* به نظر ميرسد كه اكنون فصل جديدي در مناسبات و روابط اقليم كردستان و همسايگانش به وجود آمده، بحران سوريه و تحول در روابط كردهاي تركيه و دولت اين كشور بر منطقه اقليم تأثيرگذار خواهد بود، در اين شرايط شما چه تغييرات و سياستي خواهيد داشت تا در شرايط موجود بهترين نتيجه را بگيريد؟
** بله، بايد گفت اقليم كردستان در ميان يك بحران منطقهاي قرار گرفته است. مسأله سوريه روي كردستان تأثير گذاشته، اختلافات و مسائل عراق هم روي منطقه اقليم بيتأثير نبوده، از سوي ديگر، تركيه هماكنون بخشي از بحران منطقه شده، روابط تركيه با كردهاي اين كشور در حال تحول است و به همه اين بحرانها بايد بحران ايران را هم افزود. در حال حاضر ايران با قدرتهاي جهاني از جمله با آمريكا اختلافاتي دارد كه اين اختلافات سبب به وجود آمدن بحرانهايي خواهد شد. در اين بين، شرايط حساسي براي اقليم كردستان به وجود آمده كه سبب شده سياستي متعادل را در پيش بگيرد. منطقه اقليم كردستان بايد با كردهاي كشورهاي همسايه ارتباط داشته باشد اما تا جايي كه سبب حساسيت دولتهاي آنها نشود و اختلافي بروز نكند. بنابراين بايد سياستي حساس را در پيش بگيرد ضمن اينكه سعي كند مشكلاتي را كه در منطقه وجود دارد، از طريق گفتوگو و تعامل با دولتهاي منطقه حل كند. در واقع كردها هميشه دستي را ميفشارند كه دوستانه به سمتشان دراز شده باشد.
ما دوستي با هر كشوري را ميپذيريم. بعد از بروز اختلافات با دولت مركزي عراق، دو كشور ايران و تركيه خواستند با رايزني و گفتوگو اختلافات را حل كنند كه ما از اين موضع آنها استقبال كرديم و تا اين لحظه از هر تلاشي براي حل مسالمتآميز اختلافات استقبال كردهايم. نكته ديگري كه بايد به آن اشاره كنم اين است كه اكنون اقليم كردستان در منطقه، پايگاه خودش را دارد و در واقع جايگاه منطقهاي خود را پيدا كرده است. شما ميبينيد دولتهاي منطقه و حتي دولتهاي بيرون منطقه براي حل بحرانها روي كردستان حساب ميكنند و اين نشان ميدهد كه كردستان در منطقه تأثيرگذار است.
* شما ايران را هم جزو بحرانهاي منطقهاي نام برديد، در حالي كه ايران در صلح كامل قرار گرفته و مانند تركيه و سوريه و حتي عراق درگير اختلافات نيست. چطور ايران ميتواند براي شما مخاطراتي به وجود بياورد؟
** درست است كه ايران در مسائل داخلي دچار اختلاف و مشكل نيست اما در بعد سياست خارجي مشكلاتي دارد از جمله اينكه حكومت شيعه ايران از حكومت شيعه عراق حمايت ميكند و از سوي ديگر، بر سر مسائل هستهاي با كشورهاي غربي درگير است. ضمن اينكه با آمريكا هم اختلافات قديمي دارد. مجموعه اين مسائل سبب ميشود كه هم ايران و هم آمريكا سياستهاي خاصي را براي مقابله با هم در پيش بگيرند كه اين مسأله براي ما چندان خوشايند نيست؛ چرا كه ما هم با ايران دوست هستيم و هم با آمريكا. فراموش نميكنيم كه ايران در شرايط مختلف همراه ما بوده اما سقوط صدام هم بدون آمريكا امكانپذير نبود. ايران، همسايه و دوست ماست و آمريكا همپيمان ما. بنابراين ما نميتوانيم يكي را بر ديگري ترجيح دهيم. حال در اين شرايط اين اختلافها روي وضعيت اقتصادي در اين منطقه هم تأثيرگذار است كه سبب ايجاد رقابتهايي ميشود كه هيچ سودي براي هيچ كدام از كشورهاي منطقه ندارد. بنابراين ما بايد سياستي را در پيش بگيريم كه نه ايران احساس كند كه از آن دور شدهايم نه آمريكا. در واقع بايد اين بحران را اداره كنيم و نگذاريم كه قرباني اختلافات شده و در اين ميان متضرر شويم.
* ميدانيم كه كردهاي تركيه همواره چالشها و مشكلات بسياري با دولت مركزي اين كشور داشته و دارند آيا اين اختلافات تاكنون هيچ تأثيري روي روابط و سياستهاي اقليم كردستان نگذاشته است؟
** مسلما تأثيرگذار بوده است. به خصوص اينكه در بيشتر مواقع دولت تركيه براي حل مشكلاتش از ما كمك ميخواهد كه در اين شرايط ما بايد سياستي داشته ابشيم كه منجر به صلح و حل اختلافات در اين كشور شود، ضمن اينكه ما حق و وظيفه خود ميدانيم از كردهاي اين كشور حمايت كنيم اما در نهايت، خواهان حل اختلافات و صلح براي كردها و همه مردم منطقه هستيم.
* شما به دوستي ديرينه ايرانيها و اقليم كردستان اشاره كرديد، اين مسألهاي است كه بيشتر مقامات و فعالان سياسي اين منطقه بر آن تاكيد دارند اما آنچه ديده ميشود روابط گرمتر اقليم كردستان با تركيه است، به خصوص اگر به پروژههاي عمراني و سطح روابط اقتصادي تركيه و اقليم توجه كنيم. آيا علت اين مسأله ارتباط نزديك شما و تركيه با آمريكاست؟
** من به شما ميگويم نه. علت اين مسأله آمريكا نيست. آمريكا توصيهاي براي دوستي با كشوري به ما نميكند و براي تحت فشار گذاشتن ايران هم اهرمهاي خود را دارد. بنابراين نيازي به استفاده از كردستان در اين زمينه ندارد. مهمترين علت اين مسأله در حقيقت رويكرد ايران و تركيه به منطقه اقليم كردستان است. با وجود اينكه ايران زودتر از تركيه اقليم كردستان را به عنوان دوست خود پذيرفت اما پيش از تركيه حضور اقتصادي نداشت. ما هيچ محدوديتي براي روابط تجاري با ايران نداشتيم اما ايران رويكرد سردي به توسعه روابط اقتصادي با اقليم كردستان داشت. به طور مثال ما سالهاي پيش كه هنوز پيشرفت و توسعه اقتصادي نداشتيم از ايران خواستيم كه چند كالاي اساسي را براي ما صادر كند اما محصولي كه از ايران به كردستان صادر ميشد، پفك بود. در اين شرايط، تركيه توانست بازار كردستان را در دست بگيرد و كالاهاي خود را به اين منطقه صادر كند و همچنين در پروژههاي شهرسازي هم شريك شود.