تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۲۷۵۶۰۵

اقتدارگرايي مشروع


سعيده سادات فهري / روزنامه‌نگار

* در برخي جوامع خاورميانه كه انقلاب‌هاي عربي افاق افتاد شاهد شكل گرفتن نوعي دوگانه امنيت و آزادي هستيم. يعني بعد از طي يك دوره براي رسيدن به آزادي‌خواهي و دموكراسي، نوعي هرج و مرج در كشور اتفاق مي‌افتد و به همين خاطر مردم براي تامين امنيت‌شان به سمت نظاميان مي‌روند ريشه‌هاي اين بحث دوگانه امنيت و آزادي چيست؟

‌** بگذاريد بحث را با بررسي روند و ماهيت تحولات در كشورهاي عربي آغاز كنم. تقريبا سه سال از وقوع انقلاب‌هاي عربي مي‌گذرد. اگر بخواهيم يك تقسيم‌بندي در رابطه با اين انقلاب‌ها داشته باشيم، چهار رويكرد و ماهيت متفاوت ديده مي‌شود. نخست روش مصر و تونس بود كه روش تقريبا مشابهي است در اين كشورها، هرم قدرت به عنوان نمونه حسني مبارك كنار رفت و يك جريان ديگر روي كار آمد. روند اين انقلاب‌ها، انقلاب‌هاي آرام است يعني ارتش، نهادهاي امنيتي و حكومت حفظ مي‌شود و فقط راس حكومت تغيير مي‌كند. به عبارت ديگر يك سري نخبگان كنار مي‌روند و نخبگان ديگري با همان گفتمان و طرز فكر روي كار مي‌آيند. البته در مورد مصر بايد آن يك سالي كه اخوان‌المسلمين در راس قدرت بود را فاكتور گرفت.

روش دوم رويكرد شبه انقلابي است؛ در اين روش، كساني كه انقلاب كرده‌اند تا نيمه راه مي‌روند، سپس در يك جايي متوقف مي‌شوند. اين مدل را در يمن شاهد بوديم كه شبه انقلابي رخ داد و گروه‌هايي مانند اخوان‌المسلمين نيز بخشي از حكومت را تصرف كردند. الگوي سوم به گونه‌اي است كه در آن انقلاب‌ها به جنگ داخلي كشيده مي‌شود نمونه آن نيز ليبي است. در نهايت الگوي چهارمي نيز وجود دارد كه نمي‌توان آن را انقلاب نام نهاد، بلكه يك حركت مشروطه‌خواهي در برخي كشورها گسترش پيدا مي‌كند. اين مدل را در اردن، مغرب و بحرين شاهد بوديم. اعتراضاتي كه در اين كشورها رخ مي‌دهد در بحث تعديل قانون اساسي و مشروطه‌خواهي تاثيرگذار است. اكنون سوال اينجاست كه چرا در مدل‌هاي نخست يعني مثلا در مصر و يمن، مردم يك گفتمان دموكراسي مشروط را مي‌پذيرند اما اولويت را به ثبات و امنيت مي‌دهند.

اين مساله به بخصوص جامعه‌شناسي سياسي در كشورهاي خاورميانه باز مي‌گردد. در خاورميانه، حزب به مفهوم واقعي وجود ندارد. جريان‌هايي كه داعيه تغيير دارند مانند اخوان‌المسملين نيز در دام سلفي‌گرايي مي‌افتند و در برنامه‌هايشان با شكست مواجه مي‌شوند. بنابراين اين گروه‌ها در رابطه با مباحث حكمراني اقتصاد و مديريت سياسي طرح مشخصي ندارند و اغلب طرح‌هايشان نيز كپي‌برداري از كشورهاي ديگر نيز با توجه به مسائل بومي در اين كشورها نتيجه نمي‌دهند و آنها با شكست مواجه مي‌شوند بنابراين برنامه‌‌هايشان، خلاء‌هاي امنيتي ايجاد مي‌كند. به خصوص مي‌توان به اخوان‌المسليمن در مصر اشاره كرد. در اين شرايط مردم به جاي برنامه‌هايي كه حتي بعضا بحث دموكراسي‌خواهي را در دلش دارد به نوعي اقتدارگرايي مشروع تن مي‌دهند.

* اقتدارگرايي مشروع منظورتان همان قدرت گرفتن شخصي مانند عبدالفتاح السيسي در مصر است؟ مولفه‌ها و مشخصه‌هاي اصلي اين مدل چيست و در حال حاضر مردم چه نگاهي به آن دارند؟

‌** بله، جريان السيسي در مصر و جريان خليفه حفتر در ليبي از جمله اين نوع اقتدارگرايي مشروع هستند و اين نوع اقتدارگرايي اكنون در خاورميانه طرفداراني پيدا كرده است. همچنين اقتدارگرايي جديد خيلي خوب توانسته خود را بازسازي كند و با شعار صندوق‌هاي راي، دموكراسي، بهبود اقتصاد، روابط با دنياي جديد و پايبندي به معاهدات بين‌المللي است كه نظر مردم را به سمت خود جلب مي‌كند.

اكنون مدل السيسي مصر در ليبي نيز به كار گرفته شده و به نظر مي‌رسد در يمن هم اين مدل به اجرا در آيد. در واقع اگر دولت آقاي هادي نتواند با جريان‌هاي شبه نظامي در يمن مبارزه كند مردم اين كشور نيز به سمت مدل السيسي گرايش خواهند يافت. به بيان ديگر يك موج بازسازي انقلاب‌ها به وجود مي‌آيد.

آنچه پس از انقلاب‌هاي عربي در خاورميانه شاهد هستيم نوعي دو مينوي معكوس است. دو مينوي معكوس به مفهوم نيروهايي است كه در مقابل تغيير مقاومت مي‌كنند. در جهان عرب، سه سال پس از انقلاب‌هاي عربي اين دو مينوي معكوس در تمام كشورها دارد اتفاق مي‌افتد. در مصر جريان عبدالفتاح السيسي‌ همان دو مينوي، معكوس است، يعني او در برابر تغيير نيروهاي انقلابي مقاومت مي‌كند. مساله جالب اينجاست كه اين دو مينوي معكوس برخي انقلابيون را نيز جذب كرده است. بخشي از جوانان، زنان و نيروهاي اجتماعي اكنون جذب آن شده‌اند همچنين بخشي از نيروهايي كه در نظام‌هاي سابق خواهان تغيير بودند مانند بخشي از ارتش در مصر، ليبي و يمن نيز اين قضيه را تقويت مي‌كنند و غرب نيز از آنها حمايت مي‌كند.

زيرا جريان دومينوي معكوس عليه نوجهادي‌ها و نيروهاي غيردولتي سلفي است در نهايت مردم بين اينكه بخواهند يك روند تمرين دموكراسي را سپري كنند و يك ثبات و امنيت نسبي داشته باشند قطعا ثبات را انتخاب مي‌كنند. اين مساله كه چرا مردم از اخوان‌ به سمت نظاميان مي‌روند به بحث جامعه‌شناسي اين منطقه نيز مربوط مي‌شود. به عنوان نمونه در خاورميانه اصلا بحث تحزب شكل نگرفته و جنبش‌ها در حال به قدرت رسيدن هستند. اين در شرايطي است كه جبنش‌ها وقتي به قدرت مي‌رسند نمي‌توانند جريان‌هاي سياسي را سازماندهي كنند و همچنين كاركرد دولت را به معناي مدرن آن در خاورميانه ندارند. بنابراين يك خلاء سياسي و امنيتي در جامعه به وجود مي‌آيد و در پي آن مردم و گروه‌هايي كه دغدغه معيشت و امنيت دارند به سمت گفتماني مي‌روند كه همان اقتدارگرايي است.

* اين اقتدارگرايي مشروع چه تفاوت‌هايي با اقتدارگرايي سنتي دارد؟

‌** عمده‌ترين تفاوت‌هايي اين اقتدارگرايان جديد با اقتدارگرايان سنتي، اين است كه اولا دوره حكومت‌ آنها در قانون اساسي مشخص شده است. همچنين برخلاف اقتدارگرايي سنتي، نوع مدرن آن از دل صندوق‌هاي راي به وجود مي‌آيد و خيابان و ميدان‌ها نيز همراه آنان است. اولويت‌‌شان نيز ثبات و امنيت است و سپس به بحث دموكراسي مي‌پردازند. در واقع دموكراسي نيز جزئي از اين اقتدارگرايي است. بنابراين اقتدارگرايي جديد دو وهله نخست به دنبال ايجاد ثبات و امنيت است اما اين ثبات بايد مشروع باشد و خيابان‌ها و صندوق‌هاي راي نيز آن را تاييد كنند نبايد از نظر دور داشت كه مردم اغلب حامي چنين اقتدارگرايي هستند.

* شما فرموديد كه در اين مدل به بحث آزادي‌ها و دموكراسي نيز اهميت مي‌دهند، اما در مصر پس از روي كار آمدن نظاميان شاهد سركوب شديد اخوان‌المسلمين توسط آنها بوديم. آيا اين مساله با رويكرد آنها در تضاد نيست؟

‌** نمي‌توان كتمان كرد كه بحث سركوب اخوان‌المسلمين به اشتباهات اين جريان باز مي‌گردد يعني اخوان بخشي از هزينه سركوبش را خودش بايد بپردازد البته اخوان تاريخ خوبي داشت اما شخصيت‌هاي كاريزماتيك خوب و برنامه خاص سياسي نداشت. بنابراين اشتباهات اخوان به اين مساله مربوط مي‌شود كه راهبرد درستي نداشت و بيشتر به صورت تاكتيكي عمل مي‌كرد اين ضعف «تاكتيكي بودن» اخوان به اينجا منتهي مي‌شود كه ارتش در مقابلش قرار مي‌گيرد و مدل پاكستاني را اجرا مي‌كند. مدل ارتش در مصر يك مدل پاكستاني است؛

ارتش سكاندار هدايت امور اصلي جامعه شده ولي سعي مي‌كند به اصول ظاهري دموكراسي جامعه شده ولي سعي مي‌كند به اصول ظاهري دموكراسي تن دهد. يعني ارتشي پشت صحنه اصلي خواهد ماند و دموكراسي از طريق صندوق‌هاي راي دنبال مي‌شود به اين ترتيب هم انتخابات مجلس نمايندگان و هم انتخابات رياست جمهوري صورت خواهد گرفت در عين حال احزاب سياسي ليبرال نيز فعاليت خواهند داشت.

* با توجه به شرايط فعلي كه در مصر به وجود آمده چه آينده‌اي را براي اخوان‌ پيش‌بيني مي‌كنيد؟ آيا ارتش به اخوان باز هم اجازه فعاليت‌هاي سياسي خواهد داد؟

‌** در حال حاضر السيسي مي‌خواهد همان نقش و هويتي را كه پاكستاني‌ها به عنوان تروريسم به طالبان دادند براي اخوان‌المسلمين ايجاد كند هدف ارتش اين است كه اخوان در بازي‌هاي سياسي شركت نكند. البته طرح‌هاي آينده نشان مي‌دهد كه نسل دوم و خصوصاً جوانان اخوان وارد بازي‌هاي سياسي خواهند شد. بنابراين در سال‌هاي آينده نسل دوم اخوان خواهند توانست در انتخابات مجلس شركت كنند و بخشي از قدرت را در دست بگيرند.

 البته يك سناريوي قوي اين است كه جريان‌هاي سلفي در مصر جايگزين اخوان شوند و در اين شرايط اين سلفي‌ها با اخواني‌هاي درجه دوم و سوم ائتلاف تشكيل خواهند داد. اين مدل براي آينده مصر بسيار قوي است و اين گفتمان به شدت تقويت شده است. اما بايد اين را پذيرفت كه اخوان‌المسلمين نمي‌تواند براي جهان عرب گزينه مناسبي باشد. زيرا اين جريان طرح و برنامه مشخصي براي مديريت سياسي و دولت – ملت‌سازي در خاورميانه ندارد. به همين دليل جريان‌هايي مانند ارتش كه سال‌ها كارهاي سياسي كرده‌اند قدرت مي‌گيرند و مي‌توانند آينده آرايش در خاورميانه را تا حد زيادي تعريف كنند.

* در اقتدارگرايي مشروع همانطور كه گفتيد دغدغه دموكراسي نيز مطرح است، اما پس از امنيت لطفا بيشتر توضيح دهيد كه در اين مدل به دنبال تحقق چه نوع دموكراسي در جامعه هستند؟

** آنها به دنبال مدلي از دموكراسي هستند كه خيلي سريع به ثبات و امنيت منجر شود نه بي ثباتي و ناامني، در جهان عرب هميشه گروه‌هايي كه سعي كرده‌اند تعادل را ميان دموكراسي و امنيت ايجاد كنند برگ برنده را داشته‌اند و در اين ميان نيروهاي نظامي چون آن تجربه تاريخي را كسب كرده‌اند نسبت به ساير احزاب سياسي كه تمرين نداشته‌اند دست برتر را دارند. اكنون در مصر و ليبي اين مدل كه بتواند تعادلي ميان امنيت و دموكراسي ايجاد كند فعلا دست برتر را دارد. اگر به عراق امروز نيز نگاهي بيندازيم اين مساله را مي‌بينيم؛

يعني اگر نخبگان سياسي بخواهند خيلي وارد بحث‌ها و رقابت شوند، گروهي مانند داعش قدرت مي‌گيرد. در سوريه هم بحث انتخابات اخير نشان داد كه مردم به دنبال ثبات سياسي هستند ولو اگر اين ثبات سياسي به ثبات رژيم منتهي شود و نه به ثبات ملي. بايد توجه داشت كه ثبات رژيم با ثبات ملي تفاوت دارد. در ثبات ملي، تمام گروه‌ها نقش داند اما در ثبات رژيم يك گروه خاصي از نخبگان سياسي مطرح است. مشاهد كرديم كه در خاورميانه با توجه به اين امني‌ها و بي‌ثباتي‌ها مردم ثبات رژيم را به ثبات ملي ترجيه دادند.

* آيا در جوامع خاورميانه اكنون بسترهاي لازم و سطح فرهنگ اجتماعي براي رفتن به سمت دموكراسي وجود دارد؟

‌** بعد از انقلاب‌هاي عربي بحثي كه مطرح شد، دموكراسي افقي بود يعني دموكراسي از پايين به بالا، اين بدان معناست كه يك نوع فرهنگ دموكراسي در خاورميانه ايجاد شود. اكنون مي‌توان گفت كه موج دموكراتيك در خاورميانه يك موج خوشبينانه‌اي بود ولي ساز و كارها و مكانيسم‌هاي ايجاد نهادهاي دموكراتيك هنوز نيازمند تمرين است به بيان ديگر موج و احساسات دموكراتيك هنوز وجود دارد اما سازوكارهاي رسيدن به اين آرمان خلاءهايي دارد. اين خلاءها نيز از آنجا ناشي مي‌شود كه هنوز مكانيسم‌هاي دموكراسي‌سازي در خاورميانه وجود ندارد همچنين دموكراسي‌سازي را پس از جريان السيسي به صورت عمودي و از بالا به پايين در خاورميانه پيگيري مي‌كنند كه غرب نيز از آن حمايت مي‌كند. حتي مي‌توان گفت دموكراسي‌سازي از پايين به بالا در اين منطقه شكست خورده و بيشتر به صورت يك آرمان و در قالب يك جنبش و موج مطرح بوده است وقتي اين مدل قرار باشد پياده شود مردم بايد به مدل تعديل يافته دموكراسي تن بدهند.

* مساله عدم توسعه اقتصادي در جوامع خاورميانه تا چه در عدم توسعه‌ سياسي و بحث دموكراسي‌سازي تاثير داشته است؟

‌** در حال حاضر بسياري از كشورهاي خاورميانه در بحث دولت‌هاي ورشكسته در صدر قرار دارند. اين در حالي است كه يكي از شاخص‌هاي مهم دولت‌هاي ورشكسته بحث اقتصاد است. بنابراين بخشي از بحث عدم توسعه و سامان سياسي در خاورميانه به عدم توسعه اقتصادي مربوط مي‌شود.

* مساله فرهنگ نيز مولفه مهمي جهت‌گذار به دموكراسي است. در كشورهايي مانند مصر، ليبي، يمن وارد اين مولفه چه جايگاهي دارد؟

‌** عدم توسعه فرهنگي در اين منطقه كاملا آشكار است در اين جوامع گفت‌وگو ميان احزاب و نخبگان سياسي تقريبا يك واژه غريب است همچنين تمرين دموكراسي مانند آنچه در غرب بوده در اين كشورها وجود ندارد. از ديگر سو در اين كشورها عوامل خارجي برخلاف بسياري از نقاط دنيا در آرايش قدرت بسيار تاثير‌گذار است وابستگي نخبگان با مراكز قدرت در كشورهاي ديگر را نمي‌توان ناديده گرفت. بنابراين يكي از علل ناكامي اين كه نخبگان و احزاب نمي‌توانند وارد ديالوگ و گفت‌وگو شوند همين است.

همچنين مسائلي مانند هويت‌هاي فروملي، بحث‌هاي قوميت، طايفه‌گرايي و نگاه‌ها و قرائت‌هاي مختلف نسبت به مذهب در كنار هم باعث شده كه اين منطقه شرايط خاصي داشته باشد. خيلي از فاكتورهاي اجتماعي و سياسي به علاوه فاكتورهاي منطقه‌اي و بين‌المللي باعث مي‌شود كه خاورميانه در بحث ايجاد تعادل ميان دموكراسي و امنيت يك حالت ويژه داشته باشد. اما اگر نگاهي به جنوب شرق آسيا داشته باشيم مي‌بينيم كه تعادلي ميان دموكراسي و امنيت حاكم است و مردم، احزاب و جريان‌هاي سياسي در اين منطقه راحت‌‌تر با هم گفت‌وگو مي‌كنند.

يك منظر روانشناسانه نيز براي تحليل اين عدم تعادل آزادي و امنيت در خاورميانه وجود دارد و آن اين است كه فانتزي‌هاي ذهني نخبگان در منطقه خاورميانه با فانتزي نخبگان در جنوب شرق آسيا يا اروپا متفاوت است چرا كه حافظه تاريخي متفاوتي را گذارنده است. در اين گونه جوامع براي آنكه نخبگان و احزاب به وحدت رويه برسند بايد مراحل و سير تاريخي گسترده‌اي را از سر بگذرانند.

* آيا هنجارهاي غربي و مدل دموكراسي غرب را مي‌توان در جوامع خاورميانه نيز پياده كرد؟

‌** توجه كنيد كه روندهاي دموكراسي الزاما به اين صورت نيست كه بخواهيم آن را از غرب ياد بگيريم ولي بايد به اين نكته توجه داشت كه غرب اين روند و پروسه را طي كرده است. در اين رابطه مشابهت‌ها و تفاوت‌هاي ديده مي‌شود و يك امر كاملا مجزا نيست. اما ماهيت دموكراسي در خاورميانه يك ترجمان دارد و در شرق آسيا يا اروپا يك ترجمان ديگر. البته روندها همه يكي بوده و آن پايان خشونت است به اين مفهوم كه تمام مردم در آينده سياسي‌شان سهيم باشند. در نتيجه تجارب پيمودن روند دموكراسي در همه جاي دنيا يكسان است اما تاكتيك‌ها و راهبردها متفاوت است. مثلا در غرب بحث دموكراسي خواهي و ليبراليزاسيون كاملا به موازات هم است اما در خاورميانه نه. شايد در اين رابطه بتوان بحث مذهب، ثبات سياسي و ثبات رژيم را وارد كرد كه بايد به همراه سير دموكراسي يك سير متوازن و متعادلي را طي كنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات