مهدی سعیدی
سیزده سال پیش بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظلهالعالی)، سال 1381 را بهدلیل تقارن ماه محرم با فروردین و اسفندماه، سال عزت و افتخار حسینی نام نهاد. این نامگذاری فرصتی بود تا مقوله عزت در گفتمان انقلاب اسلامی که در حماسه حسینی و تاریخ ایران زمین ریشه دارد، بازخوانی شود. کلیدواژهای که حتی میتوان آن را دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشه رهبر و طراح بزرگان آن، حضرت امام خمینی(ره) دانست. بهگونهای که حتی برخی منتقدان و مخالفان نیز امام خمینی را «پیامآورعزت مسلمین» توصیف کردهاند.
نگاه به دیگر پدیدههای اجتماعی و سیاسی از منظر عزت، نوعی نگاه متفاوت به جهان هستی را پیشروی ما قرار خواهد داد که این تفاوت در نظر را میتوان بزرگترین خدمت انقلاب اسلامی به سرزمین ایران دانست. از دل این نگاه عزتمند بود که بسیاری از تواناییهای ملت ایران فهم شد و فرصت ظهور و بروز یافت و این درحالی بود که پیش از آن در درون دستگاه رسانهای شاهنشاهی و دستگاه روشنفکری وابسته، چیزی جز وابستگی و خودباختگی بازتولید نمیشد.
امروزه، کلید واژه عزت خود به معیاری برای ارزیابی رفتارها و تصمیمگیریها تبدیل شده است. حکیم فرزانه انقلاب اسلامی سالها پیش با تأسی به گفتمان سیاسی حضرت امام، سهگانه «عزت، حکمت و مصلحت» را راهبرد اساسی سیاست خارجه جمهوری اسلامی برشمردند و از تصمیمگیرندگان دستگاه دیپلماسی خواستند تا تمامی سیاستگذاریهای خارجی، مبتنی بر این شاخص صورت گیرد. معیار بودن عزت تنها در دستگاه دیپلماسی محدود نمیشود؛ بلکه در همه عرصهها معیاری برای قضاوت و ارزیابی است؛ بهویژه عرصههایی که دشمن آنها را مورد هدف هجمهها و تخریبهای خود قرار داده است. دشمنان نیز به خوبی به جایگاه عزت در حیات ملتها آگاه شدهاند و تاریخ پر از تلاش زیادهخواهان و سلطهجویان برای تسلط بر ملتهای ضعیف و مستضعف است که با لگدمال کردن عزت ایشان حاصل شده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در آخرین دیدار خود با معلمان و فرهنگیان کشور، بار دیگر بر اهمیت مسئله حفظ عزت ملت ایران تأکید کردند و با اشاره به نوع برخورد دشمنان با نظام جمهوری اسلامی فرمودند: «در طول این ۳۵ سالی که گذشته است، همواره و همیشه هیبت این حرکت عظیم مردمی، چشم دشمنان جمهوری اسلامی را گرفته است. خیلی رجزخوانی کردند، هرچه توانستند تلاش کردند، امّا ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی در نظر اینها هیبت داشته است؛ این هیبت را ما باید حفظ کنیم؛ این هیبت بایستی محفوظ بماند.»
معظمله با یادآوری این نکته که تاریخ ایران پر از حماسههایی است که محصول عزت ملت ایران بوده و این عزت حقیقتی است که بیگانگان نیز به آن معترفند، میفرمایند: «بسیاری از مردم دنیا، بسیاری از ملّتها بهخصوص آنهایی که به ما نزدیکند، واقعیتها را میبینند؛ و همه مسئولین سیاسی دنیا واقعیتها را میبینند؛ نگاه نکنید به حرفهایشان؛ همین رؤسا و مسئولان سیاسی و سخنگویان دستگاههای مختلف غرب و اروپا و آمریکا و دیگران که گاهی حرفهای بیربطی هم میزنند، همه اینها در دلشان این عظمت را، این هیبت را، این اقتدار را، این لیاقت را برای ملّت ایران تصدیق میکنند و میبینند، منتها در زبان، جور دیگری عمل میکنند.»
و با این توضیح است که مسئله تحریمهای همهجانبه را باید در راستای شکست عزت ملت ایران ارزیابی کرد. به واقع، آنچه در قالب مجموعهای زنجیروار از تحریم و تهدید و مذاکره از جانب غرب و در رأس آن آمریکای جنایتکار طرحریزی شده است، مجموعهای است که هدفی جز تهدید عزت ملت ایران ندارد، زیرا به خوبی برای آنان ثابت شده است که آنچه مانع زیادهخواهی غرب در منطقه است، نه سانتریفیوژ که عزت ملت ایران است. سانتریفیوژ نیز خود محصولی از باغستان بزرگ عزت ملت ایران است، همانطور که روزگاری، شکست رژیم وابسته پهلوی بود، همانطور که هشت سال دفاع مقدس بازتابی از آن بود و همانطور که همه دستاوردهای علمی و پیشرفتهای اقتصادی حکایت از آن دارد.
در دل این گفتمان، دیگر مذاکره در زیر شبح تهدید معنایی ندارد! و ملت چنین دیپلماسی را نخواهد پذیرفت! تهدید نظامی نیز در برابر این گفتمان، خوار و ذلیل و بیاثر خواهد شد؛ زیرا صاحب عزت در برابر ترس رویینتن است و از دشمن نمیترسد و اگر نرمشی قهرمانانه نیز صورت میگیرد، نه از جایگاه انفعال، بلکه از جایگاه عزت خواهد بود.