تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۲۷۵۴۴۰
ابراهیم امینی در گفت‌وگو با «اعتماد»:

اصلاح‌طلبان دیگر اشتباه استراتژیک نمی‌کنند

مریم وحیدیان – اشاره: در سال انتخابات جنس حرف‌ها و تحلیل‌ها هم انتخاباتی است. فعالان سیاسی و احزاب خود را برای رقابت آماده می‌کنند و هر یک از منظر جایگاه سیاسی‌شان تلاش می‌کنند این‌گونه استدلال کنند که پیروز نهایی خواهند بود. ابراهیم امینی، نماینده مجلس ششم و عضو تاثیرگذار حزب اعتماد ملی نیز در همین تحلیل‌ها و موضع‌گیری‌ها معتقد است اصلاح‌طلبان می‌توانند با هویت اصلاح‌طلبانه خود و بدون ائتلاف با اصولگرایان اکثریت مجلس آینده را در اختیار بگیرند. او البته جبهه مقابل را هم دور از چشم ندارد و احوال اصولگرایان را هم رصد می‌کند. معتقد است در جریان مقابل علی لاریجانی در نهایت نمی‌تواند با تندروهای اصولگرا به ائتلاف برسد و ممکن است در نهایت به سمت تعریف جبهه مشترک با حامیان دولت و حزب اعتدال و توسعه برسد. او البته معتقد است حزب اعتدال و توسعه زمانی می‌تواند شانس بیشتری برای انتخابات داشته باشد که سبد رایش در میان اصلاح‌طلبان باشد نه اصولگراها؛ همان‌طور که روحانی پیش از ائتلاف با اصلاح‌طلبان نمی‌توانست رای لازم برای ریاست‌جمهوری را کسب کند.

*‌ اولویت اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس چیست؟

**‌ هدف اصلاح‌طلبان به دست آوردن اکثریت کرسی‌های مجلس است که در این راه باید تمام اهتمام خود را به خرج دهند. به هر حال برای دستیابی به هدف باید با یک استراتژی مشخص به پیش روند. اولویت‌های اصلاح‌طلبان همین استراتژی است که باید آن را سرلوحه کار خود قرار دهند تا به این هدف دسترسی پیدا کنند. در مرحله اول انسجام درونی اصلاح‌طلبان باید سرلوحه کار باشد. کمااینکه پس از انتخابات سال ٧٦ ریاست‌جمهوری و انتخابات مجلس ششم شاهد از بین رفتن انسجام اصلاح‌طلبان بودیم.

در انتخابات دور دوم شورای اسلامی شهر و روستا اختلافی که بین اصلاح‌طلبان پیش آمد و لیست‌های مختلفی که گروه‌های مختلف اصلاح‌طلب در شورای شهر تهران دادند و بی‌رغبتی مردم برای شرکت در انتخابات منجر به رای نیاوردن لیست اصلاح‌طلبان شد و با رای بسیار پایینی لیست آبادگران که آقای احمدی‌نژاد مسوول ستاد انتخابات‌شان بود، رای آوردند. آقای احمدی‌نژاد هم اصرار کرد که چون من رییس ستاد انتخابات بودم و باعث موفقیت‌تان شدم باید شهردار شوم. شهردار شدن هم سکویی برای ریاست‌جمهوری او شد و آنچه در این هشت سال بر مملکت گذشت نتیجه اشتباه در استراتژی و غرور کاذب اصلاح‌طلبان بود.

*‌ اما به نظر می‌آید که اصلاح‌طلبان از آن اتفاق درس خوبی گرفته‌اند.

**‌ بله. اصلاح‌طلبان هزینه- فایده‌های انسجام و عدم انسجام را می‌دانند. اکنون آنچه برای اصلاح‌طلبان اهمیت دارد همین مساله است. اصلاح‌طلبان باید انسجام درونی خود را حفظ کنند و سهم‌خواهی را به حداقل برسانند تا بتوانند لیست واحدی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب که تایید صلاحیت می‌شوند

صرف نظر از اینکه به چه تشکل و حزبی انتساب دارند را ارایه کنند چون در افکار عمومی جامعه، اقبال به جریان اصلاحات زیاد است و از این نظر ما مشکلی نداریم. استراتژی دیگر اصلاح‌طلبان تعامل با حاکمیت است. نیروهایی که کاندیدا می‌شوند و نحوه ورود اصلاح‌طلبان در این انتخابات باید به گونه‌ای باشد که حاکمیت حساسیتی به آنها نداشته باشد تا زمینه برای حضور این کاندیداها فراهم شود. اگر هر یک از این دو یعنی وحدت و انسجام درونی و تعامل منطقی با حاکمیت و البته سعه صدر حاکمیت برای حضور اصلاح‌طلبان نباشد موجب ناکامی اصلاح‌طلبان برای رسیدن به اهداف کامل خود می‌شود که مساله اخیر را نباید به حساب اصلاح‌طلبان گذاشت.

*‌ پس از انتخابات ٩٢ و پیش از آن اصلاح‌طلبان برای تعامل با حاکمیت چه کرده‌اند؟

**‌ حضور اصلاح‌طلبان در کابینه آقای روحانی و اداره کشور با رعایت اسلوب و اصول منطقی و به دور از حاشیه‌سازی و هیاهو از سوی آنها نماد مشخصی از تعامل اصلاح‌طلبان با حاکمیت است. اصلاح‌طلبانی که در متن قدرت هستند نشان دادند با استفاده از عقلانیت و استفاده از نظرات کارشناسی افراد صاحب‌نظر و با نگاهی ملی و نه جناحی به دنبال پیگیری منافع ملی هستند. هر چند همه اصلاح‌طلبان در تمامی این سال‌ها نشان داده‌اند که دلسوز نظام و کشور هستند و تنها راه‌حل برون‌رفت از مشکلات پیش روی کشور رااصلاحات می‌دانند.

اصلاح‌طلبان آماده هستند تمام توان خود را برای حل مشکلات و معضلات کشور به میدان بیاورند. این خود از نشانه‌هایی است که حاکمیت آن را می‌بیند و بر اساس آن باید اجازه دهد اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده حضور پررنگی داشته باشند. اگر هم مسائل و مشکلاتی بوده با سعه صدر و همدلی حل شود. همان طور که رهبری انقلاب نیز امسال را سال همدلی و همزبانی دولت و ملت اعلام کردند، بهترین راه برای برون‌رفت از مشکلات تعامل مثبت و سعه صدر طرفین است.

*‌ شما تجربه نمایندگی درمجلس ششم را در کارنامه سیاسی خود دارید. مجلس دهم اگر با اکثریت اصلاح‌طلبان روی کار بیاید چه تفاوت‌هایی با مجلس ششم خواهد داشت؟ این تفاوت‌ها چه خواهند بود و چرا؟

**‌ قطعا تفاوت‌هایی خواهد داشت. در انتخابات مجلس ششم کسانی رای آوردند که از رانتی استفاده نکرده بودند و نمایندگان واقعی و منتخب رای‌دهندگان بودند. از نظر سطح تحصیلات و توان و دلسوزی نمایندگان مجلس ششم نمی‌شود تردیدی داشت. اما نبود یک اتاق فکر در میان اصلاح‌طلبان یکی از مهم‌ترین مشکلاتی بود که در مجلس ششم داشتیم. اتاقی فکری که بتواند برنامه‌ها را نهادینه کند و آنها را به صورت پخته تنظیم کند و هر یک اصلاح‌طلبان با توجه به جایگاه خود نقشی را برای عملیاتی کردن آن اهداف ایفا کنند وجود نداشت و فقدان همین اتاق فکر هزینه زیادی را به دنبال داشت.

*‌ یعنی معتقدید اگر یک کادر رهبری یا به تعبیر شما اتاق فکر مدیریت‌کننده‌ای در مجلس ششم بود مباحث و دغدغه‌های اصلاح‌طلبان تنظیم شده و هدایت شده به ثمر می‌رسید؟

**‌ بله. فقدان این اتاق فکر باعث شد هر کسی چیزی را که تصور می‌کرد برای اداره کشور خوب است از طریق رسانه‌ها مطرح کند. همین اتفاق باعث ایجاد برخی چالش‌ها شد که از آن به عنوان یکی از مشکلات جدی مجلس ششم می‌توان یاد کرد. بر این اساس فکر می‌کنم اصلاح‌طلبان اگر اکثریت مجلس دهم را به دست آورند با توجه به تجربه‌هایی که در خلال این سال‌ها کسب کرده‌اند بهتر از قبل می‌توانند عمل کنند. اکثراصلاح‌طلبان در مجلس ششم تجربه‌ای در اداره کشور نداشتند. بعد از مجلس سوم و رحلت امام و انتخاب رییس دولت اصلاحات نخستین باری بود که این فضا ایجاد شد. اصلاح‌طلبان با کوله‌باری از تجربه در کنار توان و تخصص به دور از حاشیه‌سازی‌ها و احساسات می‌توانند مجلس دهم را به درستی و در راستای اهداف و منافع ملی اداره کنند.

*‌ اصلاح‌طلبان طی این سال‌ها با محدودیت‌هایی مواجه بودند و همواره از سوی جریان رقیب با اتهامات عجیب و غریبی مواجه شده‌اند. به واقع روی آوردن به گفتمان اعتدال و پیشنهاد آقای روحانی نتیجه کدام تجربه در درون اصلاحات بود؟ آیا اصلاح‌طلبان سال ٩٤ نسبت به اصلاح‌طلب سال ٧٦ اساسا معتدل‌تر شده اند؟

**‌ صحبت‌های من به این معنی نیست که اصلاح‌طلبان در گذشته افراطی بودند و حالا معتدل شده‌اند. به هر حال هر یک از جریان‌های سیاسی آرمان‌هایی دارند و برای تحقق آن آرمان‌ها برنامه‌هایی دارند. ما اگر بخواهیم به آرمان‌های‌مان دسترسی پیدا کنیم مانند راننده‌ای هستیم که می‌خواهد ماشینی را در مسیری هدایت کنیم. در این مسیر برخی جاها پیچ‌های خطرناکی وجود دارد. در پیچ خطرناک اجازه ندارید بیشتر از ١٠ یا ٢٠ کیلومتر سرعت داشته باشد. اگر بیش از این سرعت داشته باشیم واژگون می‌شویم. جاهایی هم اتوبان است و با سرعت بالا می‌توان به سمت هدف حرکت کرد. آنچه تجربه به ما داده این است که کجا با سرعت می‌توانیم حرکت کنیم و کجا برای جلوگیری از واژگونی باید با سرعت مطمئنه برانیم. اصلاح‌طلبان می‌دانند از هول حلیم نباید در دیگ بیفتند.

اصلاح‌طلبان همان تابلوی معروف دیر رسیدن بهتر از اصلا نرسیدن را پیش روی چشمان‌شان نصب کرده‌اند. فکر می‌کنم که این تجربه به اندازه کافی برای اصلاح‌طلبان به دست آمده است. باید به واقعیت‌ها توجه داشت و آن را درک کرد. هدف را نباید گم کرد اما متناسب با شرایط باید حرکت کرد. اگر حرکت ما غیرمتناسب باشد نتیجه آن همان آسیب‌ها و هزینه‌های بعضا نالازم است. هزینه‌های گزافی که در صورت توجه نکردن به واقعیت‌ها باید پرداخت. در دنیا هم آن را می‌بینیم. در انگلیس مثلا پادشاه و ملکه به عنوان نماد وحدت حفظ شده است اما همین سیستم پادشاهی را دموکراتیزه کرده‌اند. سلطنت به عنوان نظام حکومتی وجود دارد و نمایندگان پارلمان را مردم انتخاب می‌کنند و نخست وزیر را پارلمان انتخاب می‌کند. با یک دموکراسی و مردم‌سالاری کشور اداره می‌شود.

یک بار در یک گروه حقوق بشری به استرالیا رفته بودیم. آنجا با برخی چهره‌های حقوق بشر دیدار داشتیم. روندی که کشور آنها طی کرده بود تا به اینجا رسیده بود در طول بیش از یک قرن و به صورت تدریجی بود. حکومت‌شان کاملا دموکراتیزه شده است بدون اینکه بخواهند دست به اسلحه ببرند و با خشونت برخورد کنند و چنین مشکلاتی داشته باشند. معتقدم که تجربه این را به ما می‌دهد که هدف را نباید گم کرد اما متناسب با شرایط باید حرکت کرد.

*‌ امسال دو انتخابات مهم پیش روی ایرانیان است. این دو انتخابات در حالی است که دولت در حال حل پرونده هسته‌ای و توافق با قدرت‌های جهانی است. به نظر شما این توافق چه تاثیری در انتخابات مجلس ورفتار جناح‌های سیاسی خواهد داشت؟

**‌ اگر این توافق هسته‌ای شکل بگیرد، همان طور که کشور در عرصه فراملی از یک بن بست خارج می‌شود و فعالانه وارد جامعه جهانی می‌شود طبیعی است در حوزه داخلی نیز تاثیراتی خواهد گذاشت و انتظار شهروندان آن است که در عرصه داخلی هم با سعه‌صدر، همدلی و همزبانی بیشتر جریانات سیاسی با یکدیگر برخورد کنند. به هر حال قانون اساسی ما اداره کشور بر مبنای آرای عمومی را پذیرفته است. باید قضاوت را به مردم بسپاریم. جریان‌های سیاسی نیز مانند همه دنیا در عرصه انتخابات‌ها باید برنامه‌های‌شان را به مردم عرضه کنند و نیروهای‌شان را معرفی کنند و به قضاوت مردم باور داشته باشند. اگر نسبت به جریانی که من منتسب به آن هستم جامعه اقبال نشان نداد باید عیب کار را در خود جست‌وجو کرد. باید ببینیم که عیب کار ما کجاست و در مراحل بعدی آن را جبران کنیم. باید ببینیم کدام ضعف در برنامه‌های ما هست که مردم به آن اقبال نشان نمی‌دهند.

اینکه بیاییم از ابزارهای غیرقانونی برای جبران ناکامی‌ها در افکار عمومی بهره ببریم ویژگی جوامع عقب افتاده است. جامعه‌ای که تا این حد افراد تحصیلکرده، توانمند و فهیم دارد، درست نیست که قضاوت افکار عمومی را برنتابد یا از ابزار غیرقانونی استفاده کنند که خود را به جامعه تحمیل کنند. مشروعیت یک جریان و نظام در گرو همان رای است. همان طور که رهبری هم گفتند که رای مردم حق الناس است. این حق‌الناس بودن که صرفا به شمارش رای و تعداد رای اشاره ندارد. اینکه فردی به یکی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری رای می‌دهد به این معناست که به برنامه‌های او اقبال دارد. اگر یکی از کاندیداها مورد اقبال اکثریت جامعه قرار گرفتند و اگر گروهی که در اقلیت‌اند کار شکنی کنند و نگذارند برنامه‌های او عملی شود درست نیست. الان اگر ما در دیپلماسی خارجی با موفقیت روبه‌رو هستیم به این دلیل است که تیم سیاست خارجی ما کاملا برنامه‌های آقای روحانی را قبول دارد. اگر کسی مامور می‌شد که برنامه‌های او را قبول نداشت که قطعا نمی‌توانست به موفقیت برسد.

این هم همان حق‌الناس بودن رای مردم که رهبری انقلاب بر آن تاکید کردند. با واگذاری اجرای برنامه‌ها به کسانی که این برنامه‌ها را قبول ندارند یا با کارشکنی برنامه‌ها تحقق پیدا نمی‌کند برخلاف حق‌الناس بودن رای است. اینکه بگوییم شما رییس‌جمهور باشید اما هرچه ما گفتیم باید انجام شود که درست نیست. فلسفه دموکراسی در دنیا همین است. باید رییس‌جمهور هم در انتخاب همکاران و هم اجرای برنامه‌هایی که مطرح کرده و بر اساس آن برنامه‌ها از مردم رای گرفته است از آزادی عمل برخوردار باشد. اینکه کسی رییس‌جمهور شود اما نه اختیار داشته باشد که نیروهایش را انتخاب کند و نه برنامه‌اش را اجرا کند خب از اول یک‌باره شخص دیگری رییس‌جمهور شود که بهتر است. لذا معتقدم که در عرصه داخلی و انتخابات هم به رییس‌جمهور اجازه داد که همچون سیاست خارجی از آزادی عمل برای تحقق برنامه‌هایش برخوردار باشد.

