تاریخ انتشار : ۰۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۷۵۶۸۸
ابراهیم امینی در گفت‌وگو با آرمان:

اصلاح‌طلبان؛ سهم‌خواهی ممنوع!

اکرم سادات حسینی – مقدمه: مدتی است تنور انتخاباتی داغ شده و شنیده‌های رسمی و غیررسمی بیانگر برنامه‌ریزی فعالان سیاسی برای انتخابات مجلس است؛ حال باید دید که از میان این شور و حرارت انتخاباتی کدام افراد و گروه‌ها پیروز صحنه نهایی می‌شوند، چه الزاماتی باید در انتخابات و سلامت آن رعایت شود و اصولا اما و اگرها در شرایط پیش‌رو درباره لیست‌های واحد و ائتلاف‌های احتمالی بسیار است، به این دلیل ما نیز بحث‌هایی پیرامون وضعیت و پیش‌بینی انتخابات پیگیری می‌کنیم. آنچه در این مجال پیش‌روست گفت‌وگو با ابراهیم امینی، فعال سیاسی است که مسائل کلیدی انتخابات را با وی بوته به نقد گذاشته‌ایم.

‌*‌ تبلیغات انتخاباتی مجلس دهم هم اینک در میان فعالان سیاسی و مسئولان اجرایی کشور نمود یافته، با وجود آنکه فعالیت‌های رسمی طبق قانون زمانی نزدیک به زمستان و از بهمن‌ماه است اما اظهارنظر فعالان سیاسی گویای موضوع دیگری است؛ به نظر شما هم‌اکنون چه فضایی برای مجلس دهم قابل ترسیم است؟

**‌ آنچه قانونگذار پیش‌بینی کرده تبلیغات رسمی برای انتخابات است و این بدان معنا نیست که افراد یا گروه‌های سیاسی در زمانی زودتر، خود و برنامه‌های خود را به جامعه معرفی و ارائه نکنند و جامعه را با مواضع خود آشنا نسازند؛ چرا که اگر فعالیت‌های انتخاباتی محدود به زمان پنج روزه تبلیغات رسمی باشد شهروندان به اشتباه افتاده و نمی‌توانند آنگونه که لازم و شایسته است کاندیداها را بشناسند، از توان و برنامه‌های آنها آگاه شوند و انتخاب اصلحی داشته باشند و لذا این در تمام کشورهای دنیا رایج است، به عنوان مثال تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا یکی از این موارد است که در شکل رسمی آن مدت زمان مشخص و محدودی دارد اما از چند سال قبل حتی اعضای حزب برای انتخاب کاندیدای حزب اقدام می‌کنند و کاندیداهای مطرح هم به روش‌های مختلف ارتباط خود را با جامعه برقرار می‌کنند تا شهروندان شناخت کافی نسبت به آنها، توان، برنامه‌ها و مواضع آنها به دست آورند.

*‌ از آنجایی که در کشور ما گروه‌ها و تشکل‌های مختلف عمدتا تحت عنوان دو جناح اصلی اصلاح‌طلب و اصولگرا فعالیت می‌کنند یا گرایش خود را به یکی از این دو جناح سیاسی تحت عناوین مختلف یا با پیوستن به لیست‌های نهایی و ائتلاف با یکی از این دو گروه ابراز می‌دارند، برنامه‌ریزی‌های انتخاباتی فعلی نمایی را از چیدمان مجلس دهم نشان می‌دهد؟

**‌ نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی از لیست‌های انتخاباتی داشت چون فضا هنوز کاملا مشخص و روشن نشده است؛ زیرا از یک طرف موضع جریان اصولگرا روشن نیست که با توجه به اختلافاتی که با جبهه پایداری دارد یا اختلافاتی که با تیم آقای احمدی‌نژاد دارند، آیا در نهایت با هم به لیست واحد می‌رسند؟ یا جریان منتسب به آقای لاریجانی که می‌خواهند در قالب حزب فعالیت کنند آیا با اصولگراها به لیست واحدی خواهند رسید یا خیر؟ یا حامیان دولت، ائتلاف خود با اصلاح‌طلبان را حفظ خواهند کرد یا با جریان لاریجانی به لیست واحد خواهند رسید؟ یا اینکه دو قسمت شده، بخشی با محوریت نوبخت با لاریجانی ائتلاف خواهند کرد و بخشی که رگه اصلاح‌طلبی دارند با اصلاح‌طلبان به لیست واحد خواهند رسید؟

اینها همه ابهامات موجود در فضای کنونی است. آنچه در جریان اصلاح‌طلب پیش می‌رود و انتظار منطقی جامعه هم این است که تشکل‌های سیاسی اصلاح‌طلب از سهم‌خواهی پرهیز کنند و تلاش کنند که به لیست واحدی برسند و چهره‌های شاخصی که تایید صلاحیت می‌شوند صرف‌نظر از آنکه انتساب آنها به کدام حزب و گروه سیاسی است در لیست قرار بگیرند و مورد حمایت همگان واقع شوند تا آرای آنها متشتت و پراکنده نشود و با توجه به مقبولیتی که در افکار عمومی جامعه دارند به توفیقی برسند و مانند ماجرای شورای شهر دوم نشود چرا که در آن زمان اصلاح‌طلبان که از دستیابی به پاستور، شورای شهر اول و مجلس ششم شادمان بودند، نتوانستند برای شورای شهر دوم به لیست واحدی برسند و ارائه لیست از سوی تشکل‌های‌ مختلف زمینه‌ای فراهم شد که با آرای بسیار پایینی لیست آبادگران کرسی‌های شورای شهر دوم را صاحب شوند و با توجه به اینکه آقای احمدی‌نژاد مسئول ستاد انتخاباتی آنها در تهران بود با این توجیه که او موجب پیروزی آنها شده است خود را کاندیدای شهرداری تهران کرد و آنها که خود را وامدار او می‌دیدند پذیرفته و اینگونه شهرداری تهران سکوی پرتابی برای احمدی‌نژاد شد تا رئیس‌جمهور شود و هزینه‌های بسیاری به جامعه و ملت تحمیل شود.

*‌ راهکار پیشنهادی شما برای اصلاح‌طلبان چیست؟ آنها چه اقدامی انجام دهند تا تجربه شکست‌های گذشته تکرار نشود؟ دولت هم می‌تواند در این زمینه اقدامی انجام دهد؟

**‌ اگر همه تشکل‌های اصلاح‌طلب به ائتلاف کامل با هم برسند و از سهم‌خواهی پرهیز کنند و بپذیرند که چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب که تایید می‌شوند در یک لیست واحد به محوریت بزرگان این جریان و بزرگان میانه‌رو مورد حمایت قرار گیرند. همچنین تا دیر نشده فضای وزارت کشور و استانداری‌ها ترمیم شود و همسو با دیدگاه‌های رئیس‌جمهور شوند و از فاصله گرفتن با اصلاح‌طلبان که سبد رای روحانی در انتخابات رئیس‌جمهوری بوده به‌شدت پرهیز شود، پیروزی و به دست آوردن اکثریت کرسی‌های مجلس دور از دسترس نخواهد بود.

*‌ در چنین فضایی و وجود احتمالات مختلف، اگر هر دو جناح به لیست واحد هم برسند آن زمان چه اتفاقی خواهد افتاد؟ کدام جناح شانس بیشتری برای اکثریت مجلس دهم پیش رو دارند؟ به عبارتی کدام لیست واحد از کدام گروه شاخص سیاسی احتمال پیروزی دارد؟

**‌ در افکار عمومی جامعه بسیار روشن است که اصلاح‌طلبان از شانس بالایی برخوردار هستند البته به دلیل محلی بودن رقابت‌ها ممکن است در شهرستان‌ها ملاک برای خیلی از شهروندان صرفا تعلق سیاسی فرد به جریانات حزبی نباشد اما در کلان‌شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، مشهد و تبریز قطعاً جریان اصلاح‌طلب برنده میدان رقابت انتخابات خواهد بود. نیروی‌های تندروی راست که هم‌اکنون در مجلس حضور دارند بی‌تردید اقبالی از سوی افکار عمومی جامعه ندارند و نخواهند داشت و احساس می‌کنم اگر هر دو جریان به لیست‌های واحدی برسند، موفقیت از آن اصلاح‌طلبان خواهند بود.

*‌ شما هم کاندید می‌شوید و در چه صورتی با وجود کدام جو غالب حاضر به حضور در عرصه رقابت انتخابات مجلس دهم می‌شوید؟

**‌ من هنوز تصمیمی نگرفته‌ام و بستگی به فضای سیاسی آینده کشور دارد ببینیم که فضای آینده چگونه خواهد بود و دوستان چه تشخیصی بدهند و اگر شرایطی پیش‌ آید که حضورم به مصلحت باشد، در کنار دوستان خواهم بود. در هر حال انتظار می‌رود که برای کاندیدا شدن فضای انتخابات یک فضای معقول باشد و جو حاکم، سالم و حاشیه‌سازی‌های آن اندک باشد.

*‌ دیدگاه خود را نسبت به تاثیر برخی تخلفات انتخاباتی بیان کنید.

**‌ نباید چشم را به روی واقعیت بست و از واقعیت فرار کرد، باید با پدیده‌ای که با آن مخالف هستیم به شکل منطقی برخورد کنیم، نه می‌شود صورت مساله را پاک کرد و نه می‌شود واقعیت را منکر شد، واقعیت این است که انتخابات و تبلیغات هزینه گزافی دارد و هیچ‌کس به صرف نام‌نویسی اگر توانمندترین فرد هم باشد امکان موفقیت در انتخابات را پیدا نخواهد کرد، تبلیغات هزینه‌بر است به‌خصوص با توجه به فضای فعلی دنیا و ابزارهای تبلیغاتی جدید نیاز به هزینه زیادی است که در دنیا برای این مهم راهکار ارائه داده‌اند، در کشورهای پیشرفته، یکی از بخش‌هایی که دولت به این نتیجه رسیده که باید هزینه کند و سوبسید بپردازد همین فضای سیاسی است و می‌گویند دولت باید بخشی از هزینه‌های انتخابات را پرداخت کند و این به اصطلاح سوبسیدی که دولت برای فعالیت‌های حزبی و انتخاباتی پرداخت می‌کند را مهم‌ترین راه برای جلوگیری از بروز فساد سیاسی می‌دانند و قائل به این موضوع هستند که انتخابات هزینه دارد. از طرفی کمک‌های اشخاص را قانونمند می‌کنند که کمک‌های اشخاص حقیقی و حقوقی از سقفی بیشتر نباشد و به طور شفاف و رسمی پرداخت شود و ذیحسابی برای کاندیداها تعیین می‌کنند که بر دریافت کمک‌ها و شیوه هزینه آن نظارت داشته باشد و در نهایت هزینه‌های انتخاباتی کاندیداها و احزاب هم به صورت دقیق و مکتوب به نهادهای نظارتی مالی ارائه و منتشر می‌شود. این راهی است که دنیا برای خود انتخاب کرده است که با توجه به اینکه کاندیدا شدن یکی از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی است افرادی به‌دلیل پایین بودن توان اقتصادی از این حق محروم نشوند و جامعه هم از توان این افراد در اداره کشور محروم نشود و هم از فساد سیاسی دولتمردان جلوگیری شود.

*‌ حال با توجه به اینکه اشاره کردید انتخابات هزینه دارد و احزاب هم راه درآمدی ندارند، راه چاره چیست؟

**‌ با شعار نمی‌شود این مسائل را حل کرد چرا که این شرایط خود تالی فاسد دارد و تا راه‌حل منطقی برای تامین هزینه‌های انتخاباتی احزاب و کاندیداها پیش‌بینی نشود با طرح مسائل چالش‌زا نمی‌توان راه به جای روشنی برد. در هر حال وزیر کشور متولی فعالیت احزاب است و اگر به دنبال سلامت مالی انتخابات است باید راهکار ارائه دهد و از طریق تدوین لایحه و ارسال آن به مجلس از سوی دولت هزینه‌های انتخابات تامین شود. مادامی که برای این مهم تدبیری اندیشیده نشود ممکن است زمینه برای برخی افراد صالح که تمکن مالی ندارند برای حضور در عرصه رقابت انتخاباتی فراهم نشود هر چند که صلاحیت‌های لازم را برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری را داشته باشند و در این شرایط یکی از طبیعی‌ترین حقوق شهروندی که حق انتخاب شدن است به دلیل این مشکل ممکن است از اشخاص لایق سلب می‌شود.

*‌ به تنظیم لایحه‌ای برای تامین هزینه‌های انتخاباتی اشاره کردید. چطور قائل به قانونگذاری جدید و تنقیح قوانین مربوطه هستید در حالی که در سال‌های اخیر شاهد اصلاح قانون انتخابات بودیم، با توجه به مقبولیتی که اصلاح‌طلبان در افکار عمومی جامعه دارند آیا این تغییرات مکرر و اصلاحات قانونی و متمم‌های احتمالی راهکار مناسبی است و اصولاً چرا پس از وضع و اصلاح قوانین همچنان برخی مشکلات جامعه به جای خود باقی است؟ و قوانین جدید بعضاً ممکن است بستر مشکلاتی شوند؟

**‌ علت این است که برخی قوانین را که ممکن است برخی نمایندگان برای تثبیت موقعیت خود تدوین ‌کنند نه کارشناسی شده و برای حل مشکلات جامعه، به عنوان مثال معدود نمایندگانی، طرحی ارائه می‌دهند و در شرایطی که در مجلس حضور دارند با این تصور که به‌دلیل حضور در مجلس در استان شناخته شده هستند طرح استانی‌شدن انتخابات را مطرح می‌کنند تا کاندیداهای مطرح شهرستان‌ها که در استان شناختی از آنها وجود ندارد را از دور رقابت‌ها حذف کنند و کار خود را تسهیل سازند یا طرحی که با یک فوریت برای استمرار صلاحیت خود تصویب کردند و از سوی شورای نگهبان رد شد و در برخی از کشورها اینگونه است که اگر قوانینی درباره انتخابات وضع شود که از نظر زمانی شش ماه و حتی یکسال به انتخابات جدید فاصله داشته باشد درباره انتخابات آینده اجرا نمی‌شود با این توجیه که برخی نمایندگان با درک شرایط و فضای سیاسی برای انتخابات پیش رو به نفع خود آن قانون را تصویب کرده‌اند و می‌تواند ابزار تثبیت موقعیت آن نمایندگان باشد.

بازی با الفاظ چاره‌ساز نیست ضمن اینکه کاندیدا شدن یک حق شهروندی است نه امتیازی است که اعطا می‌شود. حق انتخاب شدن از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی است. وقتی به تصریح قانون اساسی پذیرفتیم که اداره کشور و حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی و سیاسی حق شهروندان است و این مهم را خداوند به بندگانش اعطاء کرده است دیگر این یک امتیاز نیست که در اختیار گروه یا اشخاصی باشد که بخواهند از سر لطف آن را اعطاء کنند یا مانع آن شوند و ما این مهم را پذیرفتیم که اداره کشور حق همه افراد است و حکومت مشروعیت خود را از رأی مردم اخذ می‌کند و باید سازوکار مناسب را فراهم کنیم تا اجرا شود.

با تعبیری که مقام معظم رهبری فرمودند «رأی، حق‌الناس است» و این یک تعبیر بسیار والایی است و صرفاً به شمارش آراء محدود نمی‌شود چرا که وقتی رأی به یک کاندیدا می‌دهیم در حقیقت رأی به برنامه‌های او داده‌ایم و اگر فردی بخواهد مانع اجرای برنامه‌های آن کاندیدا پس از انتخاب شدن شود عملاً حق الناس بودن رأی مردم را که به آن برنامه‌ها رأی داده‌اند مخدوش کرده است.

*‌ فکر می‌کنید الگوبرداری و انجام کار تنقیح قوانین با بهره‌گیری از نظام‌های انتخاباتی جهان شیوه مناسبی خواهد بود یا خیر؟ از منظر ساختار سیاسی کشور ما پذیرای چنین الگوبرداری در نظام انتخاباتی از کشورهایی چون فرانسه و آلمان و آمریکاست؟

**‌ بله. کشور ما در جمهوریت تفاوتی با آنها ندارد و شکل حکومت ما جمهوری است و اسلامیت مرتبط با محتواست و می‌گوئیم قوانین باید اسلامی باشد و از نظر قالب و شیوه برگزاری انتخابات که خدشه‌ای به رأی مردم واقع نشود و در پذیرفته‌شدن حق انتخاب شدن و انتخاب کردن تفاوتی با دیگر کشورها نداریم همچنان که در اصول مختلف قانون اساسی به آن تصریح شده است که برای حسن‌ختام به چند تا از اصول قانون اساسی که با بحث ما مرتبط است اشاره می‌کنم. اصل ششم - در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس، اعضای شوراها و نظایر این‌ها، یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد.

اصل نهم - در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک‌ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‌ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند. اصل پنجاه‌وششم- حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات