سرویس خارجی:کارشناسان بر این باورند که نشانههای عقیم بودن تهاجم نظامی عربستان به یمن آشکار شده و این کشور به دنبال گریزگاهی است تا آبرومندانه از ورطه نابودی و شکست خود بیرون بیاید.تجاوز نظامی عربستانی-آمریکایی به یمن خواه در زمینه استراتژیک امنیتی و نظامی یا حتی در زمینه اقتصادی و سیاسی دارای اهداف معینی بوده و هست.
پایگاه خبری «المنار» در مقالهای به قلم «ذوالفقار ضاهر» در این باره نوشت، بعد از جمع شدن نیروهای کشورهای مختلف و توجیه دستورات این نشست به اتحادیه عرب، این حمله به جز شکست عملی و فعلی در زمینههای مختلف چه چیزی به دست آورده است؟ به عنوان مثال میتوان به این موارد اشاره کرد:
مصادیق شکستهای اعراب در تجاوز به یمن
1- نقض عرف و قانون بینالملل به ویژه در زمینه حقوق انسانها و قتل شهروندان و نقض حاکمیت دولت دارای حاکمیت و نیز ارتکاب جنایات ضد انسانی.
2- دخالت مستقیم و آشکار در امور داخلی یمن و تلاش برای تحمیل نظر سیاسی بر ملت این کشور در یک نسخه واضح از آزمایش عربستانی-خلیجی در دموکراسی و آزادی
3- توافق عربی بر تشکیل یک نیروی عربی واحد برای تجاوز به یمن با علم به اینکه این اقدام در فلسطین که سالهاست تحت اشغالگری اسرائیلی است انجام نشده است.
4- حمایت از گروه های تکفیری به ویژه القاعده و داعش برای تجاوز آشکار به یمن به این بهانه که این گروه ها دشمن «انصارالله» و ارتش یمن هستند.
5- نابود کردن ارتش یمن به جای سازندگی و تقویت آن به عنوان یک ارتش عربی .
6- هدف قرار دادن پالایشگاههای نفت و مراکز حفاظت از این پالایشگاهها تا چه بسا این حملات ضرر و زیان بیشتری به این مراکز اقتصادی مهم وارد کند.
در اینجا باید به مصاحبه «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزبالله با تلویزیون «الاخباریه» سوریه اشاره کرد که گفت: من از روز اول شکست عربستان در یمن را پیشبینی میکردم و این شکست انعکاسهایی بر کل منطقه خواهد گذاشت. من یقین دارم که عربستان شکست خواهد خورد و این ناکامی بر محیط داخلی کشورش تاثیر خواهد گذاشت.
«فواد ابراهیم» کارشناس عربستانی امور عربستان نیز در این باره گفت: از روز اول حمله به یمن دستپاچگی شدیدی درباره تعیین سطح اهداف دیده شد و این اهداف بیشتر از یک بار تغییر کرد. از جمله اهداف تعیین شده بازگرداندن حکومت قانونی و پیروزی بر گروه «انصارالله» بود و سپس از درجه این هدف کاسته و کمرنگ تر شد و تبدیل به پیروزی بر نفوذ ایران و بازگرداندن مرحله توسعه به یمن گردید همانگونه که «سعود الفیصل» وزیر خارجه عربستان در مجلس شورای عربستان حمایت از حکومت عدن و بازگرداندن سلاح سنگین به دولت را از جمله اهداف اعلام کرد و همه اینها دلیل بر پریشانی حمله کنندگان در تعیین اهداف خود هستند.
ابراهیم در گفتگویی با شبکه «المنار» گفت: هدف اصلی از حمله به یمن بازگرداندن نفوذ سعودی به این کشور است زیرا در میان آل سعود بیم آن می رود که یمن جدید، آزاد و مستقل بار دیگر از نو متولد شود به نحوی که خود یمنیها سرنوشت خود را مشخص کنند و این درست همان چیزی است که عربستان از آن میترسد و به خاطر آن دست به این حماقت زد.
از طرفی،فواد ابراهیم افزود: شکست تجاوز به یمن از روز اول آشکار شد زیرا عربستان در برآورد موضع یمن اشتباه کرده بود. عربستان تصور میکرد که معادله انقلابی سریع سقوط خواهد کرد و «منصور هادی» رئیسجمهوری مستعفی به حکومت باز خواهد گشت و اکنون مشخص شد که عربستان اطلاعات دقیقی از یمن ندارد و معادله جدیدی که از سال 2011 تا سپتامبر 2014 در این کشور شکل گرفته را خوب نفهمیده است.
ابراهیم سپس بعید نداست که حمله به یمن تکرار سناریوی حمله «صدام» به کویت باشد. وی افزود: عربستان با ترسها و اطلاعات غلط خود در دام یمن افتاد و به همین دلیل احساس میکند دربنبست قرار گرفته و میخواهد به شکلی آبرومندانه از یمن عقبنشینی کند و این موضوع روز به روز آشکارتر میشود. عربستانیها منتظر اشخاص و طرحی هستند که نجاتشان دهد وبه نظر میرسد رفت و آمدهای ترکی، ایرانی و پاکستانی به عُمان در همین راستا باشد.
بارزترین نتیجه شکست عربستان در یمن
فؤاد ابراهیم درباره نتایج شکست عربستان در یمن گفت: بارزترین نتیجه این شکست، سقوط دولت عربستان و شکسته شدن هیبت نظامش است؛ آنها به دنبال یک گریزگاه آبرومندانه هستند تا این هیبت شکسته نشود اما به میزان اشتباه آشکار و تاریخی که انجام دادند باید بهای آن را نیز بپردازند.این تحلیلگر عرب افزود،اما در زمینه منطقهای نیز تحولاتی در حال جریان است که عربستان از آن به دور نیست. ابراهیم پیام «باراک اوباما» رئیسجمهوری آمریکا به دولتهای خلیج فارس و عربستان را در همین چارچوب گنجاند که گفته بود،این مشکل داخلی و نه خارجی است پس ایران را به این مشکل نچسپانید. مشکل شما با مردم خودتان است و باید خود این مشکل را حل کنید.فواد ابراهیم پیشبینی کرد،پس از حمله به یمن مشکلات این کشور یکی یکی نمایان شود که از جمله آنها فقر، بیکاری، فساد و تفکر تروریستی و داعش است.
وی افزود،اغلب مردم عربستان موافق با حماقتهای حکومت فاسد نیستند و این حکام فاسد باید بهای اشتباهات خود در طول سالیان گذشته را بدهند. ابراهیم تاکید کرد عربستان به جایی رسیده که باید استراتژی و نحوه تفکر خود را تغییر دهد.در همین حال،موسسه صهیونیستی مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارشی با موضوع عملیات عربستان سعودی در یمن، از این حملات استقبال کرده و آن را به نفع تلآویو دانسته است.
با گذشت نزدیک به سه هفته از آغاز حمله عربستان سعودی به یمن، واکنشهای مختلفی در رد یا تایید این اقدام از سوی دولتهای گوناگون و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی مختلف صورت گرفته است. موسسه صهیونیستی مطالعات امنیت ملی نیز در تحلیلی ضمن حمایت از این اقدام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به سرکردگی عربستان سعودی برای مقابله با آنچه که تهدید افزایش نفوذ ایران در منطقه خوانده، این اقدام را همسو با منافع رژیم صهیونیستی معرفی کرده است.
بنا بر گزارش این موسسه اگرچه عملیات ائتلاف اعراب علیه یمن در نخستین مراحل خود به سر میبرد، اما میتوان به پیشبینی نتایج این حملات و دستاوردهای آن برای رژیم صهیونیستی پرداخت.به ادعای این گزارش، کشورهای عرب از دیرباز در صدد شکلدهی به ائتلاف و اقدام مشترک برای حفظ منافع خویش بودهاند. از سوی دیگر افزایش نفوذ ایران در منطقه نیز به عنوان تهدیدی جدی علیه این کشورها محسوب میشود.
بدین ترتیب فرصت پیش آمده میتواند زمینه مناسبی برای گردهم آمدن کشورهای عرب و مقابله با تهدید جدی رشد فزاینده قدرت و نفوذ ایران باشد. این اندیشکده اسرائیلی موفقیت در اقدام نظامی علیه انصارالله در یمن و حامیان آنها را مقدمهای برای عملیاتهای نظامی موفقیتآمیز در آینده دانسته است.
نکته دومی که گزارش مذکور بدان پرداخته این است که جنگ حاضر علیه یک بازیگر غیردولتی، با قدرتی محدود و در مرزی مشترک با عربستان صورت می گیرد. سومین نکته مورد اشاره در گزارش موسسه مطالعات امنیت ملی ارتباط مذاکرات هستهای ایران و ناآرامیها در یمن است. این گزارش ضمن انتقاد از عدم مطرح کردن موضوع درگیریهای یمن و حمایت ایران از انصارالله در مذاکرات هستهای، موضعگیری ایالات متحده در مورد حوادث یمن را ضعیف خوانده و درگیری نظامی آن را ناکافی دانسته است.
«یوئل گازانسکی» و «افرایم کام» نویسندگان این مطلب نوشتهاند، «آمریکا با عدم مطرح کردن موضوع یمن در مذاکره با ایران، خود را در موقعیت نامناسبی قرار میدهد؛ در حالی که ایران به پیشروی خود در یمن و مداخله در امور این کشور ادامه میدهد و بخش مهمی از جهان عرب علیه ایران اعلام موضع کردند، آمریکا در خصوص تلاشهای خود برای پیشبرد مذاکرات و توافق با ایران توضیح میدهد».
در ادامه، گزارش مذکور عملیات مشترک کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در یمن را نشانهای از نقش و اهمیت این کشورها در اداره جهان عرب خوانده است. این اندیشکده صهیونیستی به تمجید از پادشاهان کشورهای حاشیه خلیج فارس پرداخته و نوشته است اگر چه این کشورها هنوز به حمایت سیاسی و نظامی کشورهای قویتری، همچون مصر نیاز دارند، اما با آغاز تحولات سیاسی در جهان عرب اقتدار کشورهای حوزه خلیجفارس افزایش یافته است.
کشوری همچون مصر که خود قویترین کشور جهان عرب در حوزه نظامی است، به دلیل تحولات سیاسی که طی چند سال تجربه کرده، هم اکنون به مساعدت اقتصادی کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس نیازمند است.این اندیشکده صهیونیستی در ادامه تشکیل پیوند مذکور میان برخی از کشورهای عرب را نشانی از فعال شدن سیاست خارجی عربستان، پس از سالها انفعال نسبی میخواند.
به گفته این گزارش پادشاه جدید عربستان، با رویکردی متفاوت بیش از اخلاف خود تلاش میکند تا کشورهای عرب را به یکدیگر نزدیک کرده و جلوی افزایش نفوذ ایران در منطقه را بگیرد. به نوشته اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل، اگرچه به لحاظ اقتصادی یا سیاسی، یمن از جایگاه ویژهای در جهان عرب برخوردار نیست، اما به لحاظ استراتژیک واجد اهمیت قابل توجهی است.
یمن حدود 1800کیلومتر مرز مشترک با عربستان دارد و کنترل تنگه باب المندب را نیز در اختیار دارد (از طریق این تنگه دسترسی به کانال سوئز و سرزمینهای اشغالی میسر میشود). عربستان معتقد است که افزایش نفوذ ایران در یمن منجر به محاصره این کشور در حلقه نفوذ ایران میشود و این موضوع میتواند منجر به تحریک شیعیان در خاک عربستان شود. پایهگذاری یکی از مهمترین شاخههای القاعده در یمن و تبدیل آن به پایگاهی برای تروریستهای افراطی نیز بر اهمیت این سرزمین کوچک میافزاید.
به ادعای گزارش مذکور، دلایل پیش گفته، میتواند انگیزه ایران را نیز برای بسط نفوذ خود در یمن توجیه کند. ایران پس از تاسیس دو مرکز نفوذ در مدیترانه (حزبالله در لبنان و حماس در نوار غزه)، به دنبال موقعیتی مشابه در یمن است تا از این طریق بتواند نفوذ خود را در دریای سرخ افزایش دهد و ابزار فشاری بر عربستان سعودی از ناحیه جنوب غربی به دست آورد. در واقع درگیری ایران در یمن بسیار به مدل درگیر شدن آن در امور عراق شباهت دارد؛ ایران با کمکهای مالی و تسلیحاتی و آموزش نیروهای شبه نظامی در عراق، توانست آنها را تبدیل به نیروی اصلی کشور کند، نیروهایی که به شدت به ایران وابسته هستند.
این گزارش اقدام نظامی عربستان در یمن را تلاشی برای مقابله با نفوذ ایران در مرزهای جنوبی خود و ایجاد بازدارندگی در مقابل اقدامات آتی ایران خوانده است. به عقیده نویسندگان، امکان شکست نیروهای انصارالله با استفاده از نیروی هوایی وجود ندارد و عربستان نیز چنین هدفی ندارد، بلکه هدف عربستان بازگرداندن آنها بر سر میز مذاکره و ممانعت از استفاده انصارالله از تسلیحات پیشرفتهای همچون جنگنده و موشکهای زمین به زمین است.
عربستان قصد دارد همه تلاش خود را به کار ببندد که شهر استراتژیک عدن به دست نیروهای انصارالله نیفتد. فرصت عربستان سعودی در عقب راندن نیروهای انصارالله به نسبت مقابله با اهرمهای قدرت ایران در سایر مناطق بیشتر است. اما عربستان باید در بهرهبرداری از این فرصت سیاسی و نظامی سرعت عمل و دقت کافی داشته باشد تا بتواند ضمن حفظ سهم انصارالله در قدرت، ثبات سیاسی را در این کشور بر پا کند، «در غیر این صورت در باتلاق یمن فروخواهد رفت .»
در نهایت اندیشکده مطالعات امنیت ملی ضمن متهم کردن ایران به پیگیری هدف تبدیل به هژمونی منطقهای، به منافع رژیم صهیونیستی از حمله عربستان و متحدانش به یمن میپردازد. این اندیشکده در این مورد نوشته است: این حرکت توجه جهانی را به اقدامات ایران در خاورمیانه و افزایش نفوذ آن جلب میکند و نشان میدهد که تهدید ایران تنها محدود به توانمندی هستهای این کشور نمیشود. بدین ترتیب عملیات مذکور میتواند فرصتی باشد که منافع مشترکی را میان رژیم اسرائیل و اعضای ائتلاف حمله به یمن فراهم آورد.
از دیگر سو،ادامه حملات متجاوزانه عربستان به یمن به معنای این نیست که ائتلاف موسوم به "توفان قاطع" در مسیر درست خود پیش میرود بلکه به این معناست که ریاض از سر لجاجت، به عملیات خود ادامه میدهد و همچنان امید این را دارد که بتواند پیروزی غیرمنتظرهای را در جنگ یمن به دست آورد؛ داده ها و اطلاعات نشان میدهد عملیات ائتلاف عربی از روز سوم تاکنون در دور باطل می چرخد و در حال حاضر عربستان کاملا سرگردان است و دنبال راه خروجی از مخمصه یمن است تا بتواند باقیمانده آبروی خود را حفظ کند . ادامه دارد...