*‌ اخیرا وزیر ارتباطات از مجلس کارت زرد دریافت کرد. با توجه به روندی که اکنون از جناح اصولگرا می‌بینید، فکر می‌کنید پس از توافق تغییری در رفتار جناح اصولگرا شاهد باشیم؟

**‌ باید تغییر ایجاد شود اما من با توجه به گذشته‌ای که دیده‌ام بعید می‌دانم اتفاق خاصی رخ دهد. اصولگرایان شاید با شکست احتمالی در مجلس دهم عصبانی‌تر هم بشوند. به هر حال این موفقیت را امتیازی در کارنامه دولت و جریان حامی او یعنی اصلاح‌طلبان می‌بینند. متاسفانه در این مقطع زمانی به جای اینکه منافع ملی مد نظر همه جناح‌ها باشد، معمولا کمتر توجهی به منافع ملی دارند. هر جریان سیاسی دوست دارد موفقیت‌های جریان مقابل را کمرنگ جلوه دهد تا راهی برای بازیگری سیاسی خود پیدا کند. 

*‌ تفاوت‌های زیادی بین طیف معتدل جناح اصولگرا یعنی فراکسیون رهروان با حضور آقای لاریجانی با بقیه طیف‌ها مشاهده می‌کنیم. فکر می‌کنید این طیف می‌تواند با بقیه بخش‌ها به انسجام و وحدت دست پیدا کند؟ وضعیت آنها را چطور ارزیابی می‌کنید.

**‌ فکر می‌کنم هنوز آرایش سیاسی میان گروه‌ها و احزاب سیاسی آنها شکل نگرفته است. باید کمی زمان بگذرد. الان یکی از چیزهایی که استشمام می‌شود این است که آقای روحانی و آقای لاریجانی برای انتخابات مجلس دهم ائتلاف کنند.

*‌ دولت که در انتخابات نمی‌تواند دخالت داشته باشد.

**‌ در واقع جریانات هوادار او مدنظر است. حزب اعتدال و توسعه که آقای نوبخت دبیرکل آن است در حال فعالیت هستند. احساس می‌شود که بدشان نمی‌آید بین حامیان آقای لاریجانی و آقای روحانی ائتلافی ایجاد شود.

*‌ در واقع اصلاح‌طلبان هم در این ائتلاف سهیم خواهند بود؟

**‌ خیر. اینکه اصلاح‌طلبان در این ائتلاف حضور پیدا کنند یا نه و آیا اصلاح‌طلبان حاضر می‌شوند که لیست‌شان با جریان آقای لاریجانی مشترک باشد جای بحث دارد. با وجود احترامی که اصلاح‌طلبان برای آقای لاریجانی در مقایسه با سایر اصولگرایان قایلند ولی اختلاف دیدگاه‌ها بین جریان آقای لاریجانی و جریان منسوب به او و اصلاح‌طلبان به گونه‌ای نیست که به لیست مشترک برسند ضمن اینکه خود آقای لاریجانی با توجه به ذهنیتی که نسبت به اصلاح‌طلبان در بخش‌هایی از حاکمیت وجود دارد بعید است که چنین ریسکی بکند.

*‌ آقای لاریجانی با بقیه اصولگرایان به لیست مشترک می‌رسند؟

**‌ بعید می‌دانم. به اصلاح‌طلبان نیز بستگی دارد. اگر این مساله باعث جدا شدن مسیر آقای روحانی و حامیان آقای روحانی با اصلاح‌طلبان بشود که در واقع عقبه رای آقای روحانی متعلق به اصلاح‌طلبان است. به عقیده من این یک زنگ خطر برای آقای روحانی است. اگر چنین شود اولا موجب می‌شود بقیه طیف‌های اصولگرا در مقابل ائتلاف لاریجانی واکنش به خرج دهند و شرایطی برای وحدت‌شان ایجاد شود.

از این سو هم با این واقعیت در جامعه مواجه هستیم که اصلاح‌طلبان در افکار عمومی یک رای قابل توجه دارند و اگر کاندیداهای‌شان تایید صلاحیت شود می‌توانند بخش قابل توجهی از کرسی‌های مجلس را به خودشان اختصاص دهند. ضمن اینکه این اتفاق هم ممکن است موجب جدا شدن مسیر آقای روحانی و اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده شود که خطرناک است. بر این اساس فکر می‌کنم مصلحت آقای روحانی ایجاب می‌کند که با همان عقبه رایی که در انتخابات ریاست‌جمهوری داشته است در ائتلاف باشد. بهتر است تلاش خود را به کار ببرد تا افراد توانمند و تاثیرگذار این جریان را با تعاملاتی که با حاکمیت می‌کند، زمینه حضورشان را در انتخابات مجلس فراهم کند.

اگر چنین شود با توجه به اینکه شورای نگهبان و دولت نظر واحدی ندارند و همین اختلاف نظرها سلامت انتخابات را بیشتر تضمین می‌کند باعث خواهد شد که اکثریت کرسی‌های مجلس در اختیار همین جریانی قرار بگیرد که حامی آقای روحانی هستند. در غیر این صورت من فکر می‌کنم اگر با آقای لاریجانی هم ائتلاف کنند، جریان راست سنتی، جبهه پایداری،  موتلفه  زاویه خواهند داشت. این طور هم نیست که جریان هوادار آقای روحانی تصور کند که اگر با جریان آقای لاریجانی ائتلاف کند، شورای نگهبان نرمشی مقابل این جریان پیدا خواهد کرد.

