دکتر یدالله جوانی
در ایام سالگرد جنگ 33 روزه قرار داریم. جنگی نابرابر در تمامی ابعاد و با نتیجه حیرتانگیز برای کسانیکه قدرت را در عوامل مادی و فیزیکی خلاصه میکنند. هر تعریفی برای نبرد نامتقارن داشته باشیم، به طور قطع نبرد 33 روزه از مصادیق نبرد نامتقارن خواهد بود. در این نبرد نامتقارن، حزبالله لبنان شکست سنگینی را بر رژیم صهیونیستی تحمیل کرد و خود پیروز میدان گشت. سوال این است که در این جنگ نابرابر، عامل برتری، موفقیت و پیروزی طرف به ظاهر ضعیف، برطرف به ظاهر شکستناپذیر چه بود؟
نظریههای موجود مرتبط با قدرت و قدرت ملی در مکاتب سیاسی کلاسیک، نسبت به این سوال و سوالات مشابه، ناتوان از ارائه پاسخ قاطع و صحیح میباشند. ناتوانی نظریهها در تحلیل و تبیین حوادث و رخدادهای مهمی که آن را تجربه میکنیم، نشان از نوعی خلا تئوریک در بعضی از حوزهها در عصر حاضر دارد. در نظریههای قدرت در دوران معاصر، عنصری چون معنویت که نقش تعیینکنندگی آن امروز به اثبات رسیده، غایب است و نظریهپردازان کلاسیک و نئوکلاسیک، به دلایل مختلف از پرداختن به آن اجتناب کردهاند. بنابراین ایجاد تحول بنیادین در نظریههای علوم اجتماعی، علوم سیاسی و روابط بینالملل و در کل علوم انسانی در عصر حاضر یک ضرورت اجتنابناپذیر است. پیروزی انقلاب اسلامی سرآغاز عصر جدیدی شده که واکاوی، بازشناسی و تجدید نظر در بسیاری از نظریهها را برای تبیین دقیق حوادث و رخدادها ضروری ساخته است. در بهمن 1357 که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، هیچیک از تئوریهای انقلاب که تا آن زمان از سوی صاحبنظران ارائه شده بود، قادر به تحلیل این تحول بزرگ سیاسی در سالهای پایانی قرن بیستم نبود و از همین رو حضرت امام(ره)، انقلاب اسلامی را انفجار نور و معجزه قرن نامیدند. این نگاه به انقلاب اسلامی، جایی در تئوریهای انقلاب نداشت و این خود به این معنی است که انقلاب اسلامی سرآغاز عصر جدیدی است که به تبع آن، باید تحول و دگرگونی در حوزههای تئوریک را به نظاره نشست و بر صاحبان اندیشه و اساتید حوزه و دانشگاه است که با مطالعه در منابع اسلامی، به این تحول اساسی کمک کرده و خلاهای تئوریک را برای فهم و درک مسایل جاری مرتفع سازند. معنویت عنصر اصلی و تعیینکننده در نبرد 33 روزه بود. عنصری که با انقلاب اسلامی، نقشآفرینی و شگفتانگیزی آن رخ نمایانده و ضروری است براساس این نقشآفرینیهای شگفتانگیز، به لحاظ تئوریک، هرچه سریعتر تبیین شود. کنگره بررسی «نقش معنویت در نبرد نامتقارن»، که به ابتکار حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه قرار است در زمستان سالجاری برگزار گردد، میتواند گام بلندی برای مرتفع ساختن خلاءهای تئوریک در این حوزه باشد. تدوین و ارائه نظریات جدید مبتنی بر کتاب و سنت و تجارب تاریخی مسلمانان بهویژه در صدر اسلام، میتواند ملتهای مسلمان را با منبع اصلی تولید قدرت برای پیشبرد آرمانهای اسلامی و دفاع در برابر تهدیدات آشنا سازد. سرخوردگی، وادادگی و یاس و ناامیدی مسلمانان در دهههای اخیر برای مواجه با دشمنان بهویژه مقابله با دشمن صهیونیستی، عمدتا ریشه در غفلت نسبت به این منبع عظیم قدرت دارد. دفاع مقدس ملت ایران در جنگ 8 ساله و جنگ 33 روزه حزبالله در برابر رژیم صهیونیستی، صادق بودن وعدههای الهی مبتنی بر نصرت و یاری رساندن به مومنان در هر عصر و مکانی را به اثبات رساند. این دو جنگ در امتداد نبردهای حق و باطلی چون رویارویی سپاه طالوت و جالوت و جنگهای مسلمانان با کفار در بدر و خیبر و خندق، نشان داد که سنت الهی پا برجا و وعده الهی تخلفناپذیر است. وعدهای که حضرت حق فرمود: «و کان حقا علینا نصر المومنین»، یعنی همواره یاری کردن مومنان و نصرت و پیروزی را نصیب آنان ساختن بر عهده ماست. البته این وعده الهی مشروط به شرط ایمان است و خداوند این شرط را در سوره آل عمران آیه 139، اینگونه بیان فرمود: «ولاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» یعنی ای مسلمانان، نه سستی کنید و نه اندوهناک باشید، چرا که اگر شما مومن باشید، پیروز و برتر خواهید بود. قرآن کریم، ایمان به خدا را عامل اصلی پیروزی معرفی میکند. ایمان به خدا طبق حدیثی از پیامبر اعظم(ص)، یعنی: «الایمان معرفه بالقلب و قول باللسان و عمل بالارکان» ایمان به خداوند، شناخت به قلب، گفتار به زبان و انجام دادن به جوارح است. در واقع صدق، زهد، پارسایی، ذکر و نیایش از نشانههای ایمان است. ایمان دارای آثاری است و مومن را از روی همین آثار میتوان شناخت. تقوا، اخلاص، صبر، ایثار، فداکاری، آرامش روحی و توکل به خدا در صحنههای پیکار در برابر دشمنان، نماد معنویت در رزمندگان مومن است که در صورت وجود، نصرت الهی را به دنبال خواهد داشت. امید آن است که گنکره «بررسی نقش معنویت در نبرد نامتقارن» بتواند براساس منطق قرآن و در چارچوب متدهای علمی به سوی نظریهپردازی گام بردارد و خلاءهای موجود را مرتفع سازد.