قاسم غفوری
نتانیاهو، نخستوزیر صهیونیستها تقلای بسیاری دارد تا نام خود را در صدر اخبار رسانهها قرار دهد و در این میان نیز واژه جنگ و حتی رویارویی با قدرتهای بزرگ، اساس رفتار وی را تشکیل میدهد. نکته قابل توجه آنکه، نتانیاهو کار را به جایی رسانده که موجی از اتهامات علیه تشکیلات خودگردان به راه انداخته است. از یک سو، وی و نزدیکانش ادعا دارند که تشکیلات خودگردان به دلیل روابط نزدیک با حماس عامل بحران منطقه است و اقدامات آن، مخل امنیت و روند صلح میباشد. از سوی دیگر، در اقدامی تُأملبرانگیز، دادگاه آمریکایی تشکیلات خودگردان را به جرم اقدام علیه شهروندان آمریکایی در اراضی اشغالی به پرداخت 281 میلیون دلار متهم کرده است.
این اقدامات در حالی صورت میگیرد که کارنامه تشکیلات خودگردان سراسر خدمت و کمکرسانی به صهیونیستها بوده، به گونهای که، مسئول مقابله با انتفاضه در کرانه باختری شده است. این فضاسازی صهیونیستها در حالی این حقیقت را اثبات میکند که آنان به هیچ کس حتی به سازشکاران نیز رحم نمیکنند، که یک سؤال مطرح میشود و آن اینکه، دلیل رویکرد صهیونیستها به چنین مواضعی چیست و نتانیاهو از هوچیگری چه اهدافی را پیگیری میکند؟
پاسخ به این پرسش در یک جمله خلاصه میشود و آن، اهداف انتخاباتی نتانیاهو است. انتخابات این رژیم در حالی 26 اسفند برگزار میشود که نتانیاهو توان چندانی برای کسب قدرت ندارد، به ویژه اینکه در حوزه داخلی نیز نتوانسته خواستههای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی ساکنان اراضی اشغالی را محقق کند.
نتانیاهو برای قدرتنمایی و ناجی نشان دادن خود، زنجیرهای از اقدامات را صورت داده است. جنگ 51 روزه غزه بخشی از این طراحی بود که با ناکامی سنگینی همراه شد، به گونهای که حتی نزدیکان نتانیاهو از جمله لیبرمن، وزیر خارجه صهیونیستها میگوید: ما توان مقابله با حماس را نداریم، بهتر است از جنگ با ایران سخن نگوییم. قدرت نهایی در صحنه منطقهای بخش دیگر تحرکات نتانیاهو بوده است.
انجام عملیات نظامی علیه سوریه در حمایت از تروریستهای النصره، تحرک نظامی علیه لبنان و در نهایت، به شهادت رساندن رزمندگان مقاومت در قنیطره جولان از جمله این تحرکات بوده است. نتانیاهو تلاش کرده تا چنان وانمود کند که برای امنیت ساکنان اراضی اشغالی آماده هر جنگی است. عملیات قنیطره در حالی بخشی از رؤیاهای وی را تحقق بخشید که عملیات گسترده حزبالله در شبعا و به هلاکت رسیدن چندین نظامی صهیونیست، تمام رؤیاهای نتانیاهو را بر باد داد. آنچه همگان اذعان کردهاند، شکست نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در برابر مقاومت بوده است.
آنچه بر ناکامی نتانیاهو افزود، مواضع سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبلله بود که بر پاسخگویی قاطع حزبالله به تجاوزات صهیونیستها تأکید و الجلیل را مقصد مقاومت معرفی کرده است. ساکنان اراضی اشغالی همواره وعدههای نصرالله را وعده صادق و سخنان وی مبنی بر پاسخ کوبنده به تجاوزات صهیونیستها را امری قطعی میدانند. هشدارهای فرماندهان نظامی ایران پس از شهادت سردار ایرانی در قنیطره بر شدت ناکامی نتانیاهو افزود.
سرشاخ شدن با متحدان، یعنی اروپا و آمریکا حربه بعدی نتانیاهو بود. با رویکرد اروپا به پذیرش کشور فلسطین، صهیونیستها به مخالفت با طرحهای اروپا از جمله در باب توقف شهرکسازی پرداخته و حتی با کاهش روابط با اروپا، گرایش به روسیه و حتی چین را در پیش گرفتند. در باب آمریکا نیز نتانیاهو دو عرصه را در پیش گرفت.
نخست؛ فضاسازی گسترده علیه مذاکرات ایران و گروه 1+5 به گونهای که چنان وانمود کردهاند که مرجع اصلی تصمیمگیری آنان هستند و هر تصمیمی که آنها بگیرند، اعضای 1+5 باید اجرا کنند. بازی رسانهای نتانیاهو مبنی بر عدم پذیرش توافق گروه 1+5 با ایران در همین چارچوب صورت گرفته، به ویژه اینکه صهیونیستها از نیاز آمریکا به این توافق برای ثبت یک موفقیت در کارنامه اوباما آگاه هستند.
دوم؛ پذیرش درخواست جمهوریخواهان برای سخنرانی در کنگره است. حقیقت امر آن است که به واسطه پروتکل حاکم بر آمریکا، سران کاخ سفید در آستانه انتخابات سایر ممالک، حق دیدار با حاضران در انتخابات را ندارند. بر این اساس، اوباما به عنوان محور دموکراتها نمیتواند میزبان نتانیاهو باشد و این مؤلفهای مهم برای جمهوریخواهان برای جلب نظر لابی صهیونیستی و تقویت موقعیت خود در برابر دموکراتها است.
عصبانیت دموکراتها و کاخ سفید با سخنرانی نتانیاهو نیز نه به دلیل جلوگیری از ایجاد چالش در مذاکرات ایران و اعضای 1+5 بلکه به دلیل رقابت با جمهوریخواهان است. جوسازی نتانیاهو در حالی صورت گرفته که تأکید جهانی بر بیتأثیر بودن خواست صهیونیستها در مذاکرات ایران و اعضای 1+5 و نیز برخی مسائل نظیر انتشار اسناد موساد مبنی بر واهی بودن ادعای نتانیاهو درباره فعالیتهای هستهای ایران، عملاً این سناریو را نیز ناکام ساخت.
نتانیاهو در حالی در برابر اوباما قرار گرفت که به گزارش شورای امنیت ملی آمریکا، این کشور در دوره اوباما 20 میلیارد دلار کمک به رژیم صهیونیستی داشته است که نشانگر ارادت کاخ سفید به این رژیم است، حال آنکه سران این فرزند نامشروع آمریکا برای رسیدن به اهداف خود حتی از قربانی کردن حامیان خود در کاخ سفید نیز ابایی ندارند.
مجموع تحولات فلسطین، منطقه و جهان نشان میدهد که نتانیاهو دستانش برای برجستهسازی نام خود خالی خالی شده است. در این اوضاع نتانیاهو از روی اجبار فضاسازی علیه تشکیلات خودگردان به عنوان آخرین دستاویز را در پیش گرفته، تا شاید بتواند ضمن انحراف افکار ساکنان اراضی اشغالی از بحرانهای اقتصادی و امنیتی، خود را افراطیترین فرد معرفی کرده تا شاید رأی آنها را بهدست آورد.
نتانیاهو که دستش به خون هزاران فلسطینی بیگناه از جمله صدها کودک آغشته است، تأکید دارد که جز جنگ و کشتار، اصل دیگری را نمیشناسد و با تحریک افراطگرایی در میان ساکنان اراضی اشغالی، به دنبال بقای خود با نمایش چهره یک ناجی برای ساکنان اراضی اشغالی میباشد، حال آنکه کارنامه وی سراسر شکست میباشد که صرفاً با هوچیگری به پنهانسازی آنها میپردازد.