رضا اشرفی
اخبار و شواهد نشان میدهد، اروپا احتمالاً بار دیگر بر اساس انتخابهای پیشرو با تغییراتی مواجه میشود که ممکن است انگلیس را به چپگرایی و فرانسه را به راستگرایی گذشته بازگرداند. این موضوع از پیروزی نیکولا سارکوزی در انتخاب محلی و همچنین نتایج نظرسنجیها از گرایشات مردم در انگلیس نمایان است.
البته اختلاف گرایشهای مردم در نظرسنجیهای انجامشده در انگلیس بسیار کم است و نشان میدهد، حزب محافظهکاری که دیوید کامرون به همراه حزب سوم لیبرال، نخستوزیری انگلیس را برعهده دارد، از حزب کارگر عقب افتاده و پس از آخرین مناظره تلویزیونی، حزب کارگر 4 درصد از حزب محافظهکار و دیوید کامرون پیش افتاده است. دیوید میلیبند، رئیس حزب کارگر پس از این مناظره تلویزیونی توانست، گرایش مردم به این حزب را تا 36 درصد در مقابل 32 درصد حزب محافظهکار افزایش دهد.
دراینباره چند موضوع قابل تأمل است که به بررسی بیشتری نیاز دارد. بههرحال، نگاهی اجمالی به تاریخ انگلیس نشان میدهد، این کشور در طول دورههای گذشته به شکل دو حزبی اداره میشد؛ اما در انتخابات پیشین که کامرون و حزب محافظهکار برنده اصلی آن اعلام شدند، به دلیل پایینبودن میزان کرسیهای بهدستآمده در پارلمان نتوانست سنت تاریخی دو حزبی را ادامه دهد، لذا مجبور شد برای تشکیل دولت دست به ائتلاف زده و با حزب لیبرال دولت ائتلافی تشکیل دهد. نتایج نظرسنجیها نشان میدهد، احتمالاً این مسئله تکرار خواهد شد و پادشاهی انگلیس که تاکنون صدای بخش قابل توجهی از شهروندان را سرکوب کرده بود، دیگر بهراحتی نمیتواند دیگر احزاب را که از پایگاه اجتماعی تأثیرگذار و قابل توجه برخوردار هستند، نادیده بگیرد. این موضوعی است که برخی از اشخاص و احزاب در آمریکا نیز تلاش میکنند صدای خود را از پس دیکتاتوری دو حزبی به گوش جهان برسانند. مسئلهای که با وجود موفقیت نسبی در انگلیس، در آمریکا هنوز با سرکوب مواجه است.
بحث دیگر درخصوص انتخابات پارلمانی 17 اردیبهشت انگلیس این است که در صورت موفقیت حزب کارگر تفکرات نیمه چپگرایی در آن حاکم خواهد شد؛ اما این موضوع بیانگر آن نیست که تغییر چندانی در سیاست انگلیسی در نقاط مختلف جهان رخ خواهد داد. مسئله بنیادی این است که باید منتظر ماند تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز مشخص شود و اگر در این کشور جمهوریخواهان موفق شوند کرسی ریاست را از دموکراتها بگیرند، با وجود تفاوت روشی بین چپگرایی حزب کارگری انگلیس و راستگرایی جمهوریخواهانه آمریکا، اتحاد این دو قابل توجه و حتی خطرناک برای کل امنیت جهان باشد. در دوره گذشته نیز نشان داده شد، عمده خطرهای جنگی و امنیتی که بیش از همه علیه دنیای اسلام بود، در دوره جورج بوش جمهوریخواه و تونی بلر، نخستوزیر سابق انگلیس رخ داد و به دو کشور افغانستان و عراق حمله شد که آثار آنها تا دهههای آینده نیز ادامه خواهد داشت. بنابراین، درصورتیکه ترکیب پیشین، یعنی راستگرایی فرانسوی به ریاست و مدیریت نیکلا سارکوزی، چپگرایی کارگری با ریاست و مدیریت تونی بلر و دیوید میلیبند و همچنین راستگرایی جمهوریخواهان آمریکا بازگردد، بار دیگر باید نگران جنگهای جدید و امنیتیسازی بیشتر نظام بینالملل بود. این موضوع با توجه به تحولات چند سال گذشته همزمان میتواند اتحاد نامقدس و خشن جدیدی را علیه دنیای اسلام ایجاد کند. البته شواهد نشان میدهد، این موضوع گریبان روسیه و حتی چین را نیز خواهد گرفت.
اما درصورتیکه حزب جمهوریخواه نتواند قدرت را در آمریکا از دست حزب دموکرات بگیرد، اگرچه فضای نظام بینالملل به سمت امنیتیشدن بیشتر پیش خواهد رفت؛ اما فضای جنگی کمتری خواهد داشت. ازاینرو، طی ماههای آینده که البته انتخابات آمریکا در سال آینده صورت خواهد گرفت، باید منتظر تحولات بعدی و نتیجه انتخابات بود. اگرچه عمده واکنشهای مردمی در این سه کشور برآمده از تحولات داخلی، بهخصوص در زمینه اقتصادی است و تغییر در رأس هرم قدرت نوعی واکنش به عملکرد دولتمردان کنونی است؛ اما خواه ناخواه این تغییرات، تاثیرات قابل توجهی در نظام بینالملل و رویکردهای کلان آن خواهد گذاشت.
از این جهت گفته میشود، مسائل و زمینههای اقتصادی در تغییرات دولتمردان از طریق انتخابات مهم است که نظام سرمایهداری طی سالهای گذشته، بهخصوص از سال 2008 تاکنون با بحران اقتصادی شدید مواجه بود و همین مسئله حتی تأثیر زیادی در رویکردهای بینالمللی آن داشته است. به هر جهت مسئله بنیادی این است که هر تغییر رویکردی که در سیاست خارجی کشورهایی، همچون آمریکا و انگلیس رخ دهد، بیشک حوزه غرب آسیا را متأثر خواهد کرد؛ زیرا عمده کشورهای نفتی محافظهکار در این حوزه، همچون عربستان سعودی متحدان این اتحاد نامقدس هستند.