*‌ در مقابل هواداران آقای روحانی؟

**‌ بله. نه تنها نرمش به خرج نمی‌دهد بلکه در جاهایی نیز موجب نزدیک شدن جریان‌های مقابل راست‌ها و تشکل‌هایی مثل پایداری و سایر تشکل‌های مقابل لاریجانی می‌شود که خطرناک است.

*‌ چه چیزی موجب نزدیکی جناح راست در این حالت می‌شود؟

**‌ همین که آقای لاریجانی از آنها جدا شود و همراه با خود بخشی از آرای پایگاه اجتماعی جریان راست را به خودشان اختصاص بدهند باعث منسجم شدن‌شان می‌شود چون خطر را جدی‌تر می‌دانند.

*‌ فکر می‌کنید پایداری و دیگر بخش‌های اصولگرایی ائتلاف نکنند؟

**‌ اگر جریان اصولگرا احساس خطر کنند قطعا به سمت ائتلاف می‌روند و این نوع آرایش سیاسی که گفتم باعث ائتلاف همه آنها با یکدیگر خواهد شد که حمایت بخشی از حاکمیت از این ائتلاف را به دنبال خواهد داشت.

*‌ اصلاح‌طلبان در جلسات خود در مورد ائتلاف با آقای ناطق بحثی ندارند؟

**‌ آقای ناطق از نظر فکری از سال ٨٨ و قبل از آن به آقای هاشمی و خیلی از اصلاح‌طلبان نزدیک شدند و با بسیاری از افراط‌گرایی‌ها در جریان احمدی‌نژاد مخالف بودند و موضع داشتند. همین‌ها باعث شد که آقای ناطق وقتی در مشهد سخنرانی می‌کرد افراطیون به سمت او بطری آب پرتاب کنند و شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه بدهند. سال ٨٤ هم آقای ناطق با افراطی‌گری مخالف بود. طیف آقای هاشمی و جریان اصلاح‌طلب آقای ناطق را به عنوان یک چهره معتدل و منطقی قبول دارند. البته ایشان تاکنون اعلام آمادگی برای کاندیداتوری نکرده‌اند. اگر قرار باشد ائتلافی در این راستا صورت بگیرد من فکر می‌کنم باید حد و حدود آن مشخص باشد.

*‌ چگونه باید حد مشخص باشد و علت آن چیست؟

**‌ چون یکی از مشکلاتی که امروز در کشور ما هست عدم توجه به کارکرد واقعی جریان‌های سیاسی است. مساله کناره‌گیری آقای عارف به نفع آقای روحانی در انتخابات مصداقی در این زمینه است. در هر جای دیگر دنیا بود می‌گفتیم آقای عارف کنار رفته است و اگر آقای روحانی رییس‌جمهور شد آقای عارف باید معاون اول او باشد. درصدی از پست‌ها باید به او اختصاص بیابد اما در ایران این گونه نیست. اصلا فلسفه تشکیل احزاب رسیدن به قدرت از طریق مشروع است. بنا نیست که به نفع دیگری بذل و بخشش شود که یک جریان به نفع جریان دیگر کاملا کنار برود و باعث موفقیت او شود و آنها نیز کاملا به حاشیه رانده شوند. اصلا در ائتلاف انتخاباتی چنین تعریفی وجود ندارد.

بنابراین اگر هم در کشور در هر حالتی ائتلافی تشکیل دادیم باید حدود کار مشخص باشد و پیش از انتخابات به وحدت نظر برسیم و در مورد مسائل مختلف حتما بحث و گفت‌وگو صورت گرفته باشد تا فردا باعث تکدر خاطر و نگرانی و اختلاف نشود. علت اصلی آن هم این است که ائتلاف‌ها بنیادین و کاملا ریشه‌ای نیستند. افراد در اصل دیدگاه‌ها در اداره کشور با هم وحدت نظر ندارند. افکار دو جریان دقیقا مثل هم نیست و در جاهایی کاملا خود را نشان می‌دهد.

*‌ در حال حاضر اصلاح‌طلبان چه سازوکاری را برای انتخابات مجلس انتخاب کرده‌اند؟ در واقع نتیجه جلسات شورای هماهنگی چه بوده است؟

**‌ تیم شورای مشورتی یک گروه فعال در انتخابات هستند که به ریاست آقای موسوی لاری کار می‌کنند. دیگری ائتلاف اصلاح‌طلب‌هاست که دبیران کل احزاب اصلاح‌طلب است. یک تیم هم آقای عارف دارد. این سه نهاد در حال فعالیت هستند و می‌کوشند برنامه‌های انتخابات مجلس را پیش ببرند اما درباره ائتلاف با اصولگرا‌ها یا جریان‌های خاص اتفاق جدی صورت نگرفته است. درباره اینکه تحرکی در انتخابات صورت بگیرد و انتخابات به گونه‌ای رقابتی برگزار شود که حضور مردمی و مشارکت آنها زیاد باشد تلاش می‌کنیم در شهرستان‌ها و استان‌ها افراد شناسایی شوند که هم نفوذ اجتماعی لازم برای کسب رای را داشته باشند و هم توانایی لازم و تخصص داشته باشند. اصلاح‌طلبان بیشتر در این حوز‌ها در حال فعالیت هستند. البته انتظار جامعه آن است که سه تشکیلات فوق با انسجام با همدیگر زمینه انسجام حداکثری اصلاح‌طلبان را به دور از سهم‌خواهی‌ها به وجود آورند.

*‌ رویکرد آقای ناطق برای انتخابات مجلس چیست؟ آیا با اصلاح‌طلبان همکاری خواهند کرد؟

**‌ قطعا اگر آقای ناطق بخواهد فعال شود با اصلاح‌طلبان همکاری می‌کند. بعید می‌دانم آقای ناطق با توجه به مواضعی که ایشان دارند اصولگرایان به او روی خوش نشان دهند. لذا اگر بخواهد فعال شود چاره‌ای جز ائتلاف با اصلاح‌طلبان و طیف هاشمی وجود ندارد.

*‌ فکر می‌کنید اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس عقبه رای آقای هاشمی را برای خود دارند؟

**‌ دو جریان در واقع دنده چپ و راست آقای هاشمی است. طرف راست همان حزب اعتدال و توسعه به دبیرکلی نوبخت است و طرف چپ آن حزب کارگزاران است. کارگزاران جزو تشکل‌های اصلاح‌طلب است و با توجه به تحرکی که در کل کشور در جذب چهره‌های اصلاح‌طلب و فعال کردن دفاتر حزبی خود داشته است به نظر می‌رسد که از اکثریت بالایی در مجلس آینده برخوردار باشد.

*‌ در واقع شخصیت آقای هاشمی کارکرد فراجناحی دارد؟

**‌ بله. اگر حزب اعتدال و توسعه را به عنوان عقبه راست آقای هاشمی بدانیم چندان بدشان نمی‌آید که با جریان آقای لاریجانی ائتلاف کنند.

*‌ خیلی‌ها می‌گویند که رای مردم در سال ٩٢ نشان داد که از تندروی خسته شده‌اند و بر این اساس تحلیل می‌کنند که مجلس دهم مجلس معتدل متشکل معتدلین هر دو جناح است. نظر شما چیست؟

**‌ البته ما باید از اعتدال تعریف درستی ارایه کنیم. باید به این مساله توجه کرد که در انتخابات ٩٢ ما تندتر از آقای روحانی نداشتیم. زمانی می‌توان گفت که مردم به اعتدال اقبال دارند که نیروی تند هم در انتخابات داشتیم. اولا باید توجه کرد که مقابل اعتدال را نباید افراط بدانیم. فرض کنید بخواهیم تعریف کنیم که اصلاحات یک جریان رادیکال‌تر از اعتدال است. در انتخابات ٩٢ پس از کنار رفتن آقای عارف کاندیدای اصلاح‌طلب نداشتیم که چنین چیزی بگوییم. اگر واقعا کاندیدای اصلاح‌طلب وجود داشت چه می‌شد؟ سبد رای آقای روحانی بین اصلاح‌طلبان بود. بنابراین این را نمی‌توان گفت چون اعتدال هنوز تعریف دقیقی از خود نکرده است. آیا اعتدال هم راست و هم چپ است؟ هنوز نمی‌دانیم. یکی از مشکلاتی هم که آقای روحانی دارد همین است که تعریف دقیقی از اعتدال نکرده است. یکی از دلایلی که آقای روحانی در حوزه سیاست خارجی توفیق دارد و در حوزه سیاست داخلی توفیق ندارد همین است.

در سیاست خارجی تیمی را انتخاب کرده است که برنامه‌هایی که مردم به آن رای دادند را قبول دارند، کسی باید برنامه‌های او را اجرا کند که برنامه‌هایش را باور داشته باشد. لذا اگر در تیم سیاست خارجی هم کسی را گذاشته بود که برامه‌های او قبول نداشت و از دلواپسان بود، قطعا آنجا هم مثل حوزه سیاست داخلی می‌بود. پس این معنی اعتدال نیست . اینکه بگوییم مردم در سال ٩٢ به اعتدال رای دادند درست نیست. مردم به اعتدال در مقابل جریان‌های اصولگرایی اقبال نشان دادند. این جمله را می‌توان گفت. آقای روحانی هم خود می‌داند که عقبه رای اصلاح‌طلبان را داشت. پایگاه اجتماعی اصولگرا که به او رای نداده بود. اصولگراها قدر‌ترین نیروهای‌شان را آوردند. آقایان ولایتی، قالیباف، رضایی، جلیلی و حدادعادل را آوردند. اگر هم یکی نشدند دلیل داشت.

دلیل یکی نشدن آنها در سال ٩٢ این بود که سر جمع آرای همه آنها از روحانی بیشتر شود و انتخابات دو مرحله‌ای شود. مثلا اگر آقای رضایی کنار می‌رفت بخش قابل توجهی که در مناطق زاگرس‌نشین رای داشت سمت اصلاح‌طلبان و روحانی می‌آمد. در آن مناطق اگر آقای رضایی نبود که به آقای قالیباف رای نمی‌دادند و آن رای‌ها به صندوق آقای روحانی می‌رفت. اصلا علت اینکه اصولگراها ائتلاف نکردند این بود که همه جمع بشوند تا شاید بیش از ٥٠ درصد رای بیاوریم و انتخابات را به مرحله دوم بکشانیم.

