
سایت بصیرت،گروه فرهنگی/ به احتمال زیاد اسم «ویرجنیا ستیر»، نویسنده کتاب «آدمسازی» را نشنیدید یا اگر هم شنیدید کتابش را مطالعه نکردید. اگر فقط مینوشتم دکتر ستیر (satir) متوجه نمیشدید که این روانشناس معروف و خانواده درمانگر مشهور زن است.
خیلی از انسانهای خود شکوفا که فارغ از اسم و رسم هستند و بیشتر به گسترش اندیشههایشان اهمیت میدهند تا شهرت از اینکه متوجه بشوند افکارشان منتشر شده است و در جایی گره از کار کسی گشوده یا کمکی به شناخت و اندیشه انسانی کرده است غرق در لذت میشوند.
اخیرا در شبکههای مجازی، کلیپی پخش شد که در آن با تعدادی متقاضی کار مصاحبه میشد و شرایط سختی را برای کاری با دست مزد بسیار کم بیان میشد که عکس العمل جالب و شگفتانگیز مصاحبهشوندگان را در بر داشت. بعضیها حتی قبول این شغل را نوعی دیوانگی میدانستند و هنگامی که به انها گفته میشد عدهای در این کار مشغول هستند باورش برای آنان بسیار غیر ممکن و سخت بود ولی تا مصاحبه کننده میگفت این شغل مادری است به راحت و با تمام وجود به آن معترف میشدند.
«ستیر» در کتاب «آدمسازی» در پاراگرافی به این شغل مادری اشاره میکند. ولی این کاری که یک کلیپ چند دقیقهای در نشان دادن این موضوع کرد هیچگاه نوشته انجام نداد و نمیدهد و این قدرت باور نکردنی تصویر و رسانههای تعاملی در پرورش و نشر یک ایده خبر میدهد.
بخشی از متن کتاب که توسط دکتر «بهروز بیرشک« ترجمه شده است اینگونه است:
والدین در دشوارترین مدرسه دنیا تدریس میکنند -مدرسه آدمسازی. شما تخته سیاه کلاس، مدیر، معلم و سرایدار مدرسهاید... از شما انتظار میرود که خبرگان همه موضوعهای مربوط به حیات و زندگی باشید.. برای آموزش شغل شما، مدارس معدودی وجود دارد و در مورد برنامه آموزشی نیز توافق عامی دیده نمیشود. در نتیجه مجبور هستید خود آن را تهیه کنید. مدرسه شما فاقد تعطیلات، مرخصی و اتحادیه، ترفیع سالانه و یا افزایش حقوق است. شما برای هر فرزندتان حداقل 24 ساعت در روز 365 روز در سال و حداقل به مد 18 سال مشغول خدمت یا آماده خدمت هستید. بجز این، شما در ادارهای تلاش میکنید که صرف نظر از موضوع، دو رهبر یا رئیس دارد. در چنین بافتی شما به آدمسازی اشتغال دارید. من این کار را به ��نوان دشوارترین، پیچیدهترین، اضطراب انگیزترین و ترسآورترین کار دنیا تلقی میکنم.
حال با نگاهی سر انگشتی و سطحی به روایاتی که درباره ارزش زن و مادر در روایات اهل بیت علیه السلام وارد شده و در قبال کوچکترین کمک مادر به فرزندان و همسر بیشترین و گرانبهاترین پاداشها در نظر گرفته شده، متوجه میشویم که هیچ ارگان و شخصی نمیتواند پاسخگوی زحمات چنین کارمندی باشد لذا خداوند متعال خود پا پیش نهاده و علاوه بر توصیههای مکرر و با اهمیتی که درباره رفتار و توجه به این موجود و انسان فداکار نموده با ارزشترین پاداشها را به او اختصاص داده است.
متاسفانه امروز تا حدودی ارزش و جایگاه مادری در جامعه روز به روز رو به کاهش است. دختران جوان، انگیزه ازدواج زود هنگام که یکی از علایم علاقه به مادری است را از دست دادهاند. دختران ازدواج کرده به حداقل زحمات مادرانه تن میدهند و در قبال فرزندآوری بیشتر مقاومت میکنند.
واقعا علت این رفتار جامعه زنان و دختران ما از کجا سرچشمه گرفته است؟ نمیشود تنها عوامل اقتصادی را در این زمینه باعث ایجاد چنین مشکل بیسابقهای در بین جامعه مومنین گذاشت.
در طول تاریخ و در سابقه تمام جوامع دینی چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت مادری وضعیت کنونی جامعه بیسابقه است. حس مادری حسی فطری است که کمتر تحت الشعاع محیط قرار میگیرد ولی امروزه به توجه به زندگی مدرن و سبک زندگی غربی در جامعه این حس فطری خفیف شده است. لذا علاوه بر تلاش مسولین در ایجاد انگیزه در رشد این حس در بین زنان جامعه اندیشمندان و هنرمندان نیز باید با تمام توان پا به عرصه بگذارند و به برگشتن این حس به جامعه کمک کنند.