سرویس خارجی: کارشناسان غربی مدعیاند، یمن میتواند آزمونی باشد برای اینکه تهاجمهای تحت رهبری عربستان از هدف قرار دادن انصارالله فراتر رفته و گروههای تروریستی دیگر نظیر القاعده و دیگر گروهها را هدف قرار بگیرند. این اقدام حتی میتواند راهبرد پنتاگون برای حملات پهپادی علیه القاعده در یمن را از طریق به کارگیری قدرت آتش و نیروهای زمینی بیشتر تحتالشعاع قرار دهد.حال آنکه درتهاجم اخیر عربستان فقط غیرنظامیان به خاک و خون کشیده شدهاند و القاعده همچنان در یمن جولان میدهد.
تئودور کاراسیک، یک تحلیلگر دفاعی متخصص امور خلیج فارس واقع در دبی گفت: ما اکنون شاهد آغاز دکترین سلمان در عربستان هستیم. این دکترین میگوید عربستان باید برای محافظت از حکام خلیج فارس و وضعیت موجود در کشورهای همپیمان در سراسر جهان عرب وارد عمل شود.اسیری، سخنگوی ائتلاف تحت رهبری عربستان گفت: انصارالله تنها هدف مداخله عربستان در یمن نیستند.وی مدعی شد: انصارالله و القاعده دو روی یک سکه هستند. وی همچنین گفت که یکی از اهداف این ماموریت حمله به همه گروههای تروریستی است.
در سال 2011 نیز ما شاهد نقش نظامی قدرتمند عربستان در منطقه در دوران ملک عبدالله، پادشاه قبل از ملک سلمان بودیم که درخواست کمک بحرین را با اعزام سربازان خود برای یاری رساندن به خاندان سلطنتی این کشور اجابت کرد. با این حال یمن یک صحنه بسیار بزرگتر با خطرات بیشتر است.در دهه 1960 نیروهای عربستان پس از آنکه یک خاندان شیعه حاکم در شمال یمن در کودتای تحت حمایت دولت ملیگرای جمال عبدالناصر در مصر سرنگون شد، برای کمک به این خاندان وارد عمل شدند.
مبارزه عربستان به نفع این خاندان حاکم به طرزی مضحک به نفع برخی خاندانهای شیعهای بود که اکنون حامی آرمان انصارالله هستند. اما روابط عربستان با یمن آکنده از تغییر مواضع و ائتلافها است. چندی بعد ریاض با تجدیدنظر در راهبرد خود، تبدیل به یک منبع حمایت مالی و نظامی دولت متحد با مصر در شمال یمن شد؛ دولتی که از دولت دارای گرایش مارکسیستی در جنوب یمن جدا شده بود .در این میان وهابیت عربستان نیز از طریق گروهها و مساجد تامین شده توسط عربستان در یمن توانسته است جای پای محکمی در این کشور به دست آورد.
این پایگاهها همچنین توانستهاند به عنوان منابع جمعآوری اطلاعات و جذب شبهنظامیان محلی علیه شیعیان حوثی عمل کنند. همچنین عربستان به دنبال آن بوده که با پول خود بتواند وفاداری شیخهای قبایل شیعه و سنی هم در یمن و همچنین در خاک عربستان را جلب کند.از سوی دیگر عربستان در پروژههای توسعه زیادی در یمن به رهبری خاندانهای ثروتمند عربستانی که ریشههای یمنی داشتهاند سرمایهگذاری کرده است.
در سال 2007 ملک عبدالله، امنیت یمن را از امنیت عربستان جداییناپذیر خواند. دو سال بعد یک مرد دارای اصالت عربستانی که نزد القاعده یمن آموزش دیده بود تلاش کرد شاهزاده محمد بن نایف، معاون وزیر کشور عربستان در آن زمان را از طریق حمله انتحاری ترور کند.شاهزاده محمد در این حمله جراحت سطحی دید و وعده داد تا تروریستها را به ویژه آنهایی که دارای ارتباط با القاعده یمن هستند سرکوب کند. این اتفاقات مربوط به پیش از آغاز بهار عربی و تغییر معادلات سیاسی در یمن به دنبال آن بودند.
در سال 2011 عربستان به علی عبدالله صالح، رییس جمهور وقت یمن که در جریان یک بمبگذاری توسط معترضان یمنی در کاخ ریاست جمهوریاش به شدت دچار سوختگی شده بود اجازه داد تا به خاک این کشور آمده و تحت معالجات پزشکی قرار بگیرد. اکنون اما به نظر میرسد علی عبدالله صالح برای احیای سیاسی خود به سراغ انصارالله یمن رفته است.این نشاندهنده ورود یک بازیگر دیگر و پیچیدهتر شدن اوضاع در یمن حتی در صورتی که عربستان بتواند منصور هادی را بار دیگر به قدرت بازگرداند، است.هاشم اهل البراء، خبرنگار شبکه الجزیره گفت: احتمالا نتیجه نهایی وضعیت یمن این خواهد بود که گروههای مختلف برای کسب قدرت در این کشور رقابت خواهند کرد و این موضع قدرتمند سنتی عربستان در یمن را تضعیف خواهد کرد.وی تاکید کرد: یمن هرگز مثل سابق نخواهد شد.
از طرفی،رژیم آلسعود با تجاوز نظامی آشکار به یمن نشان داد که در ارتکاب جنایت علیه ملتهای مسلمان گوی سبقت را حتی از ارباب خود یعنی رژیم صهیونیستی ربوده است.تجاوز نظامی آشکار عربستان سعودی به یمن به بهانه ادعای واهی حمایت از مشروعیت ـ نداشته ـ «منصور هادی» رئیسجمهوری فراری این کشور وارد چندمین هفته خود شده است.
در این حملات که همچنان بدون وقفه ادامه داشته و در بسیاری از موارد مناطق مسکونی و غیرنظامی را هدف قرار میدهند، ??کشور از جمله اعضای شورای همکاری خلیج فارس به جز عمان به همراه مصر و مغرب مشارکت دارند. علاوه بر این، حمایتهای گسترده مالی، نظامی و سیاسی بینالمللی و در رأس آنها حمایت واشنگتن از این حملات به رنج مردم بیدفاع یمن افزوده است. مقامات سعودی حتی آتشبس دو ساعته درمانی را که به منظور امدادرسانی و ارسال کمکهای پزشکی و درمان مجروحان یمنی توسط سازمان ملل پیشنهاد شده بود را نپذیرفتند و این حاکی از عمق جنایتی است که غنی ترین کشور عرب به فقیرترین کشور روا داشته است.
به محض اینکه عربستان سعودی تجاوز نظامی خود به یمن را با حمایت آشکار آمریکا و برخی از کشورهای عربی و غربی آغاز کرد، سئوالات بسیاری پیرامون ماهیت این تجاوز و اهداف آن مطرح شد که سعودیها تا به امروز به آنها پاسخی ندادهاند. اولین سئوالی که در این رابطه به ذهن متبادر شد این بود که چرا عربستان با تشکیل یک ائتلاف عربی ـ آمریکایی به بهانه بازپسگیری مشروعیت از دست رفته «منصور هادی» دست به چنین حملات وحشیانهای زد، درحالی که بارها شاهد تجاوزهای آشکار رژیم صهیونیستی به غزه و لبنان و کشته شدن هزاران غیرنظامی بیدفاع بود اما هیچ اقدامی برای جلوگیری از این جنایتها نکرد؟
سئوال دیگر این است که چرا مقامات سعودی دقیقا در همین برهه از زمان که کشورهای منطقه با بحرانهای گسترده دست و پنجه نرم میکنند و منتظر یافتن راهحلهای فوری برای حل این بحرانها هستند، دست به چنین حمله وحشیانهای میزنند؟ اسناد و شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه عربستان سعودی در رأس کشورهای حامی تروریسم در منطقه قرار دارد، اما با این وجود آلسعود هیچگاه به این سئوال پاسخ نداده است که به چه علت به طور مستقیم و دوشا دوش تروریستهای تحت امر خود وارد میدان شد؟
سئوال سوم این است که چیزی باعث شد تا عربستان سعودی تا این حد در حمله به یمن عجله کند و حتی برای این اقدام به شورای امنیت سازمان ملل که تنها نهاد رسمی برای صدور مجوز حمله نظامی است، مراجعه نکند؟ این درحالی است که مقامات سعودی نمیتوانند نسبت به این موضوع که حمله بدون مجوز شورای امنیت، تجاوز آشکار به تمامیت ارضی یک کشور تلقی میشود، اظهار بیاطلاعی کنند.