*‌ اصلا نوعی از اعتدال را هم آقای قالیباف مدعی بود؟

**‌ بله. سنگینی رای به این سمت بود و این تاکتیکی بود که اصولگراها در پیش گرفتند تا انتخابات را به مرحله دوم بکشانند. مردم در سال ٩٢ به اعتدال در مقابل اصلاحات اقبال نشان ندادند. بله. در مقابل اصولگرایی مردم به اعتدال اقبال نشان دادند. در جریان اصولگرایی که کسی با آقای روحانی رای نداد. پایگاه اصلاح‌طلبان و جریان آقای هاشمی به او رای دادند. در حقیقت رایی که به رییس دولت اصلاحات داده می‌شد به سمت آقای هاشمی رفت. وقتی هم آقای هاشمی رد صلاحیت شد کمرنگ شد. اصلا در آن زمان عده‌ای هم دلسرد شدند و رای ندادند. خیلی‌ها چون امیدی نداشتند متقاعد نشدند که پای صندوق رای بیایند. اگر احساس مثبتی به انتخابات داشتند، رای آقای روحانی خیلی بیشتر از این بود.

*‌ با توجه به اتفاقاتی که پس از سال ٩٢ افتاده است، فکر می‌کنید مشارکت مردمی در انتخابات مجلس افزایش داشته باشد؟

**‌ در انتخابات مجلس یک مساله وجود دارد که نمی‌توان آن را با انتخابات ریاست‌جمهوری مقایسه کرد و آن این است که در حوزه‌های انتخابیه کوچک رقابت محلی است. همین محلی بودن رقابت در شهرهای کوچک باعث می‌شود که مشارکت مردمی زیاد باشد. در کلانشهر‌ها این مساله بستگی به فضای سیاسی دارد. اینکه چه افرادی از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند و همه جریان‌های سیاسی کاندیدای قابل قبول داشته باشند. در این صورت در شهرهای بزرگ باعث حضور حداکثری می‌شویم.

*‌ در واقع به اتفاقات سال ٩٤ نیز هست؟

**‌ بله. اگر موضوع توافق هسته‌ای شکل بگیرد باعث تزریق امید به مردم می‌شود. باید این را قبول کنیم که هرگونه تغییری که بخواهد ایجاد شود از طریق صندوق‌های رای میسر می‌شود. دیگر دوران اینکه جریان‌ها با خشونت خود را تحمیل کنند گذشته است. به هر حال فضایی که ما الان در آن به سر می‌بریم با فضای دولت قبلی قابل مقایسه نیست. این فضا از طریق صندوق‌های رای به دست آمده است. تاثیری که آقای مطهری به عنوان یک نماینده در دفاع از حقوق شهروندان و جامعه دارد نیز از طریق همین صندوق رای به دست آمده است. این است که من فکر می‌کنم در هر شرایطی باید تلاش کرد که تنور انتخابات گرم باشد و اگر در جایی یک نیروی راست افراطی است و یک راست منطقی، همانجا هم باید تلاش شود که نیروی راست منطقی وارد مجلس شود.

*‌ وضعیت سازمان‌های سیاسی اصلاح‌طلبان را پس از دوره فشار هشت ساله دولت پیشین چطور می‌بینید؟

**‌ متاسفانه متولی این امر وزارت کشور است و من معتقدم وزیر کشور برنامه‌های آقای روحانی را چندان قبول ندارد و ما شاهد یک تحول جدی برای فعالیت احزاب نبودیم.

*‌ آیا راهکاری وجود دارد که در همین شرایط بتوانند سازمان‌های حزبی خود را بهتر کنند؟

**‌ باید احساس شود که فضایی وجود دارد و فعالیت کردن بدون هزینه‌های غیرمنطقی باشد. به هر حال عده‌ای دیدگاه‌هایی دارند. این مسائل هم اجتناب ناپذیر است. در یک جامعه ٧٠، ٨٠ میلیونی که نمی‌شود از همه توقع داشت که مثل هم فکر کنند. مگر در یک خانواده همه مثل هم فکر می‌کنند که این جمعیت مثل هم فکر کنند. باید افراد بر اساس تفکر دور هم جمع شوند. در کشورهای آفریقایی هنوز بحث‌های نژادی و قبیله‌ای و جنگ‌های خانمان سوز وجود دارد. اگر دولت فضا را مساعد کند که مردم بر اساس تفکر و سلیقه در چارچوب قانون اساسی کنار یکدیگر قرار بگیرند برای امنیت جامعه نیز مفیدتر است. به جای اینکه رای‌ها بر اساس قومیت سازماندهی شود بر اساس تفکر و سلیقه سازماندهی شوند برای امنیت جامعه نیز مفید‌تر است. به امنیت نظام هم کمک می‌کند. فضایی ایجاد شود که همه بر اساس منطق و خرد دور هم جمع شوند. وقتی ما مردم‌سالاری و جمهوریت را پذیرفته‌ایم، اصولا زیرساخت لازم برای تحقق آن وجود احزاب فعال است.

اینکه بگوییم جمهوریت را قبول داریم اما حزب نباشد مثل این است که بگوییم ماشین را وارد کشور می‌کنیم اما پمپ بنزین نباشد. فلسفه اینکه اداره کشور بر مبنای آرای عمومی باشد این است که افراد بر اساس دیدگاه‌ها در قالب حزب دور هم جمع شوند. حزب برای اداره کشور برنامه تدوین و برای اداره کشور نیرو تربیت کند. در انتخابات ریاست‌جمهوری برنامه‌های خود را برای اداره کشور  بیان و کاندیدای خود را معرفی کند. حزب مقابل هم همین کار را انجام دهد. اگر انتخابات را بر اساس شناخت غیرحزبی انجام دهیم نتیجه این می‌شود که یک آدم نشناخته مانند دو دوره گذشته با یک‌سری شعارهای واهی بدون اینکه مردم شناختی از او داشته باشند رییس‌جمهور شود و این همه خسارت به جامعه وارد شود. اگر انتخابات حزبی باشد. اعتبار حزب وثیقه‌ای می‌شود برای صحت عمل کاندیدایی که معرفی می‌کند چون می‌داند که اگر کاندیدایی که معرفی می‌کند درست عمل نکند دور دیگر مردم به کاندیدای رقیب رای می‌دهد. از حاکمیت خارج می‌شود و قدرت را دست دیگری می‌دهد.

به این خاطر که شاهد این اتفاقات نباشد هم تلاش می‌کند برنامه‌هایش بهترین برنامه برای اداره کشور باشد و هم نیرویی که معرفی می‌کند بیشترین توان برای اداره کشور را داشته باشد. در انتخابات مجلس هم همین طور. طبق اصول تعیین شده در حزب برنامه‌ها و کاندیداهای خود را اعلام و معرفی کند. اصلا نمی‌شود که ما جمهوریت را بپذیریم اما حزب را نپذیریم. آن زمان سرنوشت کشور را به چرب زبانی‌ها و حرف‌های بی‌پشتوانه می‌سپاریم. ادبیات رییس‌جمهور گذشته را دیدیم. در سفر اول خود به ایلام اعلام کرد من سال دیگر که بیایم چیزی به نام فقر و محرومیت و بیکاری وجود ندارد. پاکدست‌ترین دولت در طول تاریخ ما هستیم. آقای رحیمی که معاون اول او بود رییس دیوان محاسبات بود که او رییس‌جمهور شد. همایشی را تشکیل داد در حضور آقای احمدی‌نژاد گفت اصلا احتیاجی به دیوان محاسبات نداریم. دولت امام زمان نیازی به محاسبه ندارد.

این افراد معتقد بودند که هیاتی باید بیایند و مملکت را اداره کنند. حزب برنامه برای اداره کشور تنظیم و نیرو برای اجرای آن تربیت می‌کند. عقل بشر در دنیا به این چیزها رسیده است. در دین هم داریم. «کلما حکم به الشرع حکم به العقل و کل حکم به العقل حکم به الشرع» یعنی آنچه شرع به آن حکم می‌کند عقل به آن حکم می‌کند و آنچه را هم که عقل به آن حکم می‌کند نیز شرع به آن حکم می‌کند.

*‌ ما در این هشت سال شاهد ادبیات پوپولیستی بودیم که صدمات زیادی هم به فرهنگ سیاسی ایران وارد کرد. اصلاح‌طلبان تا چه اندازه به بیان واقعیات و صداقت در کار خود معتقدند؟

**‌ صداقت این است که هشت عملکرد سال دولت اصلاحات در تاریخ ثبت شده است. اختلاس‌ها و مفاسد اقتصادی در دوره مدیریت اصلاح‌طلبان رخ داد یا دوره بعد از اصلاح‌طلبان؟. پس صداقت و دلسوزی بوده است. شاید اختلاف نظر بوده باشد اما مساله‌ای طبیعی است. توسعه کشور در عرصه‌های مختلف و رشدهایی که وجود داشته است بر اساس آمار و ارقام سازمان‌های رسمی بررسی کنید. پس از اینکه دوره آقای احمدی‌نژاد تمام شد حتی چند کامیون از هدایای کشورهای مختلف و چیزهایی که در موزه سعدآباد بوده است بار کردند بردند؟ اگر هدیه‌ای را به عنوان رییس‌جمهور یک کشور و جایگاه حقوقی می‌گیرید به اعتبار آن سمت بوده است و جزو سرمایه‌های ملی است.

باید در موزه سعدآباد نگهداری شود. آقای زنگنه در صحبت‌های اخیرش گفت که دست روی هر مالی از بابک زنجانی می‌گذاریم یک‌سری مدعی برای آن پیدا می‌شود. زمانی که این مساله به صورت فرهنگ نهادینه شود دولت بعد هم بیاید نمی‌تواند آن غده را به راحتی در بیاورد. آثار و تبعات آن ممکن است در دولت‌های بعدی هم خودش را نشان دهد. این را باید به حساب کسانی گذاشت که آن را در سیستم‌های دولتی نهادینه کرده‌اند.

*‌ مهم‌ترین دغدغه شما به عنوان یک اصلاح‌طلب برای امروز کشور چیست؟

**‌ آرزوی من این است که شاهد تحقق شعار همدلی و همزبانی دولت و ملت به دور از حب و بغض‌ها و با سعه صدر که رهبری امسال را نظام نامگذاری کرده‌اند باشیم. این مسائل و مشکلاتی که در کشور بوده حل و فصل شود. کسانی که دلسوزان کشور و نظام هستند فرصت پیدا کنند که در عمران و آبادانی کشور سهیم باشند چون حذف یک بخش از اینها که حداقل نصف رای جامعه را داشته باشند به معنای این است که کشور از نیمی از توان خود نمی‌خواهد استفاده کند و این آفت است. همه نهادهای حاکمیت باید در ایجاد فضای همدلی و همزبانی به دور از حب و بغض تلاش کنند و در انتخابات آینده نیز از ابزارهای غیرقانونی برای حذف رقیب استفاده نشود. بدانند که هر جا به مردم اعتماد کنند مسیر اشتباه نمی‌روند. ضریب خطای عقل جمعی کمتر است و آن به سود کشور و نظام خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات