انتخابات ریاست جمهوری مصر
نخستین رویداد مهم سال 1393 در خاورمیانه، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مصر در پنجم تا هفتم خردادماه بود که طی آن با وجود تحریم انتخابات از سوی گروههای مهم سیاسی مانند «اخوان المسلمین»، «عبدالفتاح السیسی» فرمانده پیشین ارتش، به ریاست جمهوری رسید.
اهمیت انتخابات مصر در این بود که با روی کار آمدن السیسی، جریان اخوان المسلمین نه فقط در مصر به شدت در فشار قرار گرفت، بلکه محور اخوانی در کل منطقه به عقب رانده شد. در همین راستا، پیوندی میان عربستان، امارات و کویت با مصر شکل گرفت. همزمان با تشدید اختلاف مصر با قطر و در پی رقابتهای منطقه ای، عربستان، امارات و بحرین سفرای خود را از قطر فراخواندند و مصر نیز ارتباط سیاسی خود با قطر را قطع کرد.
هر چند در پی تحولات بعدی منطقه و زیر فشارهای عربستان، قطر تا اندازهای (در ظاهر) سیاستهای خود در قبال اخوان المسلمین را تعدیل کرد و همین امر کشورهای یاد شده را دوباره به سوی قطر کشاند اما روی کار آمدن نظامیان در مصر جهان عرب را دچار انشقاق کرد و نزدیکی قطر به ترکیه و افزایش رقابتهای آنکارا با قاهره را سبب شد.
البته عربستان در روزهای آخر سال 1393 همچنان در تلاش بود با تشکیل محور سنی، سه کشور قطر، ترکیه و مصر را به یکدیگر نزدیک و از افزایش قدرت منطقهای ایران جلوگیری کند. تحولات آتی منطقه میتواند پیامدی از این رویکرد باشد.
دیگر کشورهای شمال آفریقا
برگزاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری در تونس پس از انقلاب سال 1389 و افزایش تنشها و بیثباتیها در لیبی را میتوان از مهمترین تحولات شمال آفریقا در سال 1393 دانست.
به جرات میتوان گفت انقلاب تونس تنها انقلاب عربی بود که انقلابیان توانستند طی آن به بسیاری از خواستههای خود دست یابند و برخلاف دیگر کشورهای درگیر خیزش مردمی پیچ و خمهای راه انقلاب را به سلامت طی کنند. برگزاری نخستین انتخابات ریاست جمهوری در دوم آذرماه را میتوان مهر تاییدی بر این ادعا دانست.
بیش از پنج میلیون تونسی در دور نخست به 22 نامزد رای دادند و در دور دوم انتخابات «محمد باجی القائد السبسی» نماینده حزب «ندای تونس»، به ریاست جمهوری برگزیده شد. این حزب در انتخابات مجلس نیز بیشترین آرا را از آن خود کرده بود.
برخلاف تونس که راه مسالمت آمیز انتخابات را طی کرد، لیبی درگیر تنشهای قومی و فرقه گرایی بود.
از یک سو پس از افزایش حضور القاعده و گروه موسوم به «انصارالشریعه» در شهر «بنغازی» و اعلام خلافت داعش، «خلیفه حفتر» از فرماندهان پیشین ارتش لیبی، مبارزهای گسترده را علیه این گروهها آغاز کرد و سرانجام فرماندهی ارتش را بر عهده گرفت.
وجود 2 دولت و 2 مجلس در لیبی در «طرابلس» و «طبرق» و چنددستگی میان گروههای قبیله ای- مذهبی، شبه نظامیان و ملی گرایان، به تنشها دامن زده است. در این میان، شبه نظامیان وابسته به گروههای قومی کنترل برخی مناطق و سکوهای نفتی را در دست گرفتهاند.
بنابراین سال 1393 در حالی لیبی با افزایش تنشها و بیثباتیها روبرو بود که تونس با انتخاب مجلس و رئیس جمهوری، یک گام بلند در راستای اهداف انقلاب خود برداشت.
سرزمین اشغالی فلسطین و رژیم صهیونیستی
سال 1393 با دشواریهایی برای رژیم صهیونیستی در پیشبرد سیاستهای توسعه طلبانه و تجاوزکارانه در سرزمین اشغالی فلسطین همراه بود. این رژیم طی اقدامهایی مانند جنگ 51 روزه، در دستیابی به اهداف سیاسی-امنیتی و ویرانی توان دفاعی جنبش مقاومت فلسطین ناکام ماند. با وجود بیش از 2200 شهید و دهها هزار زخمی غزه در جنگ 51 روزه، رژیم صهیونیستی نتوانست توان دفاعی گروههای مقاومت فلسطین را در هم بشکند.
پیش از جنگ، رژیم صهیونیستی با واکنش برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه، ایتالیا و اسپانیا در برابر موج تازه شهرک سازی در سرزمین اشغالی روبرو بود که اعلام کرده بودند در صورت تداوم شهرک سازی، از سرمایهگذاری شرکتهای خود در مناطق اشغالی جلوگیری خواهند کرد.
