اوباما: توافق هستهای، میانهروها را در ایران تقویت میکند!
اوباما رئیسجمهور امریکا چند روز پس از توافق لوزان در مصاحبه با رادیو ملی کشورش تأکید میکند: «من سعی ندارم از (پاسخ به) سؤال شما اجتناب کنم. فکر میکنم در داخل ایران رویکردهای متفاوتی وجود دارد. من فکر میکنم تندروهایی داخل ایران هستند که فکر میکنند کار درست برای انجام دادن مخالفت با ما، جستوجو و تلاش برای نابودی اسرائیل و ایجاد خرابی در مکانهایی چون سوریه یا یمن و لبنان است.» رئیس دولت امریکا در ادامه بهصورت ضمنی از جماعت مدعی اصلاحطلبی در داخل نام برده و از لزوم جلب نظر آنها توسط کشورش سخن به میان میآورد: «همچنین فکر میکنم دیگرانی در داخل ایران هستند که فکر میکنند این کار غیرسازنده است و ممکن است اگر ما این توافق هستهای را امضا کنیم، ما دست (توان) آنهایی که نیروهای میانهروتر داخل ایران هستند را تقویت کنیم. اما موضوع کلیدی که میخواهم مطرح کنم آن است که توافق (هستهای) این موضوعات را در نظر نمیگیرد. حتی اگر این تغییرات رخ ندهد، باز هم بسیار بهتر است که ما توافق را داشته باشیم.»
در حالی اوباما باردیگر صحبت از روی کارآمدن جریان معتدل (بخوانیم تجدیدنظرطلبان) میکند که وی چند روز قبل از این مصاحبه در گفتوگو با «انپیآر» اعتراف میکند مذاکرات هستهای با ایران به دلیل ناتوانی امریکا از تغییر نظام ایران بوده است.
گزارش شورای امور بینالملل روسیه از راهبرد آمریکا
پس از سخنان اوباما «شورای امور بینالملل روسیه» هم در گزارشی جالب تأکید میکند: «توافق هستهای، راهبرد امریکا را تغییر نمیدهد زیرا هدف واشنگتن تغییر نظام ایران که خارج از کنترل کاخ سفید است و یک مسیر سیاسی مستقل را در منطقه دنبال میکند، میباشد».
این مهمترین عبارت گزارش است که در آن به تحلیل تفاهم هستهای ایران و 1+5 (امریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین بهعلاوه آلمان) پرداخته است.
البته در بخشی از این گزارش «توافق هستهای» کنونی که ادامه طبیعی توافق اولیه 2013 ژنو است، ایران را وادار میکند تا «بخشی از استقلال ملی» خود را واگذار کند.
تأکید رسانههای غربی بر تقویت تجدیدنظرطلبان
جکسون دیل چهره سرشناس امریکایی هم در مقالهای روز 24 فروردین 1394 در روزنامه واشنگتنپست به صراحت از لزوم تقویت بیشتر جریان تجدیدنظرطلب برای برآورده شدن خواستههای نظام سلطه یاد میکند.
در بخشی از این مقاله اینگونه از راهبرد آینده امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران یاد میشود: ایران باز هم به دنبال سلطه بر خاورمیانه و از بین بردن اسرائیل خواهد بود اما با منابعی بسیار بیشتر و قابلیت ساخت سلاحهای هستهای در هر زمانی که بخواهد. رئیسجمهور آینده و مقامات دولت امریکا مجبور خواهند بود به همین راهبرد - تحریم، خرابکاری و تهدید نظامی - روی آورند که در حال حاضر اوباما پیشنهاد میکند کنار گذاشته شوند. در عین حال، احتمال جلوگیری از هستهای شدن ایران نسبت به اکنون بهطور قابل توجهی بدتر خواهد بود.
اما مهمترین بخش مقاله دیل آنجایی است که وی تأکید میکند عناصر تجدیدنظرطلب در ایران سهم مهمی را از پیشبرد اهداف ایالات متحده در اختیار دارند و میتوانند به محقق شدن راهبرد این کشور در مقابل کشورمان کمک شایانی کنند، بنابراین مهمترین مسئله در مورد توافق این نیست که تحریمها با چه سرعتی لغو میشود یا آیا بازرسیها به اندازه کافی سختگیرانه است، مسئله، آن نیروهایی در ایران هستند که همانطور که اوباما به نیویورک تایمز گفت، معتقدند ما نیازی نداریم خود را کاملاً از زاویه ماشین جنگی خود ببینیم و باید قویتر شویم.
شبیه اینگونه اهداف بارها از سوی دولتمردان و رسانههای نظام سلطه مورد تأکید قرار گرفته و عنوان شده که ایالات متحده امریکا راهبردش تغییر حاکمیت در ایران بوده و برای رسیدن به این از ابزارهای مختلف استفاده میکند.
به عنوان نمونه فریدمن نویسنده معروف روزنامه نیویورک تایمز در آستانه مذاکرات لوزان در تحلیلی با تأکید بر آنکه «توافق نهایی زمینه تغییر رژیم را در ایران فراهم میکند» بیان میکند: «تنها روش تأمین امنیت درازمدت برای اسرائیل و همسایگانش و حتی برای بسیاری از مردم ایران تغییر رژیم ایران است که باید از داخل اتفاق بیفتد... به نظر من با توافقی که اوباما با ایران بر سر مسئله هستهای انجام میدهد امکان این تغییر در داخل ایران فراهم میشود. البته من نمیخواهم در این خصوص پیشگویی انجام دهم اما دستکم این امکان وجود دارد که با این توافق مشارکت ایران در مسائل جهانی بیشتر شود و در نتیجه آن تغییراتی در داخل ایران رخ دهد.»
