گروه سیاسی- محمود احمدی نژاد، با عنوان حقوقی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در حالی در میان عده ای از مردم بابل سخنرانی کرد که بسیاری از کارشناسان سیاسی، این سخنرانی را ورود رسمی او به میدان کارزار انتخابات مجلس قلمداد میکنند.میل به کانون توجه بودن اینروزهای احمدینژاد، سخنرانیهایگاه و بیگاه وی و سفرهای استانی که این روزها اخبار آن از گوشه و کنار به گوش میرسد، دقیقا همان چیزی است که راهکارهای اصولگرایان برای نسوزاندن کارت احمدینژاد را با مشکل مواجه کرده و در این میان هر چه اصولگرایان برای عمل به این راهکار که «ما معمولا با احزاب، گروهها و جمعیتها صحبت میکنیم نه شخصیتها به صورت مجزا» تلاش میکنند و ابراز میدارند که «آقای احمدینژاد هم یک شخص است و همانطور که گفته شد ما جریانهای سیاسی برایمان اهمیت دارد»، همعرض آن احمدینژاد با تلاش برای کانون توجه بودن، این رشتههای اصولگرایی را پنبه میکند.
به هر حال رییس جمهور سابق که این روزها به عنوان نقطه اختلاف جناح اصولگرا در رقابتهای انتخاباتی شناخته میشود و طیف بندی اصولگرایان در واقع بر مبنای قضاوت درباره او خط کشی میشود، گویا در صدد است تا با قدرت هرچه در توان دارد وارد میدان رقابت انتخاباتی مجلس شود. اما ورود احمدی نژاد به فضای سیاسی با سخنرانی در بابل را میتوان از چند منظر نشانه شناسی کرد.شاید به همین دلیل باشد که احمدی نژاد ترجیح داد تا بدون هیچ همراه شناخته شده ای، در محل سخنرانی اش حاضر شود و به این ترتیب خود را از احزاب اصولگرا مبرا جلوه بدهد و تاکید کند احمدی نژاد 94 متکی به خودش است و تنها از یاران نزدیکش در فعالیتهای سیاسی حساب میبرد.
چرا مازندران
نخست مکان سخنرانی است که شاید بیش از هر موضوع دیگری اهمیت داشته باشد. چرا مازندران و چرا بابل. در واقع استان مازندرن استان محل تولد یار دیرین احمدی نزاد یعنی مشایی است، از این نظر شاید بتوان گفت که احمدی نژاد با حضور در سرزمین مادری یار دیرینش، شایعات جدایی با مشایی را بار دیگر بی اعتبار و همراهی خود را با او اعلان عمومی کرد. حضور احمدی نژاد در استان مازندران، البته در بردارنده سئوالهایی است که برای جستجوی پاسخشان باید از تاریخچه دوران ریاست جمهوری وی و انتصابها و عملکردهایش کمک گرفت. با این همه این که وی برای اولین سخنرانی رسمی اش در سال انتخابات مجلس بابل را انتخاب کرده است، جای ابهام دارد.
چرا مناسبات معلم، پدر و کارگر
به نظر میرسد که انتخاب روز جمعه و همزمانی با مناسبات روز کارگر، معلم و پدر که در واقع سالروز میلاد اما علی (ع) نیز بوده است، مناسبت مناسبی برای مشاوران احمدی نژاد بوده تا اورا برای ایراد اولین سخنرانی اش در سال 94 به بابل بفرستند. در واقع احمدی نژاد با این سخنرانی در این مناسبت، سعی کرده است تا از اقشار و طبقات محروم جامعه یعنی، کارگران، بازنشستگان و معلمان که دولت خود را با شعارهای حمایتی از آنان روی کار آورد تجدید میثاق کرده باشد و از این رهگذر برای انتخابات آینده مجلس، شعارهای سابق خود را تکرار کند.
آنچه این ایده را تقویت میکند، تمسک دوباره رییس جمهور سابق به ادبیاتی است که سابق بر این نیز در طول هشت سال گذشته بارها از او شنیده بودیم. احمدی نژاد در سخنرانی اخیر خود در بابل همچنان بر نابودی آمریکا، قریب الوقوع بودن ظهور امام زمان(ع) و... تاکید کرد تا خاطره هشت سال دوره دولت هایش را دوباره زنده کرده باشد. او در طول سخنرانی اش درباره انتخابات صحبتی نکرد و ادبیات سخن گفتنش تفاوتی با سالهای ریاست جمهوریش نداشت. در ادبیات گفتاری او هنوز، این جملات وجود دارد: شیطان مشغول جوسازی علیه امام عصر (عج) است.
قدرتی که با اسلحه بدست آید در برابر عظمت امام عصر (عج) هیچ است. شیطان چند هزار سال برنامه ریزی کرده است و در نقطه مقابل مومنین و موحدین و صالحان هم تلاش کرده اند، خدای متعال هم یاری کرده است، نتیجه چه خواهد شد؟ میخواهم بشارت بدهم علی رغم همه تنهاییها و همه طراحیها برای محو کردن ایمان به امام (عج) به لطف خدا امروز در سراسر جهان یک حرکت و اگاهی عظیم آغاز شده و جهان به سرعت به سوی توحید و عدالت حرکت میکند و همه پایه های شیطانیان در هم خواهد شکست. من سخنرانی آن آقا را بعد از آن داستان گوش دادم. از موضع سلطنت بر جهان سخنرانی میکرد.
من خنده ام گرفت. گفتم بیچاره در سرازیری میروی و ترمز بریده ای و گاز هم میدهی! بیچاره تر از تو پیدا نمیشود در عالم. به خدا تمام هیمنه آمریکا در حال فرو ریختن است. خیال میکنند 4 تا آدم ضعیف را این طرف و آن طرف دنیا دیده اند و صداها را خوابانده اند، دیگر حاکم شده اند تا ابد. این طور نیست. همه بنیانهای 400 ساله شان فروریخته است و به فضل الهی فرزند برومند امیرالمومنین، امام صالحان (عج) به زودی زود خواهد آمد و بساط استکبار را بر خواهد چید. کارشان تمام است. تکیه شما به کجاست که با مردم اینطور صحبت میکنید؟ شما بزرگتر از زورگویان قبل از خودتان هستید؟ اینطور نیست، آنها بزرگتر از شما بودند اما هیچ اثری از آنها باقی نمانده است. البته من بنا ندارم صحبت کنم در این باره چون ممکن است برخیها برداشتهای دیگری کنند. اما بدانید تمام شده است کار این ها. حوادث دنیا سرعت گرفته است. نگاه کنید! همه منتظر یک خبر عجیب هستند.
لحظه ای که آن کشور به کشور دیگر حمله کرد شمارش معکوس نابودی خودش آغاز شد. جهان به سمت همگرایی و وحدت میرود، مرزها برداشته میشود، اندیشه ها و دلها بایکدیگر یکی میشوند. یک اقلیت محض چند هزار نفری دارند دنیا را میچاپند، همه ثروت عالم را گرفته اند و به 7 میلیارد نفر ظلم میکنند، این یک همدلی میخواهد. یک حرکت میخواهد تا بساط اینها را از عالم جمع کنیم و بشریت نجات پیدا کند. چقدر انسان به دنیا میآید اما طعم انسانیت را نمیچشد و مثل غنچه ناشکفته از دنیا میرود؟ خوشبختانه این عده قلیل منفور هستند و در حال رفتن هستند و به فضل الهی به زودی نابود میشوند.