صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۷۴۶۶

اولین تجربه حزب فراگیر اسلامی


مرتضی صفار هرندی

تحزب و تشکیلات حزبی فراگیر از ناداشته‌های اسلامگرایان تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی بود. اما پس از پیروزی انقلاب، دو تجربه مشخص در این زمینه (حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) به‌رغم کامیابی‌های اولیه استمرار چندانی نیافت. چیزی که تا هم‌اکنون نیز در جمع جریان اصولگرا قابل مشاهده است ناپایداری تشکیلات حزبی فراگیر است. با این حال حزب جمهوری اسلامی در دو سال دوران عمر کوتاه خود نفسی مثبت و غیرقابل انکار در تحولات سیاسی داشت.

شهید آیت‌ا... سیدمحمد حسینی بهشتی را باید موسس حزب جمهوری اسلامی دانست. او پس از مشاهده تجربه تلخ عدم حضور یک تشکل گسترده اسلامی در نهضت نفت، وقتی در سال 1340 گروه نهضت آزادی متشکل از افرادی با سلوک فردی مذهبی تشکیل شد، ابتدا با امیدواری به سمت آن رفت. اما عدم ذکر اسلام به‌عنوان یک مکتب تمام عیار در اساسنامه این گروه، بهشتی شهید را از این تجربه نومید ساخت. چند سال پس از آن، ماموریت شهید بهشتی و سه عالم روحانی دیگر (شهید مطهری، آیت‌ا... انواری، حجه‌الاسلام احمد مولایی) از سوی امام در هدایت تشکل هیئت‌های موتلفه اسلامی نیز با انهدام آن در سال 1343 دوام نیافت.

اما آنچه به‌طور مشخص شهید بهشتی درباره انگیزه تشکیل حزب جمهوری اسلامی یادآور شده است، حوادث سال 1354 (ارتداد سازمان مجاهدین خلق) است، چیزی که به گفته آن شهید «همه را نگران کرد و برای ما هوشیار باش بود که حرکت متشکل باید از یک نوع هدایت و رهبری متعهد واجد شرایط فقاهت پویا و ارزنده اسلامی برخوردار باشد.»

بدین ترتیب در خرداد 1357 یعنی در شرایطی که چهلم‌های متوالی دامنه نهضت امام خمینی را به مناطق مختلف کشور کشانده بود، حزب جمهوری با ترکیب افرادی از جامعه مدرسین، جامعه روحانیت، موتلفه اسلامی و افراد دیگری که صادقانه برای اسلام کار می‌کردند شکل ابتدایی به خود گرفت. امام تا پیروزی انقلاب اسلامی بسیج عمومی و هدایت مبارزات مردمی را تنها در قالب ساختار یکپارچه روحانیت تعریف کرده بودند. لذا در مواردی طرح ایده تشکیل حزب از سوی آیت‌ا... طاهری خرم‌آبادی در نجف و سپس توسط شهید بهشتی و آقای عسکراولادی در پاریس، همراهی امام را به دنبال نداشت. حوادث پس از پیروزی انقلاب اسلامی این امر را به اثبات رساند که تشکیل حزب در دوران مبارزات می‌توانست واکنش‌هایی را برانگیزد که نتیجه‌ای جز شکستن صف یکپارچه مردم نداشت.

اما اولین گام‌ها در تشکیل نظام حکومتی جمهوری اسلامی ثابت کرد که حزب برای مجموعه اسلامگرایان یک نیاز قطعی است. دولت انقلاب تقریبا هیچ عضوی را که به‌طور کامل با اندیشه‌ سیاسی امام یعنی حکومت اسلامی بر مبنای ولایت فقیه همراه باشد در خود جای نداد. خلا کادرسازی (به‌عنوان یکی از کارکردهای حزب سیاسی) سبب شده بود که فقیهی مثل آقای منتظری در آن مقطع برای متقاعد کردن فرد لائیکی مثل دکتر کریم سنجابی (دبیرکل جبهه ملی) به پذیرش عضویت در دولت بازرگان به او التماس کند!

در اولین روزهای نظام نوپا، فضای آزاد کشور مملو از گروه‌های سیاسی بود. این گروه‌ها با در اختیار داشتن افراد تحصیلکرده و بعضا دارای تجربه مدیریتی و یا تشکیلاتی، مدعی توانایی در اداره کشور و بلکه ساختن یک نظام پیشرو، عادلانه و آزاد بودند. اما رهبری مبارزه یعنی روحانیت مورد اعتمادترین تکیه‌گاه مردم در جریانات مبارزه برای رسیدن به حکومت اسلامی بود حتی از یک تشکل سیاسی منسجم برخوردار نبود. این‌گونه بود که وقتی در اولین روزهای پیروزی انقلاب ایده تشکیل «حزب جمهوری اسلامی» با امام مطرح شد، ایشان برخلاف قبل نه تنها آن‌را پذیرفت، بلکه حتی پس از آن، پیگیر مراحل شکل‌گیری کامل آن بود و سپس اولین کمک مالی را از محل وجوهات شرعیه در اختیار موسسان آن قرار داد.

روز 28 بهمن 1358 شهید بهشتی، مقام معظم رهبری، آیت‌الله موسوی اردبیلی، شهید باهنر و حجه‌الاسلام‌والمسلمین هاشمی رفسنجانی رسما تاسیس حزب جمهوری اسلامی را اعلام کردند. کانون توحید تهران در آن روزها شاهد صفی از افراد سرشناس روحانی و غیر روحانی برای عضویت در این حزب بود. به گفته شهید بهشتی در ابتدا خود او و چهار عضو دیگر موسس حزب شخصا به‌ نام‌نویسی اعضا و مصاحبه با آنها مشغول بوده‌اند. به‌تدریج مساجد و مراکز فرهنگی متعددی در کشور کار عضوگیری برای حزب را آغاز کردند. احساس ضرورت تشکیل حزب جمهوری اسلامی در حدی بود که بزرگانی در حوزه علمیه قم مثل آیت‌الله شیخ علی پناه اشتهاردی که تا آن زمان دارای سابقه فعالیت محسوس و علنی سیاسی نبودند، در اولین فرصت برای پر کردن فرم عضویت حزب به سوی مراکز ثبت نام شتافتند. در مدت کوتاهی ده‌ها هزار نفر به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمدند. تا آنجا که شهید بهشتی در اولین سالگرد شکل‌گیری حزب جمهوری اسلامی به توسعه کمی حزب و نبودن مجال تغذیه آموزشی، کاری و سیاسی و تشکیلاتی در آن، نگاهی نقادانه دارد.

شهید بهشتی و موسسان حزب جمهوری اسلامی در هنگام تاسیس بالهای گشوده‌ای برای پذیرش اعضا داشتند. گذشته از برخی شخصیت‌های سیاسی مثل «سحابی و پیمان» که به پیشنهاد همراهی با حزب جمهوری اسلامی جواب منفی دادند، اولین همراهان حزب جمهوری اسلامی هم ‌طیفی از سلایق سیاسی مختلف را تشکیل می‌دادند. به‌عنوان مثال از منتقدان سرسخت مصدق مثل شهید دکتر حسن آیت، دکتر محمد کاشانی و سیدرضا زواره‌ای تا افراد ارادتمند مثل دکتر عبدالله جاسبی، مهندس میرحسین موسوی، جلال‌الدین فارسی و... در میان اولین اعضای حزب جمهوری اسلامی وجود داشتند. یک‌سوی اعضای حزب جمهوری اسلامی افرادی چون جواد منصوری بودند که از ابتدای تاسیس سازمان مجاهدین خلق نگاه منتقدانه‌ای نسبت به آن داشتند و در سوی دیگر فردی مثل دکتر عبدالله جاسبی تا آخرین روزهای حیات رژیم شاه در خارج از کشور به‌عنوان حامی مجاهدین خلق و یار حسین باقرزاده و سپس افرادی مثل رضا رئیس طوسی شناخته می‌شد.