«دیوید ایگناتیوس» یکی از ستوننویسان روزنامه امریکایی «واشنگتن پست» هم چندی پیش در تحلیل موضعگیریهای دولت و رئیسجمهور امریکا در قبال ایران مینویسد که رژیم جمهوری اسلامی را با تحریم میتوان به زانو درآورد نه با بمب.
وی میگوید: «باراک اوباما در راستای تلاش شدید برای منصرف کردن اسرائیل از حمله نظامی به ایران خود را به یک کارزار اعمال فشار گسترده بر ایران متعهد کرده است که اگر با جدیت دنبال شود در نهایت به تغییر رژیم ایران منجر خواهد شد.»
«دیوید ایگناتیوس» در ادامه تحلیل خود مینویسد: باراک اوباما وعده داد که فشارها در تمام زمینهها بر حکومت ایران را افزایش دهد و این نقطه ضعف اصلی رژیم جمهوری اسلامی را هدف خواهد گرفت.
وی مینویسد: «سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در حال حاضر هدف مستقیم دولت امریکا نیست ولی اگر این فشارها افزایش یابند، تحریمها گسترش یافته و تشدید شوند و اقدامات دیگر برای تضعیف حکومت به اجرا گذاشته شوند رژیم ایران در تنگنای شدیدی قرار خواهد گرفت و ممکن است دست به اقدامات عجولانهای بزند که پیامدهای ویرانگری برای حکومت خواهد داشت.»
دیوید فروم، یکی از نظریهپردازان نزدیک به کاخسفید طی مقالهای در سایت CNN هم مینویسد: «اگر پرونده هستهای ایران به نقطه پایان برسد، غرب برای حفظ پرستیژ بینالمللی خود چارهای جز لغو برخی از تحریمها ندارد و حال آنکه تحریمها با دو هدف پلکانی تعریف شدهاند؛ اول تغییر رفتار سیاسی ایران و دوم تغییر ساختار نظام.»
مایکل لدین: باید در ایران ناآرامی به راه بیندازیم
هر چند که تأکید مقامات و رسانههای غربی مبنی بر تقویت تجدیدنظرطلبان و ایجاد براندازی در کشور به همین موارد خلاصه نمیشود اما در یکی از آخرین نمونهها میتوان به اظهارات مایکل لدین چهره سرشناس محافظهکاران امریکایی و از حامیان انقلابهای رنگی اشاره کرد. وی روز دوشنبه با انتشار یادداشتی در نشریه «ویکلی استاندارد»، نوشت واشنگتن باید به دنبال ایجاد ناآرامی در ایران باشد.
این چهره مشهور امریکایی که پیش از این هم بارها از توسل به اقدام نظامی یا ایجاد انقلاب رنگی در ایران حمایت کرده، با اشاره به نفوذ روزافزون ایران در منطقه، نوشته است: «اگر میخواهید رژیم ایران کمتر به دنبال جنگ باشد، اسلحه را به سمت شقیقهاش هدف بگیرید. بهتر است که بقای رژیم را در معرض تهدید قرار دهید. نیازی به ناو هواپیمابر، هواپیما یا حتی نیروی ویژه وجود ندارد، تنها چیزی که لازم دارید اراده حمایت از ایران آزاد است.»
عضو بنیاد دفاع از دموکراسی امریکا که دستکم از سال ۲۰۰۲ به بعد نظام ایران را در آستانه سقوط دانسته و مدعی شده که ایرانیها آماده «انقلاب» هستند، بار دیگر نوشته است که زمینههای بروز ناآرامی وجود دارد. وی ادعا کرده است که ایران اکنون در مرحلهای است که به آن «وضعیت پیش از انقلاب» گفته میشود.
وی با بیان اینکه ساختار اطلاعاتی امریکا در گزارشهای خود چنین تصویری از ایران ارائه نکرده و واشنگتن نیز گوش شنوایی برای این مسئله ندارد، نوشته است: «به هر حال، حمایت غرب از تغییر رژیم، که از مدتها قبل معقولترین و ستودهترین سیاست در قبال ایران به شمار میرود، بار دیگر به هرکس که میخواهد گامی بلند در مسیر یک سیاست معقول بردارد، چشمک میزند.» لدین در پایان مدعی شده است که «میلیونها ایرانی»، اکنون «در انتظار اندکی حمایت از جانب ما و بقیه جهان آزاد هستند. مایه خرسندی خواهد بود که برخی از نامزدهای ریاستجمهوری در این مورد حرف بزنند.»
انتخاباتی که حیات سیاسی تجدیدنظرطلبان را تضمین میکند
همانطور که اشاره شد غربیها به موضوع هستهای کشورمان تنها به عنوان هدفی میان مدت نگاه کرده و هدف نهایی آنها تغییرحاکمیت در ایران آنهم به وسیله جماعت تجدیدنظرطلب است به همین دلیل باید گفت انتخابات اسفندماه سال جاری برای جماعت تجدیدنظرطلب و نظام سلطه اهمیت بیش از حد تصور دارد، چراکه جریان همسو با غرب بعد از یک دهه دوری از قدرت تمایل دارد بار دیگر اهداف بر زمین مانده پدرخواندههای خود را پیگیری کرده و از سوی دیگر نظام سلطهخواهان روی کارآمدن جریانی است که میتواند آرزوهای کاخسفید در قبال جمهوری اسلامی ایران را به واقعیت تبدیل کند.