پس از حمله همه جانبه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، واکنش کشورهای اروپایی به توسعه طلبیهای رژیم صهیونیستی شدت یافت. در این ارتباط، دولتها و مجالس قانونگذاری برخی کشورهای اروپایی از تشکیل دولت مستقل فلسطینی پشتیبانی کردند. پس از سوئد، مجلسهای انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایرلند، ایتالیا و... از دولتهای خود خواستند دولت مستقل فلسطینی را به رسمیت بشناسند.
پس از بینتیجه ماندن طرح قطعنامه تشکیلات خودگردان فلسطین برای گفت و گو با رژیم صهیونیستی در شورای امنیت سازمان ملل متحد، درخواست عضویت فلسطین در دیوان بینالمللی کیفری و 16 سازمان بینالمللی دیگر دوازدهم دی ماه به طور رسمی ارایه شد. سازمان ملل متحد طی 6 ماه آینده به این درخواست پاسخ میدهد. در صورت عضویت فلسطین در این سازمانها، آنها همانند یک دولت امکان طرح شکایت از رژیم صهیونیستی در سازمانهای بینالمللی را خواهند داشت.
بیست و ششم اسفند رژیم صهیونیستی انتخابات کنست را برگزار کرد. دولت تازه در سال آینده با بررسیهای شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره جنایات جنگی در سرزمین اشغالی طی سال گذشته میلادی روبرو خواهد بود.
گسترش داعش
حمله گسترده و غافلگیرانه گروه داعش به شهرهای موصل، تکریت، سامرا و کرکوک و تصرف تمام یا بخشهایی از این شهرها را میتوان یکی از مهمترین تحول خاورمیانه نه فقط در سال 1393، بلکه طی سالهای گذشته دانست.
همزمان با حمله داعش از سوریه به مناطق سنی نشین عراق، 2 چالش دیگر در این کشور رخ داده بود؛ اختلاف گروههای سیاسی برای انتخاب نخستوزیر و تلاش دولت خودمختار اقلیم کردستان برای برگزاری همه پرسی استقلال این منطقه از عراق.
با توافق گروههای سیاسی برای انتخاب «حیدرالعبادی» به عنوان نخست وزیر، چالش نخست از میان رفت و با فشارهای داخلی و خارجی بر مقامهای دولت خودمختار کردستان برای فعالیت در چارچوب عراق یکپارچه، چالش استقلال طلبی اقلیم کردستان نیز به طور موقت حل شد.
در این میان، داعش به مساله بزرگی برای عراق، منطقه و حتی جهان تبدیل شد. به همین دلیل، مبارزه با پیشرویهای این گروه در دستور کار همه گروههای سیاسی عراقی و برخی کشورهای منطقهای و برون منطقهای قرار گرفت.
در چنین فضایی، در شهریورماه آمریکا در صدر ائتلافی آشکار شد که تاکنون به طور کجدار و مریز با حملات هوایی به مبارزه با داعش پرداخته است.
مهمترین رویداد در این زمینه، تشکیل نیروهای داوطلب مردمی با عنوان «حشد الشعبی» بود که توانست از پیشروی داعش به سوی بغداد جلوگیری کند و در عملیاتهای از پیش برنامه ریزی شده مانند آنچه دهم اسفندماه برای آزادسازی شهر تکریت انجام شد، موفقیتهایی به دست آورد. داوطلبان و عشایر عراق از کرد و عرب تا سنی و شیعه اکنون خود را برای رویارویی با تروریستها در موصل آماده میکنند.
سویه دیگر مبارزه با داعش، تقویت موضع «بشار اسد» رئیس جمهوری سوریه، بود.
سال 1393 چهارمین سال از آغاز تحولات سوریه بود؛ تحولاتی که با دخالت خارجی به جنگی همه گیر منجر شد و تاکنون دهها هزار کشته، صدها هزار زخمی و میلیونها آواره به دنبال داشته است. مسالهای که از همان آغاز بسیار بر آن تاکید میشد، برکناری بشار اسد و شکل دهی به ساختار سیاسی تازه با مشارکت گروههای سنی در سوریه بود. به همین دلیل، آمریکا و همپیمانان منطقهای آن از هیچ تلاشی برای مبارزه با اسد رویگردان نبودند.
برآمدن داعش و اقدامهای تروریستی و خشن این گروه همه معادلات را بر هم زد و کار به جایی رسید که بسیاری از تحلیلگران و تصمیم گیران سیاسی در آمریکا به این نتیجه رسیدند که بقای اسد مطلوبتر از بینظمی و آشوب در سوریه است؛ آشوبی که حاصل آن رشد گروههای تکفیری-تروریستی خواهد بود. مهمترین موضع گیری در این زمینه را نیز «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا، بیست و چهارم اسفندماه در گفت و گو با شبکه تلویزیونی «سی.بی.اس» آمریکا داشت که در آن بر لزوم گفت و گو با اسد اعتراف کرد.
تحولات یمن
اواخر شهریورماه بیتوجهی به خواستههای عمومی و نارضایتی از اقدامهای «عبد ربه منصور هادی» رئیس جمهوری یمن، به خروش گروههای مردمی با نام انصارالله و حرکت آنان به سوی شهر «صنعا» پایتخت یمن، منجر شد.
