سرويس خارجي: سه ويژگي بارز شرايط حاکم بر يمن را به گونه اي متمايز مي کند که لزوم احتياط آمريکا را مي طلبد و دولت واشنگتن را به تأمل هر چه بيشتر در انتخاب رويکرد درست دعوت مي کند.
نخست آنکه بحران يمن بسيار پيچيده است. يکي از وجوه پيچيدگي بحران يمن حضور خطرناکترين شاخه القاعده در شبه جزيره عربستان است که از قضا دشمني ديرينهاي با حوثي هاي يمن دارند و جالب آنکه همين حوثي ها از جانب «علي عبدالله صالح» حمايت مي شوند که بيش از سه دهه بر يمن حکومت داشته و زماني متحد کليدي آمريکا محسوب مي شد. اکنون دولت واشنگتن بايد تصميم بگيرد که دشمني اش با حوثيها به نفع القاعده تمام مي شود و آيا اين به راستي در جهت منافع آمريکاست؟
دوم آنکه جنگ يمن بيش از هر چيز از اختلافات داخلي اين کشور ريشه مي گيرد و اين حقيقت از سوي آنهايي که تمايل دارند حوثي ها را بازوي عملياتي ايران در مناقشات منطقه اي جلوه دهند ناديده گرفته مي شود. قضيه اصلا به اين نحو نيست. حوثي ها از مدت ها پيش تحت سلطه بوده اند و توفيقات اخير آنها هم ناشي از همراهي ديگر گروههاي ضعيف يمني است که مطالبات سياسي مشترکي دارند .
سوم آنکه انگيزه عربستان سعودي و ديگر کشورهاي درگير در جنگ يمن در همسويي با منافع آمريکا نيست. يکي از دلايل اعراب براي تحميل جنگ به يمن دامن زدن به آتش اختلافات فرقه اي بوده است و اصلا به نفع دولت واشنگتن نيست که با جانبداري از آنها خود را مخالف يا موافق يکي از فرقه هاي جهان اسلام معرفي کند.
انگيزه ديگر دولت رياض، تصرف مناطقي از يمن به اميد تحقق روياي تسلط محض بر شبه جزيره عربستان است. اعراب دائما نقش ايران را در حوادث يمن پررنگ مي کنند اما واقعيت آن است که دلخوري آنها بيشتر از خود حوثي ها است که هرگز سر تسليم در برابر عربستان خم نکردند. البته، تسلط عربستان سعودي بر همسايگانش نيز به نفع آمريکا نيست .اکنون اين سؤال وجود دارد که چرا آمريکا عليرغم آگاهي از پيچيدگي هاي حاکم بر شرايط يمن دست به حمايت از عربستان سعودي زده است. گفته مي شود که دولت اوباما براي فرونشاندن خشم اعراب از توافق هسته اي با ايران به فکر حمايت از آنها در جنگ يمن افتاده است.
اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد و به ثمر رساندن مذاکرات هسته اي و در نهايت تغيير ديپلماسي آمريکا در خاورميانه در گرو همراهي با اعراب باشد، شايد بتوان اميدوار بود که رويکرد آمريکا، عليرغم همه زيانهاي قابل پيش بيني، در نهايت نتايج مثبتي را به بار بياورد.با اين حال، بحران يمن با همه پيچيدگي هايي که به آن اشاره شد به منزله درسي براي واشنگتن است مبني بر اينکه شايد بهتر است آمريکا جانب احتياط را نگه دارد و اين بار هم اقدام به طرفداري از يک گروه خاص نکند.
از ديگر سو، عبدالباري عطوان، تحليلگر سياسي در تحليلي در روزنامه راي اليوم با اين مقدمه نوشت: شبکههاي ماهوارهاي عربي مخصوصا کشورهاي عرب حوزه خليج فارس به طور گسترده اخبار بمباران هوايي در يمن و هدفهايي که تخريب ميشوند را با سرخوشي بيسابقهاي پخش ميکنند. اما به ندرت اين شبکهها تصاوير شهروندان بيگناه يمن که در اثر اين بمبارانها کشته ميشوند را نشان ميدهند در حالي که سازمان ملل اعلام کرده که شمار کشتهها به 1000 تن و زخميها نيز به 3000 تن رسيده است.
همين شبکههاي تلويزيوني از ابتدا و همچنان تصاوير اجساد غيرنظاميان را که در اثر حملات موشکي در سوريه کشته ميشدند يا قربانيان داعش در عراق و کوه سنجار را به طور گسترده منتشر ميکردند. اين شبکهها به دلايلي که ما قطعا ميدانيم تاکنون يک تصوير از کودکان يمني کشته و زخمي شده را منتشر نکردهاند و مدعي رعايت اخلاق حرفهاي و تحليلي هستند و همواره برخي شعار "نظر من و نظر ديگري" را سر ميدهند.
اين شبکهها به گونهاي اخبار يمن را منعکس ميکنند که گويي در جنگ کنوني يمن که از حدود چهار هفته قبل آغاز شده از گلولههاي گل و ريحان استفاده ميشود و نه موشکهاي ساخت آمريکا که کلاهکهايي با قدرت تخريب و کشتار بالا حمل ميکنند. وضعيت اسفناک انساني در يمن به اوج خود رسيده است اين تنها سخن ما نيست. بان کي مون، دبيرکل سازمان ملل نيز آتش بس فوري براي ارسال کمکهاي انساني و مواد غذايي براي چندين ميليون يمني تحت محاصره را خواستار شد اما فريادهاي او تاکنون گوش شنوايي نيافته است.بيشتر شهرهاي يمن از جمله دو پايتخت شمالي و جنوبي موقت و دائمياش از قطع نيمه کامل برق، آب و سوخت، نبود مواد اوليه، غذا و دارو، تعطيلي بنادر و فرودگاههاي تخريب شده رنج ميبرند و يمن در وضعيت انزواي کامل به سر ميبرد و با دنياي خارج ارتباطي ندارد.
شهروندان يمني با صرف نظر از مذهبشان براي نجات جان خود اجازه ندارند به کشورهاي همسايه مهاجرت کنند آنچنان که در همه جنگ ها به جز جنگ غزه شاهد اين مهاجرتها بودهايم و عجيب آنکه کشورهاي همسايه يمن مدعي هستند براي دفاع از خود وارد اين جنگ شدهاند.درک نميکنم چرا ما تا الآن نتوانستيم آتش بس انساني در يمن برقرار کنيم تا انجمنهاي خيريه کمکهاي خود را به دست شهروندان يمني برسانند و پزشکان فرصت مداواي هزاران مجروح اين جنگ را به دست آورند؟ پس ارزشهاي انساني کجا هستند و چرا اين ارزشها از قلبهاي طرفهاي جنگ دور شده است؟ آنچه اين روزها ميشنويم خبرهاي تخريب اهداف و انبارهاي تسليحاتي در نقاط مختلف يمن و رزمايشهاي نظامي، هوايي، زميني و دريايي و شرکت جنگندههاي اين کشورها در اين حملات هوايي در مسابقهاي است که ساکنان غزه هم از آن رنج بردهاند.
گويي صنعاي يمن وضعيت برلين، پايتخت "رايش آلمان" در جنگ جهاني دوم و عدن وضعيت شهر تاريخي لنينگراد يا شهر سنپترزبورگ روسيه را يافته است .سه هفته کامل از آغاز بمباران شهرهاي يمن و اهداف مورد نظر گذشته است ولي هنوز هيچ گونه تلاش واقعي از سوي طرفهاي درگير در يمن براي آغاز گفتگوها با هدف دستيابي به راه حل "سياسي" که مانع خونريزيها شود، صورت نگرفته است گويي مردم يمن که در اين جنگ کشته ميشوند اصلا انسان نيستند. ما اينجا از جانب همه قربانيان اين جنگ سخن ميگوييم و در جبهه ائتلاف حوثيها يا جبهه هادي، رئيس جمهوري مستعفي و حاميان وي در کشورهاي حوزه خليج فارس نايستادهايم. همه آنها خانواده، برادران، فرزندان، خواهران مادران و کودکان ما هستند.
سلسله آدم کشيها توسط تروريستهادر سوريه از دهها کشته شروع شد و به 150 هزار رسيد از خداوند عاجزانه ميخواهيم که شمار مرگ بيگناهان يمن را در عدد 1000 اول متوقف کند چرا که براي مردم اين کشور طعم گرسنگي، محروميت و فقر کافي است و اين کشور در ليست بيست کشور فقير جهان قرار دارد در حالي که در همسايگي خود کشورهاي عربي هستند که حساب پولهاي صدها ميلياردي خود را ندارند و نميدانند چگونه آن را خرج کنند و با آنها چه کنند.بله احتمال درگيري منطقهاي وجود دارد.
در تنگه باب المندب، رزم ناوهاي مصري، عربستاني و ايراني حضور دارند که تاکنون ما خبري از مشارکت اين رزم ناوها در جنگهايي که اسرائيل به راه انداخته، نشنيدهايم. من باز هم بايد بگويم تاکنون منطقه شاهد حضور اين تعداد جنگنده در جنگي در خاورميانه نبوده و رقابت کشورها براي ارسال جنگنده براي حضور در جنگ يمن بيسابقه بوده است.
احتمال درگيري وجود دارد يک طرف عربستان،ايران را به بازرسي کشتيهايي تهديد ميکند آنهم با اين ادعا که به انتقال سلاح براي حوثيها و همپيمانهايش مشکوک است و هرگونه زياده روي در اين بازرسي يا "تجاوز" عامدانه و يا غيرعامدانه احتمال دارد که جرقه جنگي منطقهاي را روشن کند که ميزان کشتهها و تخريب آن ميتواند فاجعهبار باشد و سالها بدون هيچ نتيجهاي مانند هشت سال جنگ ايران و عراق ادامه يابد.به همين دليل و دلايلي ديگر اميدواريم که طرح الجزاير براي اجراي آتش بس و جمع کردن و آوردن طرفهاي درگير به پشت ميز مذاکره بدون هيچ پيش شرطي به جز حفظ تماميت ارضي و مشخصات جمعيتي يمن، بازسازي زيرساختهاي دولتي براساس دموکراسي، عدالت و مساوات، برقراري زندگي مسالمتآميز ميان تمامي گروههاي مردمي و تشکيل کشور متحد به نتيجه برسد.
مردم يمن که نماد کرامت، جوانمردي و خويشتنداري هستند هرگز از سوي برادران خود مهرباني نديدهاند؛ برادراني که يمن را فقير و در حاشيه نگه داشتند و درهاي زندگي را به روي آنان بستند. مردم يمن در صورتي كه اين برادران خود را براساس اصالت و کرامت اخلاقي ببخشند و از خشم خود که در طول تاريخ هر متجاوزي را شکست داده و چون کوه ايستاده است، صرف نظر کنند؛ هرگز اين بيمهري را فراموش نخواهند کرد.
در اين حال،روابط ميان حزبالله لبنان و عربستان در طول تاريخ همواره دچار پيچيدگي بوده است و نه تنها رابطه دوستانهاي ميان آنها حاکم نبوده بلکه اين ارتباط هنوز پيچيده و تيره و تار است و همزمان با تجاوزهاي عربستان به يمن اين اختلافات کاملاً علني شده است.روزنامه الاخبار لبنان در گزارشي تحت عنوان «عوامل زمينهساز مخالفت حزبالله با عربستان» به بررسي عوامل گسترش مخالفت حزبالله لبنان با عربستان پرداخته است.
حزبالله لبنان و عربستان هيچگاه به طور مستقيم وارد مبارزه علني نشده و به طور غيرمستقيم با يکديگر اختلافاتي داشتهاند.حزبالله همواره سعي ميکرد که به طور علني طرف اصلي در اين رويارويي نباشد اما عربستان در تلاش بوده تا از طريق همپيمانان خود به ويژه جريان المستقبل به عنوان طرف مستقيم در رويارويي با حزبالله باشد.
اکنون، پس از ورود عربستان به جنگ و تجاوز مستقيم عليه ملت يمن، حزبالله لبنان هرگونه محافظهکاري در خصوص روابط خود با عربستان را کنار گذاشته و با اعلام حالت «دشمني آشکار با عربستان» به حمايت از مردم يمن پرداخته و به طور بيسابقهاي حمله مستقيم خود عليه رژيم عربستان را آغاز کرده است. سوالي که در اين مرحله مطرح ميشود اين است که حزبالله در موضع تحکمي و مخالفت خود نسبت به عربستان تا کجا پيش ميرود؟شاخصههاي اين حزب نشان ميدهد که حزبالله لبنان خصومت و دشمني خود با عربستان را به اوج ميرساند چراکه سيدحسن نصرالله، رهبر مقاومت در سخنان خود اعلام کرد که هيچ سقف و محدودهاي براي خصومت خود عليه عربستان و تجاوزهاي جنايتکارانه آن قائل نيست و با اعلام مخالفت آشکار خود با آل سعود، نشان داد که تبعات اين اعلام اختلاف هيچ اهميتي براي حزبالله ندارد.
سوالي که در اين خصوص مطرح ميشود اين است که چرا حزبالله به طور مستقيم نظام حاکم عربستان را هدف خود قرار داده است؟اعضاي حزبالله لبنان در پاسخ به اين سوال دلايل مختلفي را ذکر کردهاند :
نخست اينکه حزبالله اين تصميم خود را پس از بررسيهاي دقيق اتخاذ کرد و اميدوار است تا همپيمانانش در اين مسير از حزبالله حمايت کنند و از تعهدات خود براي رويارويي با عربستان پا پس نکشند.
به نظر ميرسد هدف دوم از اتخاذ اين تصميم واکنش به تلاشهاي آل سعود براي شکستن هيبت حزب الله باشد، چراکه زماني که تاريخ را ورق ميزنيم متوجه ميشويم که عربستان همواره سعي ميکند قدرت سران مقاومت را در لبنان، سوريه و ايران، به ويژه قدرت حزبالله در منطقه را زير سوال ببرد.
عامل سوم رساندن اين پيام از سوي حزبالله به عربستان است که ما ساليان سال مقابل اقدامات شما سکوت کرديم و خشم خود را فرو برديم اما اکنون اقدامات شما را تحمل نميکنيم و کلام ما، کلام شمشير است و تهديدات شما را جدي نميگيريم و به شما اجازه نميدهيم که از طريق سياستهاي خود، مذاکره يا تحرکات مذهبي و فتنهانگيزي از ما باجگيري کنيد. چراکه حزبالله مواضع خود را مشخص کرده و نميگذارد که شما آن را شکست دهيد بلکه اين ما هستيم که در نهايت شما را شکست خواهيم داد.
چهارم اينکه سيدحسن نصرالله در سخنراني اخير خود اعلام کرد که هجمه مستقيم و تند حزبالله عليه عربستان شبيه به ورود به يک جنگ مستقيم و علني عليه عربستان است.
پنجمين عامل اتخاذ اين موضع توسط حزبالله، مساله امروز يمن و فرداي لبنان و سوريه است. حزبالله اعلام کرد عربستان از طريق حمله به يمن سعي دارد آتش جنگ را در منطقه شعلهور کند تا از اين طريق هرچه سريعتر به دستاورد نظامي بزرگي در يمن برسد و پيروز شود و پس از آن مطمئناً هدفش را متمرکز سوريه خواهد کرد تا بشار اسد را شکست دهد و با رفتن به سمت لبنان، حزبالله و همپيمانانش را شکست دهد.
ششم اينکه حزبالله دفاع از ملت يمن آن هم در مقابله با حملات عربستان را جزو وظايف خود ميداند و اينکه حزبالله بايد در مقابله با تجاوزهاي عربستاني که ديگر جناياتش به اوج خود رسيده، در کنار ملت ستمديده يمن بايستد تا در نهايت با تمام قوا و بالا بردن توان خود و محاسبات صحيح تلاشهاي عربستان براي تجاوز به يمن را ناکام بگذارد.
هفتم اينکه حزبالله مطمئن است که عربستان در اين جنگ نتايج عکسي خواهد گرفت و شکست راهحل نظامي به معناي شکست جنگ عربستان است و شکست آلسعود در يمن، به منزله ناکامي آن در تمامي زمينههاست.در آخر ، حزبالله همزمان با تحولات داخلي يمن و ايجاد اختلافات مصنوعي ايجاد شده توسط سعوديها آشکارا از يمن حمايت ميکند. ادامه دارد...