سرویس خارجی: کاربرد تیترهای تکراری در رشته گزارش های متمادی شبکه های تلویزیونی زنده برای اتصال موضوعی گزارش ها و پیگیری رویدادهای تحت پوشش، نشان دهنده رویکرد آن شبکه به این رویدادهاست.شبکه سی ان ان بعنوان نخستین شبکه تلویزیونی خبری 24 ساعته جهان که حدود 20 سال پیش آغاز بهکارکرد و البته بعدا دیگر شبکه ها برای نشان دادن پیوستگی رشته و پرونده خبرها و گزارش های خود از رویدادهای تحت پوشش، از «سر تیتر» استفاده می کند.
این سر تیترها که نشان دهنده رویکرد و سیاست خبری آن رسانه به آن رویداد است و در واقع خواست و میل این شبکه ها را متجلی می سازد، بین دو تا چهار کلمه است و آن رویدادها را برای بینندگان به اندازه این تعداد کلمه خلاصه می کند و البته در ذیل آن، تیتر آخرین خبر هم ذکر میشود. بی بی سی و سی ان ان دو شبکه تلویزیونی 24 ساعته مطرح خبری جهان بهشمار می آیند که این روزها برای حوادث کشور یمن از دو عبارت یا سر تیتر: «جنگ در یمن» و « درگیری در یمن » استفاده می کنند.
برمبنای همان اصل پیش گفته که این سرتیترها، همان رویکرد و نگاه و خواست و سیاست خبری این رسانه ها را به وقایع منعکس میسازد، بنابراین می توان چنین گفت که این دو رسانه تاثیرگذار جهانی و متمایل به سیاستهای خصوصا برون مرزی دولت هایشان، حوادث یمن را یک درگیری و جنگ از جنس داخلی و نزاعی درون کشور برای کسب قدرت می دانند.
پیگیری تحولات یمن از همین دو رسانه و دیگر رسانههای مشابه بین المللی نشان می دهد از زمانی حوادث یمن قابلیت «دریافت سرتیتر» پیدا کرد که رژیم عربستان به خاک همسایه اش یمن تجاوز کرد و خاطره تلخ و سخت تجاوز صدام حسین بد عاقبت را به همسایه اش ایران، زنده کرد .نه اینکه درگیری و جنگ در کشور یمن را منکر باشیم (که سبب آن حکومت منصور بود که برخلاف تمامی دولت های پیش از خود به انحصارگرایی شدید و قدرت طلبی یگانه ای روی آورد و کسانی را که بهدلیل قدرت و نفوذ اجتماعی و قومی و تاریخی اشان از دهه ها پیش در قدرت سیاسی این کشور سهیم بودند، از قدرت کنار زد.) بلکه مهمتر اینکه یمن هنگامی به سر تیتر رسانه های جهان تبدیل شد که عربستان به این کشور حمله کرد؛ حمله ای که بدلیل عدم محکومیتش از سوی قدرت های بزرگ و مجامع بین المللی به نقطه عطف تاریخی مبدل شد، حمله ای که نگرانیهای جهانی را بر انگیخت که نکند دامنه این جنگ منطقه را با آشوب مواجه سازد.
اما از آنجا که رسانه هایی مثل شبکه های بی بی سی و سی ان ان با سرتیتر خود رویکرد خود را نشان می دهند و اینها که متمایل به سیاست های خارجی دولت های خود هستند، قصد ندارند تجاوز عربستان را برجسته و در یادها حفظ کنند لذا از سرتیتری استفاده می کنند که موضوعی دیگر را از یمن به مخاطب ارائه دهد و یا اهمیت موضوع مهمتر را کم کند.این رسانه ها با تقلیل دادن تجاوز تاریخی عربستان به یمن که برای فضای بین الملل بیشتر از درگیری درون کشوری اهمیت دارند سعی در کمرنگ کردن این تجاوز و این حادثه تاریخی دارند.چنین عملکردی از ناحیه این رسانه ها، خود اتفاق تاریخی برای تحلیلگران و محققان حوزه رسانه است که رسانه های غالب چگونه واقعیت را با کم رنگ کردن واقعیتی و پررنگ کردن واقعیتی دیگر، به مخاطب نمی گویند.
این در حالی است که،دکتر افشین شاهی استاد روابط بین الملل دانشگاه بردفورد انگلستان در یادداشتی به بررسی تجاوز عربستان به یمن و تبعات امنیتی آن پرداخته است. به گزارش مهر، دکتر افشین شاهی معتقد است تبعات امنیتی تحولات یمن باعث می شود تا داعش در این کشور به گسترش قلمروی خود بپردازد تا جبران شکستهای این گروه تروریستی در عراق باشد. آنچه در ادامه میآید متن این یادداشت اختصاصی برای خبرگزاری مهر است.
همزمان با بمباران یمن از سوی کشورهای عرب حوزه خلیجفارس، این منطقه خود را آماده رویارویی با یک واقعه هولناک می کند. یمن به عنوان فقیرترین کشور خاورمیانه که به دلیل فزونی گرفتن تعداد تسلیحات بر شمار شهروندانش معروف است، از مدتها پیش به یک کابوس امنیتی تبدیل شده بود. اما تحولاتی که اخیرا در این کشور رخ داد، همسایگان عرب یمن را به اتخاذ اقدام نظامی علیه آن واداشت.
ائتلاف برخی کشورها در راستای حفاظت از دولت عبدربه منصور هادی شکل گرفته که به عقیده آنها تنها دولت مشروع یمن است. در تاریخ 25 ماه مارس میلادی، سفیر عربستان سعودی در واشنگتن با حضور در یک کنفرانس خبری آغاز عملیات «توفان قاطع» را اعلام کرد. فردای همان روز، رسانه ملی عربستان سعودی خبر اعزام هواپیماهای جنگی کشورهای ائتلاف (قطر، مراکش، کویت، امارات، بحرین، اردن و سودان) را با هدف بمباران مواضع شیعیان یمن مورد تایید قرار داد. علاوه بر همه اینها، سه کشور مصر، سودان و پاکستان از آمادگی خود به اعزام نیروی زمینی برای دفاع از دولت عبدربه منصور هادی خبر دادند.
در این میان، «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهوری ترکیه نیز در روزهای نخست حمایت خود از ائتلاف جدیدی که به رهبری عربستان سعودی تشکیل شده بود اعلام کرد. اردوغان با اعلام اینکه در حال بررسی امکان تامین کمک لجستیکی برای این ائتلاف جدید است درباره تلاش ایران به تسلط بر منطقه هشدار داد.
در واقع، گفته های اردوغان تا عمق این وضعیت بسیار خطرناک پیش رفت. در حالیکه اغلب کشورهای خاورمیانه در اتحاد با ریاض در مقابل آنچه که به عقیده ایشان تسلط شیعیان بر یمن توصیف می شد صف آرایی کردند، تهران و متحدانش این اقدام را تهاجمی آشکار دانستند که با دامن زدن به جنگ نیابتی راه را برای سوق دادن منطقه به دام یک واقعه هولناک هموار می کند.
اگرچه عدم اعتماد بین ایران و برخی کشورهای منطقه سابقهای طولانی دارد، جنگ یمن به این مشکل دیرینه دامن می زند. با توجه به اینکه ائتلاف کشورهای عربی منطقه به گونه ای آشکار از اصول فرقه ای پیروی می کند، سیاست خارجی منطقه نیز بیش از پیش فرقه گرایانه شده و هویت مذهبی به بستر مهمی برای شکل گیری آن بدل می شود.
آنچه که اوضاع را بیش از پیش وخیم می کند امکان فراهم شدن محیط مطلوب برای فعالیت تشکلهای غیر دولتی است که در حال حاضر نیز به طور نامحسوس در حال تغییر چشم انداز ژئوپلیتیکی منطقه هستند.در طول یک سال گذشته، گروه داعش قادر بوده است تا خود را به عنوان موفق ترین برند فرا منطقه ای در سطح جهان معرفی کند.
فعالیت گروه داعش در دو کشور عراق و سوریه گروه القاعده را که تا چندی پیش از قدرت تروریستی تک قطبی برخوردار بود با چالش مواجه کرده است.
بر همین اساس، اگرچه القاعده هنوز در یمن از قدرت زیادی برخوردار است، موارد متعددی مشاهده می شود که در آن طرفداران القاعده به داعش می پیوندند. لذا، با توجه به کاهش نفوذ دولت، انتظار می رود که این گروه بتواند دایره نفوذ خود را در یمن افزایش دهد و موقعیت خود را در این کشور تحکیم کند.
این امر می تواند به نوبه خود به پیشبرد عملیات های منطقه ای و جهانی بیشتری از سوی داعش منجر شود.تجاوز نظامی عربستان سعودی باعث می شود حوثی ها به عنوان یک اقلیت مذهبی تحت تعقیب قرار گیرند و درعوض شیعیان زیدی را که حدود 40 درصد از جمعیت یمن را تشکیل می دهند در همراهی با خود بسیج کنند. این احتمال هم وجود دارد که بسیاری از آنها به طور همزمان به مقابله با القاعده و ائتلاف کشورهای عربی بپردازند.
علاوه بر این، گروه داعش به وضوح تمایل دارد سهم خود را از موقعیت فعلی یمن بگیرد. موجودیت این گروه تروریستی به توانایی آن در کنترل و گسترش قلمرو خود بستگی دارد و داعش در حال حاضر هم در برخی از نقاط عراق و سوریه در موضع تدافعی قرار دارد.
با این حال، اگرچه داعش در برخی از جبهه ها با شکست مواجه می شود، هنوز تا پایان این جنگ راه زیادی باقی است.بحران امنیتی در یمن به گروه داعش فرصتی منحصر به فرد می دهد تا قلمرو خود را گسترش دهد و همین امر موجب می شود تا این گروه تروریستی شکست های خود را در عراق جبران کرده و به تحکیم قوا بپردازد. به این ترتیب، داعش نبردی پر مخاطره را با القاعده شروع می کند که قطعا تمایلی به واگذاری قلمرو خود به گروه دیگر ندارد. البته، خاورمیانه برای دهه های متوالی –به ویژه در 15 سال اخیر- صحنه آشفتگی های سیاسی و امنیتی جدی بوده است. اما انتظار می رود که درگیری ها در یمن به گونه ای چشمگیر موجب تغییرات عمیق شود.
در حالیکه جنگ داخلی سوریه موج دشمنی های فرقه ای را در سطح منطقه رها کرد، درگیریهای نظامی در یمن می تواند فرقه گرایی را به عنوان یک نیروی موثر در بازتعریف اتحادها و رقابت های منطقه ای تثبیت کند. این امر میتواند به منزله شروع عصر جدیدی باشد که در آن سیاست های هویتی بیش از هر زمان دیگر تعیین کننده کسی خواهند بود که ترازوی توازن قدرت را در خاورمیانه به دست خواهد گرفت.
دخالت نظامی برخی کشورها در یمن از ظهورعصر جدیدی خبر می دهد که عرصه پیدایش تشکلهای غیر دولتی (نظیر داعش) نیز هست. هرج و مرج رایج در یمن فرصت جدیدی را برای گروههایی چون القاعده و داعش فراهم میکند. به بیان دیگر، اوج درگیریها در یمن می تواند به منزله آغاز یک جنگ چند وجهی تلقی شود – جنگی که شامل وقوع درگیریها بین دولت های منطقه، نزاع مابین تشکل های غیر دولتی و در نهایت مجموعه ای از هر دوی آنها خواهد بود.
در نهایت یمن برای برخی کشورهای خاورمیانه که شاید قادر به درک این موضوع نیستند (شاید هم بالعکس از این مطلب آگاهی دارند) حکم جعبه پاندورای دیگری را دارد که دقیقا به اندازه جنگ داخلی سوریه خطر ساز است و میتواند آغازگر یک فصل کاملا جدید در تاریخ خاورمیانه باشد.
از طرفی،شاهزادگان سعودی به دنبال ناکامی های چهارساله سیاستهای منطقه ای خود که مبتنی بر تاسیس و حمایت از گروههای تروریستی و نقش آفرینی غیرآشکارا در ایجاد بحران های منطقه ای بود، از پس پرده خارج شده و با حمله مسلحانه به یمن، رسما سیاست نظامی گری خود را به روی پرده آورده اند.شواهد نشان می دهد ، دولت سعودی روشهای مسالمت آمیز برای حل مسائل منطقه را از سازوکارهای دیپلماتیک و سیاست های منطقه ای خود حذف کرده و روش های قهرآمیز را در دستور کار قرار داده است.
ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی در دو حوزه ایدئولوژیک و تشکیلاتی، با همکاری کشورهای غربی از جمله آمریکایی ها، شامل سازمان های تروریستی خشن و بی رحم مانند القاعده، النصره، داعش و حتی بوکوحرام ، از مهمترین محتویات پرونده سعودی ها در منطقه است که هنوز به آن پاسخی نداده و متحدان بین المللی شان نیز چشمان خود را بر آن بسته اند. اکنون این کشور عملیات نظامی همه جانبه ای علیه کشور و ملت یمن که تازه ترین ماجراجویی ریاض تلقی می شود و در عملی کردن آن برخی کشورها را با خود همراه کرده، به اجرا گذاشته است، بدون آنکه مجالی برای آزمودن راه های دیپلماتیک و سیاسی باقی بگذارد.این کشور طی روزهای گذشته به طرز بی رحمانه ای مناطق مسکونی یمن را زیر بمباران های شدید خود قرار داده و قدرت نظامی خود را به رخ زنان و کودکان می کشد.دیگر پوشیده نیست که دولت سعودی به شیوه های مختلفی در بحران های اخیر دخالت دارد.
منابع زیادی در منطقه میگویند، سعودی ها در جریان پاکسازی استان صلاح الدین عراق در ماه گذشته بیشترین کارشکنی ها را داشته و تلاش کردند از آزادی تکریت و پایان دادن به سیطره داعش بر شمال عراق جلوگیری کنند.
در بحث تحولات اخیر در سوریه و عملیات داعش برای تسخیر اردوگاه یرموک نیز تردیدهایی وجود دارد. برخی تحلیلگران معتقدند که این منطقه را دیگر گروههای تروریستی با اشاره سعودی ها به داعش واگذار کرده اند تا این گروه خشن و بی رحم هرچه بیشتر به پایتخت سوریه نزدیک تر شود و ماموریت دارد گفتگوهای سوری سوری را ناکام بگذارد.
سعودی ها طی یک سال گذشته به تمامی تلاش ها و ابتکارات صلح و مذاکره پاسخ منفی داده اند و هر روز بیش از پیش بر آتش گر گرفته منطقه بنزین پاشیدهاند ، بدون آنکه به عواقب وحشتناک این ماجراجوییها اندیشه کنند.اکنون ملت های منطقه سوالات زیادی از رهبران سعودی دارند؛ اینکه آیا راهی برای خاموش کردن این آتش از راه های غیر قهر آمیز وجود ندارد؟'، سعودی ها چرا آتش خشم خود را برای دولت های قانونی و انقلاب های مردمی شعله ور می کنند و در مقابل، گروههای تروریستی وحشی مانند القاعده، داعش و النصره و ... را زیر چتر حمایتی خود می گیرند؟یک سوال مهم دیگر اینکه چرا سعودی ها تاکنون قدرت نظامی خود را حتی به صورت صوری به صهیونیستهایی که عرب های سنی فلسطینی را قتل عام می کنند، نشان نداده و یک تیر هوایی شلیک نکرده اند؟این سوال و انتظار زیاد و بی جایی نیست که بپرسیم و مرور کنیم، واکنش سعودی ها را به 6-7 دهه تحقیر عرب ها توسط صهیونیستها؟متاسفانه اینطور به نظر می رسد، شاهزادگان سعودی چشم ها را بسته و گوش های خود را در مقابل صدای خیرخواهان در منطقه گرفته اند و تنها به تشویق کسانی دلخوش کرده اند که به تجربه تاریخ چند دهه اخیر ، منافع خود را در نزاع و درگیری های قومی و مذهبی در منطقه جستجو کرده اند. ادامه دارد...