تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۹:۵۰  ، 
کد خبر : ۲۷۴۹۵۲

این قوم چه میگوید!!

براستی این قوم از کدام اسلام، امام و انقلاب دم میزنند، از کدام آزادی و قانون حرف به میان میاورند. براستی این قوم چگونه میتوان بر سیرت خاطرات تاریخ اینگونه چنگ زند، براستی چگونه این قوم میتواند برقامت باطل، قبای حق بپوشاند. همه این کارها میشود، آری همه این کارها شدنیست، زمانیکه نقاب نفاق و تزویر بر چهره جماعت منافق کشیده شود.

 images

تنها یه قوم میتواند در تاریخ ، وقایع تاریخی را وارونه جلوه دهد، تنها یک قوم میتواند شکست های متعدد را پیروزی جلوه دهد، تنها یه قوم میتواند مثل مارمولک هزاران رنگ عوض کند. زچه بنویسیم که قلم از شرم بر تارک تار و پود کاغذ جوهر نمیزند. بگذار هرآنچه نمیخواهند بگوییم، بگذار بدانند انسانیت هنوز هم نفس میکشد. بگذار بدانند که گذشت زمان و آشکار شدن تاریخ همه چیز را نمایان خواهد کرد.

تنها یک قوم است که میتواند بخاطر هدف خود دشمن دیرینه اش را دوست گیرد، آنگاه که دشمنش باشی تو را « عالیجناب سرخ پوش» میخوانند و آنگاه که احتیاج بر قامت نه چندان جان دارد داشته باشند تو را «منجی ایران و زلزله» خواهند خواند و یا آنگاه که این قوم از کسی برنجد با «مجلس زوری نمی‌خواهیم ..» به استقبالش میروند و آنگاه که برای موج سواری به او احتیاج دارند «شیخ نور» خواهندش خواند.

تنها یک قوم میتواند به اسم آزادی بیان حتی دم از « استیضاح امام حسین» بزند و زمانیکه بر مبنای همان آزادی بیان با انتقاد، منتقدان خود مواجه میشوند، آنها را تندرو ، تروریست و افراطی خطاب کرده و حواله جهنم بکنند.

تنها یک قوم میتواند از اسلام و عمل به فرماین الهی دم بزند و همه همت خود را در روزنامه های خود برای زدودن دین از صحنه زندگی مردم بگمارد و پس از گذشت زمان خیلی از همین قلم بدستان خدانشناس سر از آخور دشمن در بیاورند و همراه هم فکران ضد انقلاب خارج نشینان خود در آغوش دشمنان قسم خورده ملت ایران به رقص و پایکوبی بنشینند.

تنها یک قوم میتواند دم از امام  (ره) و اندیشه امام بزند و با دهن آب نکشیده این اندیشه مقدس را متعلق به «موزه تاریخ» بخواند و با عین تمدن خواندن فرهنگ لاابالی گری غربی، امام را خشونت طلب معرفی کند.

تنها یک قوم میتواند از پایبندی به قانون دم بزند و مرکز قانون گذاری کشور را بخاطر اجرای قانون توسط شورای نگهبان با تحصن و استعفا به پایگاهی برای ضربه زدن به حیثیت قانون مبدلل سازد.

تنها یک قوم میتواند «چوب بدستان هوچیگر» خود را احیاگر آزادی و فدائیان قوم خود قلمداد کند و در عین شعار به دموکراسی، در عمل، (بصورت محترمانه بگویم )چنان لگدی زیر دیگ دموکراسی بزند که زبانه آتش آن نه تنها شعارهای پوچ بی عمل خودشان را  بسوزاند بلکه چنان زبانه آن بالا گیرد که خسارتهای جبران ناپذیر اقتصادی به کشور متحمل کند و  آرامش و امنیت روانی جامعه را پایمال کند.

تنها یک قوم میتواند گل به دروازه خودی را جشن بگیرد و از آن بعنوان توسعه و اصلاحات یاد کند و چنان خود را به خواب بزند که صدای صوت و کف دشمن خود را نشنود و یا  از تجلیل آنان چنان به وجد آید که نداند این همان دشمن است که هرچه توانسته در طول تاریخ برای ملت مظلوم ایران سنگ تمام گذاشته است.

تنها یک قوم میتواند وقتی آرا مردم برخلاف میلشان شد اختلاف 11 میلیونی رو تقلب بنامند و قانون رو زیر پا بگذارند و وقتی برمبنای همان قانون و بخاطر اختلاف جاهلان به قدرت، تنها با اختلاف چند هزار رای، نامزد مورد نظرشان انتخاب شد، آن انتخابات را عین دموکراسی و آزادترین انتخابات معرفی کنند.

تنها یک قوم میتواند با کسب 8 درصد آرا در نظرسنجیهای انتخاباتی خود را دارای پایگاه مردمی بداند و چنان پشت رای شعارهای پوپولیستی دیگران پنهان شود و خود را فاتح جنگ بر سر قدرت بداند که گویای صدای نه و عدم اعتماد مردم در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری های گذشته را نشنیده اند.

تنها یک قوم  میتواند گذشته نامطلوب نه چندان دور خود را فراموش کند و چنان بر تبل «دزد را بگیرید» بزند و دامن خود را از هرنوع مفسده ای مبرا داند و چنان خود را تنها سردار مبارزه با مفاسد معرفی کند که گویا تاریخ مفاسد هم مسلکانشان در شهرداری ، کرسنت و سکه های اهدایی شهرام جزایری و… را از یاد برده است.