سئوال بعدی این است که چرا مقامات سعودی با وجود تظاهرات گسترده مردمی در یمن که چندین بار به منظور محکومیت دخالتهای آلسعود در این کشور برپا شد، همچنان قصد دارند سیاستهای خود را به مردم یمن دیکته کنند؟ این سئوالات و دهها سئوال بدون جواب دیگر بهترین سند برای رد تمامی ادعاها و بهانههای پوچ سعودیها در رابطه با اهداف آنها از حمله به یمن است. بر همین اساس میتوان گفت که بدون شک اگر تلاش «منصور هادی» برای افزایش نا امنیها در یمن و منطقه نبود، اکنون سعودیها در قامت حامی آن به این کشور یورش نمیبردند. علاوه بر این، عربستان سعودی همواره مجری پروژههای آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده و در راستای تجزیه منطقه و غارت ثروتهای آن گام بر میدارد.
در حالی که تردیدها نسبت به موفقیت عربستان در مواجهه با مردم یمن روز به روز افزایش می یابد، مقامات سعودی در اندیشه یافتن متحدان جدیدی برای خود هستند. در آخرین مورد از این دست فعالیتها، سفیر عربستان در آلمان روز شنبه 28 مارس در نشستی با سفیر افغانستان در برلین خواستار حمایت رسمی این کشور از ائتلاف و کمک به تکمیل نیروی لازم برای انجام عملیات زمینی در آینده علیه یمن شد. وی در این جلسه، ضمن تشکر از مواضع اشرف غنی، نسبت به عربستان، در خصوص افزایش کمک های ریاض به دولت کابل در صورت اعزام نیروی زمینی در ائتلاف، قول مساعد داد .
سرتیپ «حسین العساف»، معاون فرمانده نیروی زمینی آلسعود از تقابل مستقیم با نیروهای مردمی یمن ابراز نگرانی کرده است. وی در جریان نشست مشترک فرماندهان ارشد نیروی زمینی و هوایی عربستان با محمد بن سلمان، وزیر دفاع این کشور ضمن تأکید بر ضرورت نابودی کلیه زیرساختهای یمن توسط نیروی هوایی، خواستار اتخاذ تمهیداتی به منظور عدم نیاز به رویارویی مستقیم با نیروهای مردمی یمن شد.
برخی تحلیلگران معتقدند که بعید نیست یمن به ویتنام نظامیان آلسعود تبدیل شود. به گفته این تحلیلگران حوثیهای یمن از قدرت زیادی برای نبرد در اراضی خود برخوردار هستند. علاوه بر این، آنها از حمایت گسترده مردمی نیز بهره برده و از لحاظ تجهیزات نظامی هم نمیتوان گفت که در سطح ضعیفی قرار دارند. در همین ارتباط «هادی العجلیکی» از اعضای ارشد جنبش انصارالله در جدیدترین اظهار نظر خود اعلام کرده که موشکهای پیشرفته روسی به دست این جنبش رسیده است. وی همچنین تأکید کرد که دستگاههای اطلاعاتی کشورهای عربی از ردیابی این موشکها عاجز هستند .
با گذشت چندین هفتهاز حملات وحشیانه سعودیها به یمن، تاکنون هیچ نشانهای مبنی بر تسلیم مردم یمن آشکار نشده است. به گفته کارشناسان،عربستان سعودی با وجود بهرهمندی از جدیدترین تسلیحات جنگی تاکنون نتوانسته است برتری خود را به انصارالله که از آن به عنوان یک گروه کوچک یاد میکند، دیکته کند. آنها همچنین بر این باورند که تنها دستاورد آلسعود در این جنگ نابرابر کشتن بیش از پیش غیرنظامیان و افراد بیدفاع است. رسانههای عربی نیز اعتقاد دارند که در صورت طولانیتر شدن این جنگ و انتشار تصاویر فاجعهبار آن در رسانههای کشورهای مختلف، به تدریج ملتها نیز به مخالفت با آلسعود برخواهند خاست.متجاوزان سعودی در حالی به تجاوز به یمن ادامه می دهند که اقدامات آنها یادآور کشتار و جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی هاست و متجاوزان از حمله به اردوگاه غیر نظامیان در مناطق مختلف یمن ابایی ندارند.
روز 26 مارس سال 2015 ساعت صفر تجاوز آمریکایی-سعودی به یمن محسوب میشود این تجاوز به سرعت به ائتلاف کشورهای حوزه خلیج فارس با آمریکا تبدیل شد آنهم علیه کشوری از که توطئه های کشورهای حوزه خلیج فارس که در راس آنها عربستان سعودی قرار دارد رنج میبرد.نکته جالب توجه این است که متجاوزان به یمن بهانه هایی برای تجاوز خود به شهروندان بی گناه مطر ح کرده اند و در این راه رسانه ها، سیاستمداران،حقوقدانان و کسانی که وجدان خود را به دلار و ریال سعودی فروخته اند در این راه با آنها همراهی کردند تا حملات هوایی را به مناطق مختلف یمن مشروع جلوه دهند.
این تجاوز در واقع مغایر با همه معیارهای قانونی و سیاسی و عقلانی و حقوقی و سیاسی است به راستی کدام منطق عقلی و حقوقی و سیاسی اجازه تجاوز به حاکمیت یمن و ملت آن را می دهد؟ تعدی و قتل مردم بی گناه یمن با کدام بهانه قابل توجیه است؟ چگونه به خود اجازه می دهند که در یمن دخالت کنند تا وضع سیاسی کنونی را از بین ببرند و اراده ملت یمن را هدف قرار دهند؟عربستان به دنبال کدام گفتگو میان یمنیهاست؟در حقیقت آنچه عربستان انجام می دهد تجاوز آشکار و جنایتی مغایر با قوانین بین المللی و احکام شرع اسلامی که ریاض مدعی آن است محسوب می شود.آیا چراغ سبز آمریکا و حمایت رژیم اسرائیل جنایات رژیم سعودی و ائتلاف تحت رهبری آن را مشروع جلوه میدهد؟
این حملات سعودی ها یادآور تجاوزات رژیم صهیونیستی به ملت فلسطین و لبنان و دیگر کشورهای عربی و قتل غیرنظامیان است و نشان می دهد که تفکر واحد تروریستی وجود دارد که ضد بشری است.سعودی های در حالی به دنبال تحمیل کردن عبد ربه منصور هادی فراری به ملت یمن هستند که این کشور به همراه قطر و برخی دیگر از کشورها به سبک آمریکا مواضع دوگانه ای را دنبال می کنند زیرا در حالی به دنبال بازگرداندن رئیس جمهوری مورد مخالفت مردم یمن به قدرت هستند که در سوریه از هیچ تلاشی برای کنار زدن بشار اسد رئیس جمهوری مشروع و مورد قبول ملت سوریه دریغ نمی کنند و حمایت همه جانبهای از گروه های تروریستی که از مناطق مختلف دنیا برای کشتن ملت سوریه به این کشور می آیند به عمل می آورند.این تلاش ها در واقع خدمتی به اسرائیل است .
حسن جونی کارشناس امور حقوق بین الملل در گفتگو با شبکه المنار تاکید کرد،تجاوز سعودی-آمریکایی به یمن ناقض منشور سازمان ملل و همه قواعد بین المللی است.این تجاوز ناقض اصل عدم دخالت در امور داخلی دیگر کشورها و عدم تهدید دیگر کشورهاست.نقض این اصل تهدید کننده صلح و امنیت بین المللی است و تجاوز به یمن تهدید کننده امنیت و ثبات بین المللی است.
وی افزود: اگر هر کشوری اجازه دخالت در امور داخلی دیگر کشورها را به خود بدهد تبعات ناگواری به دنبال خواهد داشت.اگر هر کشوری قوی به خود اجازه دخالت در امور داخلی کشور دیگر را بدهد در واقع قانون جنگل قرون وسطی حاکم خواهد شد و کشورهای بزرگ کشورهای کوچک را تحت سلطه قرار می دهند.معمولا بهانه ای که به کار گرفته می شود حمایت از مردم است.
جونی تاکید کرد: هیچ طرفی حق دخالت در دیگر کشورها را ندارد حتی شورای امنیت حق دخالت نظامی مستقیم را ندارد بلکه باید ابتدا با تحریم های سیاسی و اقتصادی و در نهایت اقدام نظامی مطرح باشد.اینکه کشوری به بهانه تاثیر پذیری از کشور دیگر اجازه دخالت در کشور دیگر را به خود بدهد قابل توجیه نیست و از نظر قانون بین المللی قابل قبول نیست.اتحادیه عرب میتواند اقدامی انجام دهد اما این هم نیاز به مقدمات لازم دارد که تحریم های اقتصادی و سیاسی و فراخوانی سفیران از جمله آنهاست.دخالت نظامی از سوی اتحادیه عرب در صورتی که تهدیدی در منطقه وجود داشته باشد قابل توجیه است اما هم اکنون اوضاع یمن تهدید کننده منطقه نیست.اقدام اتحادیه عرب ناقض منشور سازمان ملل است.مگر در یمن چه رخ داده است که اتحادیه عرب باید حامی اقدام سعودی ها باشد؟ ادامه دارد...