تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۲۰:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۷۵۱۵۲

چرا آمریکا چماق را کنار نمی گذارد

در حالی که مذاکرات هسته ای با ۱+۵ حدود دوسالی است که با رویکرد جدید دولت یازدهم شکل و شیوه نوینی به خود گرفته و ایران تمام تلاش خود را در قالب دیپلماسی و تعامل بکار گرفته تا در راستای به سرانجام رسیدن و حل و فصل مسالمت آمیز مسئله هسته ای و رفع تحریم ها قدم بردارد اما دولتمردان آمریکایی شیوه دیگری را سرلوحه کار قرار داده اند. آن ها ضمن انجام رایزنی های هسته ای اصرار عجیب و فراوانی به تهدید حمله نظامی به ایران و قرار داشتن این گزینه بر روی میز در صورت شکست رایزنی ها دارند.

در آخرین مورد، جان کری وزیر خارجه آمریکا و جو بایدن معاون رئیس‌جمهور آمریکا با لحن توهین آمیزی جمهوری اسلامی ایران را تهدید نظامی کردند. کری ۹ اردیبهشت ماه گفت: واشنگتن در صورت توافق بر برنامه هسته‌ای ایران نظارت دارد و در صورت لزوم می‌تواند بار دیگر ایران را تحریم کند و گزینه نظامی هم فورا در دسترس خواهد بود. بایدن نیز با حضور در اندیشکده سیاست خاور نزدیک واشنگتن خواستار دسترسی به سایت های نظامی ایران شد و گغت که «احتمال حمله نظامی علیه ایران همچنان یک گزینه به شمار می‌رود و اوباما خواستار دور شدن از این گزینه است.»

این در حالی است که خود اوباما نیز بعد از سنت شکنی گفتگوی تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا، با بنیامین نتانیاهو مشورت کرد و گفت که گزینه نظامی در برابر برنامه هسته ای ایران، همچنان روی میز است. وی بعد از آن هم بارها تهدید نظامی علیه ایران را تکرار کرد.

در واقع برخلاف مذاکره کننده گان ما که تمام هم و غم خود را برای مصالحه، سازش، پایان دادن به بحران ساختگی و یافتن راه حل ها متمرکز کرده اند آمریکایی ها در اکثر قریب به اتفاق موارد بر حفظ سیاست چماق( ادامه این تاکتیک از سوی آمریکایی ها در مذاکرات است که در مقابل امتیازات گرفته شده از ایران، پیشنهاد چند هویج کوچک نسیه را می دهند) تاکید داشته اند. این بماند که در محافل سیاسی آمریکا سخن گفتن از تهدید ایران به حمله نظامی امری رایج است و سناتورها روزانه از این گونه کلمات استفاده می کنند.

در صورتی که اگر آمریکایی ها( علی الخصوص اوباما – کری) واقعا به دنبال راه حل دیپلماتیک و حل موضوع هسته ای ایران هستند بایستی زبان، عمل و هدف شان را با هم هماهنگ سازند و رفتارهای متناقض را کنار گذارند.

به نظر می رسد تاکید مکرر روی میز بودن گزینه نظامی علیه ایران ناشی از تبعیت از منافع رژیم صهیونیستی و تاثیر لابی های اسرائیل به ویژه آیپک، راضی کردن کشورهای عربی و گروه های تندرو در آمریکا، جنگ روانی، ترساندن و تلاش برای امتیازگیری بیشتر از ایران و … است.

یکی دیگر از علل این موضوع ناشی از خودبرتربینی آمریکایی ها در عرصه بین الملل است که به خود اجازه می دهند برای رسیدن به اهداف غیرمشروع خود از هر ابزاری استفاده کنند.

شاید به همین دلیل است که آمریکایی ها هر حقی را که باید طبق قوانین و کنوانسیون های بین المللی، ایران از آن برخوردار باشد به عنوان امتیاز می فروشند. به عنوان مثال پذیرفتن برنامه های هسته ای صلح آمیز یک رفتار سخاوتمندانه از جانب آمریکا به شمار نمی رود بلکه تهران طبق پیمان منع اشاعه هسته ای، از حق غنی سازی اورانیوم برخوردار است اما آنها توقع دارند ایران در مقابل امتیاز بزرگی را روی میز بگذارد.

نکته آخر این که تجربه ثابت کرده است که زبان تهدید علیه ایران ناکارآمدترین و غیر موثرترین شیوه ای است که می توان برای رسیدن به اهداف در پیش گرفت. اما در صورت وقوع تهاجم( هرچند به صورت محدود و در قالب حمله به تاسیسات و مراکز هسته ای) حداقل واکنش ایران این خواهد بود که منافع و کشورهای حامی آمریکا در منطقه در معرض خطر نابودی قرار خواهند گرفت و حمله بدون شک انتهای راه نخواهد بود بلکه آغاز راهی پرهزینه خواهد بود و دیگر زمان ضربه زدن و گریختن به پایان رسیده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات