گروه سیاسی – محمدرضا باهنر یکی از چهرههای اثرگذار جناح اصولگراست که تلاش میکند در فقدان برخی رهبران پیشین اصولگرایی نقش پررنگتری را در تصمیمسازیهای این جریان ایفا کند. اظهارنظرهای اخیر او روشن میکند که برنامههایی برای انتخابات و شکل دادن به ترکیب مجلس آتی دارد. به همین خاطر اختلافات او با دیگر چهرههای اصولگرا و تمایلهای او برای ائتلاف با برخی گروهها به نوبه خود قابل توجه است و میتوان وضعیت جریان اصولگرا را تا حدی روشن کند. نماینده دورههای دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم، هشتم و نهم نماینده مجلس با توجه به سابقه طولانی فعالیت در پارلمان و قدرت چانهزنی به سلطان لابی معروف است. اثرگذاری وی بعد از فوت مرحوم عسگراولادی و به عهده گرفتن ریاست جبهه پیروان خط امام و رهبری از قبل بیشتر شده و باید دید که چگونه از ظرفیتهای این جبهه برای دستیابی به اهداف جریان خود استفاده میکند.
تبدیل شدن به مکانی برای صله رحم سیاسی، تبدیل شدن به حزب جامع و فراگیر در بدنه اصولگرایی، تنظیم برنامههای خود در راستای ایجاد ائتلافی به منظور حضور مشخص و مقطعی سایر احزاب اصولگرا، سه سناریویی است که باهنر چندی قبل برای جبهه پیروان خط امام ترسیم کرد. به نظر میرسد وی قصد دارد در چاچوب همین جبهه به نقشی محوری در جریان اصولگرایی برسد و بر همین اساس اجماعی را برای انتخابات آتی در این جریان فراهم آورد.در حال حاضر جناح اصولگرا نسبت به اصلاحطلبان برای رسیدن به وحدت و همگرایی کار دشوارتری پیش رو دارد. برخی اختلافها بین چهرههای اصولگرا باعث شده است که نه تنها روند وحدت با خلل مواجه شود، بلکه محوریت جریان اصولگرایی که پیش از این همواره بر سازوکار جامعتین استوار بود را با چالش مواجه کرده است.
یکی از چالشهای اساسی اصولگرایان، گروههای اصولگرایی تندرویی هستند که از جریان راست سیاسی ایران سهمخواهی میکنند. در حالی که اصولگرایان نمیتوانند این گروههای پرسروصدا را نادیده بگیرند، اما برخی گروهها و چهرههای اصولگرایی، وحدت و ائتلاف با این جریانها را خوش ندارند. آیتالله محمد یزدی و علی لاریجانی دو چهره شاخصی هستند که تاکنون چراغ سبزی به ائتلاف با گروههایی مثل جبهه پایداری نشان ندادهاند. حال همین موضوع چالشی برای محمدرضا باهنر محسوب میشود که چه برنامهای برای فائق آمدن بر چنین مشکلی دارد.
ائتلافی برای پیروزی به هر قیمتی
سخنان اخیر باهنر نشان میدهد که وی میخواهد حتی به بهای ائتلاف با تندروها و جدایی مسیرش از چهرهای مثل علی لاریجانی، نقش محوری خود را نمایان کند و امیدوار است با پیروزی در انتخابات این جایگاه را مستحکم سازد. در حالی که اصولگرایان میانهرو علاوه بر تلاش برای حفظ وجهه خود و جریان اصولگرایی، به فراست دریافتهاند که جامعه در حال حاضر جریانهای اعتدالی را بیشتر میپسندد و در نتیجه استقرار مجلسی متعادل، عقلانی و منطقی در کنار اصلاحطلبان به استقرار مجلسی با اکثریت اصولگرا که تندروها در راس آن باشند ارجحیت دارد. این در حالی است که باهنر نه تنها در ماههای اخیر از ائتلاف با پایداریها سخن گفته بود، بلکه ائتلاف معتدلان اصولگرا و اصلاحطلب را محکوم به شکست دانسته و به هم جناحیهایش توصیه اکید کرده بود که از این کار خودداری و پرهیز کنند. حال به نظر میرسد که حرکت مورد نظر باهنر از حوزه چانهزنی و تئوری به وادی عمل رسیده است.
این کار یک ائتلاف است نه وحدت فلسفی و موضعی
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری اخیرا از عملی شدن ائتلاف با پایداریها خبر داده است: بعضیها سوال میکنند شما با پایداریها میتوانید زیر یک چتر باشید؟ به قول مرحوم آیتالله مهدویکنی که میفرمودند «این کار یک ائتلاف است نه وحدت فلسفی و موضعی». ما در چنین ائتلافی حضور خواهیم یافت.
پیروز انتخابات اصلحترین نیست، صاحب بیشترین رای است
محمدرضا باهنر دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری طی گفتگویی پیرامون استراتژی انتخاباتی آیتالله مصباح یزدی (پدر معنوی جبهه پایداری) نیز گفته است: برخی ایدهآل فکر میکنند؛ میگویند ما فقط از نمرهبیستها حمایت میکنیم، این اشکال ندارد، شما همیشه از نمره بیستها حمایت کنید، ولی تجربه نشان میدهد که در انتخابات موفق نمیشویم. من معتقدم اگر این منطق را برای آیتالله مصباحیزدی بیان کنند، ایشان هم حتما این حرف منطقی را میپذیرند. نمایندهشدن مشروط به رای مردم است. بدون رای مردم کسی نمیتواند نماینده بشود، هرقدر هم آدم خوبی باشد.
پیروز انتخابات اصلحترین نیست، بلکه آن است که بیشترین رای را آورده است. وی میگوید: ما آنکه صلاحیتش کمتر ولی مقبولتر است را انتخاب میکنیم؛ چون احتمال رایآوریاش بیشتر است. فرض کنید ٢٩٠ نفر آدم اصلح علامهدهر معرفی کردیم و رای نیاوردند، معلوم است که نتیجه انتخابات برای ما موفق نخواهد بود. ما آدمی را باید معرفی بکنیم که رای میآورد. این سخنان به خوبی استراتژی انتخاباتی باهنر را نشان میدهد که برای پیروزی در انتخابات حاضر است هر راهی را که ممکن است امتحان کند.
تبعیتی که مشروط شد
جالب توجه است که باهنر ضمن تمایل به استفاده از ظرفیتهای پایداری بر ضرورت ائتلاف زیر چتر جامعتین نیز تاکید کرده است. بعد از آن هم بود که حزب موتلفه - یکی از اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری - نشستی سهجانبه با حضور جبهه پایداری و جمعیت ایثارگران برگزار کرد. دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در گفتوگو با سایت جماران، با بیان اینکه جامعتین مشاور اصلی اصولگرایان و جبهه پیروان هستند، گفت: با جامعتین در جلسات خصوصی شرکت میکنیم و ممکن است با آنها در این جلسات، بحثوجدل کنیم، اما درنهایت، اگر به تفاهم برسند، از آن تبعیت خواهیم کرد. وی همچنین باوری به حذف تندروهای جریانات سیاسی ندارد و معتقد است که تندروها نباید از کشور حذف شوند: گرفتاری ما با اصلاحطلبها، این است که هر زمان میانهروهایشان پیروز شدند، میدان را به تندروهایشان دادند. معتدلین نباید بگذارند میدان دست تندروها بیفتد. من همیشه گفتهام تندروی چه در چپ، چه در راست چه اصلاحطلبی چه اصولگرایی، اینها به ضرر کشور است.
باهنر و معمای احمدینژاد
با توجه به فعالیت جدی یاران محمود احمدینژاد برای انتخابات پیش روی مجلس، اخیرا اخباری از تمایل به ائتلاف بین این دسته با حامیان قدیمی خود – پایداریها – به گوش میرسد. جالب توجه است که در صورت چنین اتفاقی، استراتژی باهنر برای ادامه ائتلاف با پایداریها چیست؟ آیا احمدینژادیها را نیز در این ائتلاف میپذیرد؟ این در حالی است که علیرغم نزدیکی باهنر به دولت احمدینژاد – به طور خاص میتوان به نقش باهنر در توزیع پول از سوی محمدرضا رحیمی بین نمایندگان اشاره کرد که هیچگاه از سوی وی تکذیب هم نشد – اصولگرایان پس از پایان دولت دهم همواره از وی اعلام برائت کردهاند.
باهنر از انشعاب میان طرفداران احمدینژاد گفته است و در این باره اعتقاد دارد: طرفداران آقای احمدینژاد، بین خودشان انشعابات متعددی دارند و نمیتوانند یکپارچه شوند. درمیان کسانی که با آقای احمدینژاد کار کردهاند، افرادی، او را قبول ندارند، برخی هم هستند که احمدینژاد، آنها را قبول ندارد و برخی هم او را منهای برخی اطرافیانش قبول دارند. بالاخره در جریان آنها، انسجام وجود ندارد، یعنی در حد عده و جمع نیستند که بتوانند یک قطب به وجود بیاورند، بخشی با ما هستند، بخشی با رادیکالهای پایداری هستند و بخشی هم ممکن است بروند به اعتدالیون و اصلاحطلبان بپیوندند.
قمار بزرگ
به نظر میآید که باهنر برای به دست آوردن جایگاهی ویژه در جریان اصولگرایی وارد قمار بزرگی شده است؛ قماری که میتواند به از دست رفتن جایگاه فعلی وی نیز منجر شود. ورود به انتخابات در لوای ائتلاف با گروهی که آخرین عملکردش در مجلس، جمعآوری امضاهای مخدوش و با تقلب برای طرح توقف مذاکرات هستهای است، به نظر نمیآید خوشنامی به همراه داشته باشد. این در حالی است که با رویکرد جامعه به اعتدال، به احتمال فراوان تنها بخش کوچکی از طیفهای تندرو میتوانند به رای مردم امیدوار باشند. باهنر پس از این انتخابات ممکن است به جایگاهی که انتظار دارد دست پیدا کند، اما باید بداند که در صورت شکست شاید دیگر لابیهایش به کار نیاید.