این تجمع قرار است به مناسب گرامیداشت آغاز اقدامات تروریستی فرقه رجوی در سال ۱۳۶۰ که موجب بهشهادت رسیدن بیش از ۱۷۰۰۰ مرد، زن و کودک ایرانی در سالهای پس از آن شد برگزار شود. همچنین منافقین یکی دیگر از دلایل برگزاری تجمع مذکور را گرامیداشت اغتشاشات پس از انتخابات سال ۸۸ که موجب کشته و زخمیشدن صدها نفر شد و خسارات بسیاری به ایران وارد کرد، دانستند.
گروهک تروریستی منافقین در روزهای اخیر با تبلیغات گسترده به دنبال بزرگنمایی تجمع ۲۳ خردادماه امسال در پاریس است و با معرفی کردن افراد و شخصیتهای ناآشنا و نامعتبر از کشورهای اروپایی و آمریکایی، سعی میکنم این تجمع را بسیار مهم جلوه دهد.
این در حالیست که در سالهای اخیر خبرهای بسیاری مبنی بر دریافت پولهای هنگفت توسط شرکتکنندگان و بهویژه سخنرانان همایشها و تجمعات منافقین در رسانهها منتشر شده است.
برای نمونه، «پاتریک کندی» از اعضای سابق مجلس نمایندگان آمریکا به گفته خود، سال گذشته برای لابیگری و یک ساعت سخنرانی در مراسم نمایشی اعضای گروهک تروریستی منافقین مبلغ ۲۵ هزار دلار دریافت کرده است. وی در قبال دریافت این مبلغ هنگفت به تعریف و تمجید از «مریم رجوی (قجر عضدانلو)» پرداخت و سرکرده منافقین را “چالشی جدی در برابر زنستیزی بنیادگرایی” خطاب کرده بود!
البته این تنها مورد از ولخرجیهای منافقین در نمایشهای تبلیغاتی آنها نیست. استفاده گسترده منافقین از لابیهای غربی-عربی، چیزی نیست جز نداشتن پایگاه اجتماعی در بین مردم ایران و نفرت روز افزونی که گریبان فرقه رجوی را گرفته است. مسلماً این افراد نه از سر دلسوزی و حمایت از یک گروه شناخته شده تروریستی، که تنها برای پر کردن هرچه بیشتر جیبهایشان در ایام بازنشستگی و برای سیر و سیاحت و سرگرمیدر کشورهای مختلف با استفاده از حسابهای بانکی مریم رجوی به چنین فعالیتهایی دست میزنند.
«جان بولتون» مشاور رئیس جمهور سابق آمریکا و سیاستمدار نومحافظهکار راستگرایِ ضد ایرانی نیز از جمله افرادیست که برای شرکت در هر برنامه و سخنرانی در تجمعات منافقین بین ۴۰ تا ۶۰ هزار دلار (علاوه بر هزینههای سفر) از منافقین دریافت میکند. همچنین میتوان از افرادی همچون «رودی جولیانی»، «طاهر بومدرا»، «سرهنگ لئومک کلاسکی»، «اد رندل»، «لی همیلتون»، «مایکل موکیزی»، «باکر»، «نیوت گینگریچ»، «تام ریج» و «خاخام دانیل زوکر» اسرائیلی نیز نام برد که در بسیاری از گردهماییها و کنفرانسهای منافقین شرکت دارند. نمونههای ذکر شده تنها معدودی از دهها لابی ثابت منافقین هستند که معرفی شدند.
نیاز به یادآوری است که حضور هر کدام از این شخصیتها با گرایش صهیونیستی در برنامههای منافقین، مخارجی بین ۳۰ تا ۶۰هزار دلار بودجه را بر دوش رجوی سرریز میکند، لذا میتوان در یک برآورد سرانگشتی حساب و کتاب نجومیآنرا تخمین زد.
لابیگری امر جدیدی در فرقه منافقین نیست. از ابتدای ورود این گروه به فعالیتهای تروریستی در ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ که با ریزش شدید نیرویی و از دست دادن پایگاه اجتماعی همراه بود، و همزمان با فرار مسعود رجوی از ایران به فرانسه، منافقین تلاشهای وسیع خود برای جذب برخی از سیاستمداران غربی را آغاز کردند، اما پس از سقوط صدام حسین به عنوان حامیاصلی منافقین، نیاز به داشتن لابیهای غربی شدیدتر شد و از آن پس نه تنها شاهد رشد گام به گام جذب شخصیتهای سیاسی-نظامیپیر و منفور در کنفرانسها و گردهماییهای منافقین هستیم، که اجیر کردن «سیاهی لشکر» از پناهجویان و افراد بیخانمان اروپایی، آفریقایی و آسیایی و حتی دانشآموزان و کودکان نیز بخشی از فعالیت منافقین برای پر کردن سالنهای سخنرانی بوده است.
هر حزب و گروهی که پایگاه اجتماعی خود را از دست داده باشد، لاجرم راه به سوی وابستگی خواهد برد. این اقدامات خاص منافقین هم نیست. در طی ربع قرن گذشته شاهد بودیم که تمامیگروههای اپوزیسیون که به جنگ مسلحانه و اعمال تروریستی روی آوردند، در مدت کوتاهی همگی سر از سازمانهای امنیتی و استخباراتی بیگانه در آورده و به بیماری «وابستگی» دچار شدند. اکنون دیگر هیچ گروه ضدانقلاب خارجنشینی را نمیتوان یافت که وابسته به یکی از کشورهای عربی-صهیونیستی و غربی نباشد.
انتهای پیام/