سرویس خارجی: یکسال قبل کمیته بینالمللی نجات در گزارشی اعلام کرد،نیمی از ساکنان یمن نمیدانند که غذای روز بعدشان از کجا تامین خواهد شد، با این اوصاف نباید انتظار برقراری ثبات در این کشور را داشت؛ حال با گذشت یک ماه از حمله عربستان جهان شاهد عمق بحران انسانی در این کشور است.
شبکه خبری الجزیره در گزارشی از شرایط انسانی یمن آورده است: خشونت در یمن که 18 استان از 22 استان آن را در بر گرفته و به یک جنگ تمام عیار نیابتی میان قدرتهای منطقه بدل شده، یمن را در آستانه فروپاشی قرار داده و بحران انسانی نیز در مقیاس وسیعی شکل گرفته است. یمن حتی پیش از وقوع ناآرامیها و ظهور خشونتها کشوری شکننده به شمار میرفت.
بنابر آمارهای سازمان ملل، تقریبا 16 میلیون یا 61 درصد کل جمعیت یمن نیازمند کمکهای بشردوستانه هستند و صدها هزار تن هم به خاطر امواج ناآرامیهای یک دهه گذشته بیخانمان شدهاند.
بیش از نیمی از ساکنان این کشور به آب آشامیدنی دسترسی ندارند و نرخ سوء تغذیه کودکان یمنی در میان بدترینهای جهان است.کمیته بینالمللی نجات به تامین خدمات حیاتی بهداشتی، غذایی، آب و سلامت برای یک چهارم از یک میلیون نفری که در استانهای جنوبی چون عدن و ابین ساکنند، میپردازد؛ نواحی که در داخل همین کشور فقیر و غیر پیشرفته، به شدت عقبافتاده هستند.
غیر نظامیان و شهروندان آسیبپذیر
برای این شهروندان آسیبپذیر، تاثیر این ناآرامی اخیر شامل ائتلاف حملات هوایی کشورهای عربی و درگیری میان وفاداران دولتی، انصارالله و شبه نظامیان قومی و قبیلهای تهدیدهایی فاجعهآمیز به شمار میروند.سازمان بهداشت جهانی شمار تلفات غیرنظامیان را از 19 مارس سال جاری میلادی 1080 تن اعلام کرده اما هزاران تن هم زخمی شدهاند و بیمارستانهای فاقد تجهیزات و پرسنل که پنج مورد آن ها درجریان این درگیریها تخریب شدهاند، با تقاضاهای رو به افزایشی مواجهند در حالیکه امکانات کافی ندارند.سطح ناامنی و خشونت به حدی است که کمیته بینالمللی نجات مجبور شده تمامی فعالیتهای خود را در جنوب یمن به حالت تعلیق درآورد.
شدت آسیبها به ساختمانها، زمینهای کشاورزی، کارخانجات و نیروگاههای برق به حدی است که اکثرشان فاقد قدرت اجرایی و عملی هستند و ازکار افتادهاند. برق قطع و وصل میشود.شبکههای تلفن و اینترنت در بسیاری از مناطق قطع هستند.
در کشوری که 90 درصد مایحتاج خود را وارد میکند، تعطیلی و هدف قرار گرفته شدن فرودگاهها، اعمال محدودیت به دسترسی دریایی و تسلط راهزنان و غارت باعث افزایش قیمت مواد غذایی شده و ناامنی غذایی را به بیش از 12 میلیون نفر افزایش داده است. فقدان شدید منابع سوختی که نه تنها برای حمل و نقل بلکه برای پمپاژ آب شرب نیز ضرورت دارد، خطر افزایش تعداد گرسنگان در یمن جنگ زده را افزایش میدهد.
در عدن، بندر جنگ زده یمن که 800 هزار سکنه دارد، کمبود آب آشامیدنی به شدت شایع شده، تجارت و کسب وکار از رونق افتاده؛ بانکها تعطیل و دستیابی به خدمات اولیه پزشکی وکالاهای اولیه به نظر دور از ذهن است. نیازهای اولیه دارویی و پزشکی در این شهر بندری به حدی است که کمیته بینالمللی نجات به شدت به دنبال یافتن راههایی برای ارسال دارو و تجهیزات پزشکی به دو بیمارستان اصلی عدن با وجود محدودیتهای شدید امنیتی است.
هر قدر که این درگیری ادامه یابد، تلاشها برای به عقب بازگرداندن این کشور و احیای آن سختتر میشود بنابراین باید از وقوع یک فاجعه انسانی در شبه جزیره عرب امتناع کرد.
در جدیدترین آمارهای سازمان ملل آمده که بیش از 150 هزار تن خانههای خود را ترک کرده و مخبر ویژه سازمان ملل در امور حقوق افرادی که در داخل کشورهایشان بیخانمان و آواره هستند به جامعه بینالملل گفته است تا خود را برای یک آوارگی گسترده همزمان با بدتر شدن اوضاع در یمن آماده کند.غیرنظامیان مایوس و آواره یمنی با قایق به جیبوتی و حتی به سومالی میگریزند.اگرچه عربستان اعلام کرد، حملات هوایی خود در یمن را متوقف میکند، درگیریها میان طرفهای مخالف و موافق در این کشور همچنان ادامه دارد.
تمامی طرفهای درگیر باید هر چه سریعتر به خشونت پایان دهند و به راه حل سیاسی برای این درگیری بیابند.به قانون بشر دوستانه بینالملل که خواستار دسترسی کامل و مناسب کمکرسانها و تجهیزات و انجام اقدامات برای جلوگیری از تلفات انسانی و تخریب زیرساختهای غیرنظامی است، باید احترام گذاشته شود. عربستان سعودی متعهد شده تا مبلغ 274 میلیون دلار به یمن کمک کند، بحران انسانی در چنین مقیاسی نیازمند حمایت تمام و کمال وبا ثبات اهداکنندگان مالی است،اما عربستان تاکنون 9 درصد از این مبلغ را به سازمان ملل داده است و در نهایت، تنها یک حمایت بلند مدت بینالمللی میتواند یمن را از این شوک خارج کند.
این خشونت بصورت جدی یمن آسیبپذیر را نشانه گرفته، کشوری که به شدت بافقر، دولتی ناکارآمد، فشارهای جمعیتی، محیط زیستی و منابع و ذخایر کم و محدود در رنج است. مواجهه با ضرورتها و نیازهای گسترده یمن و پایان دادن به درگیری کنونی در این کشور تازه شروع شده است.
این در حالی است که،با وجود تمامی سوابق بد عربستان سعودی، واشنگتن حتی یک کلمه انتقاد آمیز نیز به کار نمیبرد و در عوض مدام دم از دموکراسی می زند. مقامات آمریکایی همیشه دوستی خود با آل سعود را جشن گرفته اند و پادشاهان این کشور را برای برگزاری نشستهای خصوصی دوستانه به آمریکا دعوت کرده اند.
و حالا باراک اوباما از مداخله نظامی عربستان در یمن حمایت کرده است. عربستانی که بیش از هر چیز دیگر به داعشیها شباهت دارد. آزادی که در این کشور وجود ندارد. زنان مورد تبعیض واقع می شوند. سرها است که به عنوان مجازات اعدام بریده می شود. تنها چیزی که از قلم افتاده انتشار فیلمهای ویدئویی وحشت انگیز در یوتیوب است.
سیاستمداران آمریکایی، ارزش های آمریکایی را تنها به خاطر نفت، به ناچیز فروختهاند. اوباما از اعتقاد راسخ و پرشور ملک عبدالله درباره اهمیت روابط آمریکا و عربستان به عنوان نیرویی برای حفظ ثبات و امنیت در خاورمیانه تقدیر کرده بود و البته که سعودی ها به اتحاد خود با آمریکا ایمان دارند.
هرچه باشد به عاریه گرفتن نیروهای آمریکایی از به خدمت گرفتن نیروهای داخلی، ارزانتر تمام می شود.اما به نظر میرسد که اینها برای آینده کفایت نمیکند و آسیب پذیری های رژیم سلطنتی عربستان روز به روز بیشتر و بیشتر می شود.
تعدادی غارتگر سالخورده بیت المال که نگران آزادی بیان و تفکرات لیبرال هستند توانایی رهبری ملتی را ندارند که جمعیت جوان و آگاه آن رو به افزایش است. و درست همانند شاه ایران که 36 سال پیش به این نکته رسید، تنها نفت و سرکوب مردم برای حفظ قدرت کفایت نمی کند. خطر عهد بستن با شیطان، همانطور که واشنگتن با ریاض هم پیمان شده، این است که شاید یک روز دیگر نتوان از چنگ همین شیطان گریخت و در منجلاب فرو رفت، همچون در یمن.
حمله نظامی عربستان به یمن برای سراسر منطقه بویژه کشورهای اسلامی غافلگیرانه بود، البته نه به عنوان یک ارزش نظامی، بلکه از منظر حرکت ها و تصمیم گیری هایی که شرایط غیر قابل پیش بینی منطقه ملتهب خاورمیانه را به مخاطره جدی انداخت.در بررسی چرایی چنین رفتاری از سوی ریاض لازم است ، چند عامل مهم را مروری دوباره کرد:
1- بنا به دلایل و مستندات زیادی ، ادعا می شود که عربستان کانون اندیشه های خشونت ورزانه و افراط گرایی است.آنها که چنین اعتقادی دارند، به نکات زیادی اعم از سیستم حکومتی، قوانین و نوع تعامل با شهروندان در داخل و سیاستهای منطقهای این کشور اشاره می کنند و متاسفانه همه آدرس هایی که در خصوص افراط گرایی داده می شود، به نوعی به شبه جزیره عربستان منتهی می شود و سران این کشور هم برای اصلاح آن هیچ تحرکی از خود نشان نمیدهند.حتی نزدیکترین متحد این کشور یعنی آمریکایی ها نیز به این امر اعتراف می کنند و هرازگاهی اشاره!
2- مشکلاتی که عربستان در برخورد و مواجهه با مسائل داخلی، بویژه بحث تولید و زایش و صدور افراط گرایی و تروریسم دارد، موقعیت این کشور را در پذیرش نقش و مسئولیت های منطقه ای اش دچار مشکل کرده وبا علامت سوال روبه رو میسازد؛ از جمله:
- عربستان که دارای سیستم حکومتی پادشاهی است، هنوز پارلمان ندارد ، موضوع به حدی مورد توجه ملت های منطقه است که بعضا در قالب طنز می گویند: حتی یک پارلمان یک نفره هم در عربستان وجود ندارد یا تاکنون در عربستان یک انتخابات یک نفره هم برگزار نشده است.
- سیاست های این کشور اعم از داخلی و در عرصه خارجی، در کاخ پادشاهی و توسط شاهزادگانی اتخاذ می شود که به طور دائم با یکدیگر در نزاع بسر می برند و مردم کمترین نقش را در تعیین سرنوشت خود دارند.
- در خصوص قوانین حاکم بر این کشور نیز حرف و حدیثها زیاد است و از نیروهای سیاسی و متفکران و اندیشمندان گرفته تا سازمان های بین المللی موضع مشخصی در قبال این کشور دارند. به عنوان مثال هنوز مجرمان را در این کشور با شمشیر و تبر گردن می زنند.
- در نوع تعامل با شهروندان نیز کافی است به این نکته اشاره شود که هنوز زنان در این کشور مجاز به رانندگی نیستند و بسیاری از آنان در خانه ها نگهداری شده و اجازه حضور و فعالیت های اجتماعی ندارند.
- در حوزه رسانه نیز این کشور دارای سیستمی به شدت بسته است و اگر چه شبکه های پرنفوذی در منطقه به لطف پول فراوان راه اندازی کرده، اما هیچ روزنامه نگار و خبرنگاری در این کشور آزاد نیست.
3- کشوری با این مشخصات تلاش دارد سهم و نقش بیشتر و ویژه تری در تحولات منطقه خاورمیانه کسب کند و می خواهد نقش عینی تری در سیاست ها و تحولات منطقه برعهده داشته باشد و به یک بازیگر منطقه ای اثر گذار تبدیل شود.
تحلیلگران مسائل منطقه دراین خصوص سوابق عربستان را در تحولات جاری منطقه و سیاستهای این کشور در قبال بحران ها ارزیابی می کنند. یک موضوع مهمی که عربستان را در برابر انتقاد محافل فکری و روشنفکری منطقه قرار میدهد، تاثیر پذیری حکومت از کانونهای فتاوا و ایده پردازیهای خشونتطلبانه از یک طرف و نفوذ این تئوری پردازان خشونت و افراط در دستگاه حاکمه از طرف دیگر است.
از جمله ، به نقش و تاثیر تئوری های خشونت به نام دین از عربستان اشاره می شود که از اوایل 2011 میلادی ، هنگامی که جنبش های مردمی در کشورهای عربی و خاورمیانه ظهور کرد، حرکت های مردمی را در منطقه به خشونت کشیده است.مصر، لیبی، اندکی تونس و در نهایت سوریه و یمن که این آخری را فعلا زیر بمب و موشک گرفته است، از جمله کشورهایی اند که گفته می شود بحران آن ها متاثر از تفکرات خشونت طلبانه هدایت شده از ریاض هستند.
نکته دیگری که در ارزیابی رفتارهای منطقه ای ریاض مورد توجه قرار می گیرد، نقش این کشور به عنوان یک بازیگر است که عموما نشان داده در برابر تحولات و بحران ها مجالی برای حل و فصل از طریق دیپلماسی قائل نیست و بیشتر به راههای قهرآمیز و استفاده از زور گرایش دارد.
این کشور حتی در قبال متحدان خود در شورای همکاری خلیج فارس نیز تمایل دارد به جای همکار نقش پدرسالار را بر عهده داشته باشد، بطوری که از اعمال زور برای تامین منافع خود در برابر این کشورها از جمله در خصوص اختلافات ارضی با قطر و امارات و کویت ابایی نداشته است، اگر چه تاریخچه روابط این کشورها درگیری های مرزی خفیف را ثبت کرده اند.
عربستان اما طی چهارسال گذشته در قبال بحران سوریه، به جای مشارکت فعال در حل و فصل صلح آمیز بحران و پذیرش ابتکارات دیپلماتیک، پا در یک کفش کرده تا به هر ترتیب اسد برود.
یک انتقاد وارده از سوی تحلیلگران به دولت عربستان این است که اولا این منطق در روابط بین الملل به منطق امپریالیستی معروف است که البته عربستان در اندازه های آن نیست و دیگر اینکه عربستان خود را در جایگاهی می بیند که خود را محق می داند تعیین کند که چه کسی در کشورهای اطرافش بر سر کار باشد، چه کسی نباشد و این موضوع این روزها در قبال یمن ، اما با خشونت بیشتر درجریان است و این کشور راسا اقدام به عملیات نظامی کرده که در نوع خود بدعتی سخت خطرناک است و حتی می تواند درآینده خود این کشور را نیز شامل شود.
گزارش ها و مستندات هم نشان می دهد ریاض طی این سالها چند خیز بزرگ برای حل بحران سوریه توسط خود سوری ها را مانع شده و با تشکیل و یا کمک به شکلگیری گروههای ظاهرا جهادی با تفکرات تکفیری، صحنه سوریه را هرچه بیشتر رادیکال کرده است.در قبال عراق و جنگ این کشور با تروریسم نیز حرف و حدیث ها زیاد است و در حالی که انتظار این بود عربستان به عنوان یک کشور عربی از عراق در این جنگ حمایت کند، چنین اتفاقی به اعتبار اسناد و مدارکی که دولت عراق تاکنون ارائه کرده، نیفتاد. ادامه دارد...