دکتر محسن اسلامی / رایزن فرهنگی ایران در نیویورک
ایالات متحده آمریکا همچون ظرف بزرگی است که انواع حبوبات در آن با هم آمیخته است. به عبارتی، آمریکا کشوری است مهاجرپذیر و مهاجرنشین؛ کشوری که گروههای مختلف از هر نژاد، ملیت، قومیت، با رنگ پوست متفاوت و تنوع زبانی را میتوان به راحتی در آن یافت. بعد از کشف قاره آمریکا و سکونت اروپاییها در این کشور ـ با توجه به بکر بودن این قاره پهناور ـ مهاجران بسیاری با دلایل و بهانههای مختلف از دیگر کشورهای جهان به سوی این قاره سرازیر شدند.
در میان گروههای مهاجری که به قاره آمریکا و سرزمین کنونی ایالات متحده آمدند، اسپانیاییها نخستین گروههای اروپایی بودند که قدم به این کشور گذاشتند. به نقل از بسیاری از مورخان در تقسیمبندی دورههای تاریخ مهاجرت آمریکا که از سال 1607 آغاز شده، پنج موج مهاجرتی تعریف شده است. آنچه پیرامون اسپانیاییها در این تقسیمبندیها اهمیت دارد، این است که آنها کم و بیش در هر پنج موج مهاجرتی حضور داشتهاند ولی در موج پنجم؛ یعنی از سالهای 1920 به این طرف، مهاجرت اسپانیاییها و لاتینوهای آمریکای لاتین به ایالات متحده سیر صعودی قابل توجهی داشته است.
در بحث پیرامون لاتینوها یا هیسپانیکها (اسپانیاییتبارها) در ایالات متحده آمریکا ممکن است این گونه تلقی شود که از یک هویت یا فرهنگ همگن صحبت میکنیم در صورتی که هرگز چنین نیست. در واقع صحبت از بیش از یک ـ دوجین کشور با هویتهای ملی و قومی متفاوت است که در منطقه جغرافیایی گستردهای پراکنده شدهاند و با هزاران مایل فاصله از یکدیگر روزگار میگذرانند.
لاتینو یا هیسپانیک واژههایی هستند که به همه اقوام و مردمی که به زبانهای اسپانیایی و پرتغالی صحبت میکنند (در مجموع شامل حدود 20 کشور از جمله مکزیکیها، اهالی آمریکای مرکزی و جنوبی، اهالی پورتوریکو، کوباییها و...) اطلاق میشود.
جمعیت هیسپانیکها یا لاتینوهای مسلمان در آمریکا
آن گونه که بارها اشاره شده است موضوع جمعیتشناسی و آمار مسلمانان و برآورد کلی تعداد واقعی آنان در میان نژادها و اقوام مهاجر به آمریکا ـ حتی در میان خود مسلمانان بومی آمریکا ـ همواره به دلیل عدم درج دین و مذهب شهروندان در سرشماری ملی که هر 10 سال یک بار صورت میپذیرد، موضوع چالشبرانگیز است.
اما در رابطه با مسلمانان لاتینو میتوان به این نتیجه رسید که تغییرات دموگرافیک و افزایش رشد جمعیت لاتینو/ هیسپانیک از یک سو و نفوذ اسلام به عنوان یکی از سریعترین ادیان رو به رشد در آمریکا و در میان این گروه، از دیگر سو موجب افزایش رشد قابل توجه جمعیت مسلمانان لاتینو و هیسپانیک در ایالات متحده آمریکا شده است.
البته نبود شبکههای سازمانیافته در میان جامعه مسلمانان لاتینو و جوان بودن نسبی آنان در عرصههای فرهنگی و اجتماعی در سطح ایالات متحده باعث شده، این گروه نتواند آنسان که باید و شاید و در حد دیگر اقلیتهای مذهبی ظاهر شود. اما با وجود همه این مسائل، حضور آنان در سراسر آمریکا و به ویژه شهرها و ایالاتی از جمله کالیفرنیا، تکزاس، فلوریدا، نیویورک، ایلینویز، آریزونا، نیوجرسی و... کاملا مشهود و محسوس است.