تنها یک قوم میتواند از قرارداد های شبه ترکمنچای، چون سعدآباد، ژنو و لوزان تمام قد دفاع کند و بخاطر آن چنان سرود پیروزی سر دهد و به به  و چه چه کند که گویی از محتوای ترکمنچای خبر ندارند و یا بخاطر خنده مزورانه دشمن از شدت شادی چشم خود را بروی حقیقت بسته اند

تنها یک قوم میتواند از نشستن بر سر سفره یزیدیان زمان، تلاش برای آشتی با دنیا یاد کند، براستی از کدامین دنیا یاد میکنید همان دنیایی که قبله آمال و آرزوهایتان سوی اوست یا همان دنیایی که عیش و نوش جوانیتان را در آن گذراندید. همان دنیایی که زمانی مردم کشورتان زیر موشکهای اهدایی آنان به صدام در خون دست و پا میزدن گذراندید. این دشمن همان دشمن است، همان دشمنی که به بهانه های مختلف و تحریم شدیدترین فشارها را به ملت ایران روا داشته است، همان دشمنی که هم فکران شما در گذشته و حال با زیرپا گذاشت عزت و آرمان ملت ، ملتمسانه دست نیاز بسویش گشوده اند و همیشه دشمن با تحقیر جواب التماسهای شما را به ناکجاآباد حواله داده است.

براستی این قوم از کدام اسلام، امام و انقلاب دم میزنند، از کدام آزادی و قانون حرف به میان میاورند. براستی این قوم چگونه میتوان بر سیرت خاطرات تاریخ اینگونه چنگ زند، براستی چگونه این قوم میتواند برقامت باطل، قبای حق بپوشاند. همه این کارها میشود، آری همه این کارها شدنیست، زمانیکه نقاب نفاق و تزویر بر چهره جماعت منافق کشیده شود.

مگر حضرت امیرالمومنین علی(ع) نفرمود که: پیامبراسلام (ص)به من فرمودند: براُمت خود نه از مومن ونه از مشرک می هراسم زیرا مومن را ایمانش بازداشته ومشرک را خداوند به جهت شرکش نابود می سازد ,من برشما از منافق می ترسم که درونی دوچهره ,زبانی عالمانه ,گفتاری دلپسند و رفتاری ناپسند دارد.(نهج البلاغه نامه27.)

 وچه زیبا گفت پیرجماران:

«شیطنتشان را دست برنمی‏دارند. در ظاهر فریاد می‏کنند و اسلام را ترویج می‏کنند و رژیم سابق را «طاغوت» می‏گویند و رژیم فعلی را «جمهوری اسلامی» می‏گویند. لکن در زیر پرده مخالفت می‏کنند با اسلام. مخالفت می‏کنند با جمهوری اسلامی. اگر امروز کارتر پیش بیاید، اینها سینه‏زن برای کارترند، حالا هم در زیر دارند سینه می‏زنند برایش. الآن هم روابط با امریکا، هم مستقیم هست هم مع‏الواسطه. هر کس پیش بیاید آن طوری است. منافقین این طورند. اصلاً این صفت منافقین است. در زمان رسول‏اللّه‏ هم آن گرفتاریی که اسلام برای منافقین داشت و از دست منافقین داشت، از دست کفار نداشت. کفار ایستاده بودند در مقابل هم و جنگ هم می‏کردند و تو سر هم می‏زدند و پیش می‏بردند و یا عقب می‏نشستند. لکن با منافقین چه بکنند؟ منافقی که آمده و می‏گوید من برای اسلام هستم و اسلام آوردم؟ امروز هم مسلمانها مبتلای به دسته‏ای از منافقین هستند که کار این مسلمانها با این منافقین مشکلتر است، تا کارشان با محمدرضا. محمدرضا ایستاده بود و می‏زد و می‏کشت. و تکلیف ملت با او معلوم بود. اما آنهایی که الآن ما مبتلا به آنها هستیم که مردانه نمی‏آیند به میدان بگویند که آقا ما اسلام را نمی‏خواهیم با اینها باید ما چه بکنیم؟ حل مسئلۀ منافقین از اعظم مشکلاتی است که برای ملت ما و برای اسلام از اول بوده. با معاویه باید چه کرد که امام جماعت است. و برای خدا ـ به قول خودش ـ برای اسلام، برای خودش می‏خواهد هم جنگ بکند برای اسلام و ]هم خدمت [بکند و اینها! منافق است. به مردم شام حالی کرده است که من یک آدم مسلمانی هستم، و مخالف امیرالمؤمنین هم که اصلاً مسلمان نیست. این که امیرالمؤمنین را آنجا می‏گوید مسلمان نیست. به طوری که وقتی می‏گویند به اهل شام که علی را کشتند در محراب عبادت، می‏گویند مگر او نماز می‏خواند؟ تو مسجد چه می‏کرد علی؟ با اینها باید چه کرد؟ جز پناه به خدای تبارک و تعالی. و جز افشاگری؟ ملت باید افشا کند.»

بگذار مرور زمان پرده های نفاق را پاره کند! نفاقی که از اول انقلاب چون خوره در پیکره جامعست ولی سنت الهی پابرجاست و  هیچ خوره ای  در تنه این درخت اصیل انقلاب باقی نخواهد ماند و روزی چهره واقعی نفاق و تزویر پنهان شده در پشت نقاب شعارهای رنگین آشکار خواهد شد.

 مهدی سعیدی-الفبا

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات