تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۷  ، 
کد خبر : ۲۷۶۰۴۷
مهمترین تفاوت نظر دو گروه در کجاست؟

دو راهبرد متفاوت حماس و محمود عباس


گروه بین‌الملل: در اغلب اوقات آنچه که باعث ایجاد گره‌های سیاسی در حوزه خارجی کشورها می‌شود ناتوانی در اتخاذ یک استراتژی واحد و مشترک توسط گروه‌ها و جناح‌های موثر آن کشور است. فقدان خط‌مشی نسبتا با ثبات و تا حدودی مورد توافق باعث می‌شود که گروه‌های دخیل در مناقشات بین‌المللی یک کشور، از هم‌افزایی دور شوند و گاه به سمت افراط و در مواردی به سمت تفریط منحرف بشوند که همین مساله مهمترین مانع برای توسعه مسیر دیپلماتیک و تامین منافع ملی هر کشوری در بعد بین‌المللی است. این آسیب زمانی دو چندان می‌شود که دو استراتژی غیریکسان توسط دو گروه اصلی پیش گرفته شود و این دو گروه نیز به موازنه قوا رسیده باشند و از این زاویه طرف‌های مذاکره دیگر نیز نتوانند موضع واحدی از آن کشور ببینند.

آندره بوفر نویسنده کتاب معروف «مقدمه‌ای بر استراتژی» معتقد است: «تنها با استراتژی است که می‌توان نسبت به تصمیمی که در مورد سیاست و خط‌مشی کلی در امور کشوری و لشکری اتخاذ شده اعتماد کرد و تنها از این طریق می‌توان نسبت به سیاست‌های اتخاذ شده که قبلاً بر اندیشه‌های ژرف و صمیمی مبتنی بوده‌اند اعتماد حاصل کرد.»

بسیاری اوقات استراتژی سیاسی به عنوان سمت‌گیری سیاست خارجی کشورها، تعهدات دولت نسبت به محیط خارجی و مقابله با تهدیدات دائمی معنا می‌شود. هر چند که در چگونگی پیدایش و رسمیت داشتن و نداشتن اسرائیل هنوز در جهان بین‌الملل بحث وجود دارد و هنوز هم مللی هستند که آن را به رسمیت نمی‌شناسند اما در دیدگاه سازمان ملل اسرائیل توانسته که رسمیت جایگاه خود را محقق کند. در مقابل برخی معتقدند که فلسطین هم برای تثبیت این مساله برای خود لازم است که تا آخر و نابودی اسرائیل بجنگد و بعضی دیگر نیز اعتقاد دارند که فلسطینیان بایستی در کنار ادامه مقاومت روشهای دیپلماتیک را نیز استفاده کنند. از این منظر دو گروه فتح و حماس را می‌توان دارای استراتژی‌هایی دانست که تا حدی با یکدیگر متفاوتند. هر چند روحیه مقاومتی و سلبی نسبت به موجودیت اسرائیل در نگاه حماس محوریت دارد، در استراتژی فتح به رهبری محمود عباس این ابزارهای دیپلماتیک هستند که اساس قرار می‌گیرند.

حماس پس از مرگ یاسر عرفات در سال 2004 حضور خود را در نهادهای وابسته به حکومت خودگردان فلسطینی پررنگ‌تر کرد. آن‌ها در انتخابات شوراهای شهر و شهرداری‌های سال 2005 فلسطین شرکت کرده و به موفقیت نسبی نیز دست یافتند. حماس با وجود اینکه انتخابات ریاست جمهوری فلسطین (که با پیروزی محمود عباس رهبر جنبش فتح پایان یافت) را تحریم کرده بود، در انتخابات سال 2006 مجلس قانون‌گذاری فلسطین شرکت کرد. این مجلس نهاد قانون‌گذاری حکومت خودگردان فلسطین به شمار می‌رود و براساس قراردادهای سازمان آزادی‌بخش فلسطین و اسرائیل موسوم به پیمان اسلو تشکیل شده است. پیمان یا قرارداد اسلو، یا بیانیه اعلام اصول اولویت‌های موقت دولت خودگردان یا بیانیه اعلام اصول 1، اولین توافق مستقیم ساف با اسرائیل محسوب می‌شود. این پیمان در پی انتفاضه اول پس از آن در یک مراسم رسمی در واشنگتن دی سی در 13 سپتامبر 1993 با حضور یاسر عرفات، رئیس وقت ساف؛ اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت اسرائیل و بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا منعقد شد. این قرارداد گزینه مذاکرات را در مقابل مقاومت خلق کرد و زمینه تشکیل دولت خودگردان را فراهم نمود. حماس با وجود این که این پیمان‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد وارد نهادهای وابسته به این حکومت شده و معتقد است که حضور در این دولت لزوماً به معنای پذیرش پیمان‌های موجب ایجاد آن نیست.