پایبند نبودن دولت به تعهدهای خود به گروههای سیاسی برای تدوین قانون اساسی تازه به تنشها افزود و کنارهگیری ناگهانی رئیس جمهوری و نخستوزیر به فاصله چند ساعت کشور را با بن بست سیاسی روبرو کرد. در پی این اقدام جنبش انصارالله به انتشار پیش نویس بیانیه قانون اساسی، تشکیل شورای ریاست جمهوری و ایجاد شورای انتقالی اقدام کرد.
با فرار منصور هادی به شهر «عدن» در جنوب کشور، تحولات یمن به دور تازهای وارد شده و با دخالت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، احتمال تقسیم یمن به 2 بخش شمالی و جنوبی شدت یافته است و باید منتظر تشدید تنشها در این کشور در سال پیش رو باشیم.
مرگ پادشاه عربستان
آخرین تحول مهم سال 1393 در خاورمیانه، مرگ «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان، در سوم بهمن ماه بود.
فردمحور بودن ساختار سیاسی داخلی عربستان و پیوند تحولات عربستان سعودی با دیگر کشورهای منطقه باعث شد مرگ پادشاه این کشور و روی کار آمدن پادشاه تازه آثار زیادی بر تحولات داخلی این کشور و منطقه داشته باشد.
رویکرد محافظه کارانه «سلمان بن عبدالعزیز» به عنوان جانشین ملک عبدالله، در امور داخلی و نگاه امنیت محور اعضای سیاست خارجی وی در مسائل منطقهای باعث شده است تحلیلگران از وقوع تغییرهای گسترده در سیاستهای داخلی و منطقهای عربستان سخن بگویند.
انتسابهای فوری و بنیادین ملک سلمان در نهادهای کلیدی داخلی و خارجی نشان داد باید منتظر واکنشهای تازهای از سوی عربستان به ویژه در مسائل منطقهای باشیم. همچنین تلاش این کشور برای تشکیل محور سنی با همکاری کشورهای ترکیه و مصر در برابر محور ایران و تقویت تلاشها برای کنترل اوضاع ناآرام بحرین و نفوذ بیشتر در یمن همگی از رویکرد امنیت محور ملک سلمان نسبت به مسائل پیش روی منطقهای نشان دارد. بنابراین به نظر میرسد تحولات تازهای در حوزههای مورد مناقشه در خاورمیانه در پیش باشد.
نتیجهگیری
اگر بپذیریم خاورمیانه یک منطقه ژئوپلتیک با ویژگیهای یک مجموعه امنیتی منطقهای است، بنابراین باید از همپیوندیهای امنیتی میان کشورهای این منطقه سخن به میان آوریم. به همین دلیل تحولات گفته شده در سال 1393 در شمار رخدادهای تاثیرگذار بر همه منطقه به شمار میرود که آثار آن خاورمیانه را درگیر خود کرده است و در سال 1394 نیز همچنان باید منتظر پیامدهای ادامهدار آنها باشیم.
با توجه به این تحولات و با تکیه بر نگاه امنیتی به خاورمیانه، میتوان گفت سال 1393 دگرگونیهای بنیادین در خاورمیانه رخ داد؛ به گونهای که میتوان از بر هم خوردن نظم منطقهای پیشین و شکلگیری ترتیبات تازه سخن گفت.
هر چند هنوز نمیتوان ویژگیها و ابعاد نظم تازه منطقهای در خاورمیانه را روشن کرد اما همین اندازه میتوان گفت که الگوهای رقابت در منطقه تغییر کرده و وزن بازیگری واحدهای غیردولتی به ویژه جنبشهای مذهبی- سیاسی و همچنین گروههای ضدسیستمی (تروریستی) افزایش یافته است.
از سوی دیگر، در سایه افزایش قدرت منطقهای ایران، کشورهای رقیب مانند عربستان و ترکیه به سوی تشدید رقابت با تهران خواهند رفت و بنابراین به احتمال زیاد، به جنگهای نیابتی در منطقه دست خواهند زد. در چنین فضایی، در کشورهای دارای مرزبندیهای هویتی (قومی و مذهبی) شکننده و در صورت تضعیف اقتدار مرکزی، باید انتظار شکنندگی بیش از پیش این مرزبندیها را داشت.
ممکن است به همین دلیل و نیز دخالتهای خارجی هر گونه بیثباتیهای درونی کشورها به دیگر مناطق خاورمیانه گسترش یابد. بنابراین میتوان انتظار داشت یمن، سوریه، لبنان، عراق و فلسطین و حتی لیبی همچنان درگیر رقابتهای کشورهای بزرگ منطقه باشند.
بنابراین به نظر میرسد خاورمیانه در سال 1394 همچنان روند بیثباتی را طی کند و باید انتظار داشت دخالتهای خارجی در این منطقه تشدید شود. البته سویه دیگر این وضعیت نیز توافق کشورهای منطقه برای حل بحرانهای پیش رو است که البته با توجه به وضعیت موجود، این احتمال اندک است.