آمارها حول جمعیت مسلمانان لاتینو با توجه به دلایل فوقالاشاره، بسیار متفاوت و از 15 تا 55، 70 تا 150 و حتی بیش از 200 هزار نفر نیز اعلام شده است؛ برای مثال راشل مارتین (Rachel Martin) گزارشگر رادیوملی آمریکا (NPR) در برنامهای با عنوان «لاتینوها اسلام را بر مذهب کاتولیک ترجیح میدهند.» در تاریخ 24 سپتامبر 2006 ضمن اشاره به این مطلب که در طول چند دهه گذشته، کلیسای کاتولیک در حال دست و پنجه نرم کردن با معضل خروج آمریکاییهای لاتینو از مسیحیت و گرویدن آنان به اسلام است، جمعیت لاتینوهای مسلمان را 15 تا 50 هزار نفر اعلام کرده و افزود، این جمعیت که بسیاری از آنها را زنان تشکیل میدهند، اگرچه به ظاهر کوچک و کمتعداد به نظر میرسند اما به سرعت در حال رشد و توسعه هستند.
استیو مورت (Steve Mort) گزارشگر صدای آمریکا نیز در 13 فوریه سال 2007 در برنامهای مشابه با موضوع «افزایش گرایش آمریکاییهای مکزیکیتبار و لاتینوها به اسلام» با بررسی تاریخچه تغییر کیش دادن لاتینوهای کاتولیک به اسلام، جمعیت لاتینوهای مسلمان آمریکا را حدود 70 تا 150 هزار نفر اعلام کرده است.
در همین حال شورای مسلمانان آمریکا در سال 2007 ضمن گزارش جامعی از لاتینوها و لاتینوهای مسلمان، جمعیت لاتینوهای مسلمان آمریکا را بیش از 200 هزار نفر اعلام کرده و البته با توجه به اهمیت جایگاهی که لاتینوها در بافت جمعیتشناسی در ایالات متحده آمریکا کسب کردهاند، مطالعات و اعلام نظرها در مورد این اقلیت رو به رشد به همین جا ختم نمیشود.
سازمان بررسی هویت دینی آمریکا (American Religious Identification Survey) که یکی از سازمانهای برجسته و معتبر در حوزه بررسی هویتهای دینی در این کشور است، اخیرا در مطالعه و نظرسنجی مقایسهای خود پیرامون روند افزایش رو به رشد جمعیت لاتینوها و طبقهبندی وابستگی جمعیتی آنان به ادیان مختلف، بین سالهای 1990 تا 2008 مینویسد، جمعیت بالای 18 سال از سال 1990 تا 2008 یعنی در عرض 18 سال 9 میلیون افزایش یافته است. طبق همین مطالعه و آمار از 31 میلیون نفر جمعیت بالای 18 سال لاتینوها 60 درصد کاتولیک هستند. این جمعیت با وجود کاهش شش درصدی نسبت به مقایسه با سال 1990 کماکان در مقایسه با دیگر ادیان و مذاهب در صدر است.
براساس همین نظرسنجی، جمعیت لاتینوهای کاتولیک در سال 2008، 18 میلیون و 352 هزار، لاتینوهای وابسته به دیگر شاخههای مسیحیت، 6 میلیون و 168 هزار و جمعیت کل لاتینوهای مسیحی اعم از کاتولیک و غیر کاتولیک، 25 میلیون و 213 هزار نفر و لاتینوهایی که خود را فاقد مذهب اعلام کردهاند 3 میلیون و 118 هزار نفر و کسانی که از پاسخ به این مورد خودداری کردهاند،یک میلیون و 402 هزار نفر اعلام شده است. شاخه کماکان در مقایسه با دیگر ادیان و مذاهب در صدر است.
متاسفانه در این مطالعه و نظرسنجی با وجود رشد اسلام در میان لاتینوها ـ شاید به دلایل مذهبی و اینکه مبادا اعلام آمار مزبور باعث تبلیغ اسلام شود ـ آماری از لاتینوهای مسلمان داده نشده و فقط آمار جمعیت لاتینوهای وابسته به دیگر ادیان غیر مسیحی به شکل کلی 427 هزار اعلام شده است.
حال با استناد به گزارش خود سازمان بررسی هویت دینی آمریکا و گزارشهای متعدد دیگر مبنی بر ابراز نگرانی مقامات مذهبی کاتولیک و مسیحیان در ارتباط با خروج لاتینوها از مسیحیت و گرویدن آنان به اسلام ـ و این واقعیت که اسلام یکی از پرطرفدارترین و رو به رشدترین ادیان در غرب و آمریکا و به ویژه در میان لاتینوهاست ـ میتوان این گونه نتیجه گرفت که همه 427 هزار نفر مندرج در ردیف مربوط به آمار جمعیت لاتینوهای وابسته به دیگر ادیان یا حداقل درصد بسیار بالایی از آنان مسلمان هستند.
حتی اگر نخواهیم این واقعیت را به این شکل بپذیریم، حداقل باید بپذیریم که در میان برآوردهای اعلام شده در مورد جمعیت لاتینوهای مسلمان آمریکا، برآورد شورای مسلمانان آمریکا در سال 2007 مبنی بر وجود بیش از 200 هزار نفر جمعیت لاتینوهای مسلمان در مقایسه با دیگر برآوردها به واقعیت نزدیکتر است و البته این رقم در مقایسه با آمار اعلام شده در نشریه هورایزن "Horizon" وابسته به جامعه اسلامی آمریکای شمالی (Islamic Society North America (ISNA)) در ژوئیه سال 2002 بیانگر رشد قابل ملاحظه جمعیت در میان لاتینوهای مسلمان در آمریکاست.
در تایید این نتیجهگیری بد نیست به اظهارات کریس جنکینز (Chris L.Jenkins) نویسنده واشنگتن پست نیز اشارهای داشته باشیم، وی در یکی از مقالاتش در همین رابطه ضمن اشاره به نگرانی کلیسای کاتولیک مبنی بر از دست دادن سالانه بیش از 100 هزار عضو هیسپانیک یا لاتینوی خود مینویسد رقم قابل ملاحظهای از این افراد کسانی هستند که به اسلام میگروند. (Wikipedia Hispanic and Latino American Mulism)
علل متناسب نبودن جایگاه لاتینوها در کل و لاتینوهای مسلمان با جمعیت این اقلیت در آمریکا
در تحلیل متناسب نبودن تناسب جایگاه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... لاتینوهای مقیم آمریکا با رشد جمعیتی این گروه قومی، چند نکته حائز اهمیت است.
بیش از چند ملیتی بودن لاتینوها: یکی از علل عمده عدم تناسب جایگاه این گروه در جامعه آمریکا این است که اسپانیاییتبارهای آمریکا از بیش از 20 کشور مختلف از جمله کشورهای اسپانیا، پرتغال، مکزیک، کوبا، پورتوریکو، السالوادور و... به آمریکا مهاجرت کردهاند. بنابراین با وجود همزبانی به لحاظ فرهنگی ـ اجتماعی با هم همگن و همفکر نیستند.
این مشکلی است که به نوعی مسلمانها نیز با آن مواجه هستند. مسلمانان مهاجر به آمریکا نیز از بیش از 30 تا 40 کشور مختلف بوده و برخلاف لاتینو/ هیسپانیکها علاوه بر تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی حتی از زبان مشترک نیز برخوردار نیستند.
نرخ سنی پایین لاتینوها در مقایسه با دیگر نژادها و گروههای آمریکایی: براساس مطالعات ویلیام اچ فری (William H.Fery) در مرکز آموزشی بروکینگز با عنوان «تنوع آمریکا در آینده: نگاه اجمالی به جمعیت کودکان در ایالات متحده» جمعیت آمریکاییهای اسپانیاییتبار یا لاتینوها در مقایسه با جمعیت سفیدپوستان آمریکایی بسیار جوانتر و تعداد افراد مسن آنها نیز به مراتب از جمعیت سالخوردگان سفیدپوست کمتر هستند. طبق اظهارات آقای ویلیام فری به استناد سرشماری سال 2010 توسط مرکز مذکور حد متوسط سن اقلیت لاتینوهای آمریکا 27 است. در حالی که حد متوسط سن سفیدپوستان 41 است. براساس همین مطالعه از کل جمعیت سفیدپوستان 20 درصد زیر سن 18 سال هستند (20 درصد از 72/4 درصد کل جمعیت سفیدپوستان) در صورتی که این رقم در لاتینوها 33 درصد (33 درصد از 16/3 درصد کل جمعیت لاتینوهای آمریکایی) اعلام شده است. همین مطالعه پیرامون آمار کودکان لاتینو میافزاید آمار کودکان لاتینوهای آمریکایی از 12 درصد در سال 1990 به 23 درصد در سال 2010 افزایش یافته است. این در حالی است که میانگین کودکان سفیدپوست آمریکایی از 70 درصد در سال 1990 به 53 درصد در سال 2010 کاهش یافته است.
تحصیلات: نکته حائز اهمیت دیگر در مورد لاتینو/ هیسپانیکها و عدم جایگاه متناسب آنها با توجه به جمعیتشان، فقر فرهنگی و پایین بودن سطح علمی و تحصیلات آنهاست.
طبق آمار منتشره در سال 2007 از سوی مرکز تحقیقاتی پیو Pew در سایت pewhispanic.org در ارتباط با تقسیمبندی مقایسهای تحصیلاتی سفیدپوستان، سیاهپوستان و لاتینوهای آمریکایی در مقاطع دبیرستانی بین سالهای 1980 تا 2007 درصد سفیدپوستانی که در سال 1980 حداقل دوران دبیرستان را به پایان رسانده یا بالاتر از آن تحصیل کردهاند 71/1 درصد اعلام شده است. این رقم در میان سیاهپوستان 14/51 درصد و در میان لاتینو/ هیسپانیکها 44/5 درصد گزارش شده است.
در سال 2007 با وجود افزایش این ارقام، هیسپانیکها کماکان در پایین جدول قرار دارند. در این سال درصد مذکور در میان سفیدپوستان 90/6 درصد و در میان سیاهپوستان و لاتینوها به ترتیب 82/8 و 60/3 دهم درصد اعلام شده است.
براساس همین نظرسنجی از میان کسانی که در سال 1980 حداقل چهار سال در دانشگاه تحصیل کردهاند، 18/1 درصد سفیدپوست، 7/9 درصد سیاهپوست و 7/6 درصد هیسپانیک هستند. این درصد در سال 2007 به ترتیب 31/8، 18/7 و 12/7 درصد اعلام شده است.
یکی دیگر از معیارهای مناسب برای تعیین سطح آموزشی و تحصیلات یک گروه نژادی نسبت به گروههای دیگر درصد ترک تحصیلیهای این گروه است. طبق آمارهای موجود از سال 1980 به این طرف هیسپانیکها هر ساله در این مورد بیشترین درصد ترک تحصیلی را داشتهاند.
این درصد در سال 1980 در میان سفیدپوستان 11/4، در میان سیاهپوستان 15/2 و در میان لاتینوها 35/2 درصد بوده است.
در سال 2007 اگرچه این درصد در هر سه گروه نژادی کاهش یافته است اما طبق آمار منتشره در سایت اینترنتی infoplease.com لاتینوها کماکان با اختلاف بالایی نسبت به سفیدپوستها و سیاهپوستان آمریکایی از بیشترین درصد ترکتحصیلیها برخوردار بودهاند.
میزان آشنایی و تسلط لاتینوها به زبان انگلیسی: این موضوع که خود ناشی از فقر علمی و تحصیلات پایین لاتینوهاست بر فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و جایگاه واقعی آنان در جامعه آمریکایی بیتأثیر نیست.
ـ سطح پایین معیشتی و درآمد اقتصادی: خط فقر نیز یکی دیگر از معیارهایی است که با استفاده از آن میتوان ضمن تقسیمبندیهای طبقاتی، اجماعی گروهها یا نژادهای مختلف از جاگاه واقعی آنها مطلع شد. طبق آمارهای منتشره از سال 1975 تاکنون لاتینوها هر ساله در مقایسه با سفیدپوستان و سیاهپوستان آمریکایی، بالاترین میانگین خط فقر را داشتهاند. براساس آمار مرکز تحقیقاتی پیو Pew در سال 2007، میزان فقر در میان جمعیت لاتینوها در میان سفیدپوستان 8/5 و در کل آمریکا 12/3 درصد اعلام شده است. همین مطالعه میافزاید بیشترین فقیران زیر 18 سال ایالات متحده در سال 2007 نیز از میان جوانان زیر 18 سال، اسپانیاییتبار بودهاند.
آنچه با وجود همه این آمارهای ناامید و نگرانکننده جای امیدواری دارد، این است که با توجه به نظم و تاکید دین مبین اسلام به کسب علم و دانش (ز گهواره تا گور دانش بجوی) از یک سو و از سوی دیگر این واقعیت که مسلمانان در کل در مقایسه با دیگر اقلیتهای مذهبی و گروههای نژادی اعم از آمریکایی و غیر آمریکایی مهاجر از درجات علمی بالاتری برخوردار هستند، باعث شده تا لاتینوهای مسلمان نیز تحت تأثیر آموزههای اسلام و جو حاکم در مساجد بیش از دیگر همنژادیهایشان به کسب علم و اتمام تحصیلات دبیرستانی و دانشگاهی اهتمام ورزند. هرچند آمار دقیقی از درصد تحصیلکردههای لاتینوهای مسلمان در مقایسه با دیگر لاتینوها در دست نیست، اما آنچه در مساجد مشاهده میشود این است که بیشتر لاتینوهای اهل مسجد در مقایسه با دیگر لاتینوها در کل موفقتر و تحصیلکرده هستند.
