنها دوست دارند، اداره کنند و اسلام داعشی در آن حاکم باشد، نباید دیگر مذاهب و ادیان نفس بکشند. از زاویهای دیگر داعش قصد دارد از این طریق، پاسخی به مخالفتها و حملات سطحی و ظاهری آمریکا و غرب علیه خودشان بدهد که اگر در کار آنها سنگاندازی شود، مسیحیان در منطقه در امان نخواهند بود.
این تنها یک نمونه از بازگشت بومرنگ تروریسم به غرب است. البته غرب بیش از این تحرکات و گروهکسازیها، ضربات زیادی خورده است، اما همواره سعی دارد در برابر چنین تهدیدات خودساختهای، از فرصتهای ایجادشده نیز بهرهمند شود. یکی از مهمترین فرصتهایی که غرب در این میان ایجاد کرده و آن را در دورههای مختلف تکرار میکند، افزایش حضور خود در منطقه است. پس از اینکه آمریکا خاک عراق را در سال 2011 ترک کرد، داعش بار دیگر این فرصت را در اختیار آمریکا قرار داده است و باراک اوباما که همیشه به فاصله گرفتن از جنگ میپرداخت، اینبار بر طبل جنگ میکوبد و حتی سعی کرده است ائتلافی «هوایی» علیه این گروه بسازد.
فرصت دیگری که آمریکا سعی دارد از آن استفاده کند، ترساندن متحدان سنتی خود از این گروه تروریستی است، تا از این طریق آنها را برای مدت زمان بیشتری زیر چتر خود بگیرد و همچنین تا حد لازم تسلیحات خود را به آنها بفروشد. این سیاستی است که غرب به رهبری آمریکا همواره آن را دنبال میکند و اتفاقاً متحدان منطقهای سنتی آن، همواره از چنین فریبی استقبال میکنند.
این سیاستی است که هم منافع غرب و آمریکا را تأمین میکند و هم منافع خانوادهها و گروههایی که در کشورهای عرب منطقه حکومتی دستوپا کردهاند و نمیخواهند که در چرخش قدرت، حاکمیت از محدوده خانوادگی و قبیلهای آنها خارج شود. تا چنین سیاستهایی حاکم است، فرصتسازیهای غربی نیز ادامه پیدا خواهد کرد و متحدان سنتی غرب، ادامهدهنده آن خواهند بود. در حالی که تنها یک رویکرد میتواند این چرخه معیوب را از کار بیندازد و آن، خواسته مردم در برابر حکومتهای فاسد است که یک به یک در حال انجام است.