پایگاه بصیرت،فتح الله پریشان،هفته گذشته یک هیئت تجاری آمریکایی 22 نفره وارد ایران شد و با مقامات و چهرههای مختلف سیاسی دیدار کرد. نکته مشترک در بیانات مقامات دو طرف این بود که سفر بدون هیاهوی رسانهای باشد. البته خبر دیدار آنها و گزارش توصیفی این تاجران از ایران در کسوت گردشگر(!) بازتابهای ویژهای در داخل و خارج کشور داشت.
«تاجران آمریکایی آزادانه در خیابانهای تهران قدم میزنند و آب هویج میخورند و...» این بخشهایی از توصیف توماس اردبرینگ، خبرنگار نیویورکتایمز در تهران از سفر هیئت تجاری آمریکایی به ایران است. وی در گزارش خود با تحقیر ایرانیها از طریق ترسیم شکاف ذهنی بین احساسات ضدآمریکایی مردم و نگاه مسئولان دولتی مینویسد: «بیلبوردها در ایران میگویند مرگ بر آمریکا، اما مقامات میگویند بیایید مذاکره کنیم.» این تحقیر حس ضدآمریکایی از سوی خبرنگار مذکور جای جای گزارش وی نیز پیداست و وی سعی میکند در گزارش خود با یادآوری عباراتی نظیر «محور شرارت» توصیف خود را با طعنه به گذشته ایران همراه کند.
آمریکاییها همچنین در رستورانی مجلل با تعدادی از مقامات اقتصادی ایران و برخی کارشناسان اقتصادی دیدار و گفتوگو کردند. دیدار و استقبالی که آمریکاییها با ذوقزدگی، آن را چنین روایت میکنند: «مقامات ایرانی با آغوش باز از ما استقبال کردند.» اما خبرنگار تایمز نمیگوید این مقامات چه کسانی هستند.
«ند لامونت» همان فردی که خبرنگار نیویورکتایمز سعی میکند بیشتر از زبان وی تهران و وقایع رخداده برای گروه را روایت کند فقط یک متخصص دیجیتال و سرمایهگذار در تلویزیونهای کابلی نیست، بلکه عضو حزب دموکرات و سناتور سابق آمریکایی است که در موضعی قابل تأمل درباره بقای رژیم صهیونیستی تأکید میکند: «آمریکا باید در کنار اسرائیل بماند تا زمانی که مطمئن شود متحدش در امنیت کامل بهسر میبرد.» وی همچنین در دیدار با عالم اصلاحطلب در قم از قول وی درباره چرایی شعار مرگ بر آمریکا میگوید؛ این شعارها مال زمان گذشته است و اکنون ایران تغییر کرده و نگاه متفاوتی وجود دارد!
البته طی دوسالونیم گذشته سفر برخی گروههای سیاسی خارجی به ایران با حاشیههایی روبهرو شده؛ حاشیههایی که از تلاش آنها برای دیدار با سران فتنه و محکومان امنیتی شکل میگرفت که مسئولان به جای پاسخگویی، ترجیح میدادند مسئولیت آن را میان وزارت امور خارجه و ارگان دعوتکننده پاسکاری کنند. سفر جنجالی چندی پیش «اورلی آزولای» خبرنگار صهیونیستی که با ورود به ایران، به گردش آزادانه 14 روزه در شهرهای مختلف کشور پرداخته و گزارشهایی را نیز برای روزنامه یدیعوت آحارونوت تهیه کرده بود، یکی دیگر از چنین سفرهایی است که هیچ نظارت و مسئولیتی در قبالش مشاهده نمیشود. همچنین دیدار خارج از شئونات دیپلماتیک خانم اشتون، مسئول سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا با فتنهگران و اهدای جایزه ساخاروف به دو محکوم امنیتی در ملاقات هیئت بلندپایه پارلمانی اروپا با سران فتنه و بیاحترامی آنان نسبت به مسئولان نظام نیز در همین راستا و افتادن از آنور بوم برای بازکردن فضای سیاسی پیش، حین و پس از مذاکرات هستهای قابل تحلیل است که سبب رنجش خاطر مردم و واکنش آنها نسبت به این حرکت عزتشکنانه شد. اینبار نیز حضور این هیئت آمریکایی در تهران که برخی اعضای آن مانند لامونت گرایشهای شدید به رژیم صهیونیستی دارند پرسشهای جدی را ایجاد و در این میان دیدار معاون یکی از وزیران دولت با این هیئت، سفر آنها را به تهران قابل تأملتر میکند و این پرسش را پیش میآورد که به چه قیمتی باید در راستای اعتمادآفرینی یکجانبه و حفظ فضای مذاکره برآمد؟
اینکه سامانههای اطلاعاتی و امنیتی کشور خود را به تغافل بزنند یا مسئولی با فرافکنی از خود سلب مسئولیت بکند یا بگوید از هویت آنها مطلع نبوده، از اساس نادرست بوده و سستی در این حوزه بهای بسیار سنگینی خواهد داشت و به قیمت آسیب دیدن امنیت ملی و عزت اسلامی ما تمام خواهد شد که به هیچوجه ملت مقاوم ما راضی به پرداخت چنین بهای گزافی نخواهد شد.