در سال‌های بعد تفاوت نگاه به مقوله اقتصاد هم افق متفاوت نظرگاه‌های اعضا را برای عموم به نمایش گذاشت. همه اینها هنر شهید بهشتی، مقام معظم رهبری و دیگر یارانشان را در راهبری یک مجموعه با سلایق مختلف نشان می‌دهد.

علاوه بر اقبال افراد برگزیده متدین به این تشکیلات، حضور عظیم مردم در اولین اجتماع حزب، آن‌هم در دومین روز از اولین عید نوروز پس از دوران ستمشاهی، از یک پشتوانه مردمی عظیم برای این تشکیلات خبر می‌داد. همچنین اجتماع صدها هزار نفری مردم در مراسم روز کارگر در تهران به دعوت حزب جمهوری اسلامی انجام شد. علاوه بر همه اینها فراگیری نفوذ حزب در میان مردم به حدی بود که وقتی پس از تشنج‌آفرینی‌های منافقین به دنبال برگزاری دادگاه سعادتی، حزب جمهوری اسلامی مردم را به راهپیمایی وحدت در روز 26 تیر 1358 دعوت کرد، حتی خود منافقین و گروه‌هایی مثل جنبش مسلمانان مبارز، جاما، جبهه ملی و حزب خلق مسلمان وجاهت خود را در پاسخ مثبت به این دعوت یافتند.

استقبال عموم مردم از این حزب اطرافیان سیدکاظم شریعتمداری را به فکر ایجاد یک حزب موازی انداخت. به فاصله کمتر از یک ماه یعنی در روز 22 اسفندماه افراد موجهی مثل سیدغلامرضا سعیدی، سیدهادی خسروشاهی و سیدصدرالدین بلاغی، تاسیس حزبی به نام «حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان» را اعلام کردند. ایجاد جریان موازی در مقابل حزب جمهوری اسلامی به این مورد منحصر نشد. بعدها در مجلس خبرگان قانون اساسی، بنی‌صدر از آقای منتظری خواسته بود که او را برای تاسیس حزبی در مقابل حزب جمهوری اسلامی یاری کند. حزب جمهوری اسلامی در جریان انتخابات مجلس خبرگان با معرفی افرادی مثل عزت‌ا... سحابی، ابوالحسن بنی‌صدر و علی گلزاده غفوری به مردم در لیست انتخاباتی خود، کذب ادعاهایی مثل انحصارطلبی خود را به‌ اثبات رسانده بود. این افراد از جمله منتخبانی بودند که در قبال تصویب اصل بنیادین ولایت فقیه موضع منفی اتخاذ کردند. در عین حال حزب جمهوری اسلامی با چینش کاندیداهای نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی –که اکثرا آنها با رای مردم به این مجلس راه یافتند- یک قانون اساسی طراز تفکر اسلام ناب را برای همه‌پرسی به مردم عرضه کرد. این همان مجلس خبرگان بود که حتی دولت موقت برای انحلال آن تلاش کرد ولی موفق نشد.

اعضای موسس حزب جمهوری اسلامی جملگی به‌خاطر عضویت در شورای انقلاب و ضرورت عدم تضعیف اولین دولت انقلاب حاضر به موضعگیری در برابر آن نبودند. اما گاه دیدگاه‌های اصولی خود را در قبال مبانی حکومت اسلامی و نیز سیاست‌های داخلی و خارجی مطرح می‌ساختند. این حزب نیرومندترین تشکیلات در برابر جریان‌های منحرف اعم از مارکسیست‌ها، التقاطی‌ها و ملی‌گرایان راست‌گرا محسوب می‌شد و بی‌دلیل نبود که آماج بدترین توهین‌ها و افتراهای آنها قرار داشت. آنها در مقابل مجموعه‌ای قرار گرفته بودند که بدون سابقه حزبی قبلی، در راه آماده‌سازی نسلی از مدیران معتقد به مبانی فکری اصیل اسلامی تلاش می‌کرد. نسلی که به‌جای نشستن در اتاق‌های دربسته و قهوه‌خانه‌های روشنفکری حضور در صحنه بازسازی خرابی‌های به‌جا مانده از گذشته را در نهادهای نوپای انقلاب انتخاب کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات