تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۷۵۳۲۶

یمن؛ ویتنام آل‌سعود (بخش پانزدهم)


سرویس خارجی: گسترش نارضایتی یمنی ها از هجوم ائتلاف سعودی به خاک کشورشان، هزینه‌های راهبردی ریاض از این حمله را افزایش می دهد به گونه‌ای که می تواند به پشیمانی سعودی‌ها از این اقدام بیانجامد .حدود یک ماه از آغاز حمله هوایی عربستان سعودی به یمن می گذرد؛ حمله‌ای که با مشارکت 10 کشور و هدایت عربستان سعودی همچنان ادامه دارد.

اکنون نیروهای هوایی ائتلاف سعودی مناطقی در «صعده»، «صنعا»، «عدن»، «عمران»، «البیضا»، «لحج»، «قاع» و «المحویت» در شمال، شمال غرب، و جنوب یمن را کانون هجوم خود قرار داده اند و بر پایه آنچه «احمد عسیری» سخنگوی ائتلاف سعودی در کنفرانس خبری اخیر خود اعلام کرد،تاکنون بیش از 1200 حمله به یمن صورت گرفته که نزدیک به 1000 کشته و 1500 زخمی برجای گذاشته است.برخی خبرها نیز از آغاز حمله توپخانه ای ارتش سعودی به برخی شهرهای مرزی یمن حکایت دارد که می‌تواند نشانه‌ای از اجرای طرح عربستان برای حمله زمینی به یمن باشد.

در مقابل نیز کمیته مردمی «انصارالله» به همراه نیروهای ارتش همچنان به پیشروی خود در مناطق جنوبی ادامه می دهد و با نیروهای وابسته به «عبدربه منصور هادی» رئیس جمهوری مستعفی یمن و نیروهای القاعده در حال مبارزه هستند. انصارالله همچنین در برخی شهرهای مرزی عربستان از جمله منطقه «نجران» به تحرکاتی علیه عربستان دست زده است .حمله گسترده عربستان به یمن دریچه تازه‌ای در روابط همسایگی این دو کشور گشوده است.

به همین دلیل، مساله ای که اهمیت زیادی دارد این است که نگاه مردم یمن به این اقدام عربستان چیست و اینکه آیا آن‌ها پشتیبان چنین حمله ای هستند یا خیر؟ اهمیت این پرسش زمانی مشخص می شود که دستاوردهای راهبردی عربستان از حمله به یمن و پیامدهای چنین اقدامی را بررسی کنیم.در این پیوند باید به این نکته اشاره کرد که با آغاز ناآرامی‌ها در یمن و پیشروی نیروهای وابسته به کمیته مردمی انصارالله در شهریورماه گذشته، افکار عمومی در یمن به دو بخش تقسیم شدند؛ کسانی که موافق حرکت نیروهای انصارالله بودند و آن هایی که از منصورهادی پشتیبانی می کردند. تقابل این دو گروه خود را در اعتراض های خیابانی که در شهرهای مهم یمن برگزار می شد، نشان می داد.

با آغاز یورش عربستان به یمن این تقسیم بندی به گونه یی دیگر مطرح شد؛ موافقان حمله عربستان و مخالفان آن. اهمیت این تقسیم بندی به ویژه در میان طیفی که از مخالفان پیشروی نیروهای وابسته به انصارالله بودند بسیار اهمیت دارد. به عبارتی دیگر، اکنون دیگر مساله اصلی این نیست که مردم یمن مخالف پیشروی نیروهای وابسته به کمیته مردمی انصارالله هستند یا خیر، بلکه مهم شکافی است که بین مخالفان انصارالله در زمینه موافقت یا مخالفت با تهاجم عربستان به خاک کشورشان ایجاد شده است.

ایجاد چنین شکافی در میان مردم زمانی قابل درک می شود که توجه داشته باشیم شیوه هجوم عربستان به گونه ای است که تخریب زیرساخت های اقتصادی، امنیتی، نظامی و حمل و نقل یمن را به دنبال دارد. هدف عربستان از چنین اقدامی افزایش هزینه های حکومتداری انصارالله بگونه ای است که در عمل اگر آن ها بر کشور مسلط شدند و قدرت را در دست گرفتند، با مشکل ناکارآمدی اقتصادی-اجتماعی روبرو شوند؛ کشوری که هم اکنون از نظر اقتصادی در وضعیت بسیار دشواری به سر می برد .

بر پایه محاسبه سعودی ها، تخریب زیرساخت ها، هر دولت مخالفی را که در یمن بر سر کار آید با مشکلات بزرگ اقتصادی روبرو می کند و در عوض، آل سعود می تواند با اعطای کمک‌های مالی به دولت هایی که همسو با سیاست های عربستان هستند آن‌ها را در قدرت نگه دارد.از سوی دیگر، حمله های عربستان بسیاری از غیر نظامیان را نیز مورد هدف قرار می دهد. حمله دهم فروردین ماه هواپیماهای سعودی به اردوگاه «المرزوق» که منجر به کشته شدن بیش از 40 نفر و زخمی شدن دهها غیرنظامی شد، از جمله نمونه هایی است که نشان می دهد یورش هوایی آل سعود غیرنظامیان را نیز در بر می گیرد.

به دلیل هجوم هوایی ائتلاف سعودی، اوضاع در برخی شهرهای یمن و به ویژه شهر عدن بسیار وخیم است. حمله های عربستان به این شهر وضعیت امنیتی دشواری برای مردم ایجاد کرده و آنان را در شرایط سختی قرار داده، به گونه ای که سازمان ملل متحد نیز از مهاجمان درخواست آتش بس فوری کرده است.

این امر بر نارضایتی افکار عمومی یمن و جامعه بین الملل از کنشگری سعودی ها در تحولات همسایه جنوبی عربستان افزوده است. این مساله زمانی نمود بیشتری می یابد که در نظر داشته باشیم جنگ ادامه سیاست به شیوه‌ای دیگر است.

به عبارتی دیگر، منطق راهبردی حکم می کند هدف عربستان از حمله به یمن، در تنگنا قرار دادن انصارالله و امتیاز گیری از آن در جهت به قدرت رساندن گروه های طرفدار خود باشد.در این زمینه، مساله ای که سعودی ها و همپیمانانش نباید فراموش کنند این است که آنان شاید در نبرد نظامی بتوانند دست برتر را داشته باشند و حتی به فرض خیلی دور، بر نیروهای ارتش و کمیته مردمی انصارالله چیره شوند اما این پرسش مطرح است که چالش های سیاسی ناشی از خلاء قدرت در یمن را چگونه حل خواهند کرد؟

با توجه به آنچه گفته شد، نارضایتی مردم یمن از حمله‌های عربستان هزینه های بسیاری برای این کشور به دنبال خواهد داشت. این مساله زمانی به چالشی پیچیده‌تر برای دولتمردان سعودی تبدیل می شود که طرح اعزام نیروهای زمینی ارتش عربستان به خاک یمن عملی شود.همانگونه که گفته شد بر پایه منطق راهبردی، هجوم هوایی عربستان به خاک یمن در راستای تضعیف نیروهای وابسته به کمیته مردمی انصارالله انجام می‌گیرد و در صورتی که این کشور نتواند به چنین هدفی از طریق تهاجم هوایی دست یابد، بحث اعزام نیروی زمینی مطرح می شود. اعزام نیروی زمینی نیز چالش های خود را به همراه دارد که می تواند راهگشا یا باعث شکست سیاست های عربستان در یمن باشد.

به باور شماری از تحلیلگران، افزایش مخالفت‌ها در برابر مداخله نظامی سعودی ها در یمن به چالشی بزرگ برای عربستان تبدیل شده و این کشور را در جنگی فرسایشی زمین گیر خواهد ساخت .

این نارضایتی مردمی زمانی بیشتر اهمیت می یابد که در نظر داشته باشیم یمن سرزمینی پهناور است که 25 میلیون نفر جمعیت دارد و بیش از 2 برابر جمعیتش سلاح در این کشور یافت می شود. در کنار پهناوری سرزمین، بسیاری جمعیت و حجم سلاح‌های در دست مردم، باید به روحیه جنگاوری یمنی ها اشاره کرد که از پیشینه ای تاریخی در مبارزه با نیروهای مهاجم برخوردارند.

می توان گفت مجموعه این شرایط، یمن را به باتلاقی برای عربستان تبدیل خواهد کرد؛ باتلاقی که زمانی «جمال عبدالناصر» رئیس جمهوری پیشین مصر در آن گرفتار شد و در پایان با به جا گذاشتن 15 هزار کشته، مجبور شد نیروهایش را از یمن خارج کند. در این ارتباط، بسیاری معتقدند درگیری در بحران یمن بود که منجر به شکست مصر در جنگ 1967 با رژیم صهیونیستی شد.

همه این ها در حالی است که عربستان نه دارای توان لجستیکی کافی (به ویژه نیروی نظامی آموزش دیده) برای درگیری در یک جنگ فرسایشی در کشوری دیگر است و نه آل سعود چنین ظرفیتی را در شهروندانش ایجاد کرده است که در چنین جنگی پشتیبان دولت باشند.بنابراین و در یک جمع بندی کلی باید گفت، یورش نظامی عربستان به یمن تاکنون نه تنها دستاورد راهبردی مهمی برای ریاض به دنبال نداشته، بلکه منجر به گسترش نارضایتی و مخالفت ها در یمن و نیز فضای منطقه ای و بین المللی شده است.

در صورت اقدام عربستان به اعزام نیروی زمینی به یمن، این نارضایتی به صورت خشمی فراگیر بر گریبان مهاجمان سعودی چنبره خواهد زد. این در حالی است که، تغییروتحولات منطقه ای و جهانی همچون کاهش بهای نفت،بیانیه سوییس، تحولات یمن،اقدام اخیر مسکو و عدم همراهی پاکستان در تهاجم به یمن آنچنان که عربستان تصور آنرا داشت پیش نرفت و نشان داد که ریاض درعرصه پیچیده شطرنج سیاست بین المللی تنها قادر به پیش بینی یک حرکت است.عربستان در نشست آذرماه سال گذشته کشورهای عضو اوپک، با ثابت نگاه داشتن سقف تولید، تلاش کرد با پشتوانه صدها میلیارد دلاری ذخایر ارزی خود بهای جهانی نفت را به شدت کاهش دهد تا به باور خود از لحاظ اقتصادی به ایران و روسیه ضربه وارد کند.

هرچند این اقدام عربستان از سوی برخی تحلیلگران و کارشناسان با خط دهی های کاخ سفید به جهت وارد کردن فشار بر مسکو برسر وقایع شرق اوکراین تحلیل شد، اما اکنون ریاض با محاسبات اشتباه از این عمل و علاوه بر اقدامات ماجراجویانه و عجولانه خود در منطقه، شاهد ذوب شدن سریع این ذخیره گرانبها است که در دراز مدت ضرر هنگفتی برای این کشور برجای خواهد گذاشت.

اکنون ایران در برابر تمامی فشارهایی که عامدانه از سوی جامعه بین الملل بخصوص غرب به سرکردگی کاخ سفید بعمل آمده، نه تنها به زعم آنها به زانو در نیامده بلکه با ایستادگی ستودنی، قدرت های جهانی را تسلیم این اراده کرد، که می توان نمونه آنرا در تفاهم سوییس دانست .ریاض مبهوت از موثر نبودن حربه پایین آوردن بهای نفت، با شوک تفاهم سوییس که قدرت های جهانی به حق هسته ای ایران گردن نهادند، مواجه شد.

قدرت های جهان به نیکی می دانند کشورهای منطقه خلیج فارس در بسیاری جهات، استکان‌هایی هستند که گنجایش یک استخر آب را ندارند، ظرفیت و در مقابل گنجایشی که در ایران نهفته است، حتی یک تنه هماورد اتحادیه اروپا (اقتصادی و سیاسی) است.

آل سعود با حیرت شاهد نزدیکی واشنگتن به تهران برای رسیدن به یک تفاهم بر سر برنامه صلح آمیز هسته ای ایران است.ریاض که با خوش خدمتی خود میلیاردها دلار ضرر کاهش بهای نفت را تقبل کرد، اکنون آشفته از آن است که متحد قدیمی او درحال دوری گزیدن از برخی مسائل راهبری منطقه ای است و حضور طولانی مدت در خاورمیانه بحرانی است.

عربستان باید درک کند که آمریکا ازکانون استراتژیک انرژی در منطقه خاورمیانه درحال دور شدن بوده و خود در شرف تبدیل شدن به یکی از بزرگترین تولید کنندگان نفت و گاز جهان است و به زودی به جایگاه ریاض در بازارهای نفتی تکیه خواهد زد، عربستان دیگر اهمیت راهبردی گذشته را برای واشنگتن در منطقه نخواهد داشت .حاکمان سعودی امروز قادر به این تجزیه تحلیل نیستند که اوباما در کاخ سفید در تلاش است تا پیش از پایان دوره خود به اوضاع آشفته سیاست خارجی واشنگتن سر و سامان و به اکثر بحران های سیاسی که از دوران روسای جمهوری پیشین آمریکا به وی ارث رسیده است پایان دهد.

اکنون ریاض آشفته از این اوضاع، عجولانه و این بار با حمله به یمن با نیت تحریک تهران،دست به ماجراجویی دیگری زد.اقدامی که نقض آشکار قوانین بین المللی و جنایت جنگی در آن هویدا است و بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متن دیکته شده ای برای محکومیت این اقدام ددمنشانه دراختیار نداشت.رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره طی بیاناتی در 20 فروردین ماه امسال فرمودند:سعودی‌ها در این ماجرا قطعاً ضربه خواهند خورد و بینی آنها به خاک مالیده خواهد شد.ایشان در ارتباط با فرافکنی ریاض درباره دخالت تهران درامور یمن به روشنی فرمودند: هواپیماهای جنایتکارشان آسمان یمن را ناامن کرده و بهانه های ابلهانه ای که از نظر خداوند، ملتها و منطق بین‌المللی مردود است برای دخالت در یمن جور می کنند، اما این کارها را دخالت نمی دانند و در مقابل، ایران را متهم می کنند.

ریاض که دراین ماجرا با درایت تهران مواجه است، اکنون با گذشت بیش از چند هفته از تجاوز نظامی به یمن، می رود تا یک به یک متحدان خود را از دست دهد.مجلس پاکستان در مورخ 21فروردین ماه و درست یک روز پس از سفر محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه ایران به اسلام آبادو دیدارهای موثر و تعیین کننده با مقام های دولتی این کشور، رای به دور ماندن اسلام آباد از ائتلاف ضد یمن به سرکردگی عربستان داد و این اقدام پاکستان باردیگر به حکام سعودی نشان داد که هیچگاه نباید نقش تعیین کننده ایران در منطقه را نادیده بگیرند.

مصر نیز به تازگی اعلام کرده است که در عملیات زمینی علیه یمن شرکت نمی کند و هرگونه خبری دراین زمینه را تکذیب می کند. «حمد سمیر» سخنگوی نیروهای مسلح مصر 25 فروردین ضمن تکذیب خبر وجود نیروهای زمینی مصر در یمن اعلام کرد که قاهره به هیچ وجه در عملیات زمینی علیه یمن شرکت نمی کند.

آنکارا نیز در کنار اسلام آباد و قاهره واکنش سردی به این تجاوز نشان داده است و در این میان همچنین باید به اشتباه محاسباتی ریاض درباره گروه تروریستی داعش و دیگر گروهک‌های افراطی در منطقه اشاره کرد.اکنون لغو ممنوعیت تحویل سیستم موشکی اس-300 به ایران از سوی مسکو تحت تفاهم سوییس درمورخ 24 فروردین به دستور ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه، می تواند ریاض را اندکی به خود آورد تا واقعیت ها را بهتر ببیند و در برآوردهای عجولانه خود اندکی تامل ورزد.حرکت دادن مهره ها درعرصه شطرنج سیاست بین الملل بس پیچیده است و بازیگرانی قدر و آزموده می طلبد و عربستان نشان داده که از خواندن حرکت های بعدی حریفان در این پهنه بسیار ناتوان است.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات