دکتر یدالله جوانی
بعد از آغاز تهاجم سنگین نظامی آلسعود به ملت یمن، رسانههای غربی، عبری و عربی به صورت هماهنگ و در راستای پروژه ایرانهراسی، به موضوع نگرانی اعراب از سیاستهای منطقهای ایران پرداخته و از جمهوری اسلامی به عنوان یک تهدید جدی و خطر اصلی برای اعراب یاد کردند. در چنین فضایی اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده امریکا با نمایندگان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در کمپ دیوید دیدار کرد و در این نشست برای پیشبرد سیاستهای امریکا در غرب آسیا با صراحت گفت: «اعراب از اقدامات ایران نگران هستند.» رئیسجمهور امریکا روز پنجشنبه 24اردیبهشت 1394 در اظهارات خود با اشاره به تحولات منطقه راهبردی غرب آسیا گفت: «کشورهای عربی از افزایش نفوذ ایران در منطقه نگران هستند.»
چندی قبل نیز روزنامه الحیات عربستان فاش ساخت که ایران نگرانی مشترک اعراب و اسرائیل را برانگیخته است. به گزارش الحیات بیشتر نمایندگان شرکتکننده در نشست نسبت به توانایی امریکا جهت تضمین برای حفاظت از متحدانش در قبال ایران ابراز تردید کرده و در پایان این نشست به این جمعبندی رسیدند که: «امریکا میبایست به تعهد خود مبنی بر جلوگیری از توسعه نفوذ ایران در منطقه متعهد باشد که این امر برای آنها نسبت به پرونده هستهای از اهمیت بالاتری برخوردار است و این همان مسئلهای است که اسرائیل را نگران کرده است.» این نوع نگرانی در اعراب از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی، از جنس همان نگرانیهای غربیها و صهیونیستها از سیاست خارجی ایران است.
این نگرانی مشترک سبب شکلگیری و ایجاد یک جبهه سهضلعی با مشارکت غرب با محوریت امریکا، صهیونیستها با محوریت رژیم اسرائیل غاصب و برخی از کشورهای عربی با محوریت عربستان علیه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران شده است. سیاستها و اقدامات مشترک این جبهه در بیثباتسازی عراق، سوریه و لبنان از طریق شکلدهی و تقویت گروهکهای تروریستی تکفیری و بعثی با هدف مقابله با نفوذ ایران کاملاً مشهود است. در خلال جنگهای 33 روزه، 22 روزه، هشت روزه و 51 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان و ملت مظلوم غزه، صهیونیستها یکی از دلایل آغاز تجاوزشان را مقابله با نفوذ منطقهای ایران اعلام میکردند. جالب است که عربستان سعودی نیز پس از حمله به یمن، یکی از دلایل این تجاوز را مقابله با مداخلههای ایران در امور یمن اعلام کرد.
اکنون این سؤال مطرح است که کدام گروه از اعراب از جمهوری اسلامی و سیاستهای منطقهای ایران نگران هستند؟ ملتها یا دولتها؟ از میان دولتهای عربی کدام دولتها چنین نگرانی را به صورت جدی داشته و ضمن اعلام این نگرانی، در پی مقابله با نفوذ ایران هستند. بررسیها نشان میدهد که ملتهای عرب در تمامی کشورهای عربی و اسلامی نه تنها هیچ نگرانی جدی از جمهوری اسلامی ندارند، بلکه آنها از سیاستهای جمهوری اسلامی در جهان اسلام و منطقه مبنی بر وحدت امت اسلامی، بازیابی هویت اسلامی مسلمانان، آزادسازی قدس شریف و نابودی اسرائیل، ایستادگی در برابر سلطه غرب بر بلاد اسلامی، قدرتیابی مسلمانان و پیریزی تمدن نوین اسلامی حمایت میکنند.
بسیاری از آثار چهرههای برجسته مذهبی و سیاسی مستقل در کشورهای عربی و اسلامی، گویای این واقعیت در میان ملتهای عرب مسلمان است. پدیده بیداری اسلامی در بسیاری از کشورهای عربی،دلیل قاطع و محکمی برای چنین ادعایی است. بنابراین با قاطعیت میتوان گفت نگرانی اعراب از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی به گروه حاکمان و دولتها در برخی از این کشورها خلاصه میشود.
دولتهایی از سیاستهای جمهوری اسلامی به شدت نگران هستند که ماهیت حکومتشان خاندانی و دودمانی است. این دولتها دارای سه ویژگی مشترک مستبد بودن، فاسد بودن و وابسته به بیگانه بودن هستند. بررسیهای دقیق و علمی نشان میدهد که عمده دولتهای دودمانی نظیر عربستان، قطر، بحرین، اردن، کویت و امارات که بر آن «آلها» حکومت میکنند، از هر سه ویژگی فساد، دیکتاتوری و وابستگی به اجانب برخوردار هستند و به همین دلیل این حکومتهای خاندانی، در میان ملتهای خود از پایگاه مردمی قابل قبولی برخوردار نیستند و فاقد مشروعیت میباشند. دشمنی این حکومتهای خاندانی با انقلاب اسلامی و سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی، به خاطر ماهیت بیدارگرانه شعارهای انقلاب اسلامی است.
جمهوری اسلامی طی سالیان گذشته به کانون الهامبخش برای ملتهای مسلمان و عرب در منطقه تبدیل شده و در پرتو همین الهامبخشی پدیده بیداری اسلامی شکل گرفته است. در چنین فضا و شرایطی، حکومتهای فاسد، دیکتاتور و وابسته به بیگانه، به شدت نگران بیدار شدن ملتهای خود هستند. آنها چون حفظ و بقای منافع و حکومت خود را بر پایه جهل و خواب بودن ملتهایشان بنا نهادهاند، با هر نوع عامل بیدارکننده ملتهای خود مخالفت کرده و سر ستیز دارند. دشمنی آلسعود با جمهوری اسلامی ریشه در همین نکته دارد، اما غافل از اینکه ملتهای مسلمان و عرب خصوصاً در شبهجزیره عربستان بیدار شدهاند و روند رو به جلوی این بیداری بازگشتناپذیر است. ملتهای دو کشور بحرین و یمن، پیشگامان بیداری در شبهجزیره بوده و از هماکنون آثار این بیداری در میان جوانان عربستان سعودی مشاهده میشود.
آن اعتراضات فراگیر در بحرین علیه آلخلیفه و آن جنبش گسترده و مردمی در یمن علیه دولت فاسد و وابسته منصور هادی، به زودی نشانههایش در عربستان از سوی مردم این کشور اعم از سنی و شیعه علیه آلسعود آشکار خواهد شد. آلسعود به اشتباه تصور میکند با اعزام یگانهای نظامی و سرکوب مردم، میتواند آلخلیفه را در بحرین حفظ نموده و با بمبارانهای گسترده در یمن میتواند منصور هادی را به قدرت برگرداند. آیا آلسعود در آینده نه چندان دور بر اساس همین منطق و تصور میخواهد با بمباران مناطق مسکونی و قبایل در سرزمین عربستان، حکومت خود را حفظ و اعتراضات مردمش را سرکوب کند؟ آری عامل اصلی نگرانی این حکومتهای دودمانی، در بیدار شدن ملتهایشان به برکت انقلاب اسلامی و سیاستهای الهامبخش جمهوری اسلامی ایران است.
جمهوری اسلامی به لحاظ نظامی، هرگز تهدیدی برای هیچیک از این حکومتها نخواهد بود و اساساً دکترین امنیت ملی ایران، یک دکترین دفاعی مبتنی بر اصل بازدارندگی نظامی استوار است.
جمهوری اسلامی هرگز قصد تعرض به هیچ کشوری را نداشته و ندارد، لکن در دفاع از سرزمین، حاکمیت و استقلال ایران، جدی و قاطع است. بنابراین اعراب نگران از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ایران باید در خود اندیشه کنند و تا با خشم ملتهای خود مواجه نشدهاند، چارهاندیشی کنند. نکته قابل توجه اینکه، امریکاییها هم متوجه این معنا شدهاند که تهدید اصلی برای کشورهایی چون عربستان از کدام ناحیه است. آقای اوباما که در کمپ دیوید به نگرانی اعراب از ایران اشاره میکند، چندی قبل در مصاحبه با «توماس فریدمن» خبرنگار و تحلیلگر نیویورکتایمز در مورد حمایت امریکا از کشورهای عربی و از جمله عربستان سعودی در برابر ایران گفت: «این کشورها با وجود تهدیدات خارجی، با تهدیدات داخلی نیز مواجه هستند.»
رئیسجمهور امریکا تهدیدات داخلی در کشورهای عربی را اینگونه برشمرد: «جمعیتی که در برخی موارد به حاشیه رانده شدهاند، جوانانی که با بیکاری مواجه هستند، ایدئولوژیهای مخرب و پوچگرایانه و گاهی این تصور که هیچ مجرای سیاسیای برای ابراز نارضایتی وجود ندارد.» آقای اوباما در ادامه مصاحبه با صراحت اینچنین میگوید: «... فکر میکنم بزرگترین تهدیدی که آنها با آن مواجه هستند، از جانب تجاوز ایران نیست، بلکه ناشی از نارضایتی داخلی داخل کشورهایشان است... گفتن این حرفها دشوار است، اما چیزی است که باید مطرح شود.»
جالب است، آقای اوباما هم میداند که ایران تهدید نظامی برای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نیست، لکن این دولتهای دودمانی عرب در این منطقه با تصور اینکه با تکیه بر قدرت نظامی میتوانند در عصر بیداری ملتها به حکومتشان ادامه دهند، به دنبال سپر دفاع موشکی و گنبد آهنین مانند رژیم صهیونیستی هستند و تقویت بنیه نظامی خود را بر اساس تهدید نظامی ایران دنبال میکنند! این سیاست غلط در حالی دنبال میشود که تهدید این حکومتهای خاندانی، بیداری ملتهای آنان بوده و از منظر ملتهای بیدار شده، دوران حکومتهای دودمانی، فاسد و وابسته تمام شده است.