* برخی از رسانههای داخلی با توجه به اظهارات علیاکبر صالحی عنوان کردهاند آمریکا در برخی مفاد تفاهمنامه لوزان «دبه» کرده است. آیا شرایط مذاکرات و تفاهم ایران و 1+5 اجازه دبه کردن را به آمریکاییها میدهد؟
** با توجه به شرایط موجود امکان دبه کردن آمریکاییها به دلایل مختلف وجود دارد؛ دلیل اول این مساله به سابقه تاریخی رابطه ایران و آمریکا بازمیگردد که آمریکاییها هیچگاه عملکرد شفاف و قابل قبولی از خود نشان ندادهاند. دلیل دوم به کلی بودن مفاد تفاهمنامه لوزان باز می شود که امکان تفسیرهای متفاوتی از آن وجود دارد. به همین دلیل هم ما شاهد تحلیلهای متفاوت و از زوایای مختلف به این تفاهم بودیم. دلیل سوم هم به تجربه نزدیک ما و توافقنامه ژنو3 باز میشود که عملکرد قابل قبولی را از آمریکاییها پس از این تفاهم مشاهده نکردیم. درباره اظهارات آقای صالحی هم باید عنوان کنم ایشان یکی از افرادی بودند که حتی بیشتر از آقای ظریف دغدغه اقناع نمایندگان مجلس و بهخصوص منتقدان تفاهم لوزان را داشتند. هنگامی که ایشان عنوان میکند آمریکاییها درحال «دبه کردن» هستند به نظر من باید سخن ایشان را جدی گرفت.
* پس از تفاهم لوزان به شکلهای مختلف مسائل امنیتی در فضای سیاسی کشور مطرح شد و برخی نسبت به سوءاستفاده آمریکاییها از توافق هستهای برای سنجش توان امنیتی ایران اظهار نگرانی کردند. مسائل امنیتی به چه میزان بر توافق هستهای بین ایران و 1+5 اثرگذار است؟
** توافق بین ایران و کشورهای1+5 باعث شکلگیری یک رژیم نظارتی و بازرسی شده است. دلیل این مساله هم این است که توافقی که در حال شکلگیری است به نوعی فراتر از توافق جامع، تعهدنامههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و حتی پروتکل الحاقی است. همه ما باید به این نکته اذعان داشته باشیم که تمام کشورهای حاضر در مذاکرات هستهای ایران و 1+5 از موضع قدرت در این مذاکرات شرکت میکنند. این مساله هم درباره ایران و هم درباره کشورهای غربی صادق است. به همین منظور کشورهای غربی تلاش میکنند به بازرسیهایی فراتر از پروتکل الحاقی درباره ایران دست پیدا کنند. ایران نیز اگر نقش خود را به عنوان مهمترین بازیگر مذاکرات هستهای بهخوبی ایفا کند، میتواند به فراتر از انتظاراتی که دارد دست پیدا کند و نتایج جدیدی را کسب کند که حتی به آن فکر نمیکرده است.
با این وجود، دو لابی بزرگ کشورهای عربی و رِِِژیم اسرائیل، آمریکا را تحت فشار قرار داده است که در رژیم بازرسی که برای ایران تنظیم میکند شرایطی را به وجود بیاورد که کشورهای غربی این امکان را داشته باشند سایر جنبههای قدرت ملی و نظامی ایران را رصد کنند و مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهند. این گروه کشورها تلاش میکنند باب نظارت بر ایران را باز بگذارند تا به دیگر مولفههای قدرت ملی ایران دست پیدا کنند. به همین دلیل مسئولان امنیتی جمهوری اسلامی ایران بلافاصله به این حوزه ورود کردند. مسئولان امنیتی ایران با توجه به ذهنیتی که از گذشته و رفتارهای مذبوحانه کشورهای غربی داشتهاند بهخوبی و در زمان مناسب نسبت به این مساله هشدار دادند تا مانع از برنامهریزیهای بعدی کشورهای غربی شوند.
* انتشار «فکتشیت» از سوی وزارت خارجه آمریکا با حواشی زیادی در فضای سیاسی کشور روبهرو شد. آقای روحانی مدعی بودند ایران پیش از این فکتشیت خود را ارائه کرده است. آقای ظریف عنوان میکردند سخنان من و آقای صالحی همان فکتشیت ایرانی است. با این وجود هیچگاه یک فکتشیت کتبی و رسمی از سوی ایران ارائه نشد. این درحالی است که دلواپسان با انتقاد به عملکرد دولت عنوان میکنند دولت حتما باید فکتشیت خود را ارائه کند و به مقابله با فکتشیت آمریکاییها برآید. به نظر شما دولت باید به صورت رسمی فکتشیت خود را اعلام کند؟
** اصل این موضوع که دولت باید فکتشیت ایرانی را منتشر کند یا خیر یک بحث است. اما مساله مهم این بود که بهتر بود مجموعه دولت اعم از آقای روحانی، آقای ظریف و آقای صالحی یک موضع واحد نسبت به انتشار فکتشیت ایرانی میداشتند تا فضای سیاسی دچار تناقض نشود. با این وجود مهمتر از مساله انتشار فکتشیت این بود که طرف ایرانی باید مانع از تکرار اتفاقات پس از توافق ژنو3 میشد. همه ما مشاهده کردیم که یک روز پس از توافق نامه ژنو3یک فکتشیت از طرف کشورهای 1+5صادر شد که به شکلهای مختلف در ادامه روند مذاکرات مانع ایجاد کرد. همین فکتشیت باعث شد که مذاکرات تاکنون ادامه داشته باشد و پروسهای که شش ماه برای آن در نظر گرفته شده بود تا هجده ماه ادامه پیدا کرد.
بنابراین یکی از مواردی که ایران باید در مذاکرات آینده نسبت به آن حساسیت داشته باشد این است که طرف غربی را موظف کند بلافاصله پس از پایان مذاکرات، فکتشیت ارائه نکند. با این وجود بنده معتقدم که فکتشیتی که آمریکاییها پس از تفاهم لوزان ارائه دادند نیازمند «مقابله به مثل» بود و دولت باید بهصورت رسمی «فکتشیت» ارائه میکرد. در عرصه دیپلماسی هرگونه عمل نیازمند نوعی عکسالعمل دیپلماتیک است. به همین دلیل بهتر بود طرف ایرانی نیز فکتشیت خود را ارائه میکرد. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که فکتشیت گزارشی است که هر کشور به خبرنگاران ارائه میکند و سپس توسط خبرنگاران و رسانههای گروهی به افکار عمومی انتقال داده میشود. البته در شرایط فعلی و با توجه به اتفاقاتی که در این زمینه رخ داده است ارائه فکتشیت از طرف دولت مسالهای «لوث» خواهد بود. دولت اگر بلافاصله پس از فکتشیت آمریکایی، فکتشیت خود را ارائه میکرد مناسبتر بود.
* سنای آمریکا بهتازگی مصوبهای را مبنی بر نظارت سنای آمریکا بر توافقنامه ایران و کشورهای 1+5تصویب کرده است. از بیانیه سردار فیروزآبادی نیز برداشتی حاصل میشد که نهادهای قانونی مانند مجلس نیز در این زمینه دخالت داشته باشند. ورود سنای آمریکا از یک طرف و مجلس از طرف دیگر چه معادلاتی را برای آینده مذاکرات رقم خواهد زد؟
** معتقدم کنگره آمریکا به دنبال سهمخواهی از مذاکرات هستهای با ایران است و آقای اوباما نیز تلاش کرده سهم کنگره را در محاسبات خود لحاظ کند. از این نظر تیم مذاکرهکننده هستهای ایران با نگاه واقعبینانهای به مساله نگاه کند. ما در ادبیات خود یک ضربالمثل داریم که «دعوای اول به از صلح آخر» است. کنگره آمریکا به هر حال به دنبال اثرگذاری بر مذاکرات هستهای است و این اقدام را برای مهار دولت دموکرات اوباما انجام میدهد. با این حال باراک اوباما تمایل دارد به کمک کابینه خود به مداخلات کنگره در سیاستهای دولت آمریکا پایان بدهد. البته اوباما به صراحت چنین مطلبی را عنوان نمیکند و در ظاهر با کنگره مماشات میکند.
اوباما این نکته را در نظر دارد که توافق نهایی با ایران سبب کشمکشهای بیشتر بین کنگره و کابینه خواهد شد و به همین دلیل بهدنبال یک راهحل منطقی و مسالمتآمیز در این زمینه است. کنگره آمریکا به شکلهای مختلف از جمله مطرح کردن مسائل حمایت از ترورسیم و حقوق بشر، تلاش میکند در توافق بین ایران و کشورهای غربی مانعتراشی کند. ورود کنگره به مباحث مطرح شده بین ایران و 1+5 سبب به تاخیر افتادن نتیجه مذاکرات شده است اما در محتوا موفق نشده خطوط قرمز ایران را زیر پا بگذارد یا علیه آن مصوبهای را تصویب کند. من معتقدم اگر کنگره وارد فاز مقابله با توافق نهایی شود، این توافق روزبهروز دورتر خواهد شد یا اگر توافقی صورت گیرد، عدم اجرای مفاد توافقنامه منجر به شکست توافق خواهد شد؛ اما اگر توافق بهگونهای شکل بگیرد که دولت آمریکا به عنوان یک سیاست ملی توافق را مورد پشتیبانی گروههای مختلف قرار دهد و طرفدارانی برای خود جمع کند، امکان رسیدن و اجرای توافق و منع مداخله طرفهای مداخلهگر بیشتر میشود.
بر این اساس نباید توافقی شکل بگیرد که کلیات آن مطرح شود اما در اجرای جزئیات پاسبان ناظری برای اجرا گذاشته شود، اما در سوی دیگر هیچ ضمانت اجرایی برای طرفهای غربی در شکستن تحریمها و دیگر تعهدات آنها وجود نداشته باشد. وضعیت مجلس شورای اسلامی اما صد و هشتاد درجه با کنگره آمریکا متفاوت است. مجلس برخلاف کنگره آمریکا که باعجله و بدون در نظر گرفتن مناسبات بینالمللی به این قضیه ورود کرد، با برنامهریزی و به صورت نهادمند نسبت به این مساله واکنش نشان داد. مجلس تکلیف خود و دولت را مشخص کرده است.
اگر مذاکرات هستهای ایران و1+5به نتیجه برسد و سازمان ملل متحد قطعنامه صادر کند که تحریمهای ایران برداشته شود، مجلس مشکلی با مذاکرات نخواهد داشت. اما در شرایطی که تحریمها بهصورت کامل برداشته نشود، مجلس برای خود این حق را قائل است که به قضیه به صورت جدی ورود کند و دولت را موظف به اجرای پروتکل الحاقی کند. در نتیجه دلیلی وجود ندارد که برخی از نمایندگان طرحهایی به مانند طرح سه فوریتی توقف مذاکرات را مطرح کنند.
* نگرانیهای دلواپسان نسبت به مذاکرات هستهای به چه میزان مبتنی بر واقعیت و به چه میزان به اهداف حزبی و گروهی بازمیگردد؟
** ما نمیتوانیم همه کسانی که نسبت به مذاکرات هستهای نگرانی و دغدغه دارند را در زمره دلواپسان تلقی کنیم. به نظر من اغلب کسانی که نسبت به مذاکرات نگران هستند با نگاهی دلسوزانه دغدغه منافع ملی دارند. این عده حتی دوست دارند شاهد موفقیت دولت در این عرصه سخت باشند. با این وجود عدهای که خود را دلواپس مذاکرات معرفی میکنند دغدغه انتخاباتی، سیاسی و حزبی دارند. این عده هم در بین مردم و هم در مجلس در اقلیت هستند. بنده معتقدم نگاه حزبی و گروهی به مذاکرات هستهای که از سوی دلواپسان صورت میگیرد خطرناک است. مهمترین مساله خطرناک این نگاه حزبی و جناحی مطرح کردن طرح سهفوریتی توقف مذاکرات بود.
کسانی که طرح سهفوریتی را مطرح کردهاند مولفههای منافع ملی را خوب نمیشناسند و طرح سهفوریتی در کشور ما اصلا سابقه ندارد. اینکه عدهای حتی توانایی به تصویب رساندن یک طرح یک فوریتی را در مجلس ندارند و نمایندگان با آنها همراهی نمیکنند، تلاش میکنند طرح سه فوریتی در صحن علنی مجلس مطرح کنند، بهشدت شائبهبرانگیز است. این عده سابقه روشن و قابل دفاعی نیز در زمینه سیاست خارجی کشور ندارند.
در گذشته نیز طرحهای خطرناکی از سوی این عده مطرح شده بود که هر کدام دارای پیامدهایی برای منافع ملی ما بود. در شرایط فعلی نیز طرح سهفوریتی به نوعی کشاندن کشور به یک «میدان مین» است. در شرایط فعلی دلواپسی انتخاباتی لرزش بر اندام منافع اصلی ما انداخته است. برخی از اقدامات دولت در مقابله با دلواپسان به شکلی است که گویی خود دولت در بلند کردن صدای دلواپسان نقش دارد. اغراق و غلو در برابر سخنان برخی افراد توسط دولت باعث تحریک بیشتر دلواپسان میشود. بهترین موضع دولت در مقابل دلواپسان «سکوت» است که دولت باید به این نکته توجه و حساسیت داشته باشد.