اومانیسم سکولار
اومانیسم سکولار محصول عقلگرایی دوره روشنگری در قرن ۱۸ و آزاداندیشی قرن ۱۹ است. بسیاری از گروهها و انجمنهای اومانیستی نظیر انجمن اومانیسم دموکراتیک، انجمن عقلگرایان آمریکایی و بسیاری از فیلسوفان دانشگاهی در غرب از این نوع اومانیسم حمایت میکنند(۱) دیدگاههای اومانیسم سکولار طیف گستردهای از اندیشههای غیرالحادی تا اندیشههای افراطی الحادی را در برمیگیرد.
اومانیسم سکولار فرایندی تکاملی را از ابتدای رنسانس آغاز کرده است که گام اول و گام دوم این فرایند تکاملی متعلق به اومانیسم سکولار غیرالحادی و گام سوم این فرایند متعلق به اومانیسم سکولار الحادی است.
فرایند تکامل اومانیسم سکولار
در گام نخست که از دو قرن۱۶ و۱۷ آغاز شد، انسان به نحوی جفاکارانه ریشههای تغذیهکنندهاش را به فراموشی سپرد و تمدنی براساس قدرت عقل انسانی تأسیس کرد. این درحالی بود که وی هنوز براساس الگویی مسیحی عمل میکرد؛ «الگویی که به تدریج دچار تحریف شد.»(۲)
در گام دوم که دو قرن ۱۸ و۱۹ را در برمیگیرد، انسان خود را از معیارهای فوق طبیعی جدا کرد و معتقد شد که باید خویشتن را از خرافات مذهب وحیانی مسیحی رها کند و در معرض خوبی و نیکی طبیعی و فطری قرار دهد.(۳) گام سوم زمان براندازی ارزشهاست؛ زمان انقلابی است که انسان، عنایت و نهایتش را به نحوی قاطعانه در خویشتن قرار داد.(۴)
اومانیسم سکولار فلسفهای طبیعتگرا
اومانیسم سکولار یک جهانبینی است: یعنی مجموعهای از باورهاست که شخص به کمک آن جهان را تفسیر میکند. البته برخی اصرار دارند که حتی اومانیسم سکولار را یک دین بنامند. آنان به ویژه به این جمله که در مانیفست آنها آمده است اشاره میکنند که اومانیسم یک دیدگاه فلسفی، دینی و اخلاقی است. اما غرض عمده این افراد، به ویژه در آمریکا این است که به استناد قانون، اومانیستها را از تدریس و ترویج دیدگاههایشان در نظام آموزش محروم کنند، چرا که مطابق قانون اساسی آمریکا تدریس دین در نظام آموزشی دولتی ممنوع است. اما اومانیستهای سکولار حاضر به پذیرش این عنوان نیستند. یکی به دلیل از دست دادن این موقعیت و دیگری به دلیل بار منفی که به نظر آنان دین در طول تاریخ داشته است. پول کورتز که جزء امضاکنندگان مانیفست دوم (۱۹۷۳) و ناشر انتشارات پرومته است و برای ترویج اومانیسم سکولار مجلهای به نام «مجله پژوهش آزاد» را منتشر میکند، نوشته است: «نمیتوان به معنای درست کلمه، هیچکسی را که هنوز به خداوند به عنوان خالق و منشأ جهان اعتقاد دارد، اومانیسم نامید.»
به طور خلاصه میتوان گفت که اومانیسم سکولار به لحاظ فلسفی طبیعتگراست، کارل سگان میگوید: «کل آنچه بوده، هست و خواهد بود، کیهان است» و سلاّر میگوید: «اومانیسم، طبیعتگراست». به لحاظ الهیاتی، اومانیسم سکولار تفکری الحادی است که معتقد است دین و خدایان، ساخته انسانند. به لحاظ الحاقی هم اومانیسم نوعی نسبت اخلاقی را میپذیرد. دیوید نوبل اومانیسم را در ده عرصه به تفصیل بررسی میکند: کلام، فلسفه، اخلاق، زیستشناسی، روانشناسی، جامعهشناسی، حقوق، سیاست، اقتصاد و تاریخ.
اومانیسمهای سکولار بر سر مواردی که در زیر طرح میشود، توافق دارند. هرچند میزان تأکید و نحوه تفسیر برخی موارد، آنان را از یکدیگر متمایز میکند. این موارد به طور فشرده حاصل آن چیزی است که در مانیفست اول و دوم آنها آمده است. به این معنا میتوان این نوع اومانیسم را با سکولاریسم یکی دانست جز اینکه واژه اومانیسم اشاره به تأکید بر شأن انسان دارد و واژه سکولاریسم اشاره به طرد و نفی دین و مابعدالطبیعه از عرصه فکر و جامعه میکند.
باورهای سلبی اومانیسم سکولار
۱ـ نفی باور به خدایا خدایان متشخص: خدایان آفریننده انسان نیستند، بلکه آفریده اویند.
۲ـ نفی خلقت: خلقت محصول فرایند طولانی مدت تکامل، تشکل و به هم پیوستگی اتمهاست تکامل خود تابع قوانین ذاتی ماده است. اینگونه نیست که خدایا خدایان از روح طرح و تدبیر جهان طبیعت را ایجاد کرده باشند.
۳ـ جهان، تکساحتی است: غیر از ساحت ماده، ساحت دیگری در کار نیست و اعتقاد به وجود موجودات مجرد، حاصل جولان ذهن و خیال است.
۴ـ فرشتگان، شیاطین، اجنه، عقول مجرد و همه موجودات فوق مادی که در ادیان و یا فلسفههای متافیزیکی سابق آمده، موجوداتی موهومند.
۵ـ انسان نیز تکساحتی است: چیزی به نام روح وجود ندارد. جاودانگی و بقای شخصی در کار نیست، انسان به عنوان یک شخص، پس از مرگ، پایان میپذیرد.
۶ـ بهشت و جهنم و ثواب و عقابی در کار نیست.
۷ـ مقررات سیاسی، اجتماعی و اخلاقی که ریشه در جهان علوی دارند، همه ساخته انسانهایند.
۸ـ حقیقت را نمیتوان از طریق دین (روش وحیانی) و فلسفه محض (قبول ادراکات فطری و پذیرش روشهای عقلی غیرتجربی) دریافت کرد.
باورهای ایجابی اومانیسم سکولار
۱ـ شأن و مقام انسان دارای ارزش اصلی و محوری است. نظام فکری اومانیستها انسانمحور است، نه خدامحور. در این رویکرد انسان جای خدا را اشغال میکند.
۲ـ زندگی دنیوی و زندگی اینک و هماکنونی مهم است و باید آن را پاس داشت. غایت انسان باید آباد ساختن این جهان باشد، نه دیگر جهانها.
۳ـ مسئولیت کامل جهان به عهده انسان است.
۴ـ فهم حقایق تنها با تکیه بر عقل انسان میسر است و تفکر یونان و روم باستان چون تابع روش عقلی بود به شدت ستایش میشد. از اینرو، اومانیستها پیشینه خود را تا یونان و روم قدیم دنبال میکنند.
۵ـ پیشرفتهای علمی شگفتانگیز چهار قرن اخیر معلول طرد روشهای سنتی تفکر و کاربست متد علمی است.
۶ـ دفاع از پژوهش آزاد.
۷ـ قوانین اخلاقی را انسان تأسیس کرده و حاصل توافق افراد بر سر منافع مشترک است. ارزشها نیز ساخته انسانند و دوام آنها به دلیل خدمت به حفظ نوع انسانی در تنازع بقاست.
۸ـ دفاع از وفق و مدارا و تحمل آرای دیگران.
۹ـ در مسائل اخلاقی، ملاک، دفاع از حقوق فردی افراد تا سرحدّ ممکن است، پس در مسائل مورد اختلاف، مانند تنبیه بدنی کودکان، مجازات مرگ، عبادت تحمیلی در مدارس، خودکشی مؤید به تأیید پزشک و روابط جنسی موافق و مخالف از مواضعی دفاع میکنند که طی آن حقوق فردی افراد هرچه بیشتر پاس داشته شود.
۱۰ـ دفاع از حقوق بشر: اومانیستها به طور وسیع در فعالیتهایی چون سازمانهای دفاع از حقوق بشر، دفاع از حقوق زندانیان، دفاع از محیطزیست، دفاع از حقوق آوارگان، فعالیت در صلیبسرخ، سازمانهای امداد به مصیبتدیدگان سوانح طبیعی مانند زلزله، سیل و... فعالند.
۱۱ـ دفاع از دموکراسی و مبارزه با استبداد، حکومت دینی، حکومتهای اشرافی و حکومتهای مبتنی بر تبعیض نژادی.
۱۲ـ دفاع از جدایی دین از سیاست.
*پینوشتها در دفتر هفتهنامه موجود است.