قاسم غفوری
سال 2007، «جو بایدن» که امروز در سمت معاون اوباما، رئیسجمهوری آمریکا نقش ایفا میکند، طرح تجزیه عراق به سه منطقه شیعه، سنی و کرد را به کنگره برد. در سال 2008 وی در حالی با اوباما وارد کاخ سفید شد که در مواضع خود درباره عراق، راهکار آمریکا برای این کشور پس از خروج نظامیان (سال 2011) را تقسیم عراق به سه منطقه عنوان میکرد. در سال 2014 و در حالی که برگزاری اولین انتخابات عراق بدون دخالت خارجی میرفت تا این کشور را وارد دوران نوینی از دموکراسی بومی کند، بار دیگر واژه تجزیه عراق به سه منطقه در محافل رسانهای و سیاسی آمریکا مطرح شد.
در همین چهارچوب، جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا طی سفر به عراق تأکید کرد، راهکار پایان بحران عراق، راهکار سیاسی است که محور آن را نیز واگذاری امور به مناطق مختلف تشکیل میدهد. هر چند که وی در سفر به اربیل از مخالفت آمریکا با طرح استقلال اقلیم کردستان سخن گفته و تأکید میکند که به همراهی با دولت مرکزی عراق، ادامه میدهد، اما در نهایت تقسیم امور میان جریانهای مختلف را طرح آمریکا نامید که در اصل، همان تجزیه عراق بوده است.
در طی هفتههای اخیر، بار دیگر این جملات در قالبی جدید از سوی آمریکاییها مطرح میشود و آن اقدام کنگره آمریکا در طرح دوباره این موضوع است. در طرح دفاعی سالیانه، کمیته خدمات مسلح کنگره آمریکا بودجه 715 میلیون دلاری را برای کمک به نیروهای عراقی که در حال مبارزه با داعش هستند، اختصاص داده است. براساس این طرح، بودجه مذکور تماماً در اختیار دولت مرکزی عراق قرار نمیگیرد، بلکه میان کردها و عشایر سنی تقسیم میشود. بهعبارتی، آمریکا، عراق را شامل سه دولت میداند که هر یک بهصورت مستقل با آمریکا در ارتباط هستند.
این تحرکات در حالی صورت میگیرد که شخصیتهای سیاسی و دینی عراق با این طرح مخالفند و آن را اقدامی برای تجزیه کشورشان میدانند. مراجع دینی شیعه و سنی رسماً با این طرح مخالفند و آن را فتنه جدید دانستهاند. العبادی، نخستوزیر عراق نیز در پاسخ به تماس تلفنی بایدن، معاون رئیسجمهور آمریکا تأکید کرد که بغداد هر لایحه و قانونی را که وحدت عراق را تضعیف کند، رد میکند.
در حالی که منابع خبری اعلام کردهاند که بایدن، معاون رئیسجمهور آمریکا تلفنی با «حیدر العبادی» نخستوزیر عراق از طرح کنگره برای تسلیح مستقیم مناطق کردنشین و سنینشین این کشور عقبنشینی کرده و گفته واشنگتن به حفظ عراق متحد، متعهد است، اما رفتارهای عملی آمریکا حقایقی ورای این ادعا را آشکار میکند و مسئولان اقلیم کردستان عراق در حالی 12 اردیبهشت راهی آمریکا شدند که مشاور رئیس منطقه کردستان عراق در گفتوگو با تلویزیون المیادین اعلام کرد که بحث درباره تشکیل دولت مستقل کُردی، آموزش و مسلح کردن نیروهای پیشمرگه، محور رایزنیهای مسعود بارزانی در دیدار با باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا در واشنگتن خواهد بود.
همزمان با این سفر دولت آلمان محموله جدیدی شامل 70 تن سلاح و تجهیزات را برای اقلیم کردستان عراق ارسال کرد. همچنین هامون، نخستوزیر کانادا که رابطهای نزدیک با آمریکا دارد، در سفر به عراق با رئیس اقلیم کردستان در اربیل دیدار و بر ادامه حمایت نظامی کشور خود از پیشمرگهها برای مقابله با داعش تأکید کرد. همزمان با این اقدامات، منابع خبری از موافقت آمریکا با مسلح کردن عشایر سنی برای مقابله با داعش در الانبار خبر دادند. حال این پرسش مطرح است که چرا در مقطع کنونی آمریکا بار دیگر سناریوی تجزیه عراق را روی میز قرار داده است و چه اهدافی را از آن پیگیری میکند؟
بخشی از پاسخ به این پرسش را در تحولات داخلی عراق میتوان جستوجو کرد. در حوزه داخلی عراق چند اصل برای آمریکا مطرح است. نخست آنکه؛ گروههای تروریستی از جمله داعش نقش پیادهنظام آمریکا را در عراق ایفا میکردند که زمینهساز دخالت نظامی و سیاسی آمریکا در این کشور بودهاند، چنانکه در طول یک سال اخیر، آمریکا هر زمان تروریستها در محاصره ارتش و نیروهای مردمی عراق قرار گرفته با ارسال تسلیحات و حتی کشتار نیروهای به کمک آنها شتافتهاند.
دوم آنکه؛ جریانهای بعثی نقش بحرانسازی آمریکا در حوزه سیاسی و امنیتی را داشتهاند. برخی از سیاستمداران و برخی گروههای شبهنظامی به ریاست عزت الدوری، معاون صدام در این جمع بودهاند. روند تحولات عراق بهگونهای aپیش رفته است که نه تروریستها و نه بعثیها نتوانستهاند در برابر وحدت ارتش و کمیتههای مردمی مقاومت کنند و عملاً رؤیاهای آمریکا در عراق به باد رفته است.
چنانکه ذکر شد آمریکا هر زمان در عراق به بنبست رسیده از سیاست تفرقه برای تغییر موازنه به نفع خود بهره گرفته است. در وضعیت کنونی، آمریکا بار دیگر با ترویج اندیشه استقلال و جداییخواهی در حالی که حلقه تکمیلی آن فضاسازی مبنیبر رفتارهای غیرانسانی نیروهای مردمی شیعه در مناطق سنینشین و کردنشین است، بهدنبال ایجاد شکاف در میان عراقیها است.
اولویت آمریکا بر اصل متوقفسازی عملیات متحد عراقیها در برابر تروریسم و بعثیها است که پس از تسلط ارتش بر تکریت، در حوزه الانبار و موصل بهدنبال آن است. استمرار بحران در عراق و سوریه در حالی که آمریکا درگیر چینش ساختار سیاسی در عربستان، احیای روند سازش در قالب نشست کمپ دیوید با اعضای شورای همکاری خلیجفارس و مقابله با تقویت جایگاه ایران در منطقه میباشد، برای واشنگتن اهمیت بسیاری دارد.
نکته بسیار مهم در این فرایند، اعتماد دوباره سران اقلیم کردستان عراق به وعدههای آمریکا است، در حالی که به اذعان بارزانی، بارها طعم خیانت آمریکا را چشیدهاند. بارزانی پس از حمله داعش به اربیل در نشستهای متعدد خبری اعلام کرد که آمریکا هیچ کمکی به آنها در مقابله با داعش نداشته و اگر حمایتهای بدون چشمداشت ایران نبود، تمام مناطق کردنشین عراق تحت سلطه داعش قرار میگرفت و به حمام خون مبدل میشد.
رفتارهای آمریکا در مقطع کنونی با دعوت از بارزانی به کاخ سفید نشانگر ابعاد جدید فتنه آمریکا علیه یکپارچگی عراق است که با قرار دادن وعدههای وسوسهانگیز روی میز بارزانی صورت میگیرد. وعدههایی که تجربه نشان داده، صرفاً برای سوءاستفاده از نگرشهای سران این منطقه برای تحقق اهداف آمریکا در عراق و منطقه است. آمریکاییها بهدنبال باجگیری از تمام گروهها و طوایف عراقی در لوای دادن امتیازات بیشتر به آنها هستند، در حالی که در نهایت، یک اصل را پیگیری میکنند و آن سلطه نظامی و سیاسی بر عراق و غارت منابع اقتصادی آن است. این امر زمانی بیشتر نمود مییابد که اندیشکدههای آمریکایی از بیاعتمادی به عربستان و لزوم توجه آمریکا به دیگر منابع منطقه سخن میگویند.