رضا اشرفی
هفتمین اجلاس سران كشورهای قاره آمریكا كه در پاناما برگزار شد، اینبار با رخداد دیگری همراه بود كه تاكنون تحلیلهای گوناگونی را به همراه داشته است. در این اجلاس برای اولینبار پس از انقلاب ضدآمریكایی كوبا، رؤسای دو كشور كوبا و آمریكا به یكدیگر دست داده و باهم گفتوگو كردند. همین موضوع سبب شده است، اینگونه عنوان شود كه دو كشور پس از این، آینده متفاوتی را نسبت به بیش از یك قرن گذشته طی خواهند كرد.
البته پیش از این، نشانههایی از بازسازی نسبی ارتباط این دو دیده میشد، بهویژه از زمانی كه فیدل كاسترو قدرت اجرایی كشور را به برادر خود سپرد. باوجود این، در ابتدای این مسئله باید به دو نکته بنیادی توجه خاص داشت: ابتدا اینكه، باراك اوباما در همین اجلاس با مخالفان دولت انقلابی كوبا دیدار و با آنها گفتوگو كرده است كه همین موضوع تداوم روند دخالتهایی را نشان میدهد كه آمریكا تاكنون در این كشور انقلابی داشته است و هنوز نگاه خود را از براندازی نظام و تغییر رژیم در آن برنداشته است.
رئیسجمهور آمریكا در همین حال اعلام كرده است، دوران دخالت واشنگتن در دیگر كشورهای قاره آمریكا گذشته است، اما همین اقدام و دیدار با مخالفان سیاسی دولت كوبا نشان میدهد، تنها به سیاست اعلانی بسنده كرده است و هنوز راه گذشته را در قبال كشورهای قاره آمریكا طی میكند.
باراك اوباما در این اجلاس تأكید كرده است، «روزهایی که برنامههای ما در این اجلاس اغلب با این فرض تنظیم میشد که اقدامات مداخلهجویانه آمریکا میتواند بدون مجازات پیاده شود، گذشته است.» این در حالی است كه آمریكا همزمان بهطور مستقیم و غیرمستقیم در دیگر كشورهای آمریكای لاتین دخالت میکند و مهمترین نمونه آن ونزوئلا است.
طی سالهای اخیر، واشنگتن با دخالتهای آشكار در امور داخلی ونزوئلا خواهان تغییر حكومت در این دولت قانونی است. آمریكا حتی در این سالها برای تأثیرگذاری بیشتر علیه دولت ونزوئلا و همچنین حمایت از مخالفان سیاسی به تحریمهایی دست زده است تا دولت را با فشار مضاعف مواجه كند. این موضوع نشان میدهد، واشنگتن برخلاف گفته باراك اوباما در هفتمین اجلاس سران کشورهای قاره آمریکا، رویه گذشته را در میان كشورهای مخالف ادامه میدهد.
دوم اینكه آنچه در دیدار باراك اوباما با رائول كاسترو رخ داده، در حد و حدود دیدارهای غیررسمی و عادی بوده است، این موضوعی است كه معاون مشاور امنیتی اوباما بر آن تأكید كرده است. «بن رودز» پیش از آغاز این اجلاس گفته بود: «ما ملاقات رسمیای میان رهبران آمریکا و کوبا در ساعت مشخصی تعیین نکردهایم، ولی انتظار داریم که این دو با هم به بحث بنشینند.» این همان سیاستی است كه آمریكا ممکن است در قبال دیگر كشورهای مخالف در سراسر جهان اجرا كند، بهویژه كشورهای مخالفی كه برای چنین دیدارهایی تمایلی حداقلی نشان میدهند. در این زمینه نباید نیازهای سالهای اخیر آمریكا را كه هم ملی و هم گروهی و حزبی است، نادیده گرفت.
به هر حال، آمریكا طی سالهای گذشته به این نتیجه رسیده است كه قدرت پیشین را ندارد و برای اینكه بتواند در برابر قدرتهای جدید كه بهشدت در حال اوجگیری هستند، قدرتنمایی کند، باید از ائتلافهای تازه استفاده كرده و دشمنیهای گذشته را نسبت به برخی از كشورها كمرنگ كند، بهویژه اگر این كشور در زمره متحدان رقبای جدید قرار گرفته باشد. كوبا كاملاً در همین زاویه قرار دارد و از متحدان روسیه و چین قلمداد میشود. این موضوع برای آمریكا بسیار مهم است كه بتواند متحدان روسیه و چین را از آنها دور سازد و در صورت امكان بهسمت خود متمایل كند.
موضوع بعدی به رقابتهای داخلی و حزبی باز میگردد كه در حال حاضر با توجه به روی كاربودن حزب دموكرات، این گروه سعی میكند یك سال مانده تا انتخابات، برگهای برنده خود را در برابر جمهوریخواهان رو كرده و اعلام كند، رئیسجمهور و حزب دموكرات توانسته، دشمنهای سابق آمریكا را جذب كرده و از خطر آنها بكاهد.
در این توجیه، اثری از این مسئله نیست كه حزب دموكرات دشمنی با قدرتهای برتر را افزایش داده است كه از آن جمله، بحث اوكراین و دشمنی با روسیه طی یكی ـ دو سال اخیر است.
به هر جهت، حزب دموكرات در نظر دارد بیش از هر چیز به بخش اول موضوع بپردازد و این مسئله در حال حاضر با سیاست و شعار اولیه باراك اوباما مبنیبر «تغییر» همگام است. حزب دموكرات در راستای همین سیاست و میل پیروزی در انتخابات 2016 بهشدت در حال تبلیغ برای كاندیدای آینده ریاستجمهوری است و به همین دلیل اتفاقاً جمهوریخواهان هرجا كه فرصت پیدا میكنند، میخواهند با سیاستهای پیشین و همچنین شخصیت هیلاری كلینتون مقابله کنند. آنها از این هراس دارند كه مبادا هیلاری كلینتون بتواند از محبوبیت نسبی بیل كلینتون در دوران ریاستش استفاده كرده و دست آنها را بار دیگر از قدرت كوتاه كند.