دلیل گرایش لاتینوها به اسلام
گرایش مذهبی یک امر کاملا شخصی و خصوصی است. طبق مطالعات صورت گرفته توسط سامانتا سانچز (Samanta Sanchez) دارای دکترای رشته انسانشناسی فرهنگی و رئیس سازمان تبلیغات مربوط به آمریکاییهای اسپانیاییتبار که تحقیقات وسیعی در رابطه با جامعه مسلمانان لاتینو صورت داده است، 30 درصد گرایش لاتینوها به اسلام، نتیجه بیداری شخصی و مطالعات گسترده و عمیق به منظور گرایش به دینی بوده که بتواند پاسخگوی نیازهای نه تنها روحی و روانی و سوالات ذهنیاش باشد بلکه بتواند پاسخگوی مسائل دنیویاش نیز باشد. برای بسیاری از لاتینوها گرایش به اسلام برخلاف گرایش به مسیحیت که معمولا احساسی بوده، یک گرایش عقلانی و هوشمندانه است. بنابر شواهد عینی، اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان لاتینو که چیزی حدود 75 درصد آنان قبل از گرایش به اسلام کاتولیک بودهاند، دین قبلی خود را چندان که باید و شاید جدی نگرفته و به دستورات آن عمل نمیکردند.
سانچز در ارتباط با گرایش لاتینوها به اسلام به نقل از خود آنها میافزاید بسیاری از لاتینوهایی که به اسلام گرویدهاند معتقدند اسلام حس روحانیت بیشتری در مقایسه با ادیان دیگر در آنها ایجاد کرده است. به استناد اظهارات بسیاری از این افراد، کلیسای کاتولیک و تمرکز بیش از حد آن روی حضرت مسیح(ع) به ویژه به عنوان پسر خدا و طبیعت شرکآمیز تثلیت در مسحیت یکی از دلایل عمده خروج آنها از کلیسا برای جستوجو و مطالعه در رابطه با دیگر ادیان بوده است. اکثریت آنها نسبت به فلسفه مصونیت دستگاه پاپ و سلسله مراتب و طبقهبندیهای حاکم بر کلیسا معترض هستند.
دکتر لری پستون (Larry Poston) در کتابش تحت عنوان «ترویج اسلام در غرب؛ فعالیت میسونرهای مسلمان و گرایش دینامیکی به اسلام» مینویسد 76 درصد گرایش به اسلام در میان لاتینوها نتیجه ترویج و اشاعه دین از طریق دعوت به اسلام Da/wah بوده است. دکتر جان اسپوزیتو، استاد دانشگاه جورج تاون و رئیس مرکز شناخت اسلام و مسیحیت نیز در همین راستا در کتابهایش تحت عنوان «اسلام: صراط مستقیم» مینویسد: بیشتر مسلمانان لاتینو بعد از اندکی تحقیق نسبت اسلام و در حالی که هنوز مطالعاتشان در مراحل اولیه است با آغوش باز توسط مسلمانان پذیرفته میشوند و نه تنها به آنها گوش فرا داده میشود بلکه به سوالات آنها نیز به دقت پاسخ گفته میشود. مسلمانان از طرق مختلف از جمله روابط الفتآمیز خانوادگی، ایجاد دوستی بدون قید و شرط زمانی و مکانی، دین خود را ترویج و اشاعه میکنند و این همان چیزی است که لاتینوها را به خود جلب و به پذیرش اسلام تشویق کرده و میکند.
چالشهای آموزشی لاتینوهای مسلمان
یحیی امریک (Yahiya Emerick) نویسنده کتاب «چگونه میتوان با دیگران از اسلام گفت» معتقد است لاتینوها چالش ویژهای برای مسلمانان به وجود آوردهاند. لاتینوها به دلیل ناآشنایی مسلمانان به زبان اسپانیولی از یکسو و نداشتن اطلاعات کافی در رابطه با شرایط و اهمیت جامعه رو به رشد لاتینوها از سوی دیگر، ناخواسته به شبکه درونی خود واگذارده شدهاند. البته تلاشهایی در جهت رفع و اصلاح این نقیصه از طریق چاپ سواد و اطلاعات مذهبی و دینی به زبان اسپانیولی صورت گرفته است اما تاکنون نتوانسته پاسخگوی نیازهای این قشر رو به رشد در ایالات متحده آمریکا باشد. بسیاری از مسلمانان اسپانیاییتبار برای رفع نیازمندیهای دینی و مذهبیشان اقدام به تأسیس سازمانهای اسلامی خودجوش کردهاند اما بنا به اظهار یحیی امریک، همه این گروهها آن طور که باید و شاید و به طور موثر به خدمات موجود دسترسی ندارند، تقریبا اکثریت قریب به اتفاق لاتینوها در مراحل ثانوی تحقیق در مورد ادیان دیگر به اسلام رسیدهاند و این امر ناشی از نبود اطلاعات کافی در رابطه با اسلام است.