پیروزی غیرمنتظره حماس در این انتخابات که آنان را صاحب 74 نماینده از مجموع 132 نماینده این مجلس کرد و انتخاب اسماعیل هنیه عضو شاخص حماس و نفر اول فهرست انتخاباتی این جریان به نخست‌وزیری وضعیت تازه‌ای را در حیات سیاسی این سازمان رقم زد. اسرائیل، ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و بسیاری از کشورهای دیگر که عمده بودجه این دولت را تأمین می‌کنند، ادامه کمک‌های خود را به تغییر بندهایی از منشور حماس که در آن خواهان نابودی کشور اسرائیل شده و شناسایی این کشور از سوی این سازمان موکول کردند. حماس این درخواست‌ها را نپذیرفت و منابع مالی مورد نیاز برای اداره دولت را با کمک متحدان سنتی خود تأمین می‌کرد.

در حال حاضر تلاش محمود عباس متمرکز روی این است که دولت مستقل فلسطینی را در مجامع مختلف به رسمیت بشناساند. در حاصل تلاش‌های اخیر، سوئد اولین دولتی بود که کشور مستقل فلسطینی را به رسمیت شناخت و پس از آن پارلمان انگلستان و اسپانیا این موضع را اعلام کردند. همچنین به رسمیت شناخته شدن دولت مستقل فلسطینی توسط واتیکان نیز رویدادی بود که در دنیای دیپماتیک حائز اهمیت محسوب می‌شود.

مهم‌ترین چالش حماس در سطح داخلی که نقش تعیین‌کننده‌ای بر آینده این جنبش در سرزمین‌های فلسطینی دارد، ادامه محاصره هفت ساله نوار غزه از سوی رژیم صهیونیستی و تأثیراتی است که این موضوع می‌تواند بر زندگی مردم غزه و کاهش محبوبیت حماس در آینده داشته باشد. تحولات منجر به بیداری اسلامی و تأثیراتی که این مسئله بر مردم فلسطین گذاشت، ضرورت اتحاد گروه‌های فلسطینی را بیش از پیش به صورت یک خواست ملی مطرح و این امر دو گروه فتح و حماس را وادار کرد که یا از در مصالحه با یکدیگر در آیند و یا خطر بیرون ماندن از دولت آینده و انزوا را به جان بخرند.

در حال حاضر تفاوت دیدگاه حماس با محمود عباس باعث شده که عمده جناح‌های سیاسی موثر در فلسطین خط‌کشی مهمی را در بیان خود احساس کنند. در عین وجود نقاط اشتراک کلیدی قابل توجه اما مرز این دو جناح سیاسی در فلسطین را همان راهبرد اصلی‌شان در مواجهه با مساله اسرائیل تعریف می‌کند. در عین حال هر کدام از این دو گروه دارای روابط سیاسی با کشورهای دیگر نیز هستند. اما هر کدام نحوه ارتباطشان با دیگر کشورهای به شکل متفاوتی تعریف می‌شود. طبیعتا در این میان محمود عباس متناسب با راهبرد خود ارتباط بیشتری را با کشورهای غربی ایجاد کرده و حماس هم متناسب با نگاهش به مساله اسرائیل گرم‌ترین روابطش با کشورهایی است که رابطه مناسبی با اسرائیل ندارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات